←علت رانده شدن ابلیس
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
==[[علت]] رانده شدن [[ابلیس]]== | ==[[علت]] رانده شدن [[ابلیس]]== | ||
*برابر [[آیات قرآن]]، [[سرپیچی]] [[ابلیس]] از امتثال [[فرمان خداوند]] در [[سجده]] بر [[آدم]]، موجب رانده شدن او از [[مقام قرب الهی]] و [[خواری]] وی شد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ }}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهرهنگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود خداوند) فرمود: آنگاه که به تو فرمان دادم. چه چیز تو را از فروتنی بازداشت؟ گفت:من از او بهترم! مرا از آتش و او را از گل آفریدهای فرمود: از آن (جایگاه که داری) فرود آی، تو را نرسد که در آن خود را بزرگ بینی، بیرون رو که تو از خرد پایگانی!؛ سوره اعراف، آیه: 11- 13 .</ref> [[عصیان]] و تمرّد [[ابلیس]] در [[استکبار]] و [[حسد]] او ریشه دارد<ref>[[معارف]] [[قرآن]]، ص ۵۷.</ref>. دقّت در [[آیات]] سوره حجر، از [[تعصّب]] شدید وی درباره جنس خویش در برابر مادّه نخستین [[آفرینش آدم]] پرده بر میدارد؛ آن جا که به صراحت میگوید: من آن نیستم که برای بشری آفریده شده از گِلی خشک، سیاه و بدبو [[سجده]] کنم: {{متن قرآن| قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ}}<ref> گفت: سر آن ندارم که برای بشری فروتنی کنم که او را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک آفریدهای ، سوره حجر، آیه: 33.</ref> [[خداوند]] در پی این [[تعصّب]]، او را از آن [[مقام]] راند: {{متن قرآن| قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ }}<ref> فرمود: پس از آن (بهشت) بیرون رو که تو راندهای، سوره حجر، آیه: 34.</ref> بر پایه روایتی از [[امام زینالعابدین]]{{ع}} نخستین گناهی که معصیتِ [[خداوند]] بدان صورت گرفت، [[کبر]] [[ابلیس]] بود<ref>[[الکافی]]، ج ۲، ص ۳۱۷.</ref>. [[حسادت]] [[ابلیس]] در برابر [[کرامت]] ذاتی [[انسان]] که موجب [[خضوع]] و [[تکریم]] همه [[فرشتگان]] در مقابل [[حضرت آدم]] شد، عامل دیگر [[سرپیچی]] [[ابلیس]] است که میتوان آن را از [[آیات]] سوره [[اسراء]] استفاده کرد: آیا برای کسی که از گل آفریدی، [[سجده]] کنم ؟ چرا او را بر من [[برتری]] دادی ؟ اگر تا [[روز قیامت]] مهلتم دهی، به طور قطع فرزندانش را جز اندکی لجامزده، به دنبال خود کشانده، آنان را مستأصل<ref>مفردات، ص ۲۶۱ «حنک».</ref>. خواهم کرد: {{متن قرآن| وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که با فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید و فروتنی کردند جز ابلیس که گفت: آیا برای کسی فروتنی کنم که از گل آفریدهای؟؛ سوره اسراء، آیه: 61.</ref> ، {{متن قرآن| قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَلِيلاً }}<ref> گفت: به من بگو آیا این است آن کس که بر من برتر داشتی؟ سوگند (میخورم) که اگر تا روز رستخیز مهلتم دهی، بیگمان بر زادگان او- جز اندکی- لجام خواهم نهاد، سوره اسراء، آیه: 62.</ref> استفهام انکاری و گفتار اعتراضآمیز [[ابلیس]] در برابر [[تکریم]] [[مقام]] [[آدم]]، نشان دهنده اوج [[حسادت]] او به [[آدم]] است. [[امام علی]] علیهالسلام در [[تبیین]] استکبارِ [[ابلیس]]، به [[تعصّب]] و [[حسادت]] وی اشاره کرده و او را سر سلسله [[مستکبران]] و پیشوای متعصّبان و [[حسودان]] بر [[آدم]] خوانده است<ref>نهجالبلاغة، [[خطبه]] ۱۹۲، ص ۳۸۶ ـ ۳۸۹.</ref><ref>[[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 566-567.</ref>. | *برابر [[آیات قرآن]]، [[سرپیچی]] [[ابلیس]] از امتثال [[فرمان خداوند]] در [[سجده]] بر [[آدم]]، موجب رانده شدن او از [[مقام قرب الهی]] و [[خواری]] وی شد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ }}<ref> و به راستی شما را آفریدیم و شما را چهرهنگاری کردیم سپس به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید! همه فروتنی کردند جز ابلیس که از فروتنان نبود خداوند) فرمود: آنگاه که به تو فرمان دادم. چه چیز تو را از فروتنی بازداشت؟ گفت:من از او بهترم! مرا از آتش و او را از گل آفریدهای فرمود: از آن (جایگاه که داری) فرود آی، تو را نرسد که در آن خود را بزرگ بینی، بیرون رو که تو از خرد پایگانی!؛ سوره اعراف، آیه: 11- 13 .</ref> [[عصیان]] و تمرّد [[ابلیس]] در [[استکبار]] و [[حسد]] او ریشه دارد<ref>[[معارف]] [[قرآن]]، ص ۵۷.</ref>. دقّت در [[آیات]] سوره حجر، از [[تعصّب]] شدید وی درباره جنس خویش در برابر مادّه نخستین [[آفرینش آدم]] پرده بر میدارد؛ آن جا که به صراحت میگوید: من آن نیستم که برای بشری آفریده شده از گِلی خشک، سیاه و بدبو [[سجده]] کنم: {{متن قرآن| قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ}}<ref> گفت: سر آن ندارم که برای بشری فروتنی کنم که او را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک آفریدهای ، سوره حجر، آیه: 33.</ref> [[خداوند]] در پی این [[تعصّب]]، او را از آن [[مقام]] راند: {{متن قرآن| قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ }}<ref> فرمود: پس از آن (بهشت) بیرون رو که تو راندهای، سوره حجر، آیه: 34.</ref> بر پایه روایتی از [[امام زینالعابدین]]{{ع}} نخستین گناهی که معصیتِ [[خداوند]] بدان صورت گرفت، [[کبر]] [[ابلیس]] بود<ref>[[الکافی]]، ج ۲، ص ۳۱۷.</ref>. [[حسادت]] [[ابلیس]] در برابر [[کرامت]] ذاتی [[انسان]] که موجب [[خضوع]] و [[تکریم]] همه [[فرشتگان]] در مقابل [[حضرت آدم]] شد، عامل دیگر [[سرپیچی]] [[ابلیس]] است که میتوان آن را از [[آیات]] سوره [[اسراء]] استفاده کرد: آیا برای کسی که از گل آفریدی، [[سجده]] کنم ؟ چرا او را بر من [[برتری]] دادی ؟ اگر تا [[روز قیامت]] مهلتم دهی، به طور قطع فرزندانش را جز اندکی لجامزده، به دنبال خود کشانده، آنان را مستأصل<ref>مفردات، ص ۲۶۱ «حنک».</ref>. خواهم کرد: {{متن قرآن| وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که با فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید و فروتنی کردند جز ابلیس که گفت: آیا برای کسی فروتنی کنم که از گل آفریدهای؟؛ سوره اسراء، آیه: 61.</ref> ، {{متن قرآن| قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَلِيلاً }}<ref> گفت: به من بگو آیا این است آن کس که بر من برتر داشتی؟ سوگند (میخورم) که اگر تا روز رستخیز مهلتم دهی، بیگمان بر زادگان او- جز اندکی- لجام خواهم نهاد، سوره اسراء، آیه: 62.</ref> استفهام انکاری و گفتار اعتراضآمیز [[ابلیس]] در برابر [[تکریم]] [[مقام]] [[آدم]]، نشان دهنده اوج [[حسادت]] او به [[آدم]] است. [[امام علی]] علیهالسلام در [[تبیین]] استکبارِ [[ابلیس]]، به [[تعصّب]] و [[حسادت]] وی اشاره کرده و او را سر سلسله [[مستکبران]] و پیشوای متعصّبان و [[حسودان]] بر [[آدم]] خوانده است<ref>نهجالبلاغة، [[خطبه]] ۱۹۲، ص ۳۸۶ ـ ۳۸۹.</ref><ref>[[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 566-567.</ref>. | ||
==[[کفر]] [[ابلیس]]== | |||
*در سوره {{متن قرآن| وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد ؛ سوره بقره، آیه: 34.</ref> و {{متن قرآن|إِلاَّ إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ}}<ref> جز ابلیس که سرکشی کرد و از کافران بود.فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟ سرکشی کردی یا از والا رتبگانی؟؛ سوره ص، آیه: 74-75.</ref> آمده است: {{متن قرآن|وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ}} در این که مقصود از [[کفر]]، کفرِ عناد یا کفرِ [[جهالت]] است، بین مفسّران [[اختلاف]] نظر وجود دارد. پارهای به استناد [[اقرار]] وی که بر سر راه راست تو در کمین آنان خواهم نشست: {{متن قرآن| قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ }}<ref> گفت: پس از آنجا که مرا بیراه نهادی بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم. آنگاه از پیش و پس و راست و چپ آنان به سراغشان خواهم رفت و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت ؛ سوره اعراف، آیه: 16-17.</ref> و آنان را [[گمراه]] خواهم کرد: {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کر ؛ سوره ص، آیه: 82.</ref> او را عالم به [[دین حق]] و [[اضلال]]، و [[کفر]] او را [[کفر]] عناد دانسته و عدهای به [[دلیل]] اینکه [[اختیار]] [[شقاوت]] با [[علم]] به [[گمراهی]] را محال دانستهاند، [[کفر]] وی را کفرِ [[جهالت]] معرّفی کردهاند<ref>الکبیر، ج ۱۴، ص ۳۹.</ref>. [[تبیین]] [[کفر]] [[ابلیس]] در [[کلام الهی]] به صیغه ماضی، موجب پیدایش آرای گوناگونی شده است: | |||
