غیبت امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶۴: خط ۶۴:
*[[حضرت مهدی]]{{ع}} در سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری در [[سامرا]] به [[دنیا]] آمد و [[پدر]] بزرگوار او، [[امام حسن عسکری]]{{ع}} پس از شش سال [[امامت]]، در سن بیست و هفت سالگی در سال ۲۶۰ هجری به [[شهادت]] رسید.  
*[[حضرت مهدی]]{{ع}} در سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری در [[سامرا]] به [[دنیا]] آمد و [[پدر]] بزرگوار او، [[امام حسن عسکری]]{{ع}} پس از شش سال [[امامت]]، در سن بیست و هفت سالگی در سال ۲۶۰ هجری به [[شهادت]] رسید.  
*[[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} به دو بخش تقسیم می‌شود؛ بخشی از ابتدای [[تولد]] آن [[حضرت]] تا درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] در سال سیصد و بیست و نه هجری و بخشی از درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] تا زمانی که آن جناب [[ظهور]] نمایید.
*[[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} به دو بخش تقسیم می‌شود؛ بخشی از ابتدای [[تولد]] آن [[حضرت]] تا درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] در سال سیصد و بیست و نه هجری و بخشی از درگذشت [[آخرین نایب]] [[حضرت]] تا زمانی که آن جناب [[ظهور]] نمایید.
*در طول [[امامت]] [[ائمه هدی]]{{ع}} [[مردم]] به دیدن [[امام]]{{ع}} و [[رجوع]] به محضر آنان عادت داشتند، بنابراین [[غیبت امام]] و عدم دسترسی به محضر آنان برای [[شیعیان]] بسیار سخت و [[غریب]] بود. به همین جهت بود که از زمان [[امام جواد]]{{ع}} کم کم [[مردم]] از دیدن [[امام]]{{ع}} کمتر بهره‌مند می‌شدند، و در زمان [[امامت]] [[حضرت]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} این امر شدت یافت. این دو [[امام]] در [[سامرا]] در یک منطقه [[نظامی]] تحت نظر بودند. از این رو [[مردم]] به دشواری می‌توانستند این دو [[امام]] را ببینند و از [[ترس]] [[حکومت]] مجبور بودند که با ترفندهای مختلف و پنهانی [[خدمت]] [[حضرت]] برسند. در برخی [[دیدارها]] [[حضرت]] میان خود و مراجعین پرده‌ای می‌آویخت که [[مردم]] به ندیدن [[امام]]{{ع}} عادت کنند. و با [[غیبت امام]] انس بگیرند<ref>اثبات الوصیه، ص ۲۳۱.</ref>. [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[ابوعمرو عثمان بن سعید عمری]] را [[وکیل]] خود قرار داده بود و او را [[نایب حضرت مهدی]]{{ع}} پس درگذشت خود معرفی کرد. [[عثمان بن سعید]] به همراه سه نفر دیگر پس از [[شهادت امام حسن عسکری]]{{ع}} وسیله ارتباط [[شیعیان]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}} بودند و نامه‌هایی که از [[امام زمان]]{{ع}} صادر می‌شد به دست آنها می‌رسید و آنان نیز [[نامه‌ها]] را به صاحبانشان می‌رساندند، و سؤالات [[مردم]] را نیز طی نامه‌هایی از [[حضرت]] می‌پرسیدند<ref>ر.ک: نواب اربعه، توقیعات.</ref>. [[غیبت]] سنتی نیست که فقط در [[اسلام]] به وجود آمده باشد، بلکه در امت‌های سابق نیز برخی [[انبیا]] و [[اوصیا]] مدتی را از میان [[قوم]] خویش [[غایب]] می‌شدند. مرحوم [[شیخ صدوق]] در کتاب [[شریف]] [[کمال الدین]] [[روایات]] متعددی را درباره [[غیبت انبیا]] و اوصیای امت‌های گذشته جمع‌آوری نموده است؛ [[حضرت صالح]]، [[موسی]]، [[یونس]]، [[یوسف]]{{ع}} از جمله پیامبرانی بودند که مدتی را از میان [[امت]] خود [[غایب]] شدند. مسئله [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} با اینکه از مدت‌ها قبل برای آن [[زمینه‌سازی]] شده بود، اما برای جمعیت کثیر [[شیعیان]] در اوایل [[غیبت]] بسیار سخت بود به گونه‌ای که خیلی از [[شیعیان]] به سردرگمی و [[حیرت]] افتاده بودند. در این زمان بود که مرحوم [[شیخ صدوق]] برای [[نجات]] [[شیعه]] از [[حیرت]]، کتاب [[شریف]] [[کمال الدین و تمام النعمة]] را در این راستا نوشت، و سبب تألیف کتاب را چنین بیان می‌کند: شبی در [[خواب]] دیدم که در حال [[طواف]] گرد خانه [[کعبه]] هستم. به [[حجر الاسود]] رسید و استلام حجر نمودم در آن حال دیدم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} کنار درب خانه [[کعبه]] [[313]] است. به [[حضرت]] [[سلام]] نمودم و ایشان جواب دادند و فرمودند: چرا کتابی درباره موضوع [[غیبت]] نمی‌نویسی تا [[ناراحتی]] تو برطرف گردد؟ عرض کردم:‌ای پسر [[رسول خدا]]، من درباره [[غیبت]] چند کتاب نوشته‌ام. [[حضرت]] فرمود: خیر، منظورم آنها نیست؛ کتابی درباره [[غیبت]] من بنویس و در آن کتاب، [[غیبت]] [[پیامبران]] گذشته را یادآور شود. سپس [[حضرت]] از نظر من [[غایب]] شد. من هم با [[اضطراب]] از [[خواب]] بیدار شده و تا صبح به [[گریه و زاری]] مشغول بودم. صبحگاه شروع به [[نوشتن]] کتاب [[کمال الدین]] نمودم تا امر [[حضرت]] را به انجام برسانم". البته درباره موضوع [[غیبت]] کتاب‌های زیادی نوشته شده که مشهور‌ترین آنها کتاب "[[الغیبة]]" است که [[شیخ طوسی]] در قرن پنجم هجری نوشته و دیگر کتابی با همین عنوان است که توسط [[محمد]] [[ابراهیم]] [[نعمانی]] تألیف شده است. پس از پایان دوره [[غیبت صغری]] دیگر از طرف [[حضرت]] نایبی برای ارتباط با آن جناب تعیین نشد و [[حضرت]] طی نامه‌ای [[مردم]] را به طرف [[راویان حدیث]] سوق داده‌اند.  
*در طول [[امامت]] [[ائمه هدی]]{{ع}} [[مردم]] به دیدن [[امام]]{{ع}} و [[رجوع]] به محضر آنان عادت داشتند، بنابراین [[غیبت امام]] و عدم دسترسی به محضر آنان برای [[شیعیان]] بسیار سخت و [[غریب]] بود. به همین جهت بود که از زمان [[امام جواد]]{{ع}} کم کم [[مردم]] از دیدن [[امام]]{{ع}} کمتر بهره‌مند می‌شدند، و در زمان [[امامت]] [[حضرت]] [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} این امر شدت یافت. این دو [[امام]] در [[سامرا]] در یک منطقه [[نظامی]] تحت نظر بودند. از این رو [[مردم]] به دشواری می‌توانستند این دو [[امام]] را ببینند و از [[ترس]] [[حکومت]] مجبور بودند که با ترفندهای مختلف و پنهانی [[خدمت]] [[حضرت]] برسند. در برخی [[دیدارها]] [[حضرت]] میان خود و مراجعین پرده‌ای می‌آویخت که [[مردم]] به ندیدن [[امام]]{{ع}} عادت کنند. و با [[غیبت امام]] انس بگیرند<ref>اثبات الوصیه، ص ۲۳۱.