صراط مستقیم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ']] صفحه' به ']]، ص'
جز (جایگزینی متن - ')| ' به ')|')
جز (جایگزینی متن - ']] صفحه' به ']]، ص')
خط ۱۲: خط ۱۲:


==واژه شناسی لغوی==
==واژه شناسی لغوی==
*"صراط" در لغت به معنای راه راست و "مستقیم‌" اسم فاعل استقامت، به معنای راست و درست و پایداری است که هیچ گونه کژی در آن نباشد. استقامت‌ طریق، آن است که راست و بر خط مستوی باشد و طریق حق را به آن تشبیه کرده‌اند‌<ref>مفردات فی غریب القرآن ۴۰۷.</ref> بنابراین صراط مستقیم یعنی راه روشـن و راست که همه را در برمی‌گیرد و دارای روندگان بسیاری است.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]] صفحه ۲.</ref>
*"صراط" در لغت به معنای راه راست و "مستقیم‌" اسم فاعل استقامت، به معنای راست و درست و پایداری است که هیچ گونه کژی در آن نباشد. استقامت‌ طریق، آن است که راست و بر خط مستوی باشد و طریق حق را به آن تشبیه کرده‌اند‌<ref>مفردات فی غریب القرآن ۴۰۷.</ref> بنابراین صراط مستقیم یعنی راه روشـن و راست که همه را در برمی‌گیرد و دارای روندگان بسیاری است.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>


==مقدمه==
==مقدمه==
خط ۱۸: خط ۱۸:
مفهوم اینها یعنی دین خدا، آیین حق، [[اسلام]]، خداشناسی، [[توحید]]. ولی در روایات متعددی، سبیل خدا و صراط مستقیم، [[پیامبر]] و [[امامت]] [[ائمه]] و [[امامان]] [[اهل بیت]] معرفی شده و بخصوص منظور از آن، [[امام علی|امیر مؤمنان]]{{ع}} دانسته شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در ذیل آیۀ {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} می‌فرماید: {{عربی|"هو أمیر المؤمنین علیه السّلام و معرفته"}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۱۲</ref> و [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: {{عربی|"}نحن أبواب اللّه و نحن الصّراط المستقیم"}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۱۲</ref> و [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"علیّ بن ابی طالب و الأئمّة من ولد فاطمة"}}<ref>همان، ص ۱۶. روایات این موضوع را در «بحار الأنوار» ، ج ۲۴ ص ۹ به بعد (انّهم علیهم السّلام السبیل و الصراط و شیعتهم المستقیمون علیها) و «معانی الأخبار» ، ص ۳۲ مطالعه کنید.</ref> از میان راه‌های گوناگون عملی و تفکرات رنگارنگ فلسفی و کلامی، صراط مستقیم [[امام علی|علی]]{{ع}} [[حق]] است و راست و بی‌انحراف و نجات‌بخش. در دعای ندبه نیز از [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} به عنوان فرزند نبأ عظیم و صراط مستقیم یاد شده است (یابن النّبأ العظیم، یابن الصّراط المستقیم) . راه علی و [[ائمه]]، راه درست و حق است و پیروان را به رضای خدا و به بهشت می‌رساند. راه‌های دیگر همه بیراهه است. صراط مستقیم، از افراط و تفریط هم دور است و بر محور [[حق]] است و چون از طریق حق عبور می‌کند، به خاطر خطرها، لغزش‌ها و سقوط‌ها دشوار است و باریک و پرگزند و نیاز به نور معرفت دارد، تا انسان را از روی جهنّم شهوات و شبهات و تمایلات نفسانی بگذراند. در کلام [[امام سجاد]]{{ع}} است: صراط در دنیا آن است که از غلوّ و از تقصیر دور باشد، یعنی بدون افراط و تفریط. در آخرت نیز، صراط راه مؤمنان به سوی بهشت است. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرموده است: صراط، طریقی است به سوی شناخت خدا، و دو صراط است: یکی در دنیا، دیگری در آخرت. صراط دنیا همان [[امام]] است که اطاعتش واجب است و هرکس او را شناخته، از وی پیروی کند، از صراطی که پل جهنّم در آخرت است، خواهد گذشت و کسی که در دنیا امام مفترض الطّاعه را نشناسد، در آخرت قدمش می‌لغزد و در آتش دوزخ سرنگون می‌شود.<ref>معانی الاخبار، ص ۳۲</ref> با این تحلیل، تفاوت عبور مردم از صراط نیز بستگی به تفاوتشان در امام‌شناسی و پیروی آنان از أئمه دارد. در نتیجه، مخالفان با [[امام]] [[معصوم]]، هرگز نمی‌توانند از آن عبور بکنند. از صراط مستقیم، به صراط اقوم و صراط سویّ هم تعبیر شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۲.</ref>.
مفهوم اینها یعنی دین خدا، آیین حق، [[اسلام]]، خداشناسی، [[توحید]]. ولی در روایات متعددی، سبیل خدا و صراط مستقیم، [[پیامبر]] و [[امامت]] [[ائمه]] و [[امامان]] [[اهل بیت]] معرفی شده و بخصوص منظور از آن، [[امام علی|امیر مؤمنان]]{{ع}} دانسته شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در ذیل آیۀ {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} می‌فرماید: {{عربی|"هو أمیر المؤمنین علیه السّلام و معرفته"}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۱۲</ref> و [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: {{عربی|"}نحن أبواب اللّه و نحن الصّراط المستقیم"}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۱۲</ref> و [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"علیّ بن ابی طالب و الأئمّة من ولد فاطمة"}}<ref>همان، ص ۱۶. روایات این موضوع را در «بحار الأنوار» ، ج ۲۴ ص ۹ به بعد (انّهم علیهم السّلام السبیل و الصراط و شیعتهم المستقیمون علیها) و «معانی الأخبار» ، ص ۳۲ مطالعه کنید.</ref> از میان راه‌های گوناگون عملی و تفکرات رنگارنگ فلسفی و کلامی، صراط مستقیم [[امام علی|علی]]{{ع}} [[حق]] است و راست و بی‌انحراف و نجات‌بخش. در دعای ندبه نیز از [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} به عنوان فرزند نبأ عظیم و صراط مستقیم یاد شده است (یابن النّبأ العظیم، یابن الصّراط المستقیم) . راه علی و [[ائمه]]، راه درست و حق است و پیروان را به رضای خدا و به بهشت می‌رساند. راه‌های دیگر همه بیراهه است. صراط مستقیم، از افراط و تفریط هم دور است و بر محور [[حق]] است و چون از طریق حق عبور می‌کند، به خاطر خطرها، لغزش‌ها و سقوط‌ها دشوار است و باریک و پرگزند و نیاز به نور معرفت دارد، تا انسان را از روی جهنّم شهوات و شبهات و تمایلات نفسانی بگذراند. در کلام [[امام سجاد]]{{ع}} است: صراط در دنیا آن است که از غلوّ و از تقصیر دور باشد، یعنی بدون افراط و تفریط. در آخرت نیز، صراط راه مؤمنان به سوی بهشت است. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرموده است: صراط، طریقی است به سوی شناخت خدا، و دو صراط است: یکی در دنیا، دیگری در آخرت. صراط دنیا همان [[امام]] است که اطاعتش واجب است و هرکس او را شناخته، از وی پیروی کند، از صراطی که پل جهنّم در آخرت است، خواهد گذشت و کسی که در دنیا امام مفترض الطّاعه را نشناسد، در آخرت قدمش می‌لغزد و در آتش دوزخ سرنگون می‌شود.<ref>معانی الاخبار، ص ۳۲</ref> با این تحلیل، تفاوت عبور مردم از صراط نیز بستگی به تفاوتشان در امام‌شناسی و پیروی آنان از أئمه دارد. در نتیجه، مخالفان با [[امام]] [[معصوم]]، هرگز نمی‌توانند از آن عبور بکنند. از صراط مستقیم، به صراط اقوم و صراط سویّ هم تعبیر شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۲.</ref>.
