خودکم‌بینی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق')
خط ۱۲: خط ۱۲:
*خودکم‌بینی، ملکه‌ای است که موجب می‌شود تا [[صاحب]] آن از [[فضیلت‌ها]] و استعدادهای خود غافل شده، خود را از رسیدن به مراتب [[عالی]] کمال [[ناتوان]] بیند؛ از این رو همچون کِرمی که در پیله خود گرفتار است، راه‌های ترقّی را بر خود بسته در مرتبه خود [[باقی]] بماند.
*خودکم‌بینی، ملکه‌ای است که موجب می‌شود تا [[صاحب]] آن از [[فضیلت‌ها]] و استعدادهای خود غافل شده، خود را از رسیدن به مراتب [[عالی]] کمال [[ناتوان]] بیند؛ از این رو همچون کِرمی که در پیله خود گرفتار است، راه‌های ترقّی را بر خود بسته در مرتبه خود [[باقی]] بماند.
*این صفت، نه تنها همان [[تواضع]] مطلوب نیست، که در شمار اضداد آن قرار دارد. خودکم‌بینی در [[حقیقت]] مرحله تفریطیِ [[تکبّر]] و عجب است؛ چه [[متکبّران]] و خودشیفتگان [[نفس]] خود را دارای [[عظمت]] و شوکتی غیر واقعی می‌دانند، و خود کم‌بین از سوی دیگر خود را [[پست]] و در کمال سقوط فرض می‌کند، گویا او به‌وجود آمده تا فقط فرامین دیگران را [[اطاعت]] کند و [[توان]] اینکه خود به مرتبه‌ای از سیادت دست یابد در او نیست.
*این صفت، نه تنها همان [[تواضع]] مطلوب نیست، که در شمار اضداد آن قرار دارد. خودکم‌بینی در [[حقیقت]] مرحله تفریطیِ [[تکبّر]] و عجب است؛ چه [[متکبّران]] و خودشیفتگان [[نفس]] خود را دارای [[عظمت]] و شوکتی غیر واقعی می‌دانند، و خود کم‌بین از سوی دیگر خود را [[پست]] و در کمال سقوط فرض می‌کند، گویا او به‌وجود آمده تا فقط فرامین دیگران را [[اطاعت]] کند و [[توان]] اینکه خود به مرتبه‌ای از سیادت دست یابد در او نیست.
*این [[رذیلت اخلاقی]] را نیز مراتبی است، که از [[غفلت]] از استعدادها و شایستگی‌های شخصی آغاز، و به مراتب شدیدتر ختم می‌شود. [[رضایت]] به آنچه [[حضرت]] [[حق]] بدان [[راضی]] نیست- همچون پذیرش سکون و [[ذلّت]] -، در شمار همین مراتب قرار دارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸۷.</ref>.
*این [[رذیلت اخلاقی]] را نیز مراتبی است، که از [[غفلت]] از استعدادها و شایستگی‌های شخصی آغاز، و به مراتب شدیدتر ختم می‌شود. [[رضایت]] به آنچه [[حضرت حق]] بدان [[راضی]] نیست- همچون پذیرش سکون و [[ذلّت]] -، در شمار همین مراتب قرار دارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸۷.</ref>.
*آخرین مراتب این [[رذیلت]] امّا، در این [[آیه]] ترسیم شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند ؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>
*آخرین مراتب این [[رذیلت]] امّا، در این [[آیه]] ترسیم شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بی‌گمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم؛ (زیرا) دل‌هایی دارند که با آن درنمی‌یابند و دیدگانی که با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراه‌ترند ؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>
*چه این [[رذیلت]] [[قلب]] [[صاحب]] خود را کور و او را به حیوانی تبدیل می‌کند، که هرگز در پی [[خروج]] از عالَم حیوانی و رسیدن به مراتب [[کمال انسانی]] نخواهد بود؛ از این رو سرانجام با گذر از این عالَم، بدون آنکه استعدادهای انسانی خود را به فعلیّت رساند، به عالَم [[آخرت]] پا نهاده در شمار [[دوزخیان]] قرار خواهد گرفت؛ از این رو بدون تردید اگر این صفت زشت‌تر از دو صفت [[کبر]] و عُجب نباشد، در وقاحت کمتر از آن دو نیز نیست.
*چه این [[رذیلت]] [[قلب]] [[صاحب]] خود را کور و او را به حیوانی تبدیل می‌کند، که هرگز در پی [[خروج]] از عالَم حیوانی و رسیدن به مراتب [[کمال انسانی]] نخواهد بود؛ از این رو سرانجام با گذر از این عالَم، بدون آنکه استعدادهای انسانی خود را به فعلیّت رساند، به عالَم [[آخرت]] پا نهاده در شمار [[دوزخیان]] قرار خواهد گرفت؛ از این رو بدون تردید اگر این صفت زشت‌تر از دو صفت [[کبر]] و عُجب نباشد، در وقاحت کمتر از آن دو نیز نیست.
خط ۱۸: خط ۱۸:
*امروزه نیز این مطلب در [[سیره]] [[مستکبران]] مشاهده می‌شود. آنچه آنان با برخی کشورهای ضعیف آسیائی - همچون [[هند]] - و کشورهای آفریقائی انجام دادند، تا با کاشتن نهال [[ضعف نفس]] در آنان، علاوه بر استفاده از بازارهای شایگانشان از منابع زیرزمینی آنان نیز استفاده کنند، نشان دهنده این مطلب است.
*امروزه نیز این مطلب در [[سیره]] [[مستکبران]] مشاهده می‌شود. آنچه آنان با برخی کشورهای ضعیف آسیائی - همچون [[هند]] - و کشورهای آفریقائی انجام دادند، تا با کاشتن نهال [[ضعف نفس]] در آنان، علاوه بر استفاده از بازارهای شایگانشان از منابع زیرزمینی آنان نیز استفاده کنند، نشان دهنده این مطلب است.
*افسوس که با تمامی قبحی که بر این صفت ناشایست مترتب است، بسیاری از [[انسان‌ها]] خواه ناخواه به گونه‌ای از آن دچار بوده، ندانسته راه سقوط را به‌وسیله آن طی می‌نمایند.
*افسوس که با تمامی قبحی که بر این صفت ناشایست مترتب است، بسیاری از [[انسان‌ها]] خواه ناخواه به گونه‌ای از آن دچار بوده، ندانسته راه سقوط را به‌وسیله آن طی می‌نمایند.
*[[انسان]] با این [[رذیلت]]، [[بندگی]] [[شیطان]] و دیگر [[بت‌ها]] را می‌پذیرد؛ و با همین [[رذیلت]]، خود را به دنیای [[پست]] می‌فروشد؛ و با همین [[رذیلت]]، [[مقامات]] [[عالی]] [[اخلاقی]] را ترک می‌گوید؛ و با همین [[رذیلت]]، فراموش می‌کند که زمانی پیش از این، [[فرشتگان]] بر او [[سجده]] می‌برده‌اند؛ و با همین [[رذیلت]]، [[بهشت]] را ترک کرده سر به سوی [[جهنم]] می‌کند!. [[حضرت]] [[حق]] در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸۹.</ref>.
*[[انسان]] با این [[رذیلت]]، [[بندگی]] [[شیطان]] و دیگر [[بت‌ها]] را می‌پذیرد؛ و با همین [[رذیلت]]، خود را به دنیای [[پست]] می‌فروشد؛ و با همین [[رذیلت]]، [[مقامات]] [[عالی]] [[اخلاقی]] را ترک می‌گوید؛ و با همین [[رذیلت]]، فراموش می‌کند که زمانی پیش از این، [[فرشتگان]] بر او [[سجده]] می‌برده‌اند؛ و با همین [[رذیلت]]، [[بهشت]] را ترک کرده سر به سوی [[جهنم]] می‌کند!. [[حضرت حق]] در این زمینه می‌فرماید: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۸۹.</ref>.
*و پر واضح است که آن کس که از [[عزّت]] [[نفس]] برخوردار بوده خود را [[برتر]] از دنیای دون بداند، هرگز [[هوای نفس]] خود را به [[پرستش]] نمی‌گیرد؛ چه این [[هوای نفس]] نیز جزئی از دنیاست، که نزد عزّتمندان از هیچ قیمتی برخوردار نیست؛ امّا آنکه به [[بیماری]] خودکم‌بینی مبتلاست، [[دنیا]] را [[غایت]] آرزوی خود می‌بیند، و خود را [[شایسته]] مراتب [[برتر]] از آن نمی‌یابد.
*و پر واضح است که آن کس که از [[عزّت]] [[نفس]] برخوردار بوده خود را [[برتر]] از دنیای دون بداند، هرگز [[هوای نفس]] خود را به [[پرستش]] نمی‌گیرد؛ چه این [[هوای نفس]] نیز جزئی از دنیاست، که نزد عزّتمندان از هیچ قیمتی برخوردار نیست؛ امّا آنکه به [[بیماری]] خودکم‌بینی مبتلاست، [[دنیا]] را [[غایت]] آرزوی خود می‌بیند، و خود را [[شایسته]] مراتب [[برتر]] از آن نمی‌یابد.