</ref>. [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[ابوعمرو عثمان بن سعید عمری]] را [[وکیل]] خود قرار داده بود و او را [[نایب حضرت مهدی]]{{ع}} پس درگذشت خود معرفی کرد. [[عثمان بن سعید]] به همراه سه نفر دیگر پس از [[شهادت امام حسن عسکری]]{{ع}} وسیله ارتباط [[شیعیان]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}} بودند و نامه‌هایی که از [[امام زمان]]{{ع}} صادر می‌شد به دست آنها می‌رسید و آنان نیز [[نامه‌ها]] را به صاحبانشان می‌رساندند، و سؤالات [[مردم]] را نیز طی نامه‌هایی از [[حضرت]] می‌پرسیدند<ref>ر.ک: نواب اربعه، توقیعات.</ref>. [[غیبت]] سنتی نیست که فقط در [[اسلام]] به وجود آمده باشد، بلکه در امت‌های سابق نیز برخی [[انبیا]] و [[اوصیا]] مدتی را از میان [[قوم]] خویش [[غایب]] می‌شدند. مرحوم [[شیخ صدوق]] در کتاب [[شریف]] [[کمال الدین]] [[روایات]] متعددی را درباره [[غیبت انبیا]] و اوصیای امت‌های گذشته جمع‌آوری نموده است؛ [[حضرت صالح]]، [[موسی]]، [[یونس]]، [[یوسف]]{{ع}} از جمله پیامبرانی بودند که مدتی را از میان [[امت]] خود [[غایب]] شدند. مسئله [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} با اینکه از مدت‌ها قبل برای آن [[زمینه‌سازی]] شده بود، اما برای جمعیت کثیر [[شیعیان]] در اوایل [[غیبت]] بسیار سخت بود به گونه‌ای که خیلی از [[شیعیان]] به سردرگمی و [[حیرت]] افتاده بودند. در این زمان بود که مرحوم [[شیخ صدوق]] برای [[نجات]] [[شیعه]] از [[حیرت]]، کتاب [[شریف]] [[کمال الدین و تمام النعمة]] را در این راستا نوشت، و سبب تألیف کتاب را چنین بیان می‌کند: شبی در [[خواب]] دیدم که در حال [[طواف]] گرد خانه [[کعبه]] هستم. به [[حجر الاسود]] رسید و استلام حجر نمودم در آن حال دیدم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} کنار درب خانه [[کعبه]] ایستاده است. به [[حضرت]] [[سلام]] نمودم و ایشان جواب دادند و فرمودند: چرا کتابی درباره موضوع [[غیبت]] نمی‌نویسی تا [[ناراحتی]] تو برطرف گردد؟ عرض کردم:‌ای پسر [[رسول خدا]]، من درباره [[غیبت]] چند کتاب نوشته‌ام. [[حضرت]] فرمود: خیر، منظورم آنها نیست؛ کتابی درباره [[غیبت]] من بنویس و در آن کتاب، [[غیبت]] [[پیامبران]] گذشته را یادآور شود. سپس [[حضرت]] از نظر من [[غایب]] شد. من هم با [[اضطراب]] از [[خواب]] بیدار شده و تا صبح به [[گریه و زاری]] مشغول بودم. صبحگاه شروع به [[نوشتن]] کتاب [[کمال الدین]] نمودم تا امر [[حضرت]] را به انجام برسانم". البته درباره موضوع [[غیبت]] کتاب‌های زیادی نوشته شده که مشهور‌ترین آنها کتاب "[[الغیبة]]" است که [[شیخ طوسی]] در قرن پنجم هجری نوشته و دیگر کتابی با همین عنوان است که توسط [[محمد]] [[ابراهیم]] [[نعمانی]] تألیف شده است. پس از پایان دوره [[غیبت صغری]] دیگر از طرف [[حضرت]] نایبی برای ارتباط با آن جناب تعیین نشد و [[حضرت]] طی نامه‌ای [[مردم]] را به طرف [[راویان حدیث]] سوق داده‌اند.  
*مرحوم [[شیخ حر عاملی]] از [[شیخ صدوق]] روایتی [[نقل]] می‌کند که [[حضرت مهدی]]{{ع}} نامه‌ای را برای [[اسحاق بن یعقوب]] به دست [[نایب خاص]] خود، [[محمد بن عثمان]]، فرستاد. در ضمن آن [[نامه]] [[حضرت]] فرمود: در پیشامدهایی که پس از این رخ خواهد داد، به [[راویان احادیث]] ما [[رجوع]] کنی، زیرا من آنان را برای شما [[حجت]] قرار دادم و من نیز [[حجت]] [[پروردگار]] بر شما هستم<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری [[امام عسکری]]{{ع}} فرمود: [[مردم]] باید از فقیهانی که پرهیزگارند و به [[دین]] خود پایبند هستند و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] نمی‌کنند و [[اوامر الهی]] را [[اطاعت]] می‌کنند، [[فرمانبری]] کنند<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>.  
*مرحوم [[شیخ حر عاملی]] از [[شیخ صدوق]] روایتی [[نقل]] می‌کند که [[حضرت مهدی]]{{ع}} نامه‌ای را برای [[اسحاق بن یعقوب]] به دست [[نایب خاص]] خود، [[محمد بن عثمان]]، فرستاد. در ضمن آن [[نامه]] [[حضرت]] فرمود: در پیشامدهایی که پس از این رخ خواهد داد، به [[راویان احادیث]] ما [[رجوع]] کنی، زیرا من آنان را برای شما [[حجت]] قرار دادم و من نیز [[حجت]] [[پروردگار]] بر شما هستم<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۴۰.</ref>. در [[حدیث]] دیگری [[امام عسکری]]{{ع}} فرمود: [[مردم]] باید از فقیهانی که پرهیزگارند و به [[دین]] خود پایبند هستند و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] نمی‌کنند و [[اوامر الهی]] را [[اطاعت]] می‌کنند، [[فرمانبری]] کنند<ref>احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱.</ref>.  
*[[امام هادی]]{{ع}} فرمود: اگر در [[دوران غیبت]] [[حضرت قائم]]{{ع}} علمایی [[باقی]] نمی‌ماندند که به سوی او [[دعوت]] کنند و با برهان‌های [[حق]] [[دین خدا]] را حفظ نمایند و شیعیانی که کمتر می‌دانند را از دست فریب‌های [[شیطان]] و [[پیروان]] او و از دست تیرهای [[دشمنان اهل بیت]] [[نجات]] دهند، هیچ مؤمنی بر روی [[زمین]] نمی‌ماند مگر اینکه از [[دین خدا]] روگردان می‌شد! اما این [[علما]] کسانی هستند که رشته [[دل]] [[شیعیان]] [[ضعف]] را به دست می‌گیرند، مانند ناخدایی که سکان [[کشتی]] را به دست می‌گیرد. این [[علما]] به [[راستی]] برترین‌ها نزد [[خدای عزوجل]] هستند<ref>احتجاج طبرسی: احتجاجات امام هادی{{ع}} شماره ۳۳۳.</ref>.  
*[[امام هادی]]{{ع}} فرمود: اگر در [[دوران غیبت]] [[حضرت قائم]]{{ع}} علمایی [[باقی]] نمی‌ماندند که به سوی او [[دعوت]] کنند و با برهان‌های [[حق]] [[دین خدا]] را حفظ نمایند و شیعیانی که کمتر می‌دانند را از دست فریب‌های [[شیطان]] و [[پیروان]] او و از دست تیرهای [[دشمنان اهل بیت]] [[نجات]] دهند، هیچ مؤمنی بر روی [[زمین]] نمی‌ماند مگر اینکه از [[دین خدا]] روگردان می‌شد! اما این [[علما]] کسانی هستند که رشته [[دل]] [[شیعیان]] [[ضعف]] را به دست می‌گیرند، مانند ناخدایی که سکان [[کشتی]] را به دست می‌گیرد. این [[علما]] به [[راستی]] برترین‌ها نزد [[خدای عزوجل]] هستند<ref>احتجاج طبرسی: احتجاجات امام هادی{{ع}} شماره ۳۳۳.</ref>.  
۲۶٬۶۸۰

ویرایش