جز
جایگزینی متن - 'من لا یحضره الفقیة' به 'من لا یحضره الفقیه'
(صفحهای تازه حاوی «==نویسنده: آقای پورانزاب== *بازمانده خدا، آنچه خدا آن را باقی میدارد،...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'من لا یحضره الفقیة' به 'من لا یحضره الفقیه') |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
*درست است که در [[آیه]] مورد بحث، مخاطب، [[قوم شعیب]] بوده و منظور از "[[بقیة اللّه]]"، سود و سرمایه [[حلال]] یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجودی نافع که از طرف [[خداوند]] سبحانه و تعالی برای [[بشر]] باقی مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد، "[[بقیة اللّه]]" محسوب میشود. بر این اساس، تمام [[پیامبران الهی]] و [[پیشوایان]] بزرگ، [[بقیة اللّه]] هستند. تمام [[رهبران]] راستین نیز که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] باقی میمانند، از این نظر [[بقیة اللّه]] هستند. سربازانی که پس از [[پیروزی]] از [[جنگ]] بازمیگردند، آنان نیز [[بقیة اللّه]] هستند. در [[روایات]]، [[دعاها]] و [[زیارات]]، امامان [[معصوم]]{{عم}} به عنوان "[[بقیة اللّه]]" توصیف شدهاند، برای نمونه به بعضی از آنها اشاره میشود: | *درست است که در [[آیه]] مورد بحث، مخاطب، [[قوم شعیب]] بوده و منظور از "[[بقیة اللّه]]"، سود و سرمایه [[حلال]] یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجودی نافع که از طرف [[خداوند]] سبحانه و تعالی برای [[بشر]] باقی مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد، "[[بقیة اللّه]]" محسوب میشود. بر این اساس، تمام [[پیامبران الهی]] و [[پیشوایان]] بزرگ، [[بقیة اللّه]] هستند. تمام [[رهبران]] راستین نیز که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] باقی میمانند، از این نظر [[بقیة اللّه]] هستند. سربازانی که پس از [[پیروزی]] از [[جنگ]] بازمیگردند، آنان نیز [[بقیة اللّه]] هستند. در [[روایات]]، [[دعاها]] و [[زیارات]]، امامان [[معصوم]]{{عم}} به عنوان "[[بقیة اللّه]]" توصیف شدهاند، برای نمونه به بعضی از آنها اشاره میشود: | ||
#به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک]]، [[امام باقر]]{{ع}} را به [[شام]] بردند. هنگام بازگشت به [[مدینه]]، هشام [[فرمان]] داد بازارها را بر روی آن حضرت و همراهانش ببندند و آنان را از خوراک و آشامیدنی محروم سازند. وقتی به شهر [[مدینه]] رسیدند، [[مردم]] در شهر را بر رویشان بستند و [[اصحاب]] آن حضرت به سبب کمبود [[آب]] و غذا به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شکایت بردند. [[امام باقر]]{{ع}} بالای کوهی مشرف به شهر رفت و با صدای بلند فرمود: ای اهل شهری که مردمانش ستمگرند! به [[خداوند]] سبحانه و تعالی سوگند! من [[بقیة اللّه]] هستم. [[خداوند]] سبحانه و تعالی فرمود: "[[بقیة اللّه]] برایتان بهتر است؛ اگر [[ایمان]] دارید" <ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۷۱، ح ۵.</ref>. | #به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک]]، [[امام باقر]]{{ع}} را به [[شام]] بردند. هنگام بازگشت به [[مدینه]]، هشام [[فرمان]] داد بازارها را بر روی آن حضرت و همراهانش ببندند و آنان را از خوراک و آشامیدنی محروم سازند. وقتی به شهر [[مدینه]] رسیدند، [[مردم]] در شهر را بر رویشان بستند و [[اصحاب]] آن حضرت به سبب کمبود [[آب]] و غذا به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شکایت بردند. [[امام باقر]]{{ع}} بالای کوهی مشرف به شهر رفت و با صدای بلند فرمود: ای اهل شهری که مردمانش ستمگرند! به [[خداوند]] سبحانه و تعالی سوگند! من [[بقیة اللّه]] هستم. [[خداوند]] سبحانه و تعالی فرمود: "[[بقیة اللّه]] برایتان بهتر است؛ اگر [[ایمان]] دارید" <ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۷۱، ح ۵.</ref>. | ||