==چیستی صراط مستقیم==
==چیستی صراط مستقیم==
*صراط مستقیم در آموزه‌های قرآنی اصطلاحی خاص با معنا و مفهومی ویژه است، بار مفهومی خاصی را با خود به دوش دارد و به عبارتی همه آیات قرآنی تبیین‌گر مفهومی است که قرآن از صراط مستقیم اراده کرده است؛ زیرا خداوند پس از فرمان هبوط به [[حضرت آدم]] {{ع}} (ع) و [[حوا]] به آنان گوشزد می‌کند به سبب ترک اولی ایشان و خوردن از میوه درخت ممنوع می‌بایست از آن بیرون روند و در زمین تا زمانی خاص مستقر گردند تا این که از سوی خداوند برای ایشان دستور هدایتی فروآید و آنان را با آموزه‌های دستوری و راهنمایی خاص خود در مسیر قرار دهد و دوباره خود را در مسیر و راه انسانیت قرار دهند که راه خلافت الهی و ولایت بر همه هستی است ازاین روست که همه کتب آسمانی و آیات وحیانی در حکم بیان راهی است که آنان را از جایگاه هبوطی برانگیزاند و راه را از چاه بنمایاند. بنابراین آنچه در آیات کتاب مقدس قرآن و آموزه‌های وحیانی آن آمده، همانند دیگر کتب آسمانی تبیین کننده و تشریح گر راه مستقیمی است که انسان می‌بایست آن را طی نماید. از این روست که می‌توان گفت اکثر آیات قرآنی تفسیر و تشریح و تبیین کننده اصطلاح قرآنی صراط مستقیم است. باتوجه به این نکته، اگر در تفاسیر روایی در بیان و یا از باب ذکر مصداق و تطبیق و تاویل سخن از این به میان می‌آید که نحن الصراط المستقیم و یا الصراط هو صراط الولایه و مانند آن در حقیقت بیانگر نمادهای عینی از این واقعیت و حقیقت است که همه قرآن و یا همه اسوه‌های قرآنی چون [[پیامبر خاتم|پیامبراکرم]]{{صل}} و معصومان دیگر {{عم}} تفسیر صراط مستقیم می‌باشند. <ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]] صفحه ۱.</ref>
*صراط مستقیم در آموزه‌های قرآنی اصطلاحی خاص با معنا و مفهومی ویژه است، بار مفهومی خاصی را با خود به دوش دارد و به عبارتی همه آیات قرآنی تبیین‌گر مفهومی است که قرآن از صراط مستقیم اراده کرده است؛ زیرا خداوند پس از فرمان هبوط به [[حضرت آدم]] {{ع}} (ع) و [[حوا]] به آنان گوشزد می‌کند به سبب ترک اولی ایشان و خوردن از میوه درخت ممنوع می‌بایست از آن بیرون روند و در زمین تا زمانی خاص مستقر گردند تا این که از سوی خداوند برای ایشان دستور هدایتی فروآید و آنان را با آموزه‌های دستوری و راهنمایی خاص خود در مسیر قرار دهد و دوباره خود را در مسیر و راه انسانیت قرار دهند که راه خلافت الهی و ولایت بر همه هستی است ازاین روست که همه کتب آسمانی و آیات وحیانی در حکم بیان راهی است که آنان را از جایگاه هبوطی برانگیزاند و راه را از چاه بنمایاند. بنابراین آنچه در آیات کتاب مقدس قرآن و آموزه‌های وحیانی آن آمده، همانند دیگر کتب آسمانی تبیین کننده و تشریح گر راه مستقیمی است که انسان می‌بایست آن را طی نماید. از این روست که می‌توان گفت اکثر آیات قرآنی تفسیر و تشریح و تبیین کننده اصطلاح قرآنی صراط مستقیم است. باتوجه به این نکته، اگر در تفاسیر روایی در بیان و یا از باب ذکر مصداق و تطبیق و تاویل سخن از این به میان می‌آید که نحن الصراط المستقیم و یا الصراط هو صراط الولایه و مانند آن در حقیقت بیانگر نمادهای عینی از این واقعیت و حقیقت است که همه قرآن و یا همه اسوه‌های قرآنی چون [[پیامبر خاتم|پیامبراکرم]]{{صل}} و معصومان دیگر {{عم}} تفسیر صراط مستقیم می‌باشند. <ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۱.</ref>


==صراط، سبیل و طریق==
==صراط، سبیل و طریق==
*در قرآن کریم از سه واژۀ صراط، سبیل و طریق استفاده شده است که به نوعی با همدیگر مترادف، اما در واقع تفاوت هایی دارند، مانند:  
*در قرآن کریم از سه واژۀ صراط، سبیل و طریق استفاده شده است که به نوعی با همدیگر مترادف، اما در واقع تفاوت هایی دارند، مانند:  
#یکی از تفاوت‌های صراط با طریق و سبیل، در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است، برخلاف دو واژۀ دیگر که هر دو جمع بسته می‌شوند و به راه‌های مختلف و بسیار اطلاق می‌شود. <ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.</ref>
#یکی از تفاوت‌های صراط با طریق و سبیل، در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است، برخلاف دو واژۀ دیگر که هر دو جمع بسته می‌شوند و به راه‌های مختلف و بسیار اطلاق می‌شود. <ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.</ref>
#تفاوت‌ دیگر در مادی بودن سبیل و معنوی بودن صراط است و نیز گفته شده سبیل برای خیر و شر هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای امور خیر استعمال شده است (البته در قرآن کریم برای جحیم نیز واژۀ صراط استفاده شده است: {{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref>.) تفاوت دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است <ref>ر.ک؛ بستانی و کرئی: معنا، ویژگی‌ها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]] صفحه ۲۸ و ۲۹.</ref>
#تفاوت‌ دیگر در مادی بودن سبیل و معنوی بودن صراط است و نیز گفته شده سبیل برای خیر و شر هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای امور خیر استعمال شده است (البته در قرآن کریم برای جحیم نیز واژۀ صراط استفاده شده است: {{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref>.) تفاوت دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است <ref>ر.ک؛ بستانی و کرئی: معنا، ویژگی‌ها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]]، ص ۲۸ و ۲۹.</ref>
*بر خلاف "سبیل" و جمع آن "سبل"، جمع واژه "طریق" در قرآن کریم (الطرق) ذکر نشده است، اما واژه "طریق" به معنای راه و گاهی هم مترادف با "صراط" با واژه "مستقیم" یاد شده است، چنان که می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>گفتند: ای قوم ما؛ ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانه‌های کتاب‌های پیش از آن، که به سوی حق و راه راست هدایت می‌کند؛ أحقاف /۳۰.</ref>
*بر خلاف "سبیل" و جمع آن "سبل"، جمع واژه "طریق" در قرآن کریم (الطرق) ذکر نشده است، اما واژه "طریق" به معنای راه و گاهی هم مترادف با "صراط" با واژه "مستقیم" یاد شده است، چنان که می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>گفتند: ای قوم ما؛ ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانه‌های کتاب‌های پیش از آن، که به سوی حق و راه راست هدایت می‌کند؛ أحقاف /۳۰.</ref>


خط ۲۹: خط ۲۹:
*برای شناخت راه راست و صراط مستقیم از دو روش می‌توان بهره گرفت: نخست از ویژگی‌هایی که خداوند در قرآن برای آن بیان داشته است سود جست و یا از کسانی که در این راه هستند و به عنوان سالکان و روندگان آن معرفی شده‌اند استفاده کرد. قرآن از هر دو روش نظری و عینی برای بیان راه راست سود جسته است. در این جا نخست ویژگی‌های نظری بیان و سپس به بیان سالکان و شاخصه‌های راه یافته گان پرداخته می‌شود.  
*برای شناخت راه راست و صراط مستقیم از دو روش می‌توان بهره گرفت: نخست از ویژگی‌هایی که خداوند در قرآن برای آن بیان داشته است سود جست و یا از کسانی که در این راه هستند و به عنوان سالکان و روندگان آن معرفی شده‌اند استفاده کرد. قرآن از هر دو روش نظری و عینی برای بیان راه راست سود جسته است. در این جا نخست ویژگی‌های نظری بیان و سپس به بیان سالکان و شاخصه‌های راه یافته گان پرداخته می‌شود.  
===شناخت نظری===
===شناخت نظری===
*از مهم‌ترین ویژگی‌های راه راست آن است که خداوند، آنرا راهی بر می‌شمارد که می‌بایست انسان در آن مسیر قرار گیرد و به دعوت خداوند لبیک گوید. خداوند در آیه ۱۵۳ سوره انعام و نیز ۷۳ سوره مؤمنون مردمان را دعوت کرده است که در این مسیر قرار گیرند. از نظر قرآن راهی است که می‌تواند انسان مستقر در زمین را به جایگاه واقعی و اصلی او به عنوان خلافت الهی بازگرداند و از نعمت‌های خاص خداوند برخوردار نماید.<ref>حمد آیه ۶</ref> کسانی که در این راه قرار می‌گیرند نه تنها از ضلالت و گمراهی و اغوای ابلیس و شیاطین در امان می‌مانند<ref>حجر آیات ۳۹ و ۴۱ </ref>بلکه به عنوان اسوه‌ها و الگوهای الهی مطرح و معرفی می‌شوند. <ref>حمد آیات ۵ تا ۷ و نیز انعام آیات ۸۷ و ۸۹</ref> خداوند در آیات ۳۲ تا ۳۶ سوره مریم، کسانی را که در مسیر صراط مستقیم حرکت می‌کنند انسان‌های سعادتمند و خوشبختی معرفی می‌کند که به آرامش و آسایش واقعی رسیده‌اند.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]] صفحه ۲.</ref>
*از مهم‌ترین ویژگی‌های راه راست آن است که خداوند، آنرا راهی بر می‌شمارد که می‌بایست انسان در آن مسیر قرار گیرد و به دعوت خداوند لبیک گوید. خداوند در آیه ۱۵۳ سوره انعام و نیز ۷۳ سوره مؤمنون مردمان را دعوت کرده است که در این مسیر قرار گیرند. از نظر قرآن راهی است که می‌تواند انسان مستقر در زمین را به جایگاه واقعی و اصلی او به عنوان خلافت الهی بازگرداند و از نعمت‌های خاص خداوند برخوردار نماید.<ref>حمد آیه ۶</ref> کسانی که در این راه قرار می‌گیرند نه تنها از ضلالت و گمراهی و اغوای ابلیس و شیاطین در امان می‌مانند<ref>حجر آیات ۳۹ و ۴۱ </ref>بلکه به عنوان اسوه‌ها و الگوهای الهی مطرح و معرفی می‌شوند. <ref>حمد آیات ۵ تا ۷ و نیز انعام آیات ۸۷ و ۸۹</ref> خداوند در آیات ۳۲ تا ۳۶ سوره مریم، کسانی را که در مسیر صراط مستقیم حرکت می‌کنند انسان‌های سعادتمند و خوشبختی معرفی می‌کند که به آرامش و آسایش واقعی رسیده‌اند.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>
*از ویژگی‌های انحصاری صراط مستقیم که در آیات ۵۲ و ۵۳ سوره شوری بدان اشاره شده این است که این راه، آدمی را به الله که هدف نهایی است می‌رساند و از هرگونه دوری باز می‌دارد. در حقیقت راهی است که می‌توان آن را صددرصد درست و راست ارزیابی کرد، که هر کس در آن قرار گیرد به الله می‌رساند. از خصوصیات این راه آن است که راهی طبیعی و مطابق با فطرت بشری است و انسان‌ها به طور طبیعی و فطری همان راه را انتخاب می‌کنند مگر آنکه طبیعت و فطرت آنان آسیب دیده باشد و یا تحت وسوسه‌ها و القائات شیطانی و ابلیسی قرار گرفته باشند. راه راست راه خداوند است که در آن هیچ گونه کژی و انحرافی یافت نمی‌شود و آدمی را به سوی بدی‌ها و زشتی‌ها و نابهنجاری‌ها نمی‌خواند.<ref>انعام آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳ و هود آیه ۵۶ و آیات دیگر</ref>
*از ویژگی‌های انحصاری صراط مستقیم که در آیات ۵۲ و ۵۳ سوره شوری بدان اشاره شده این است که این راه، آدمی را به الله که هدف نهایی است می‌رساند و از هرگونه دوری باز می‌دارد. در حقیقت راهی است که می‌توان آن را صددرصد درست و راست ارزیابی کرد، که هر کس در آن قرار گیرد به الله می‌رساند. از خصوصیات این راه آن است که راهی طبیعی و مطابق با فطرت بشری است و انسان‌ها به طور طبیعی و فطری همان راه را انتخاب می‌کنند مگر آنکه طبیعت و فطرت آنان آسیب دیده باشد و یا تحت وسوسه‌ها و القائات شیطانی و ابلیسی قرار گرفته باشند. راه راست راه خداوند است که در آن هیچ گونه کژی و انحرافی یافت نمی‌شود و آدمی را به سوی بدی‌ها و زشتی‌ها و نابهنجاری‌ها نمی‌خواند.<ref>انعام آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳ و هود آیه ۵۶ و آیات دیگر</ref>
*کسانی که در راه راست قرار می‌گیرند دارای همه خصوصیات بلند اخلاقی و هنجاری هستند و رفتارها و گفتارهای ایشان براساس و پایه اصول عقلانی و عقلایی و شرعی است و از نابهنجاری‌ها و زشتی‌ها و پلیدی‌ها پرهیز می‌کنند. از این روست که آنان آینه تمام نمای اخلاق و قانون هستند.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]] صفحه ۲.</ref>
*کسانی که در راه راست قرار می‌گیرند دارای همه خصوصیات بلند اخلاقی و هنجاری هستند و رفتارها و گفتارهای ایشان براساس و پایه اصول عقلانی و عقلایی و شرعی است و از نابهنجاری‌ها و زشتی‌ها و پلیدی‌ها پرهیز می‌کنند. از این روست که آنان آینه تمام نمای اخلاق و قانون هستند.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۲.</ref>
===شناخت از روی مصادیق===
===شناخت از روی مصادیق===
*قرآن کریم دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول حقیقت آن است و مرتبه دوم ظاهر‌ آیات. ظاهر قرآن همان است که قرائت می‌شود و معنای ظاهری و سطحی‌ آن‌ درک‌ می‌شود. اما حقیقت قرآن، تنها برای کسی که تقوا داشته باشد، آشکار است، چنانکه مرتبه درک حقیقت قرآن تنها‌ از‌ آن‌ اولیاء و پیامبران و راه‌یافتگان به مقام [[وحی]] است. از [[امام صادق]] {{ع}} روایت است که فرمود‌ند:  {{عربی|«نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله»}}؛ ما هستیم که راسخین در علم‌ می‌باشیم و ما هستیم که‌ تأویل‌ قرآن را می‌دانیم.
