←مبانی مشترک تجربهگرایی
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*مبنای دیگری که جزء اصول مشترک به حساب میآید، "پسینی بودن مفاهیم [[عقلی]]" است؛ یعنی [[عقل]] [[توان]] مفهومسازی و دستیابی به [[معارف]] نو و [[بدیع]] را داراست، اما بعد از [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] حوادث و اعیان بیرونی و عینی. در واقع، ادعای [[اصالت تجربه]] این است که [[عقل]] بهخودیخود، منشأ [[علم]] جدیدی نمیتواند باشد، جز عمل کردن براساس مواد حسّی. البته این، بدان معنا نیست که [[عقل]] نمیتواند ترکیبات جدیدی از این عناصر حسّی حاصل کند، بلکه فقط به این معناست که عمل ترکیب و مقایسه و انتزاع آن، به همین مواد محدود است و خارج از این نمیتواند برود؛ زیرا ذهن [[انسان]] همانند صفحه کاغذ سادهای است که هیچ نقشی ندارد، و تجربه، آن را منقوش و مملو میسازد. پس، [[عقل]] از این دادههای حسّی، تصورات و تصدیقات [[جدید]] میسازد<ref>بزرگمهر، فلاسفه تجربی انگلستان، ص۲۹.</ref>. | *مبنای دیگری که جزء اصول مشترک به حساب میآید، "پسینی بودن مفاهیم [[عقلی]]" است؛ یعنی [[عقل]] [[توان]] مفهومسازی و دستیابی به [[معارف]] نو و [[بدیع]] را داراست، اما بعد از [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] حوادث و اعیان بیرونی و عینی. در واقع، ادعای [[اصالت تجربه]] این است که [[عقل]] بهخودیخود، منشأ [[علم]] جدیدی نمیتواند باشد، جز عمل کردن براساس مواد حسّی. البته این، بدان معنا نیست که [[عقل]] نمیتواند ترکیبات جدیدی از این عناصر حسّی حاصل کند، بلکه فقط به این معناست که عمل ترکیب و مقایسه و انتزاع آن، به همین مواد محدود است و خارج از این نمیتواند برود؛ زیرا ذهن [[انسان]] همانند صفحه کاغذ سادهای است که هیچ نقشی ندارد، و تجربه، آن را منقوش و مملو میسازد. پس، [[عقل]] از این دادههای حسّی، تصورات و تصدیقات [[جدید]] میسازد<ref>بزرگمهر، فلاسفه تجربی انگلستان، ص۲۹.</ref>. | ||
*در مجموع صاحبان این نظریه [[انسان]] را موجودی صرفاً پذیرنده و منفعل از مدرکات عینی و بیرونی میدانند که در واقع نقشی ثانوی برای آن قائلند؛ نه اینکه به او، به عنوان موجودی دارای [[قوه عاقله]] فعال و سازنده نگریسته شود. این رویکرد به دیگر حوزهها، به ویژه واقعیتهای ارزشی و [[اخلاقی]] نیز کشیده شده است. هر چند همانگونه که اشاره شد، نمیتوان همه تجربهگرایان را در [[مبارزه]] با متافیزیک، همرأی و همنظر پنداشت. لازمه طبیعی مشاهدهگرایی و تجربهمحوری به نادیده انگاشتن حقایق غیر حسّی خواهد انجامید. | *در مجموع صاحبان این نظریه [[انسان]] را موجودی صرفاً پذیرنده و منفعل از مدرکات عینی و بیرونی میدانند که در واقع نقشی ثانوی برای آن قائلند؛ نه اینکه به او، به عنوان موجودی دارای [[قوه عاقله]] فعال و سازنده نگریسته شود. این رویکرد به دیگر حوزهها، به ویژه واقعیتهای ارزشی و [[اخلاقی]] نیز کشیده شده است. هر چند همانگونه که اشاره شد، نمیتوان همه تجربهگرایان را در [[مبارزه]] با متافیزیک، همرأی و همنظر پنداشت. لازمه طبیعی مشاهدهگرایی و تجربهمحوری به نادیده انگاشتن حقایق غیر حسّی خواهد انجامید. | ||
از اینجاست که گفته شده، تجربه در معنایی عام، دربرگیرنده گونههای متفاوت تجربه حسّی، زیباشناختی، [[اخلاقی]]، [[دینی]] و غیر از اینها میشود، و به [[عقیده]] آنان هر نوع [[باور]]، [[اعتقاد]] و ایمانی باید به تجربه، مشاهده و [[درک]] عینی متّکی باشد<ref>بزرگمهر، فلسفه چیست؟، ص۴۰.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۱۲.</ref>. | *از اینجاست که گفته شده، تجربه در معنایی عام، دربرگیرنده گونههای متفاوت تجربه حسّی، زیباشناختی، [[اخلاقی]]، [[دینی]] و غیر از اینها میشود، و به [[عقیده]] آنان هر نوع [[باور]]، [[اعتقاد]] و ایمانی باید به تجربه، مشاهده و [[درک]] عینی متّکی باشد<ref>بزرگمهر، فلسفه چیست؟، ص۴۰.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۱۲.</ref>. | ||
==نقد و بررسی== | ==نقد و بررسی== | ||