# در [[زیارت جامعه کبیره]]، میخوانیم: "[[سلام]] بر [[امامان]] که ... [[بقیة اللّه]] هستند ...»<ref>{{عربی|" السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّة ... وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ ..."}}، شیخ صدوق، من لا یحضره | # در [[زیارت جامعه کبیره]]، میخوانیم: "[[سلام]] بر [[امامان]] که ... [[بقیة اللّه]] هستند ...»<ref>{{عربی|" السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّة ... وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ ..."}}، شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۰۹.</ref>. از آنجا که [[امام مهدی|مهدی موعود]]{{ع}}، [[آخرین پیشوا]] و بزرگترین [[رهبر]] انقلابی پس از [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است، یکی از روشنترین مصادیق "[[بقیة اللّه]]" و شایستهترین فرد به این لقب است؛ به ویژه که یگانه باقیمانده بعد از [[پیامبران]] و [[امامان]] است. نمونهای از این [[روایات]] بدین قرار است: در [[دعای ندبه]] میخوانیم: "کجا است آن [[بقیة اللّه]] که از [[عترت]] [[هدایتگر]] بیرون نیست؟"<ref>{{عربی|" أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لَا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَة"}}، سید بن طاوس، الاقبال، ص ۲۹۷.</ref>. مردی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: "آیا بر [[امام]] [[قائم]] میتوان با عنوان [[امیر مؤمنان]] [[سلام]] کرد؟" فرمود: "نه؛ [[خداوند]] سبحانه و تعالی این نام را به [[امام علی|حضرت امیر مؤمنان علی]]{{ع}} اختصاص داده است. پیش از او کسی این نام بر خود ننهاده و پس از او نیز کسی این نام را به خود نبندد، مگر آنکه [[کافر]] باشد [[راوی]] گوید: پرسیدم: "فدایت شوم! پس چگونه بر او [[سلام]] کنند؟" فرمود: میگویند {{عربی|" السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ "}} سپس این [[آیه شریفه]] را تلاوت فرمود: {{متن قرآن|بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ }}<ref> اگر مؤمن باشید، باقی مانده خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم؛ سوره هود، آیه: ۸۶.</ref> <ref>{{عربی|" لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَمْ يُسَمَ بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يُسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِر"}}، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۱۱، ح۲؛ تفسیر فرات کوفی، ص۱۹۳، ۲۴۹؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref>. | ||
#[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: نخستین [[سخن]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]]، این [[آیه]] است که میگوید: [[بقیة اللّه]] برایتان بهتر است؛ اگر [[ایمان]] دارید. آنگاه میفرماید: "منم [[بقیة اللّه]] و [[حجّت]] و [[خلیفه]] او در میان شما" در آن زمان هرکس بر آن حضرت [[سلام]] کند، میگوید: {{عربی|" السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ "}} <ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۳۰، ح۱۶.</ref>. | #[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: نخستین [[سخن]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]]، این [[آیه]] است که میگوید: [[بقیة اللّه]] برایتان بهتر است؛ اگر [[ایمان]] دارید. آنگاه میفرماید: "منم [[بقیة اللّه]] و [[حجّت]] و [[خلیفه]] او در میان شما" در آن زمان هرکس بر آن حضرت [[سلام]] کند، میگوید: {{عربی|" السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ "}} <ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۳۰، ح۱۶.</ref>. | ||
#وقتی [[احمد بن اسحاق بن سعد اشعری]]، به محضر [[امام عسکری]]{{ع}} شرفیاب شد و درباره [[جانشین]] آن حضرت پرسید، آن حضرت کودکی خردسال، همچون قرص ماه را به او نشان داد. [[احمد بن اسحاق]] پرسید: "آیا نشانهای هست تا قلبم [[اطمینان]] یابد؟" آن کودک زبان گشود و با زبان عربی فصیح فرمود: من [[بقیة اللّه]] بر [[زمین]] و [[منتقم]] از [[دشمنان]] او هستم. ای [[احمد بن اسحاق]]! بعد از دیدن این کرامت، نشانهای طلب نکن<ref>{{عربی|" أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاق"}}، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴، ح ۱.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۱۶ - ۱۱۸.</ref>. | #وقتی [[احمد بن اسحاق بن سعد اشعری]]، به محضر [[امام عسکری]]{{ع}} شرفیاب شد و درباره [[جانشین]] آن حضرت پرسید، آن حضرت کودکی خردسال، همچون قرص ماه را به او نشان داد. [[احمد بن اسحاق]] پرسید: "آیا نشانهای هست تا قلبم [[اطمینان]] یابد؟" آن کودک زبان گشود و با زبان عربی فصیح فرمود: من [[بقیة اللّه]] بر [[زمین]] و [[منتقم]] از [[دشمنان]] او هستم. ای [[احمد بن اسحاق]]! بعد از دیدن این کرامت، نشانهای طلب نکن<ref>{{عربی|" أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاق"}}، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴، ح ۱.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۱۶ - ۱۱۸.</ref>. | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