*قرآن کریم دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول حقیقت آن است و مرتبه دوم ظاهر‌ آیات. ظاهر قرآن همان است که قرائت می‌شود و معنای ظاهری و سطحی‌ آن‌ درک‌ می‌شود. اما حقیقت قرآن، تنها برای کسی که تقوا داشته باشد، آشکار است، چنانکه مرتبه درک حقیقت قرآن تنها‌ از‌ آن‌ اولیاء و پیامبران و راه‌یافتگان به مقام [[وحی]] است. از [[امام صادق]] {{ع}} روایت است که فرمود‌ند:  {{عربی|«نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله»}}؛ ما هستیم که راسخین در علم‌ می‌باشیم و ما هستیم که‌ تأویل‌ قرآن را می‌دانیم.
خط ۳۷: خط ۳۷:
*منظور امام در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ‌ ‌ایشان و [[اهل بیت]] {{عم}} و دشمنان آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند‌ و [[پیامبر خاتم|رسول‌]] {{صل}} اویند، می‌باشد. و این معانی حتما به طریق تأویل و پی بردن به حقایق قرآن به دست می‌آید. و غالبا این تأویلات از سوی خود [[اهل بیت]] وارد شده است.
*منظور امام در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ‌ ‌ایشان و [[اهل بیت]] {{عم}} و دشمنان آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند‌ و [[پیامبر خاتم|رسول‌]] {{صل}} اویند، می‌باشد. و این معانی حتما به طریق تأویل و پی بردن به حقایق قرآن به دست می‌آید. و غالبا این تأویلات از سوی خود [[اهل بیت]] وارد شده است.
*یکی از‌ این‌ مباحث‌ که تأویلات آن از سوی‌ [[اهل‌ بیت‌]] {{عم}} در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر و [[ائمه]] اطهار به‌ کرات‌ بیان‌ شده است. از جمله از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل‌ است که‌ در روز عید غدیر فرمود: {{عربی|«مَعاشِرَ النّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ»}}<ref>البرهان فی تفسیرالقرآن،ج ۲،ص ۲۳۵.</ref>. ای مردم، من صراط الله‌ المستقیم هستم که شما به پیروی از آن امر شده‌اید و پس از من، علی صراط مستقیم و سپس ذریه‌ او‌، امامانی‌ که به حق هدایت می‌کنند. همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} نقل است که‌ فرمود‌: {{عربی|«الصراط المستقیم امیرالمؤمنین علی»}}<ref>معانی الأخبار ۳۲.</ref>. و از امام زین‌العابدین نیز روایت شده که فرمود: {{عربی|«نحن ابواب اللّه و نحن‌ الصراط‌ المستقیم‌»}}
*یکی از‌ این‌ مباحث‌ که تأویلات آن از سوی‌ [[اهل‌ بیت‌]] {{عم}} در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر و [[ائمه]] اطهار به‌ کرات‌ بیان‌ شده است. از جمله از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل‌ است که‌ در روز عید غدیر فرمود: {{عربی|«مَعاشِرَ النّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ»}}<ref>البرهان فی تفسیرالقرآن،ج ۲،ص ۲۳۵.</ref>. ای مردم، من صراط الله‌ المستقیم هستم که شما به پیروی از آن امر شده‌اید و پس از من، علی صراط مستقیم و سپس ذریه‌ او‌، امامانی‌ که به حق هدایت می‌کنند. همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} نقل است که‌ فرمود‌: {{عربی|«الصراط المستقیم امیرالمؤمنین علی»}}<ref>معانی الأخبار ۳۲.</ref>. و از امام زین‌العابدین نیز روایت شده که فرمود: {{عربی|«نحن ابواب اللّه و نحن‌ الصراط‌ المستقیم‌»}}
*اما علت این تأویل چیست؟ خدای سبحان در سورۀ انعام، صراط مستقیم را‌ دین قیّمی‌ می‌داند‌ که خود ایستاده و پیروانش را به ایستادگی فرامی‌خواند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>انعام ۱۶۱.</ref>. و چون برجسته‌ترین روش را ابراهیم خلیل نشان‌ داده‌، قرآن کریم دین را به روش او نسبت می‌دهد و چون صراط مستقیم دین‌ الهی‌ است‌، و [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه|ائمه اطهار]] {{عم}} بیان‌کننده دین و قرآن ممثل و ناطق هستند، از این رو، صراط مستقیم‌ بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و امام تطبیق شده است<ref>ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.</ref>. و همان‌طور که گفته شد، صراط مستقیم‌ بزرگراه‌ آشکار و نزدیک‌ترین راه به سوی خداوند است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که‌ هرکس‌ به دنبال این قرآن ناطق و ممثل حرکت کند، با سلامتی به مقصدش‌ می‌رسد‌<ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]] صفحه ۵۴.</ref>
*اما علت این تأویل چیست؟ خدای سبحان در سورۀ انعام، صراط مستقیم را‌ دین قیّمی‌ می‌داند‌ که خود ایستاده و پیروانش را به ایستادگی فرامی‌خواند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>انعام ۱۶۱.</ref>. و چون برجسته‌ترین روش را ابراهیم خلیل نشان‌ داده‌، قرآن کریم دین را به روش او نسبت می‌دهد و چون صراط مستقیم دین‌ الهی‌ است‌، و [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه|ائمه اطهار]] {{عم}} بیان‌کننده دین و قرآن ممثل و ناطق هستند، از این رو، صراط مستقیم‌ بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و امام تطبیق شده است<ref>ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.</ref>. و همان‌طور که گفته شد، صراط مستقیم‌ بزرگراه‌ آشکار و نزدیک‌ترین راه به سوی خداوند است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که‌ هرکس‌ به دنبال این قرآن ناطق و ممثل حرکت کند، با سلامتی به مقصدش‌ می‌رسد‌<ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۵۴.</ref>


==معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم==
==معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم==
خط ۵۲: خط ۵۲:


==راه دست یابی به صراط مستقیم==
==راه دست یابی به صراط مستقیم==
*پرسش این است که چگونه می‌توان به راه راست دست یافت و در مسیر کمالی آن قرار گرفت؟ برخی از کارها و امور در شناخت راه مستقیم یاریگر انسان می باشد، از جمله این که راهی راه راست است که براساس فطرت و طبیعت سالم بشری باشد. از این رو هر امری که برخلاف حکم عقل و سیره عقلا و خردمندان و با اصول اخلاقی در تضاد باشد و در موارد مشکوک برخلاف راه شریعت دانسته شده است می‌بایست پرهیز کرد و آن را راهی بیرون از راه راست ارزیابی نمود. به این معنا هدایت یافتگان کسانی هستند که به آنان نعمت‌هایی خاص چون عقل و حکمت و رشد داده شده است و حق را از باطل و کارهای درست را از نادرست می‌شناسند و بر صداقت و راستی هستند و اعمال صالح انجام می‌دهند به گونه‌ای که این کارها جزو سیره و منش آنان شده است. به نعمت‌هایی که به آنان داده شده است شکر می‌گزارند و آن را به درستی و در جای خود مصرف می‌کنند و شاکر واقعی نعمت می‌باشند. بنابراین هرگز از ولایت و اطاعت خدا و رسول و معصوم که خلیفه الهی است بیرون نمی‌روند و نعمت را کفران نمی‌کنند و مورد غضب الهی قرار نمی‌گیرند و یا سخن و آرا و انظار خود را بر حکم الهی مقدم نمی‌دارند که گمراه و ضال شوند و از مسیر کمالی خارج گردند. آنان کسانی هستند که از خداوند می‌خواهند تا اراده آنان را برای قرار گرفتن در مسیر تقویت کند.<ref>تکویر آیه ۲۷و۲۸</ref> اهل اطاعت<ref>نساء آیه ۶۶ و ۶۸</ref> اعتصام به خدا<ref>آل عمران آیه ۱۰۱</ref> امداد از خدا<ref>حمد آیه 5و ۶</ref> در مسیر راهنمایی پیامبران<ref>بقره آیه ۲۱۳</ref> انجام تکالیف الهی<ref>نساء آیه ۶۶ و ۶۸</ref> حق گرایی<ref>نحل آیه ۱۲۰ و ۱۲۱</ref> شکرگزاری<ref>نحل آیه ۱۲۱</ref> قرآن<ref>مائده آیه ۱۵ و ۱۶</ref> هجرت<ref>نساء آیه ۶۶ و ۶۸</ref> و دیگر امور نیک و پسندیده هستند. این همان راهی است که انسان می‌تواند با قرار گرفتن در آن خود را به خدا برساند و اهل تقرب و کمال مطلق و نوعی ولایت و خلافت گردد.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]] صفحه ۴.</ref>
*پرسش این است که چگونه می‌توان به راه راست دست یافت و در مسیر کمالی آن قرار گرفت؟ برخی از کارها و امور در شناخت راه مستقیم یاریگر انسان می باشد، از جمله این که راهی راه راست است که براساس فطرت و طبیعت سالم بشری باشد. از این رو هر امری که برخلاف حکم عقل و سیره عقلا و خردمندان و با اصول اخلاقی در تضاد باشد و در موارد مشکوک برخلاف راه شریعت دانسته شده است می‌بایست پرهیز کرد و آن را راهی بیرون از راه راست ارزیابی نمود. به این معنا هدایت یافتگان کسانی هستند که به آنان نعمت‌هایی خاص چون عقل و حکمت و رشد داده شده است و حق را از باطل و کارهای درست را از نادرست می‌شناسند و بر صداقت و راستی هستند و اعمال صالح انجام می‌دهند به گونه‌ای که این کارها جزو سیره و منش آنان شده است. به نعمت‌هایی که به آنان داده شده است شکر می‌گزارند و آن را به درستی و در جای خود مصرف می‌کنند و شاکر واقعی نعمت می‌باشند. بنابراین هرگز از ولایت و اطاعت خدا و رسول و معصوم که خلیفه الهی است بیرون نمی‌روند و نعمت را کفران نمی‌کنند و مورد غضب الهی قرار نمی‌گیرند و یا سخن و آرا و انظار خود را بر حکم الهی مقدم نمی‌دارند که گمراه و ضال شوند و از مسیر کمالی خارج گردند. آنان کسانی هستند که از خداوند می‌خواهند تا اراده آنان را برای قرار گرفتن در مسیر تقویت کند.<ref>تکویر آیه ۲۷و۲۸</ref> اهل اطاعت<ref>نساء آیه ۶۶ و ۶۸</ref> اعتصام به خدا<ref>آل عمران آیه ۱۰۱</ref> امداد از خدا<ref>حمد آیه 5و ۶</ref> در مسیر راهنمایی پیامبران<ref>بقره آیه ۲۱۳</ref> انجام تکالیف الهی<ref>نساء آیه ۶۶ و ۶۸</ref> حق گرایی<ref>نحل آیه ۱۲۰ و ۱۲۱</ref> شکرگزاری<ref>نحل آیه ۱۲۱</ref> قرآن<ref>مائده آیه ۱۵ و ۱۶</ref> هجرت<ref>نساء آیه ۶۶ و ۶۸</ref> و دیگر امور نیک و پسندیده هستند. این همان راهی است که انسان می‌تواند با قرار گرفتن در آن خود را به خدا برساند و اهل تقرب و کمال مطلق و نوعی ولایت و خلافت گردد.<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص ۴.</ref>


==جایگاه عقل در رسیدن به قله تکامل==
==جایگاه عقل در رسیدن به قله تکامل==
*می‌توان گفت: جالب‌ترین تعبیر و جامع‌ترین سخن در تبیین نقش عقل در پیمودن صراط مستقیم الهی و رسیدن به قلّۀ کمالات انسانی، سخنی است که در نهج البلاغه از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده که در توصیف سالک به سوی خدای سبحان می‌فرماید: {{عربی|"قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ، وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ، وَ لَطُفَ غَلِيظُهُ وَ بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ، فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِيقَ، وَ سَلَكَ بِهِ السَّبِيلَ، وَ تَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ إِلَى بَابِ السَّلَامَةِ، وَ دَارِ الْإِقَامَةِ، وَ ثَبَتَتْ رِجْلَاهُ بِطُمَأْنِينَةِ بَدَنِهِ فِي قَرَارِ الْأَمْنِ وَ الرَّاحَةِ، بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ، وَ أَرْضَى رَبَّهُ"}}<ref>«[سالک،] خردش را زنده گردانید و نفسش را می‌رانید تا پیکر ستبرش لاغر شد و دلِ سختش به لطافت گرایید. فروغی سخت روشن، بر او تابید و راهش را روشن ساخت و او را به راه راست، روان داشت، درها او را به آستانِ سلامت و سرای اقامت راندند و به سبب آرامشی که در بدنش پدید آمده بود، پاهایش در قرارگاه ایمنی و آسایش، استوار ماند؛ زیرا دل خود را به کار وا داشت و پروردگارش را خشنود ساخت.» سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۰؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۶۹، ص۳۱۶.</ref> بر پایه این سخن، زنده شدن نیروی عقل در وجود انسان، محرّک اصلیِ سالک در پیمودن صراط مستقیم الهی و رسیدن به قلّۀ کمالات انسانی است و به هر اندازه که عقل در جان انسان قوّت یابد، به همان اندازه، تمایلات نفسانی و شیطانی در او ضعیف می‌شود، تا آن جا که کاملاً از بین می‌رود و زمینه‌ای برای انجام کارهای ناشایست در وجود انسان، باقی نمی‌ماند. در این حال، عقل از حیات کامل برخوردار می‌گردد و زمام انسان را در سیر و سلوک، کاملاً به دست می‌گیرد، و او را از ابواب و منازل سلوک، عبور می‌دهد تا به سرمنزل مقصود -که درگاهِ سلامت است- و خانۀ اقامت -که قلّه تکامل است-، برسد: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref>انعام: ۱۲۷.</ref>.<ref>(برای آنها در بهشت، خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود).</ref>؛ {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ}}<ref>قمر: ۵۵.</ref>.<ref>(در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر).</ref>
*می‌توان گفت: جالب‌ترین تعبیر و جامع‌ترین سخن در تبیین نقش عقل در پیمودن صراط مستقیم الهی و رسیدن به قلّۀ کمالات انسانی، سخنی است که در نهج البلاغه از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده که در توصیف سالک به سوی خدای سبحان می‌فرماید: {{عربی|"قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ، وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ، وَ لَطُفَ غَلِيظُهُ وَ بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ، فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِيقَ، وَ سَلَكَ بِهِ السَّبِيلَ، وَ تَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ إِلَى بَابِ السَّلَامَةِ، وَ دَارِ الْإِقَامَةِ، وَ ثَبَتَتْ رِجْلَاهُ بِطُمَأْنِينَةِ بَدَنِهِ فِي قَرَارِ الْأَمْنِ وَ الرَّاحَةِ، بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ، وَ أَرْضَى رَبَّهُ"}}<ref>«[سالک،] خردش را زنده گردانید و نفسش را می‌رانید تا پیکر ستبرش لاغر شد و دلِ سختش به لطافت گرایید. فروغی سخت روشن، بر او تابید و راهش را روشن ساخت و او را به راه راست، روان داشت، درها او را به آستانِ سلامت و سرای اقامت راندند و به سبب آرامشی که در بدنش پدید آمده بود، پاهایش در قرارگاه ایمنی و آسایش، استوار ماند؛ زیرا دل خود را به کار وا داشت و پروردگارش را خشنود ساخت.» سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۰؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۶۹، ص۳۱۶.</ref> بر پایه این سخن، زنده شدن نیروی عقل در وجود انسان، محرّک اصلیِ سالک در پیمودن صراط مستقیم الهی و رسیدن به قلّۀ کمالات انسانی است و به هر اندازه که عقل در جان انسان قوّت یابد، به همان اندازه، تمایلات نفسانی و شیطانی در او ضعیف می‌شود، تا آن جا که کاملاً از بین می‌رود و زمینه‌ای برای انجام کارهای ناشایست در وجود انسان، باقی نمی‌ماند. در این حال، عقل از حیات کامل برخوردار می‌گردد و زمام انسان را در سیر و سلوک، کاملاً به دست می‌گیرد، و او را از ابواب و منازل سلوک، عبور می‌دهد تا به سرمنزل مقصود -که درگاهِ سلامت است- و خانۀ اقامت -که قلّه تکامل است-، برسد: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلامِ عِندَ رَبِّهِمْ}}<ref>انعام: ۱۲۷.</ref>.<ref>(برای آنها در بهشت، خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود).</ref>؛ {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ}}<ref>قمر: ۵۵.</ref>.<ref>(در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر).</ref>
چکیده سخن دربارۀ انطباق برنامه‌های انبیای راستین با موازین عقلی و علمی این است که: همه آیات و روایاتی که دربارۀ ارزش خرد وارد شده، و مردم را به خردورزی در همه امور دعوت کرده‌اند،<ref>ر.ک: دانش‌نامۀ عقاید اسلامی: ج۱.</ref> و همه آیات و روایاتی که درباره ارزش دانش است و مردم را به تحصیل [[علم]] و [[معرفت]] ترغیب نموده‌اند،<ref>همان، ج ۲.</ref> و همه آیات و روایاتی که آسیب خرد، و موانع معرفت را بیان نموده‌اند<ref>همان، ج ۱ و ۲.</ref>، همگی دلیل روشنی بر عقلانی بودن برنامه‌های دینی و انطباق آنها با موازین عقلی و علمی است و از این زاویه، تفسیر و تبیین، یکی از ویژگی‌های صراط مستقیم الهی، بلکه اصلی‌ترین ویژگی آن است. نکته‌ای که در پایان این بحث باید به آن توجّه داشت، این است که انطباق برنامه‌های [[انبیا]] با موازین عقلی، بدین معنا نیست که عقل می‌تواند راز همه دستور العمل‌های الهی را کشف کند؛ زیرا این کار به دلیل احاطه نداشتن عقل به همه مصالح و مفاسد، خارج از توان آن است، بلکه مقصود، آن است که در دستور العمل‌های انبیا، چیزی که ضدّ عقل باشد، وجود ندارد و بر این اساس، گزارش‌های آنان را که عقل صد در صد نادرست تشخیص می‌دهد، منسوب به معتبر نیست و نمی‌تواند مبنای عمل قرار گیرد.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]] صفحه ۸.</ref>
چکیده سخن دربارۀ انطباق برنامه‌های انبیای راستین با موازین عقلی و علمی این است که: همه آیات و روایاتی که دربارۀ ارزش خرد وارد شده، و مردم را به خردورزی در همه امور دعوت کرده‌اند،<ref>ر.ک: دانش‌نامۀ عقاید اسلامی: ج۱.</ref> و همه آیات و روایاتی که درباره ارزش دانش است و مردم را به تحصیل [[علم]] و [[معرفت]] ترغیب نموده‌اند،<ref>همان، ج ۲.</ref> و همه آیات و روایاتی که آسیب خرد، و موانع معرفت را بیان نموده‌اند<ref>همان، ج ۱ و ۲.</ref>، همگی دلیل روشنی بر عقلانی بودن برنامه‌های دینی و انطباق آنها با موازین عقلی و علمی است و از این زاویه، تفسیر و تبیین، یکی از ویژگی‌های صراط مستقیم الهی، بلکه اصلی‌ترین ویژگی آن است. نکته‌ای که در پایان این بحث باید به آن توجّه داشت، این است که انطباق برنامه‌های [[انبیا]] با موازین عقلی، بدین معنا نیست که عقل می‌تواند راز همه دستور العمل‌های الهی را کشف کند؛ زیرا این کار به دلیل احاطه نداشتن عقل به همه مصالح و مفاسد، خارج از توان آن است، بلکه مقصود، آن است که در دستور العمل‌های انبیا، چیزی که ضدّ عقل باشد، وجود ندارد و بر این اساس، گزارش‌های آنان را که عقل صد در صد نادرست تشخیص می‌دهد، منسوب به معتبر نیست و نمی‌تواند مبنای عمل قرار گیرد.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]]، ص ۸.</ref>


==پیامدهای هماهنگی صراط مستقیم با حق==
==پیامدهای هماهنگی صراط مستقیم با حق==
*از منظر [[قرآن]]، مطابقت کامل صراط مستقیم زندگی با حق، دو نشانۀ مهم دارد:
*از منظر [[قرآن]]، مطابقت کامل صراط مستقیم زندگی با حق، دو نشانۀ مهم دارد:
#'''ایمان انسان‌های بینا''': انسان، به طور فطری حق‌بین<ref>{{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}(شمس: ۸)؛ سپس فجور و تقوا (شرّ و خیرش) را به او الهام کرده است.</ref>، حق‌طلب و حق‌پذیر است.<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}(روم: ۳۰) پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده است.</ref> تنها کسانی حق را نمی‌بینند و با آن مخالفت می‌ورزند که آلودگی‌های اخلاقی و عملی، دیدۀ عقل و قلب آنها را کور، و گوشِ دل آنها را کر، کرده باشد. مطابقت کامل برنامه‌ای که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}}، از جانب او برای زندگی انسان آورده است با حق، ایجاب می‌کند افرادی که فطرت پاک آنها آلوده نشده و حواسّ باطنی آنها سالم است، حق بودن آن را تشخیص دهند و به آن ایمان بیاورند: {{متن قرآن|أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«آیا کسی که می‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر می‌شوند.» رعد: ۱۹.</ref> این تعبیر لطیف و زیبا، بیانگر این واقعیت است که حقّانیت برنامه‌هایی که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب خداوند سبحان آورده، به قدری روشن است که امکان ندارد چشم دلِ کسی بینا باشد و آن را تشخیص ندهد و یا نپذیرد. این معنا با تعبیرهای دیگر، در آیات متعدّدی<ref>ر.ک: سبأ: ۶/ قصص: ۵۳ / احقاف: ۳۰</ref> دیده می‌شود، مانند: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این (قرآن)، حقّ است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانی را که ایمان آوردند، به سوی صراط مستقیم، هدایت می‌کند.» حج: ۵۴.</ref>
#'''ایمان انسان‌های بینا''': انسان، به طور فطری حق‌بین<ref>{{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}(شمس: ۸)؛ سپس فجور و تقوا (شرّ و خیرش) را به او الهام کرده است.</ref>، حق‌طلب و حق‌پذیر است.<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}(روم: ۳۰) پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده است.</ref> تنها کسانی حق را نمی‌بینند و با آن مخالفت می‌ورزند که آلودگی‌های اخلاقی و عملی، دیدۀ عقل و قلب آنها را کور، و گوشِ دل آنها را کر، کرده باشد. مطابقت کامل برنامه‌ای که [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}}، از جانب او برای زندگی انسان آورده است با حق، ایجاب می‌کند افرادی که فطرت پاک آنها آلوده نشده و حواسّ باطنی آنها سالم است، حق بودن آن را تشخیص دهند و به آن ایمان بیاورند: {{متن قرآن|أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«آیا کسی که می‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر می‌شوند.» رعد: ۱۹.</ref> این تعبیر لطیف و زیبا، بیانگر این واقعیت است که حقّانیت برنامه‌هایی که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب خداوند سبحان آورده، به قدری روشن است که امکان ندارد چشم دلِ کسی بینا باشد و آن را تشخیص ندهد و یا نپذیرد. این معنا با تعبیرهای دیگر، در آیات متعدّدی<ref>ر.ک: سبأ: ۶/ قصص: ۵۳ / احقاف: ۳۰</ref> دیده می‌شود، مانند: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این (قرآن)، حقّ است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانی را که ایمان آوردند، به سوی صراط مستقیم، هدایت می‌کند.» حج: ۵۴.</ref>
#'''جهانی شدن [[اسلام]] با پیشرفت [[علم]] و آگاهی''': دومین نشانۀ مطابقت کامل صراط مستقیم زندگی با حق، این است که هر چه علم و آگاهی جامعۀ بشر بیشتر شود، گرایش به اسلام، بیشتر می‌شود. آیاتی که پیش‌بینی کرده‌اند دین اسلام در آینده بر همۀ ادیان غلبه می‌کند و جهان را فرا خواهد گرفت. به این معنا اشاره دارند، مانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همۀ آیین‌ها غالب گردانَد، هر چند مشرکان، کراهت داشته باشند!» صف: ۹.</ref>  و هنگامی که جامعۀ بشر با ظهور [[امام مهدی]]{{ع}} در قلّۀ علم و آگاهی قرار گرفت، این وعدۀ الهی تحقّق خواهد یافت. چنان که در روایتی از [[امام حسین]]{{ع}} آمده: {{عربی|"مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً؛ أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}، وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، يُحْيِي اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ"}}<ref>«دوازده هدایت‌یافته، از ما هستند. نخستینِ آنان، امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب است و آخرینشان نُهمین فرزند از نسل من است که حق را بر پا می‌دارد. خدا، زمین را پس از مردنش، به وسیله او زنده می‌کند و دین حق را به وسیله او بر همه دین‌ها غلبه می‌دهد، هر چند مشرکان را ناخوش آید.» صدوق، ۱۴۰۵، ص۳۱۷؛ الطبرسی، ۱۴۱۷ ق، الحلّى، ۱۴۰۸ ق، ص۷۱.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]] صفحه ۱۰ و ۱۱.</ref>
#'''جهانی شدن [[اسلام]] با پیشرفت [[علم]] و آگاهی''': دومین نشانۀ مطابقت کامل صراط مستقیم زندگی با حق، این است که هر چه علم و آگاهی جامعۀ بشر بیشتر شود، گرایش به اسلام، بیشتر می‌شود. آیاتی که پیش‌بینی کرده‌اند دین اسلام در آینده بر همۀ ادیان غلبه می‌کند و جهان را فرا خواهد گرفت. به این معنا اشاره دارند، مانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همۀ آیین‌ها غالب گردانَد، هر چند مشرکان، کراهت داشته باشند!» صف: ۹.</ref>  و هنگامی که جامعۀ بشر با ظهور [[امام مهدی]]{{ع}} در قلّۀ علم و آگاهی قرار گرفت، این وعدۀ الهی تحقّق خواهد یافت. چنان که در روایتی از [[امام حسین]]{{ع}} آمده: {{عربی|"مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً؛ أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}، وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، يُحْيِي اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ"}}<ref>«دوازده هدایت‌یافته، از ما هستند. نخستینِ آنان، امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب است و آخرینشان نُهمین فرزند از نسل من است که حق را بر پا می‌دارد. خدا، زمین را پس از مردنش، به وسیله او زنده می‌کند و دین حق را به وسیله او بر همه دین‌ها غلبه می‌دهد، هر چند مشرکان را ناخوش آید.» صدوق، ۱۴۰۵، ص۳۱۷؛ الطبرسی، ۱۴۱۷ ق، الحلّى، ۱۴۰۸ ق، ص۷۱.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]]، ص ۱۰ و ۱۱.</ref>
==ویژگی‌های صراط مستقیم==
==ویژگی‌های صراط مستقیم==
۱. '''مطابقت با موازین عقلی و عملی:''' اصلی‌ترین ویژگی‌های صراط مستقیم الهی، هماهنگی با [[عقل]]، [[علم]] و [[حکمت]] است. به سخن دیگر، راهی که [[انبیا]] برای رسیدن به کمالات انسانی ارائه کرده‌اند و برنامه‌هایی که انبیا از جانب خداوند سبحان برای زندگی فردی و اجتماعی انسان آورده‌اند، منطبق با موازین عقلی و علمی است و از این رو، قرآن کریم، تصریح می‌فرماید که دانشمندان، آنچه بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده را حقّ و درست می‌دانند: {{متن قرآن|وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، حق می‌دانند و به راه خداوند عزیز و حمید، هدایت می‌کند.» سبأ: ۶.</ref> و در آیۀ دیگر آمده: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این، حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانی را که ایمان آورده‌اند، به صراط مستقیم، هدایت می‌کند.» حج: ۵۴.</ref> نکته قابل تأمّل این که در این دو آیه، انطباق آورده‌های اعتقادی، اخلاقی و عملی [[پیامبر]]{{صل}} از جانب خداوند سبحان، با موازین عقلی و علمی به گونه‌ای دقیق و زیبا، با هدایت به صراط مستقیم الهی پیوند خورده است. (...)
۱. '''مطابقت با موازین عقلی و عملی:''' اصلی‌ترین ویژگی‌های صراط مستقیم الهی، هماهنگی با [[عقل]]، [[علم]] و [[حکمت]] است. به سخن دیگر، راهی که [[انبیا]] برای رسیدن به کمالات انسانی ارائه کرده‌اند و برنامه‌هایی که انبیا از جانب خداوند سبحان برای زندگی فردی و اجتماعی انسان آورده‌اند، منطبق با موازین عقلی و علمی است و از این رو، قرآن کریم، تصریح می‌فرماید که دانشمندان، آنچه بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده را حقّ و درست می‌دانند: {{متن قرآن|وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، حق می‌دانند و به راه خداوند عزیز و حمید، هدایت می‌کند.» سبأ: ۶.</ref> و در آیۀ دیگر آمده: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این، حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانی را که ایمان آورده‌اند، به صراط مستقیم، هدایت می‌کند.» حج: ۵۴.</ref> نکته قابل تأمّل این که در این دو آیه، انطباق آورده‌های اعتقادی، اخلاقی و عملی [[پیامبر]]{{صل}} از جانب خداوند سبحان، با موازین عقلی و علمی به گونه‌ای دقیق و زیبا، با هدایت به صراط مستقیم الهی پیوند خورده است. (...)
خط ۹۰: خط ۹۰:
۶. '''وحدت:''' ششمین ویژگی صراط مستقیم، وحدت است. این ویژگی بدین معناست که شاه‌راه رسیدن به مقصد اعلای انسانیت، یکی بیشتر نیست و از این رو، پلورالیسم یا تکثرگرایی دینی از نظر [[قرآن]]، مردود است.
۶. '''وحدت:''' ششمین ویژگی صراط مستقیم، وحدت است. این ویژگی بدین معناست که شاه‌راه رسیدن به مقصد اعلای انسانیت، یکی بیشتر نیست و از این رو، پلورالیسم یا تکثرگرایی دینی از نظر [[قرآن]]، مردود است.