#همانطور که از ظاهر [[آیه]] نیز برمی آید، [[ابلیس]] پیش از تمرّد [[کافر]] بوده است. بر اساس این دیدگاه، [[عبادت]] طولانی [[ابلیس]]، نه از سرِ [[ایمان]] و [[اخلاص]]، بلکه از روی [[ریا]]، [[نفاق]] و هم رنگ شدن با [[جماعت]] [[فرشتگان]] بوده است<ref>مجمعالبیان، ج ۱، ص ۱۹۱؛ روض الجنان، ج ۱، ص ۲۱۳.</ref>. از سخن [[ابلیس]] در [[آیه]] {{متن قرآن| قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ}}<ref> گفت: سر آن ندارم که برای بشری فروتنی کنم که او را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک آفریدهای ، سوره حجر، آیه: 33.</ref> برمیآید که وی پیش از صدور [[فرمان]] [[سجده]] نیز [[کافر]] بوده است<ref>[[المیزان]]، ج ۱۲، ص ۱۵۵.</ref>. افزون بر [[ظواهر]] [[آیات]]، گفتوگوی مشهور [[ابلیس]] با [[فرشتگان]] را که در آن شبهاتی در [[حکمت]] [[آفرینش]]، فایده [[تکلیف]] و... از سوی او مطرح میشود، تأییدی بر [[کفر]] وی پیش از [[سرپیچی]] از [[فرمان خدا]] دانستهاند. این [[گفتوگو]] را الملل والنحل به [[نقل]] از "ماری" شارح اناجیل آورده است<ref>الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۶و۱۷.</ref> و مفسّران، پس از [[نقل]]، بر اساس مشرب خویش، بدان [[شبههها]] پاسخهای گوناگونی دادهاند<ref>[[المیزان]]، ج ۸ ، ص ۴۸.</ref>. [[مؤیّد]] دیگر این [[رأی]]، نظریّه موافات است که براساس آن جمع بین [[کفر]] و [[ایمان]] در شخص [[واحد]] در دو زمان محال است؛ زیرا [[ایمان]]، موجب استحقاق [[ثواب]] دائم و [[کفر]] موجب استحقاق [[عقاب]] همیشگی است و جمع بین این دو استحقاق، مانند جمع بین خود [[ثواب]] و [[عقاب]] دائم محال است؛ بنابراین با توجّه به بطلان قول به احباط، عروض هر یک از [[ایمان]] و [[کفر]] نمیتواند از بین برنده دیگری باشد؛ بلکه کاشف از نبود دیگری از آغاز است<ref>[[تفسیر]] ملاصدرا، ج ۳، ص ۷۳.</ref>. بدینسان اگر [[ابلیس]]، [[مؤمن]] و عبادتش ناشی از [[ایمان]] بود، هرگز به [[کفر]] و [[عذاب الهی]] دچار نمیشد. [[طبرسی]] نیز این دیدگاه را به [[دلیل]] انطباق آن با موافات که بدان [[اعتقاد]] دارد، [[برگزیده]]<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱، ص ۱۹۱.</ref> و ملاصدرا، نظریّه موافات را بر مبنای حکیمان توجیه<ref>[[تفسیر]] ملاصدرا، ج ۳، ص ۷۳ و ۷۴.</ref> و [[فخر رازی]] در [[تفسیر]] خود هر دو [[مؤیّد]] را ذکر کرده است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲، ص ۲۳۷.</ref>. | |||
#[[ابلیس]]، نخست [[مؤمن]] بود؛ ولی به کفرگرایید. این [[رأی]] به چند صورت [[تبیین]] شده است: | |||
##گرچه [[ابلیس]] [[ایمان]] داشت، [[خداوند]] از ازل میدانست که او به حتم [[کافر]] خواهد شد؛ بر این اساس، [[ابلیس]] در [[علم]] [[خدا]]، از زمره [[کافران]] به شمار میآمد؛ به همین جهت [[کفر]] وی در [[قرآن کریم]] به صیغه ماضی گزارش شده است<ref>جامعالبیان، مج ۱۲، ج ۲۳، ص ۲۲۰؛ مجمعالبیان، ج۱، ص۱۹۱.</ref> | |||
##از آنجا که [[ابلیس]] پس از [[ایمان]]، به کفرگرایید، تعبیر به {{متن قرآن|كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}} پس از گذشت زمانی هر چند کوتاه، امری مُجاز و متداول است. | |||
##[[ابلیس]] [[مؤمن]] بود و [[کافر]] شد و جمله {{متن قرآن|كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}} به معنای "صار من الکـفرین" است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲، ص ۲۳۷؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص ۱۹۱.</ref><ref>[[علی محمدی آشنائی|محمدی آشنائی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 567-568.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||