*واژه "بقیة"؛ یعنی، بازمانده و پاینده و آنچه از چیزی [[باقی]] گذاشته شود. عبارت "بقیه الله" هم در [[قرآن مجید]] و هم در [[روایات]] آمده است. در [[قرآن]] فقط یکبار در داستان [[حضرت شعیب]]{{ع}} ذکر شده است؛ یعنی، آنجا که وی [[قوم]] خود را از کمفروشی [[نهی]] کرده، میگوید: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>. در این [[آیه]] هرچند مخاطب [[قوم شعیب]] هستند و منظور از "بقیه الله"، سود و [[سرمایه]] [[حلال]] و یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجود [[نافع]]- که از طرف [[خداوند]] برای [[بشر]] [[باقی]] مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد- "بقیه الله" محسوب میشود. ازاینرو تمام [[پیامبران]] و [[پیشوایان]] بزرگ "بقیه الله" اند. تمام [[رهبران]] [[راستین]] که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] [[باقی]] میمانند، از این نظر "بقیه الله" هستند.... از آنجایی که [[مهدی موعود]]{{ع}} [[آخرین پیشوا]] و بزرگترین [[رهبر]] انقلابی، پس از [[قیام]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است؛ یکی از روشنترین مصادیق "بقیه الله" است. او از دیگران به این [[لقب]] شایستهتر است؛ به خصوص که تنها [[باقی]] مانده بعد از [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} است. در [[روایات]]، [[دعاها]] و [[زیارات]]، [[ائمه اطهار]]{{عم}} به عنوان "بقیه الله" توصیف شدهاند. برای نمونه به بعضی از آنها اشاره میشود: | *واژه "بقیة"؛ یعنی، بازمانده و پاینده و آنچه از چیزی [[باقی]] گذاشته شود. عبارت "بقیه الله" هم در [[قرآن مجید]] و هم در [[روایات]] آمده است. در [[قرآن]] فقط یکبار در داستان [[حضرت شعیب]]{{ع}} ذکر شده است؛ یعنی، آنجا که وی [[قوم]] خود را از کمفروشی [[نهی]] کرده، میگوید: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>. در این [[آیه]] هرچند مخاطب [[قوم شعیب]] هستند و منظور از "بقیه الله"، سود و [[سرمایه]] [[حلال]] و یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجود [[نافع]]- که از طرف [[خداوند]] برای [[بشر]] [[باقی]] مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد- "بقیه الله" محسوب میشود. ازاینرو تمام [[پیامبران]] و [[پیشوایان]] بزرگ "بقیه الله" اند. تمام [[رهبران]] [[راستین]] که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] [[باقی]] میمانند، از این نظر "بقیه الله" هستند.... از آنجایی که [[مهدی موعود]]{{ع}} [[آخرین پیشوا]] و بزرگترین [[رهبر]] انقلابی، پس از [[قیام]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است؛ یکی از روشنترین مصادیق "بقیه الله" است. او از دیگران به این [[لقب]] شایستهتر است؛ به خصوص که تنها [[باقی]] مانده بعد از [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} است. در [[روایات]]، [[دعاها]] و [[زیارات]]، [[ائمه اطهار]]{{عم}} به عنوان "بقیه الله" توصیف شدهاند. برای نمونه به بعضی از آنها اشاره میشود: | ||
#به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک]]، [[امام باقر]]{{ع}} را به [[شام]] بردند. موقع مراجعت به [[مدینه]]، هشام [[فرمان]] داد بازارها را بر روی آن [[حضرت]] و همراهانش ببندند و آنان را از [[خوراک]] و آشامیدنی [[محروم]] سازند! وقتی به [[شهر]] [[مدینه]] رسیدند، [[مردم]] در [[شهر]] را بر رویشان بستند و [[اصحاب]] آن [[حضرت]] از جهت کمبود [[آب]] و [[غذا]] به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شکایت بردند. [[امام باقر]]{{ع}} به بالای کوهی مشرف به [[شهر]] رفت و با صدای بلند فرمود: "ای اهل شهری که مردمانش ستمگرند! به [[خداوند]] [[سوگند]] من بقیه الله هستم. [[خداوند]] فرمود: بقیه الله برایتان بهتر است، اگر [[ایمان]] دارید"<ref>شیخ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج ۱، ص ۴۷۱، ح ۵.</ref>. | #به [[دستور]] [[هشام بن عبد الملک]]، [[امام باقر]]{{ع}} را به [[شام]] بردند. موقع مراجعت به [[مدینه]]، هشام [[فرمان]] داد بازارها را بر روی آن [[حضرت]] و همراهانش ببندند و آنان را از [[خوراک]] و آشامیدنی [[محروم]] سازند! وقتی به [[شهر]] [[مدینه]] رسیدند، [[مردم]] در [[شهر]] را بر رویشان بستند و [[اصحاب]] آن [[حضرت]] از جهت کمبود [[آب]] و [[غذا]] به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شکایت بردند. [[امام باقر]]{{ع}} به بالای کوهی مشرف به [[شهر]] رفت و با صدای بلند فرمود: "ای اهل شهری که مردمانش ستمگرند! به [[خداوند]] [[سوگند]] من بقیه الله هستم. [[خداوند]] فرمود: بقیه الله برایتان بهتر است، اگر [[ایمان]] دارید"<ref>شیخ محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج ۱، ص ۴۷۱، ح ۵.</ref>. | ||
#در "[[زیارت جامعه کبیره]]"، آمده است: {{متن حدیث|"السَّلامُ عَلَى الأْئِمَّةِ... و بَقِيَّةَ اَللَّهِ..."}}؛ "[[سلام]] بر [[امامان]] که... بقیه الله هستند..."<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره | #در "[[زیارت جامعه کبیره]]"، آمده است: {{متن حدیث|"السَّلامُ عَلَى الأْئِمَّةِ... و بَقِيَّةَ اَللَّهِ..."}}؛ "[[سلام]] بر [[امامان]] که... بقیه الله هستند..."<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۰۹.</ref>. | ||
#در [[دعای ندبه]] میخوانیم: {{متن حدیث|"أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ..."}}؛ "کجا است آن بقیه الله که از [[عترت]] [[هدایتگر]] بیرون نیست"<ref>سید بن طاووس، الاقبال، ص ۲۹۷.</ref>. | #در [[دعای ندبه]] میخوانیم: {{متن حدیث|"أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ..."}}؛ "کجا است آن بقیه الله که از [[عترت]] [[هدایتگر]] بیرون نیست"<ref>سید بن طاووس، الاقبال، ص ۲۹۷.</ref>. | ||
#در [[حدیثی]] آمده است: مردی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: آیا بر [[امام]] [[قائم]] میتوان با عنوان "[[امیر مؤمنان]]" [[سلام]] کرد؟ فرمود: {{متن حدیث|"لاَ ذَاكَ اِسْمٌ سَمَّى اَللَّهُ بِهِ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ لَمْ يُسَمَّ بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لاَ يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلاَّ كَافِرٌ "}}؛ "خیر؛ [[خداوند]] این نام را به [[حضرت]] [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} اختصاص داده است. پیش از او کسی این نام بر خود ننهاده و پس از او نیز- مگر [[کافر]]- این نام را به خود نبندد". [[راوی]] گوید: پرسیدم: فدایت گردم! پس چگونه بر او [[سلام]] کنند؟ فرمود: میگویند {{متن حدیث|"السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ"}}. سپس این [[آیه شریفه]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} <ref>کافی، ج ۱، ص ۴۱۱، ح ۲؛ تفسیر فرات کوفی، ص ۱۹۳، ۲۴۹؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref>. | #در [[حدیثی]] آمده است: مردی از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: آیا بر [[امام]] [[قائم]] میتوان با عنوان "[[امیر مؤمنان]]" [[سلام]] کرد؟ فرمود: {{متن حدیث|"لاَ ذَاكَ اِسْمٌ سَمَّى اَللَّهُ بِهِ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ لَمْ يُسَمَّ بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لاَ يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلاَّ كَافِرٌ "}}؛ "خیر؛ [[خداوند]] این نام را به [[حضرت]] [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} اختصاص داده است. پیش از او کسی این نام بر خود ننهاده و پس از او نیز- مگر [[کافر]]- این نام را به خود نبندد". [[راوی]] گوید: پرسیدم: فدایت گردم! پس چگونه بر او [[سلام]] کنند؟ فرمود: میگویند {{متن حدیث|"السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَّةُ اللهُ"}}. سپس این [[آیه شریفه]] را [[تلاوت]] فرمود: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} <ref>کافی، ج ۱، ص ۴۱۱، ح ۲؛ تفسیر فرات کوفی، ص ۱۹۳، ۲۴۹؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref>. | ||