#'''تعدّد ناپذیری راه راست:''' نخستین دلیل وحدت صراط مستقیم، این است که اصولاً راه مستقیم مقصد، بر خلاف راه‌های غیر مستقیم که می‌تواند متعدّد باشد، تعدّدناپذیر است. در روایتی آمده که پیامبر خدا{{صل}} برای تبیین این معنا، خطّ مستقیمی کشید و فرمود: {{عربی|"هذا سبيل الله مستقيماً"}}<ref>این راه راست خداست.</ref> سپس در سمت راست و چپ آن، خطوطی را رسم کرد و فرمود: {{عربی|"وَ هذهِ السُّبُلُ لَيسَ مِنها سَبيلٌ إلّا علَيهِ شَيطانٌ يدعو إلَيه"}}<ref>بر سر هر یک از این راه‌ها، شیطانی است که به آن فرا می‌خواند. </ref> سپس، آیه ۱۵۳ سوره انعام را قرائت فرمود: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ}}<ref>«این، راه مستقیم من است. از آن پیروی کنید و از راه‌های پراکنده [و انحرافی] پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد.» ابن حنبل، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص ۱۹۶؛ سیوطی، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۸۵.</ref> پیش از این توضیح دادیم راه راستی که انسان را به مقصد اعلای انسانیت می‌رساند، عبادت خدا و [[اطاعت]] اوامر اوست و علّت نام‌گذاری اموری مانند پیشوایان دین، [[اسلام]]، [[کتاب خدا]]، و راه معرفت و محبّت خدا، به صراط مستقیم، آن است که بدون آنها نمی‌توان به عبادت و اطاعت خدا دست یافت. بنابراین، انسان برای رسیدن به مقصد آفرینش خود، راهی جز اطاعت و بندگی خداوند سبحان ندارد، و عبادت خدا، چیزی نیست که هر کس به دلخواه آن را تفسیر کند. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} هنگامی که خداوند سبحان به شیطان دستور داد که به آدم{{ع}} سجده کند، شیطان به خدا پیشنهاد داد: {{عربی|"يَا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَيْتَنِي مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا"}} امّا خداوند متعال، این پیشنهاد را نپذیرفت و فرمود: {{عربی|"إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ"}}<ref>مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۳، ص۲۵۰.</ref> بنابراین، اساس طرح تکثّرگرایی دینی، نه تنها بی‌معناست؛ بلکه وسوسه‌ای شیطانی برای گمراه کردن مردم و باز داشتن آنها از حرکت در صراط مستقیم الهی است.
#'''تعدّد ناپذیری راه راست:''' نخستین دلیل وحدت صراط مستقیم، این است که اصولاً راه مستقیم مقصد، بر خلاف راه‌های غیر مستقیم که می‌تواند متعدّد باشد، تعدّدناپذیر است. در روایتی آمده که پیامبر خدا{{صل}} برای تبیین این معنا، خطّ مستقیمی کشید و فرمود: {{عربی|"هذا سبيل الله مستقيماً"}}<ref>این راه راست خداست.</ref> سپس در سمت راست و چپ آن، خطوطی را رسم کرد و فرمود: {{عربی|"وَ هذهِ السُّبُلُ لَيسَ مِنها سَبيلٌ إلّا علَيهِ شَيطانٌ يدعو إلَيه"}}<ref>بر سر هر یک از این راه‌ها، شیطانی است که به آن فرا می‌خواند. </ref> سپس، آیه ۱۵۳ سوره انعام را قرائت فرمود: {{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ}}<ref>«این، راه مستقیم من است. از آن پیروی کنید و از راه‌های پراکنده [و انحرافی] پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد.» ابن حنبل، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص ۱۹۶؛ سیوطی، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۸۵.</ref> پیش از این توضیح دادیم راه راستی که انسان را به مقصد اعلای انسانیت می‌رساند، عبادت خدا و [[اطاعت]] اوامر اوست و علّت نام‌گذاری اموری مانند پیشوایان دین، [[اسلام]]، [[کتاب خدا]]، و راه معرفت و محبّت خدا، به صراط مستقیم، آن است که بدون آنها نمی‌توان به عبادت و اطاعت خدا دست یافت. بنابراین، انسان برای رسیدن به مقصد آفرینش خود، راهی جز اطاعت و بندگی خداوند سبحان ندارد، و عبادت خدا، چیزی نیست که هر کس به دلخواه آن را تفسیر کند. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} هنگامی که خداوند سبحان به شیطان دستور داد که به آدم{{ع}} سجده کند، شیطان به خدا پیشنهاد داد: {{عربی|"يَا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَيْتَنِي مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا"}} امّا خداوند متعال، این پیشنهاد را نپذیرفت و فرمود: {{عربی|"إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ"}}<ref>مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۳، ص۲۵۰.</ref> بنابراین، اساس طرح تکثّرگرایی دینی، نه تنها بی‌معناست؛ بلکه وسوسه‌ای شیطانی برای گمراه کردن مردم و باز داشتن آنها از حرکت در صراط مستقیم الهی است.
#'''وحدت راه اصلی و تعدّد راه‌های فرعی:''' راه خدا در [[قرآن]] کریم با دو تعبیر، بیان شده است: یکی صراط مستقیم و دیگری سبیل الله. نکته قابل توجّه، این است که صراط مستقیم و یا صراط الله در قرآن به صورت جمع نیامده؛ ولی سبیل الله به صورت جمع آمده. مانند "سبلنا" (عنکبوت: ۶۹)، و "سبل ربک" (نحل: ۶۹). این تفاوت تعبیر، می‌تواند اشاره به این معنا باشد که صراط مستقیم، یعنی راه اصلی و شاه‌راه رسیدن به آرمان‌های الهی است و لذا نمی‌تواند متعدّد باشد؛ ولی سبیل، راه فرعی است که می‌تواند بلکه باید متعدّد باشد، مشروط به این که به راه اصلی منتهی گردد. راه اصلی که شاه‌راه وصول به کامیایی مطلق است، دین خدا، یعنی [[اسلام]] است که در همه دوران‌ها مردم را به اطاعت از خداوند سبحان، دعوت می‌نماید و راه‌های فرعی شریعت‌های مختلف و برنامه‌های گوناگون آنها، برای زندگی انسان است. (...)<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]] صفحه ۶ و ۲۸.</ref>
#'''وحدت راه اصلی و تعدّد راه‌های فرعی:''' راه خدا در [[قرآن]] کریم با دو تعبیر، بیان شده است: یکی صراط مستقیم و دیگری سبیل الله. نکته قابل توجّه، این است که صراط مستقیم و یا صراط الله در قرآن به صورت جمع نیامده؛ ولی سبیل الله به صورت جمع آمده. مانند "سبلنا" (عنکبوت: ۶۹)، و "سبل ربک" (نحل: ۶۹). این تفاوت تعبیر، می‌تواند اشاره به این معنا باشد که صراط مستقیم، یعنی راه اصلی و شاه‌راه رسیدن به آرمان‌های الهی است و لذا نمی‌تواند متعدّد باشد؛ ولی سبیل، راه فرعی است که می‌تواند بلکه باید متعدّد باشد، مشروط به این که به راه اصلی منتهی گردد. راه اصلی که شاه‌راه وصول به کامیایی مطلق است، دین خدا، یعنی [[اسلام]] است که در همه دوران‌ها مردم را به اطاعت از خداوند سبحان، دعوت می‌نماید و راه‌های فرعی شریعت‌های مختلف و برنامه‌های گوناگون آنها، برای زندگی انسان است. (...)<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]]، ص ۶ و ۲۸.</ref>


== مصادیق صراط مستقیم==
== مصادیق صراط مستقیم==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش