پرش به محتوا

جهل بسیط و مرکب: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۲: خط ۱۲:
*[[جهل]]، هرچند امر عدمی است؛ به اعتبار عدم مضاف، از [[احکام]] وجود برخوردار است، و به دو نوع "[[جهل]] بسیط" و "[[جهل]] مرکب" تقسیم می‌‌شود. هر کدام از این دو [[جهل]] نتایج و متفرعات خاص خود را در [[مباحث اعتقادی]] و [[اخلاقی]] دارد.
*[[جهل]]، هرچند امر عدمی است؛ به اعتبار عدم مضاف، از [[احکام]] وجود برخوردار است، و به دو نوع "[[جهل]] بسیط" و "[[جهل]] مرکب" تقسیم می‌‌شود. هر کدام از این دو [[جهل]] نتایج و متفرعات خاص خود را در [[مباحث اعتقادی]] و [[اخلاقی]] دارد.
*"[[جهل]] بسیط"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمی‌داند، ولی خودش می‌داند که نمی‌داند. این‌گونه [[جهل]] زود برطرف می‌‌شود؛ زیرا وقتی که [[انسان]] چیزی را نداند، و بداند که نمی‌داند در [[مقام]] [[دانایی]] آن بر می‌‌آید، و یا لااقل به حرف دیگران گوش می‌دهد و چنانچه [[حقیقت]] را یافت، می‌‌پذیرد. ابتلای این [[جهل]] خطر چندانی ندارد.
*"[[جهل]] بسیط"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمی‌داند، ولی خودش می‌داند که نمی‌داند. این‌گونه [[جهل]] زود برطرف می‌‌شود؛ زیرا وقتی که [[انسان]] چیزی را نداند، و بداند که نمی‌داند در [[مقام]] [[دانایی]] آن بر می‌‌آید، و یا لااقل به حرف دیگران گوش می‌دهد و چنانچه [[حقیقت]] را یافت، می‌‌پذیرد. ابتلای این [[جهل]] خطر چندانی ندارد.
ولی "[[جهل]] مرکب"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمی‌داند، ولی نمی‌داند که نمی‌داند. این‌گونه [[جهل]]، علاج‌ناپذیر است؛ چون [[غرور]] او اجازه نمی‌دهد که [[جهل]] او برطرف شود<ref>سبب آنکه آن را مرکب نامیده‌اند، این است که در آن دو جهل نهفته است، جهل اول، اینکه آدمی چیزی را برخلاف آنچه حقیقت است معتقد باشد؛ در حالی که حقیقت امر بر او مجهول مانده است. جهل دوم، اینکه باور کند اعتقاد او عین صواب است. (تهانوی، موسوعة کشاف: اصطلاحات الفنون و العلوم، واژه «جهل»)</ref>.
*ولی "[[جهل]] مرکب"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمی‌داند، ولی نمی‌داند که نمی‌داند. این‌گونه [[جهل]]، علاج‌ناپذیر است؛ چون [[غرور]] او اجازه نمی‌دهد که [[جهل]] او برطرف شود<ref>سبب آنکه آن را مرکب نامیده‌اند، این است که در آن دو جهل نهفته است، جهل اول، اینکه آدمی چیزی را برخلاف آنچه حقیقت است معتقد باشد؛ در حالی که حقیقت امر بر او مجهول مانده است. جهل دوم، اینکه باور کند اعتقاد او عین صواب است. (تهانوی، موسوعة کشاف: اصطلاحات الفنون و العلوم، واژه «جهل»)</ref>.
*خوب است که [[انسان]] یا ساده باشد و یا [[عاقل]] و فهمیده کامل. معمولاً آدم‌های ساده، خودشان هم از سادگی خود اطلاع دارند؛ ولی افراد نیم زرنگ که در بعضی موارد زرنگ هستند، [[خیال]] می‌‌کنند که خیلی زرنگاند و همواره کارهای خود را خردمندانه می‌دانند.
*خوب است که [[انسان]] یا ساده باشد و یا [[عاقل]] و فهمیده کامل. معمولاً آدم‌های ساده، خودشان هم از سادگی خود اطلاع دارند؛ ولی افراد نیم زرنگ که در بعضی موارد زرنگ هستند، [[خیال]] می‌‌کنند که خیلی زرنگاند و همواره کارهای خود را خردمندانه می‌دانند.
*[[غزالی]] جمله‌ای دارد که می‌‌گوید: وجود ناقصِ همه چیز از عدم محض بهتر است، جز [[علم]] و [[دانش]]. بر اساس این جمله، [[انسان]] هر مقدار از [[مال]] و [[ثروت]] و [[سلامتی]] و... بهره‌مند باشد، از آنکه هیچ نداشته باشد بهتر است؛ ولی [[علم]] و [[دانش]] این‌گونه نیست. [[انسان]] کم سواد، از بی‌سواد بدتر است؛ زیرا [[خیال]] می‌‌کند خیلی باسواد است؛ لذا هیچ‌گاه دنبال تکمیل آن نمی‌رود<ref>مطهری، آشنایی با قرآن، ج۱ و ۲، ص۱۵۷.</ref>.
*[[غزالی]] جمله‌ای دارد که می‌‌گوید: وجود ناقصِ همه چیز از عدم محض بهتر است، جز [[علم]] و [[دانش]]. بر اساس این جمله، [[انسان]] هر مقدار از [[مال]] و [[ثروت]] و [[سلامتی]] و... بهره‌مند باشد، از آنکه هیچ نداشته باشد بهتر است؛ ولی [[علم]] و [[دانش]] این‌گونه نیست. [[انسان]] کم سواد، از بی‌سواد بدتر است؛ زیرا [[خیال]] می‌‌کند خیلی باسواد است؛ لذا هیچ‌گاه دنبال تکمیل آن نمی‌رود<ref>مطهری، آشنایی با قرآن، ج۱ و ۲، ص۱۵۷.</ref>.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش