بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «==نویسنده: آقای ظرافتی== ==مقدمه== *فمینیسم از مفاهیم غربی است که بر اندیشههای...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==نویسنده: آقای ظرافتی== | ==نویسنده: آقای ظرافتی== | ||
==پاسخ تفصیلی== | |||
==چیستی فمینیسم== | |||
*"فمینیسم"، از ریشۀ "femin"، به معنای "زنانه"، لغتی است فرانسوی و در منابع به معنای [[زن]] و جنس مؤنث است و همچنین بر حالات و کیفیات زنانه اطلاق میشود. این لغت، از اوایل قرن نوزدهم به عنوان اصطلاحی عام برای آنچه در اروپا و [[آمریکا]] تحت عنوان جنبش [[زنان]] اطلاق شد، به کار رفت. فرانسوی بودن این لغت، بدین جهت بود که [[انقلاب]] [[آزادی]] [[زنان]]، از [[کشور]] فرانسه آغاز شد و سپس به [[انگلستان]]، [[آمریکا]] و دیگر کشورهای اروپایی راه یافت<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۶.</ref>. | |||
*در تعریف اصطلاحیِ فمینیسم، باید گفت، منابع مربوط تعریف واحدی از آن ارائه نمیدهند و حتی به خاطر تنوع گرایشهای فمینیسمی، برخی به جای این کلمه، از عبارت "فمینیسمها" استفاده میکنند؛ اما از آنجا که [[رفع ظلم]] و [[تبعیض]] نسبت به [[زنان]]، یکی از محوریترین شعارها و [[علت]] رویش و پیدایش مجموعۀ نگرشهای فمنیستی بوده، همین جنبه را میتوان وجه مشترک همۀ رویکردهای آن دانست<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۶؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۶۷.</ref>. | |||
*همچنین میتوان گفت فمینیسم نظریهای است که [[معتقد]] است [[زنان]] باید به [[فرصتها]] و امکانات مساوی با مردان در تمام جنبههای [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] دست پیدا کنند. معادل آن در [[فارسی]]، واژههایی مانند زنگرایی، زنباوری و زنانهنگری است و به عنوان جنبش [[اجتماعی]]، معادل [[فارسی]] آن میتواند "[[نهضت]] [[زنان]]" یا "[[نهضت]] [[آزادی]] [[زنان]]" باشد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۶.</ref>. | |||
==امواج فمینیسم== | |||
*آغاز تا پایان فمینیسم، دو قرن به طول انجامید که در قالب امواج سهگانه با خواستههایی متفاوت سر برآورد. تقسیم بندی امواج سهگانه از نظر جامعهشناسان است و محور و ویژگیهای این تقسیم، [[تاریخی]] بودن آن است که هرکدام از این سه موج، مقطع [[تاریخی]] خاصی را دربرمی گیرد. البته هر موج شامل [[گرایشها]] و نظریات متعدد فمینیستی است. | |||
#موج اول: جنبش [[حق]] [[رأی]] (۱۹۲۰ م ـ ۱۸۰۰ م): این موج از [[جوامع]] [[مسیحی]] برخاست که نگاه سختگیرانه و تحقیرآمیزی به [[حقوق]] [[زنان]] ـ از جمله [[حقوق]] [[مالی]] و [[سیاسی]] ـ داشتند. این موج که بر [[لیبرالیسم]] مبتنی بود، [[معتقد]] بودند [[زنان]] باید از [[حقوق]] و آزادیهای مردان، به خصوص امتیازات [[سیاسی]] برخوردار باشند. درعین حال، در این مرحله، برخی انگیزههای چالشبرانگیز، مانند [[ستیز]] با نقشهای مادری و همسری کمتر به چشم میخورد؛ حتی در عین [[باور]] به تساوی [[زن]] و مرد، به این نقشها [[اعتقاد]] داشتند. اینها، مهمترین انگیزههای پیدایش موج اول بود که از نتایج آن، میتوان به دست یافتن [[حق]] [[رأی]] [[زنان]] در برخی از کشورهای غربی اشاره کرد. در [[آمریکا]] نیز به [[زنان]] در سال ۱۹۲۰ م، پس از کشورهایی مانند نیوزیلند، فنلاند و [[انگلستان]] [[حق]] [[رأی]] اعطا شد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۷؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۶۸.</ref>. | |||
#موج دوم: تساوی شغلی(۱۹۷۰ م ـ ۱۹۶۰ م): این موج که در فضای فمینیسم رادیکال سربرآورد، با [[شعار]] [[برابری]] کامل [[زن]] و مرد در تمام زمینههای [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] بود. در این مرحله، [[زنان]] به برخی اهداف در حوزۀ [[استقلال]] [[مالی]] و کاری خود دست یافتند. در این موج [[تفکر]] فمینیستی روی به [[افراط]] نهاد و شعارهایی همانند [[زنان]] بدون مردان، تحسین تجرد و تقبیح [[ازدواج]] را برگزید که عملًا [[اخلاق]] فردی و [[اجتماعی]] را به چالش میکشاندند. پافشاری فمینیسم در این دوره بیشتر بر ایفای نقش [[اجتماعی]] برای [[زنان]] بود. فمینیستها [[معتقد]] بودند ستمی که بر [[زنان]] میشود، تنها در وضع [[قوانین]] نیست؛ بلکه همۀ حوزههای حیات انسانی را در بر میگیرد و از این رو لازم است تغییراتی اساسی انجام پذیرد و همۀ تمایزات میان موجود مؤنث و مذکر از میان برود. کار تا جایی پیش رفت که فمینیستها، به نوعی برترانگاری [[زنان]] [[اعتقاد]] یافتند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۸؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۶۸.</ref>. | |||
#موج سوم: [[مخالفت]] با مدرنیته (۱۹۹۰ م ـ ۱۹۷۰ م): در این موج فمنیسم به میانهرویگرایید؛ ولی همچنان بر این [[باور]] ماند که با [[فرهنگ]] مردسالاری باید جنگید و راه جنگیدن با آن، قطع [[وابستگی]] [[زن]] از شوهر، [[پدر]] و [[برادر]] است و [[زنان]] باید زبان و شیوههای [[تفکر]] جدیدی برای [[هویت]] خویش بیابند و خویشتن را از زیر بار معانی ستمگرانۀ تحمیلی مردان، رها سازند. پیدایش این موج در فضای پستمدرن و در [[مخالفت]] با نظریهپردازی عامگرایانۀ مدرنیسم و با مبنای نسبیگرایی [[اخلاقی]] و معرفتی که خاص این دوران است، به وجود آمد. ازاینرو، جهت [[فهم]] درست موج سوم لازم است از فمینیسمِ پستمدرن، [[تبیین]] صحیح و منطقی صورت گیرد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۸؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۶۸.</ref>. | |||
==گرایشهای فمینیسم== | |||
*"پستمدرن" با ارائۀ هرگونه دیدگاههای مطلقانگاری و عام مدرنیته دربارۀ [[زنان]] مخالف است؛ [[معتقد]] است به تعداد [[زنان]] [[جهان]]، فمینیسم وجود دارد و اساس ستمهای وارد شده بر [[زنان]] از [[فرهنگ]] مردسالاری است و برای [[نجات]] از این [[فرهنگ]]، باید با نگاه [[زنان]] به [[جهان]] نگریسته و تفسیری زنانه از آن ارائه گردد، ازاینرو گرایشهای خاص فمینیسمی مانند فمینیسم سیاه، فمینیسم صلحطلب، اکوفمینیسم، و فمینیسم [[اسلامی]] به وجود آمد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۸.</ref>. | |||