*[[قرآن کریم]] امّا، نخست اشاره می‌فرماید که این [[بیماری]] در نوع [[انسان]] عمومیّت داشته بسیاری از آنان به آن [[مبتلا]] هستند: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا}}<ref>«بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند» سوره معارج، آیه ۱۹.</ref>. آنگاه به [[برتری]] پایگاه [[انسان]] در عالَم هستی اشاره می‌کند، و آن پایگاه را از تمامی موجودات مجرّد نیز [[برتر]] می‌شمارد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم؛ پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید! جز ابلیس» سوره حجر، آیه ۲۸-۳۱.</ref>؛
*[[قرآن کریم]] امّا، نخست اشاره می‌فرماید که این [[بیماری]] در نوع [[انسان]] عمومیّت داشته بسیاری از آنان به آن [[مبتلا]] هستند: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا}}<ref>«بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند» سوره معارج، آیه ۱۹.</ref>. آنگاه به [[برتری]] پایگاه [[انسان]] در عالَم هستی اشاره می‌کند، و آن پایگاه را از تمامی موجودات مجرّد نیز [[برتر]] می‌شمارد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من بر آنم بشری از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، بیافرینم؛ پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید! جز ابلیس» سوره حجر، آیه ۲۸-۳۱.</ref>؛
*آنگاه به صلاحیّت و توانِ او برای تسخیر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] اشاره می‌کند، که توانی است منحصر به فرد: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد » سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛
*آنگاه به صلاحیّت و توانِ او برای تسخیر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] اشاره می‌کند، که توانی است منحصر به فرد: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}}<ref>«آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد » سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛
*آنگاه [[برتر]] از این، به [[توان]] او برای دست یافتن به [[برترین]] [[مقامات]] قُرب [[الهی]] اشاره می‌نماید، که از تمامیِ [[مقامات]] پیشین [[برتر]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند * در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۴-۵۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹۰.</ref>.
*آنگاه [[برتر]] از این، به [[توان]] او برای دست یافتن به [[برترین]] [[مقامات]] قُرب [[الهی]] اشاره می‌نماید، که از تمامیِ [[مقامات]] پیشین [[برتر]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند * در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۴-۵۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹۰.</ref>.
*آنگاه او را به عنوان [[جانشین]] خود در [[زمین]] معرّفی می‌فرماید، [[جانشینی]] که می‌تواند بر تمامی موجودات [[فرمان]] رانده جز از ذات [[حضرت]] [[حق]]، تمامی عالم را به [[ادراک]] خود درآورد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم ؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که * و همه نام‌ها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۱.</ref>.
*آنگاه او را به عنوان [[جانشین]] خود در [[زمین]] معرّفی می‌فرماید، [[جانشینی]] که می‌تواند بر تمامی موجودات [[فرمان]] رانده جز از ذات [[حضرت حق]]، تمامی عالم را به [[ادراک]] خود درآورد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم ؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که * و همه نام‌ها را به آدم آموخت» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۱.</ref>.
*از این رو، بدون تردید [[انسان]] را هیچ قیمتی جز از [[بهشت]] نیست؛ و اگر به کمتر از این [[رضایت]] دهد، خود را بسیار ارزان فروخته است: {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>.
*از این رو، بدون تردید [[انسان]] را هیچ قیمتی جز از [[بهشت]] نیست؛ و اگر به کمتر از این [[رضایت]] دهد، خود را بسیار ارزان فروخته است: {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>.
*و باز از همین رو، بر [[انسان]] است که از گنداب [[دنیا]] خارج شده خود را به مراتب فراخنای [[آخرت]] رساند؛ و این جز با ترک [[رذیلت]] خودکم‌بینی میسّر نخواهد شد: {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریده‌ایم، * آنگاه او را به (پایه) فروترین فرومایگان بازگرداندیم» سوره تین، آیه ۴-۵.</ref>.
*و باز از همین رو، بر [[انسان]] است که از گنداب [[دنیا]] خارج شده خود را به مراتب فراخنای [[آخرت]] رساند؛ و این جز با ترک [[رذیلت]] خودکم‌بینی میسّر نخواهد شد: {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریده‌ایم، * آنگاه او را به (پایه) فروترین فرومایگان بازگرداندیم» سوره تین، آیه ۴-۵.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش