بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
*تذکّر این نکته نیز [[شایسته]] است، که این مرتبه خود از مراتبی نامحدود برخوردار است؛ مرتبه پایین آن مرتبه کسانی است که از [[جان]] مطمئن برخوردار شدهاند، و [[برترین]] مراتب آن مرتبه [[پیامبری]]، [[نبوّت]] و [[امامت]] است. این مرتبه ویژه [[انسان کامل]] است، که تمامی مراتب وجود را طی کرده به بالاترین رتبههای آن دست یافته است. [[خداوند متعال]] از این کاملان روزگار اینگونه یاد فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى }}<ref>«سپس نزدیک شد و فروتر آمد آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۸-۹.</ref> | *تذکّر این نکته نیز [[شایسته]] است، که این مرتبه خود از مراتبی نامحدود برخوردار است؛ مرتبه پایین آن مرتبه کسانی است که از [[جان]] مطمئن برخوردار شدهاند، و [[برترین]] مراتب آن مرتبه [[پیامبری]]، [[نبوّت]] و [[امامت]] است. این مرتبه ویژه [[انسان کامل]] است، که تمامی مراتب وجود را طی کرده به بالاترین رتبههای آن دست یافته است. [[خداوند متعال]] از این کاملان روزگار اینگونه یاد فرموده: {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى }}<ref>«سپس نزدیک شد و فروتر آمد آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۸-۹.</ref> | ||
*این مراتب برای ما مجهول بوده تنها به وسیله کسانی که بدان دست یافتهاند، قابل توصیف میباشد؛ آنان که شیرینی آن را چشیدهاند و از لذّت آن سرمست شدهاند. [[سپاس]] خدای را که ما را به تأمّل در آن [[توفیق]] داد، هرچند [[ادراک]] آن سخت از ما دور است و دست نیافتنی!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۴۶.</ref>. | *این مراتب برای ما مجهول بوده تنها به وسیله کسانی که بدان دست یافتهاند، قابل توصیف میباشد؛ آنان که شیرینی آن را چشیدهاند و از لذّت آن سرمست شدهاند. [[سپاس]] خدای را که ما را به تأمّل در آن [[توفیق]] داد، هرچند [[ادراک]] آن سخت از ما دور است و دست نیافتنی!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۴۶.</ref>. | ||
==مراتب [[حضور قلب]]== | |||
*این [[فضیلت]] بزرگ را، پیش از این از نظر عملی که [[حضور قلب]] در آن صورت میپذیرد، تقسیم بندی کرده انواع آن را بررسی نمودیم. در اینجا سَر آن داریم که مراتب خودِ [[حضور قلب]] را بدون در نظر گرفتن فعل و یا حالتی که این ملکه در آن تحقّق مییابد، بررسی کنیم. از این رو بر مباحث پیشین اضافه میکنیم که: [[حضور قلب]] را مراتبی است که از طرف [[ضعف]] به طرف [[قوّت]] میرود. نخستین مراتب آن، آن است که برای نمازگذار و بلکه برای هر کسی که کاری انجام میدهد، لازم است که در تحصیل آن بکوشد؛ چه هر عملی که بدون [[حضور قلب]] انجام شود، همچون جسدی است که [[روح]] از آن رخت کشیده در شمار مردگانش نهاده باشد. اینگونه [[کارها]] فقط میتواند [[تکلیف]] شرعی [[انسان]] را رفع کند، امّا در مسیر [[سلوک]] به سوی معبود و رسیدن به شادیهای [[روحانی]] و [[استجابت دعا]] هیچ اثری نخواهد داشت، چه تمامی این امور وابسته به حضور قلبی است که در [[نماز]] و یا دیگر [[عبادات]]، همچون طلای موجود در [[خاک]] [[ارزش]] آن را تعیین میکند، و میتواند [[انسان]] را در مسیر [[سلوک]] گرمپو نماید. از این رو به سالکان کوی کمال توصیه میکنیم که برای تحصیل مراتب بالای آن بکوشند، و دستکم به [[برترین]] مرتبهای از آن که میتوانند، دست یابند. این مراتب را اینگونه میتوان یاد نمود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۴۷.</ref>.: | |||
===مرتبه نخست=== | |||
*در این مرتبه، [[انسان]] توجّه مییابد که در محضر [[حضرت]] [[حق]] است. او خود را همچون معلولی که در کنار علّت و در حضور اوست دریافته، خود را برکنار از حضور علّت نمیداند. [[حضرت]] [[حق]] در اشاره به این مرتبه میفرماید:{{متن قرآن|أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ}}<ref>«آگاه باش که او به هر چیزی چیره است» سوره فصلت، آیه ۵۴.</ref>. | |||
*و یا همچون حضور [[بنده]] نزد مولایش، مولایی که از خود او به او نزدیکتر است: {{متن قرآن|أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>. | |||
*این مرتبه، همان است که در [[وصیّت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[ابوذر]] بیان شده است: "ای [[ابوذر]]! خدای را چنان [[عبادت]] کن که گویی او را میبینی، چه اگر تو او را نمیبینی او بدون تردید تو را میبیند" <ref>{{متن حدیث| يَا أَبَا ذَرٍّ اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاك}}؛ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۷۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۴۷-۱۴۸.</ref>. | |||
===مرتبه دوّم=== | |||
*مرتبه دوّم [[حضور قلب]]، توجّه به این نکته است که [[نماز]] گفتوگوی [[انسان]] با [[خداوند متعال]] است؛ چه چون نمازگذار [[حمد]] و [[سوره]] را میخواند، [[خداوند]] از زبان او با او سخن میگوید، و چون به ذکر [[خدا]] و [[تسبیح]] او میرسد، او با [[خداوند]] سخن میگوید. این مطلب، سِرّ آن سخن مشهور در میان [[اهل دل]] را واضح میسازد، چه آنان بر آنند که [[قرآن]] [[کلامی]] است که از سوی [[حضرت]] [[حق]] بر [[بنده]] نازل شده، و [[دعا]] و ذکر و [[تسبیح]] او، [[کلامی]] است که از سوی [[بنده]] به سوی [[حضرت]] [[حق]] بالا میرود. | |||
*در غیر [[نماز]] امّا، توجّه به اینکه تمامی [[اعمال انسان]] [[تجارت]] و معاملهای است که با [[خداوند متعال]] انجام میدهد، مرتبه دوّم [[حضور قلب]] را فراهم میآورد؛ چه در معاملات تا توجّه و انشاء معامله به وجود نیاید، هیچ معامله صحیحی صورت نگرفته است. در [[اعمال انسان]] نیز تا توجّه و انشاء عمل برای [[حضرت]] [[حق]] صورت نگیرد، در [[حقیقت]] عملی از سوی او به [[حضرت]] [[حق]] عرضه نشده است. به این دو [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و داراییهاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! آیا (میخواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان میبخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید» سوره صف، آیه ۱۰-۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۴۸-۱۴۹.</ref>. | |||
*این توجه هرچند چندان کارساز نیست، امّا از آن گریزی هم نیست؛ چه بسیاری از [[مردم]] نه معنای الفاظ [[نماز]] را میدانند، و نه معنای دیگر [[اعمال]] خود را. در اینجا اینان مانند کسی میمانند، که در مقابل بزرگی قرار گرفته و او را بر اساس نوشتهای که معانی آن را نمیداند، به [[مدح]] میگیرد. [[قرآن]] [[خواندن]] و نیز قرائت [[ادعیه]] گوناگون برای اینان، حکمی همینگونه دارد. این حالت از جهتی [[برتر]] از حالت توجّه تفصیلی به معانی [[نماز]] و [[ادعیه]] است، چه کسی که در [[نماز]] بهگونه اجمالی [[حضور قلب]] مییابد و [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref> را حکایت مینماید، از حالتی [[برتر]] از آن کس که همین [[آیه]] را انشاء مینماید، برخوردار است؛ چه اگر از نظر [[فقهی]] انشاء [[آیات]] به کار رفته در [[نماز]] و اجزاء آن جایز باشد، باز تنها کسانی میتوانند به انشاء این [[آیات]] بپردازند، که از مراتب [[عباد ]][[صالحین]] برخوردار باشند؛ امّا دیگران در این وادی تنها [[صاحب]] ادّعاهای بیواقعیتاند!؛ [[حضرت]] [[حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان میآورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> | |||
*در [[ادعیه]] نیز همینگونه است، که برای [[اهلبیت]]{{عم}} جایز است که به انشاء [[دعا]] بپردازند، امّا برای دیگران تنها حکایت آن [[ادعیه]] جایز بوده نمیتوانند خود دعایی تازه پدید آورند. [[اهل دل]] برآنند که [[خداوند]] در این حالت از زبان [[بنده]] با او سخن میگوید: از همین رواست که [[مستحب]] است چون [[آدمی]] به آیاتی نظیر {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا...}} رسیدید، بانگ لبیک زند و خطاب [[الهی]] را جواب گوید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۴۹.</ref>. | |||
*این [[مستحب]] بودن پاسخ، نشان میدهد که قرائت کننده [[قرآن]]، میباید [[قرآن]] را به عنوان حکایت الفاظ [[الهی]] بخواند؛ گویا او -جلَّ و علا!- بر زبان [[بنده]] سخن میگوید، نه آنکه خود به انشاء این الفاظ بپردازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۵۰.</ref>. | |||
===مرتبه سوّم=== | |||
*این مرتبه، گذشته از [[نماز]] در تمامی [[عبادات]] جریان پیدا میکند. در این مرحله، [[انسان]] [[نیازمند]] آن است که معانی تمامی عبارات به کار رفته در [[عبادات]] و رموز تمامیِ [[افعال]] عبادی را دستکم به اندازه [[توان]] خود دریابد، تا چون به [[آیه شریفه]]{{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref> رسید، منظور از آن را به خوبی بفهمد. به همین ترتیب در [[سجده]]، [[رکوع]]، به هنگام [[تسبیح]] گفتن، و ... معانی یکایک الفاظ و [[افعال]] را دریابد، و با توجّه تمام به آن به [[عبادت]] بپردازد. [[حضرت]] [[حق]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! در حال مستی به نماز رو نیاورید تا هنگامی که دریابید چه میگویید» سوره نساء، آیه ۴۳.</ref>. | |||
*به [[باور]] ما، مراد از "مستی" در اینجا، مستی [[غفلت]] است نه مستی ناشی از مشروبات الکلی؛ چه کسی که در آن مستی به سر میبرد به [[سختی]] میتواند به [[نماز]] بپردازد، امّا کسی که در مستی [[غفلت]] به سر میبرد، میتواند به [[نماز]] خیزد و از ابتدا تا انتهای آن را در همین حالت به انجام رساند. شماری از [[روایات شیعه]] و [[سنّی]] نیز بر همین مطلب دلالت مینماید. | |||
*خود این مرتبه نیز از عرضی پهناور برخوردار است؛ چه [[مردمان]] در [[فهم]] معانی و [[اسرار]] چندین طبقهاند، و هر طبقه از آنان به گونهای که برایش مقدور میباشد میتواند به التفات و توجّه به [[عبادات]] پرداخته به پیشگاه [[الهی]] راه یابد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۵۰.</ref>. | |||
===مرتبه چهارم=== | |||
*مرتبه چهارم [[حضور قلب]]، آن است که با زبان به آنچه میگوید و انجام میدهد [[ایمان]] آورد؛ و زان پس [[قلب]]، و پس از آن عقلش نیز در این [[ایمان]] از زبان او [[پیروی]] کنند. به تعبیر دیگر، قلبِ خود را به واسطة علمش زینت بخشد تا علمش به [[ایمان]] تبدیل شود، و از این رو به بالاترین [[مراتب ایمان]] -که "[[اطمینان]]" مذکور در بسیاری از [[آیات]] قرانی است -، دست یابد. نمونه را به این دو [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي}}<ref>«آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا امّا تا دلم آرام یابد» سوره بقره، آیه ۲۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً }}<ref>«ای روان آرمیده! * به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۱۵۱.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۴''']] | * [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۴''']] | ||