*فمینیسم پستمدرن، باعث افول فمینیسم در اواخر قرن بیستم شد؛ چون فروکاستن این نظریه به گسترۀ وسیعی از نگرشهای زنانه، بدون یک محور بنیادی و اساسی به [[شکست]] تدریجی [[تفکر]] فراگیر فمینیسم انجامید<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۸.</ref>. | |||
*"فمینیسم" نوعی جریان و رویکرد است؛ اما با توجه به زمان، جغرافیا و [[فرهنگ]] پیدایش و تفاوت در مبانی [[فکری]]، دارای تشتت و تکثر آشکاری است تا جایی که برخی به جای واژه "فمینیسم"، از عبارت "فمینیسمها" استفاده کردند و تا امروز *پنج [[گرایش]] فمینیسمی سر برآورده است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۸.</ref>: | |||
#فمینیسم [[لیبرال]]: [[تفکر]] "فمینیسم [[لیبرال]]"، بر این اساس پدید آمد که [[زنان]] به [[علت]] جنسیت، گرفتار تبعیضاند. از چهرههای برجسته این نوع [[بینش]] میتوان به "استوارت میل"، نویسندۀ کتاب [[انقیاد]] [[زنان]]، "ماری ولستن کرافت"، نویسندۀ کتاب استیفای [[حقوق]] [[زنان]] و "بتی فریدان"، نویسندۀ کتاب [[راز]] و رمز زنانگی و بنیانگذار سازمان ملی [[زنان]] (NOW)، بزرگترین و فعالترین سازمان بینالمللی [[زنان]] اشاره کرد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
#فمینیسم مارکسیستی: ترکیبی از تفکرات فمینیسم و مارکسیست و با نگاه نفی [[سرمایهداری]] در رسیدن به اهداف فمینیسمی سر برآورد؛ زیرا به نظر "فردریش انگلس"، از بنیانگذاران این نظریه، جامعۀ طبقاتی موجب [[ستم]] بر [[زنان]] است. از شخصیتهای آنان "رزالو گزامبورگ" از [[رهبران]] جنبش [[زنان]] کارگر لهستانی و از بنیانگذاران آن "[[کارل مارکس]]" و "فردریش انگلس" را که در قرن نوزدهم بودند، میتوان نام برد. انگلس در آن عصر، با [[نوشتن]] کتاب منشأ [[خانواده]]، مالکیت خصوصی و [[دولت]] به تحلیل [[علت]] فرودستی [[زنان]] در [[جوامع]] [[سرمایهداری]] پرداخت<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
#فمینیسم رادیکال: این نظریه براساس نفی جنسیتی و مردسالاری شکل گرفته است. "سیمون دوبوار" دراینباره میگوید: "[[طبیعت]]، [[زن]] و مرد ندارد و هیچ انسانی [[زن]] یا مرد متولد نشده است؛ بلکه [[هویت]] زنانه و مردانه را در طول [[تاریخ]] کسب میکنند. ازاینرو، تقسیم [[وظایف]] به زنانه و مردانه معنا ندارد". [[آرمان]] بنیانگذاران آن، تحقق جامعۀ فاقد جنسیت است. از نظریهپردازان سرشناس این رویکرد، سیمون دوبوار، بنیانگذار موج دوم و "شولامیت فایرستون" نویسنده کتاب دیالکتیک جنسیت را میتوان نام برد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
#سوسیال فمینیسم: این [[گرایش]] مرکب از دو دیدگاه مارکسیسم و رادیکال فمینیسم به وجود آمده است؛ یعنی سردمداران آن بر این [[عقیده]] بودند که هم [[نظام اقتصادی]] [[سرمایهداری]] و هم جنسیتی پدرسالارانه [[علت]] [[ستم]] و [[سرکوب]] [[زنان]] است. از نظر آنها، تا زمانی که [[زنان]] [[برابری]] [[اجتماعی]] به دست نیاورند، کسب [[حقوق]] برابر بیمعناست. از نظریهپردازان آنها، هایدی هارتمن و جولیت میچل [[انگلیسی]]، نویسندۀ کتاب [[جایگاه]] طبقاتی [[زن]] است که هر دو، مردان و [[سرمایهداران]] را سوداگران [[ظلم]] به [[زنان]] میداند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
#فمینیسم [[اسلامی]]: بر اساس قرائت پستمدرن و راهی میان شریعتمداری و فمینیسم غربی است. این [[گرایش]]، از فمینیسم در [[کشورهای اسلامی]]، به ویژه در میان دگراندیشان [[ایران]] پدید آمد که حدود دو دهه از [[عمر]] آن میگذرد. این جریان که بر مبنای تفکرات سکولاریستی شکل گرفت، [[اسلام]] فقاهتی را با توجه به اینکه [[مراجع]] همه مرد بودند، "[[اسلام]] مردسالارانه" میخوانند و معتقدند باید پیرایههای مردسالارانه را از شیوههای اجتهادی بزداییم. از نظر آنها، [[دینداری]] الزاماً به معنای [[حاکمیت]] [[دین]] در [[شئون]] [[اجتماعی]] [[بشر]] نیست و [[سکولاریسم]] جایگزین شایستهای برای [[دینداری]] است. ازاینرو، [[دفاع]] از [[حقوق]] [[زنان]]، از هیچ الگوی ثابتی تأثیر نمیپذیرد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
==اصول [[جهانبینی]] فمینیسم== | |||
*اصول [[جهانبینی]] و [[معرفتشناسی]] فمینیسم، منشأ پیدایش و پیامدهای چالشبرانگیزی بوده که اهم بنمایههای [[فکری]] آن عبارت اند: | |||
#[[سکولاریسم]]: بر مبنای دنیازدگی، دینزدایی و نفی [[حکومت دینی]] است که نتیجه آن، جمله [[معروف]] [[انجیل]] است که "[[مال]] [[قیصر]] را به [[قیصر]] واگذارید و [[مال]] [[خدا]] را به [[خدا]]". این [[تفکر]] باعث پیدایش رویکردهای زیر شد مانند: | |||
##کنار رفتن اصول [[اخلاقی]] مربوط به مادری و همسری؛ | |||
##[[مخالفت]] با [[حقوق]] و [[تکالیف]] اختصاصی [[زنان]]، مانند [[ارث]] و دیه. | |||
#[[اومانیسم]]: که در [[حقیقت]] مبناییترین [[تفکر]] در دنیای [[غرب]] است، [[انسان]] مادی و زمینی را معیار و مقیاس همه چیز میداند که لازمۀ آن پیدایش این تفکرات است: | |||
##عدم توجه به [[حقیقت]] [[علوی]] و [[روحانی]] [[انسان]]، به عنوان موجودی خدایی و آسمانی؛ | |||
##مبنا بودن لذتگرایی جنسی و [[هدف]] قرار دادن [[شادمانی]] و عدم [[حرمت]] هر نوع روابط [[زن]] و مرد | |||
##تلاش برای کسب موافقت [[دین]] با [[خواستهها]] و هوای نفسانی و حیوانی [[انسان]]. | |||
#[[لیبرالیسم]]: مبنای این نظریه، [[آزادی]] و اصالت فرد است که نتایجی را در پی خواهد داشت مانند: | |||
##پیدایش رویکرد [[تساهل]]، [[تسامح]] و [[حاکمیت]] امیال؛ | |||
##آزادیبخشی بیمبنا به [[زنان]]، از نظر [[مدیریت]] [[اجتماعی]] | |||
##[[حاکمیت]] ارادۀ شخصی و [[انتخاب]] بیقید و شرط. | |||
#نسبیگرایی [[اخلاقی]]: در این نگرش، هیچ اصل و [[قانون]] [[اخلاقی]] مطلق و ثابتی که در همه زمانها و مکانها و بین همۀ افراد و [[جوامع]] قابل [[تمسک]] باشد، وجود ندارد. نتایج فمینیسمی آن عبارت است از: | |||
##فردگرایی و عدم توجه به [[حقوق]] دیگران، مانند [[حق حیات]] برای جنین؛ | |||
##اصالت دادن به صفات مردانه، در حالی که ویژگی مردان خود متغیر و غیرثابت است؛ | |||
##بیتوجهی به اصول ثابت [[اخلاقی]] و [[الهی]] غیر متغیر. | |||
*بیاعتنایی به [[اخلاق الهی]] و اینکه اصل بر روابط آزاد [[زن]] و مرد است و صحبت از عفاف و [[حیا]] میان [[زن]] و مرد با [[روح]] فمینیسم ناسازگار است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۴۹.</ref>. | |||
==دیدگاه [[اسلام]]== | |||
*بنابر آموزههای [[دین اسلام]]، [[زن]] و مرد در [[آفرینش]] از یک گوهرند و مردان از این لحاظ هیچ مزیتی بر [[زنان]] ندارند و ملاک [[برتری]]، تنها [[پرهیزگاری]] است<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. [[زن]] از نظر [[شرافت]] و حیثیت انسانی با مرد برابر است؛ اما از نظر [[طبیعت]] و [[خلقت]] تفاوتهایی با او دارد. این تفاوتها موجب میشود [[تکالیف]]، [[حقوق]] و برخی مسائل مربوط به او متفاوت گردند. البته تفاوت میان [[زن]] و مرد، تفاوت به [[نقص]] و کمال نیست<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۳۶۹.</ref>. | |||
*[[خداوند]] از گذر این تفاوت، مرد و [[زن]] را برای [[زندگی]] با یکدیگر آماده ساخته است. فمنیستها برخلاف جریان [[فطرت]] و [[طبیعت]]، خواهان برقراری تشابه و یکنواختی [[حقوق]] و مسائل [[زن]] و مردند و از این رو، نه تنها [[توفیق]] نیافتهاند ستمی را از [[زنان]] دفع کنند، بلکه خود بر آنان [[ستم]] روا داشتهاند؛ زیرا خواسته یا ناخواسته باری را بر دوش [[زنان]] نهادهاند که آنان از نظر طبیعی [[توانایی]] برداشتن آن را ندارند. [[اسلام]] بر آن است که [[عدالت]] [[راستین]] در [[حق]] [[زن]]، آنگاه برقرار خواهد شد که طبق [[سرشت]] و خلقتش با او [[رفتار]] کنند و چیزی بیشتر از تواناییها و ظرفیتهایش از او نخواهند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۳۶۹.</ref>. | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*فمینیسم از مفاهیم غربی است که بر اندیشههای اومانیستی (انسانمحوری) [[استوار]] است. بنابر دیدگاه فمینیستی، [[زنان]] باید در همه جنبههای [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و غیره، به [[فرصتها]] و امتیازات برابر با مردان دست یابند<ref>فرهنگ واژهها، ۴۲۳.</ref>. فمینیست کسی است که [[معتقد]] است [[زنان]] به [[دلیل]] جنسیت خود دچار [[تبعیض]] هستند و نیازهای مشخصی دارند که نادیده گرفته شدهاند و لازمه برآوردن این نیازها، تغییر اساسی در نظامهای [[جامعه]]- همچون [[نظام حقوقی]]، [[نظام سیاسی]] و [[نظام]] [[فرهنگی]]- است<ref>مسئله زن، اسلام و فمینیسم، ۲۴۷.</ref>. هر چند آرا و گرایشهای [[فکری]] فمینیستی یکسان نیستند، همه آنها بر دو اصل پای میفشارند: | *فمینیسم از مفاهیم غربی است که بر اندیشههای اومانیستی (انسانمحوری) [[استوار]] است. بنابر دیدگاه فمینیستی، [[زنان]] باید در همه جنبههای [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و غیره، به [[فرصتها]] و امتیازات برابر با مردان دست یابند<ref>فرهنگ واژهها، ۴۲۳.</ref>. فمینیست کسی است که [[معتقد]] است [[زنان]] به [[دلیل]] جنسیت خود دچار [[تبعیض]] هستند و نیازهای مشخصی دارند که نادیده گرفته شدهاند و لازمه برآوردن این نیازها، تغییر اساسی در نظامهای [[جامعه]]- همچون [[نظام حقوقی]]، [[نظام سیاسی]] و [[نظام]] [[فرهنگی]]- است<ref>مسئله زن، اسلام و فمینیسم، ۲۴۷.</ref>. هر چند آرا و گرایشهای [[فکری]] فمینیستی یکسان نیستند، همه آنها بر دو اصل پای میفشارند: | ||