بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==مالکیت [[فدک]]== | |||
*[[فدک]] نام منطقهای حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] است که در [[شرق]] [[خیبر]] قرار گرفته است که در [[سال هفتم هجری]] وقتی [[مسلمانان]] با پرچمداری [[امیر مؤمنان]] قلعههای [[خیبر]] را [[فتح]] کردند و [[یهودیان]] [[تسلیم]] شدند، ساکنان [[فدک]] نمایندگانی نزد [[پیامبر]] فرستاده، نیمی از حاصل باغها و اراضی [[فدک]] را با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم [[پیامبر]] {{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند. چون اراضی [[فدک]] بدون [[جنگ]] به دست آمده بود، [[ملک]] ویژۀ [[پیامبر]] میشد و اختیارش با آن [[حضرت]] بود. [[آیات قرآن]] هم در چنین مواردی صراحت دارد و از آن به عنوان "فیئ" یاد میکند که از آن [[خدا]] و [[رسول]] و ذی القربی و [[یتیمان]] و مساکین است<ref>سوره حشر، آیه ۶ و ۷.</ref> و [[مسلمانان]] دیگر حقّی در آن ندارند و [[پیامبر]] {{صل}} میتواند هرگونه [[مصلحت]] بداند درباره آنها تصمیم بگیرد. به فرمودۀ [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{ع}} پس از [[نزول]] آیۀ {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> [[پیامبر]] [[فدک]] را به [[فاطمه زهرا]] [[سلام]] [[الله]] علیها) بخشید و در همان مجلس [[علی]] {{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند. [[حضرت زهرا]] {{س}} نمایندهای برای خود برگزید که امور [[فدک]] را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. [[فدک]] در سه سال پیش از [[وفات پیامبر]] در دست [[فاطمه]] {{ع}} بود و [[بنی هاشم]] تا [[پیامبر]] {{صل}} زنده بود، از محصول [[فدک]] بهره میبردند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref>. | *[[فدک]] نام منطقهای حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] است که در [[شرق]] [[خیبر]] قرار گرفته است که در [[سال هفتم هجری]] وقتی [[مسلمانان]] با پرچمداری [[امیر مؤمنان]] قلعههای [[خیبر]] را [[فتح]] کردند و [[یهودیان]] [[تسلیم]] شدند، ساکنان [[فدک]] نمایندگانی نزد [[پیامبر]] فرستاده، نیمی از حاصل باغها و اراضی [[فدک]] را با [[پیامبر]] [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم [[پیامبر]] {{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند. چون اراضی [[فدک]] بدون [[جنگ]] به دست آمده بود، [[ملک]] ویژۀ [[پیامبر]] میشد و اختیارش با آن [[حضرت]] بود. [[آیات قرآن]] هم در چنین مواردی صراحت دارد و از آن به عنوان "فیئ" یاد میکند که از آن [[خدا]] و [[رسول]] و ذی القربی و [[یتیمان]] و مساکین است<ref>سوره حشر، آیه ۶ و ۷.</ref> و [[مسلمانان]] دیگر حقّی در آن ندارند و [[پیامبر]] {{صل}} میتواند هرگونه [[مصلحت]] بداند درباره آنها تصمیم بگیرد. به فرمودۀ [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{ع}} پس از [[نزول]] آیۀ {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> [[پیامبر]] [[فدک]] را به [[فاطمه زهرا]] [[سلام]] [[الله]] علیها) بخشید و در همان مجلس [[علی]] {{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند. [[حضرت زهرا]] {{س}} نمایندهای برای خود برگزید که امور [[فدک]] را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. [[فدک]] در سه سال پیش از [[وفات پیامبر]] در دست [[فاطمه]] {{ع}} بود و [[بنی هاشم]] تا [[پیامبر]] {{صل}} زنده بود، از محصول [[فدک]] بهره میبردند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref>. | ||
==[[غصب]] [[فدک]]== | |||
*پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] [[حضرت زهرا]] {{س}} را اخراج کرد و [[فدک]] را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{عربی|نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ}}<ref>احتجاج طبرسی، ج ۱، ص۲۰؛ الاختصاص، ص ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار، ج؟؟؟، ص۱۲۷ و ۱۸۹. </ref> به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref>. | *پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] [[حضرت زهرا]] {{س}} را اخراج کرد و [[فدک]] را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{عربی|نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ}}<ref>احتجاج طبرسی، ج ۱، ص۲۰؛ الاختصاص، ص ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار، ج؟؟؟، ص۱۲۷ و ۱۸۹. </ref> به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۶.</ref>. | ||
*[[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} از راههای گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. [[حضرت زهرا]] {{ع}} هم در خطبۀ [[معروف]] خویش از [[غصب]] آن [[انتقاد]] مینماید و با استناد به [[آیات قرآن]]، ادعای آنان را در اینکه [[پیامبر]] [[ارث]] [[باقی]] نمیگذارد ردّ میکند<ref>{{متن حدیث|یا بن ابی قحافه! افی الکتاب ان ترث اباک و لا ارث ابی؟ لقد جئت شیئا فریّا}}؛ کفایة الموحدین، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>. علاوه بر اینکه [[فدک]] مدتها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} بود و از این رو، نیازی نبود آن [[حضرت]] برای اثبات مالکیت خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او [[بینه]] خواستند. سرانجام، با اینکه [[حضرت فاطمه ]]{{س}} [[بینه]] و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و [[فدک]] را بازنگرداندند. [[حجاج]] نیشابوری ماجرای مطالبۀ [[فدک]] از خلیفۀ اول را به صورت مشروح [[نقل]] کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] [[فدک]] را بازپس نداد، [[فاطمه]] {{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. [[فدک]] از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] به گونۀ رسمی و مستند به مالکیت [[فرزندان]] [[زهرا ]]{{س}} درآمد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷.</ref>. | *[[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} از راههای گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. [[حضرت زهرا]] {{ع}} هم در خطبۀ [[معروف]] خویش از [[غصب]] آن [[انتقاد]] مینماید و با استناد به [[آیات قرآن]]، ادعای آنان را در اینکه [[پیامبر]] [[ارث]] [[باقی]] نمیگذارد ردّ میکند<ref>{{متن حدیث|یا بن ابی قحافه! افی الکتاب ان ترث اباک و لا ارث ابی؟ لقد جئت شیئا فریّا}}؛ کفایة الموحدین، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>. علاوه بر اینکه [[فدک]] مدتها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه ]]{{س}} بود و از این رو، نیازی نبود آن [[حضرت]] برای اثبات مالکیت خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او [[بینه]] خواستند. سرانجام، با اینکه [[حضرت فاطمه ]]{{س}} [[بینه]] و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و [[فدک]] را بازنگرداندند. [[حجاج]] نیشابوری ماجرای مطالبۀ [[فدک]] از خلیفۀ اول را به صورت مشروح [[نقل]] کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] [[فدک]] را بازپس نداد، [[فاطمه]] {{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. [[فدک]] از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان [[خلافت]] [[مأمون عباسی]] به گونۀ رسمی و مستند به مالکیت [[فرزندان]] [[زهرا ]]{{س}} درآمد<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۵۷.</ref>. | ||
==اهداف [[غصب]] [[فدک]]== | |||
*[[فدک]] خیلی بزرگ بود، نخلهای آن به تعداد نخلهای کوفۀ امروز بود و [[ابوبکر]] و [[عمر]] هدفشان از جلوگیری [[فاطمه]] از تصرّف آن این بود که [[علی]] {{ع}} به [[کمک]] محصولات و غلّۀ آن در مخاصمهای که دربارۀ [[خلافت]] داشت [[قدرت]] نگیرد، ازاینرو در پی [[فدک]]، [[فاطمه]] و [[علی]] و سایر [[بنیهاشم]] و بنی مطلّب را از حقّشان نسبت به [[خمس]] جلوگیری کردند، چراکه [[انسان]] تهیدست، همتش هم [[سست]] و خودش [[خوار]] میشود و در پی کسبوکار میرود و [[ریاستطلبی]] و [[حکومت]] را رها میکند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>. | *[[فدک]] خیلی بزرگ بود، نخلهای آن به تعداد نخلهای کوفۀ امروز بود و [[ابوبکر]] و [[عمر]] هدفشان از جلوگیری [[فاطمه]] از تصرّف آن این بود که [[علی]] {{ع}} به [[کمک]] محصولات و غلّۀ آن در مخاصمهای که دربارۀ [[خلافت]] داشت [[قدرت]] نگیرد، ازاینرو در پی [[فدک]]، [[فاطمه]] و [[علی]] و سایر [[بنیهاشم]] و بنی مطلّب را از حقّشان نسبت به [[خمس]] جلوگیری کردند، چراکه [[انسان]] تهیدست، همتش هم [[سست]] و خودش [[خوار]] میشود و در پی کسبوکار میرود و [[ریاستطلبی]] و [[حکومت]] را رها میکند<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۵۵.</ref>. | ||
*[[غصب]] [[فدک]] جنبۀ [[سیاسی]] داشت و میخواستند دست [[اهل بیت]] را از امور [[مالی]] کوتاه کرده و پشتوانۀ [[اقتصادی]] آنان را ضربه بزنند. [[علی]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] از [[فدک]] و [[آزمندی]] دیگران نسبت به آن یاد میکند: «آری تنها از آنچه [[آسمان]] بر آن سایه افکنده [[فدک]] در دست ما بود»<ref>{{متن حدیث|بلی کانت فی أیدینا فدک ممّا اظلّته السّماء}}، نهج البلاغه، نامۀ ۴۶.</ref>. [[فدک]] پیوسته در [[تاریخ]] به عنوان نشانهای روشن از [[ظلم]] به [[اهل بیت]] مطرح بوده و ابعادی فراتر از تصرّف یک مزرعه و باغ یافته است. | *[[غصب]] [[فدک]] جنبۀ [[سیاسی]] داشت و میخواستند دست [[اهل بیت]] را از امور [[مالی]] کوتاه کرده و پشتوانۀ [[اقتصادی]] آنان را ضربه بزنند. [[علی]] {{ع}} در [[نهج البلاغه]] از [[فدک]] و [[آزمندی]] دیگران نسبت به آن یاد میکند: «آری تنها از آنچه [[آسمان]] بر آن سایه افکنده [[فدک]] در دست ما بود»<ref>{{متن حدیث|بلی کانت فی أیدینا فدک ممّا اظلّته السّماء}}، نهج البلاغه، نامۀ ۴۶.</ref>. [[فدک]] پیوسته در [[تاریخ]] به عنوان نشانهای روشن از [[ظلم]] به [[اهل بیت]] مطرح بوده و ابعادی فراتر از تصرّف یک مزرعه و باغ یافته است. | ||