بقیة الله

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • از القاب حضرت مهدیعلیه السلام.
  • واژه "بقیت"، به معنای، بازمانده و پاینده و آن چیزی است که از چیزی باقی گذاشته شود. عبارت "بقیة اللّه"، هم در قرآن مجید و هم در روایات آمده است.
  • در قرآن، فقط یک بار و در داستان حضرت شعیبعلیه السلام ذکر شده است؛ آن‏جا که وی قوم خود را از کم‌‏فروشی نهی کرده، می‌‏گوید: ﴿ بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ [۱]
  • در روایات گوناگونی "بقیة اللّه" به وجود امام مهدیعلیه السلام یا برخی دیگر از امامانعلیهم السلام تفسیر شده است. *امام باقرعلیه السلام فرمود: نخستین سخنی که مهدیعلیه السلام پس از قیام خود می‏‌گوید، این آیه است: ﴿ بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ [۲]؛ سپس می‏‌گوید: "منم بقیة اللّه بر روی زمین"[۳]
  • درست است که در آیه مورد بحث، مخاطب، قوم شعیب بوده و منظور از "بقیة اللّه"، سود و سرمایه حلال یا پاداش الهی است؛ ولی هر موجودی نافع که از طرف خداوند سبحانه و تعالی برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، "بقیة اللّه" محسوب می‌شود. بر این اساس، تمام پیامبران الهی و پیشوایان بزرگ، بقیة اللّه هستند. تمام رهبران راستین نیز که پس از مبارزه با یک دشمن سرسخت برای یک قوم و ملت باقی می‌‏مانند، از این نظر بقیة اللّه هستند. سربازانی که پس از پیروزی از جنگ بازمی‌‏گردند، آنان نیز بقیة اللّه هستند. در روایات، دعاها و زیارات، امامان‏ معصومعلیهم السلام به عنوان "بقیة اللّه" توصیف شده‏‌اند، برای نمونه به بعضی از آن‏ها اشاره می‌‏شود:
  1. به دستور هشام بن عبد الملک، امام باقرعلیه السلام را به شام بردند. هنگام بازگشت به مدینه، هشام فرمان داد بازارها را بر روی آن حضرت و همراهانش ببندند و آنان را از خوراک و آشامیدنی محروم سازند. وقتی به شهر مدینه رسیدند، مردم در شهر را بر رویشان بستند و اصحاب آن حضرت به سبب کمبود آب و غذا به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شکایت بردند. امام باقرعلیه السلام بالای کوهی مشرف به شهر رفت و با صدای بلند فرمود: ای اهل شهری که مردمانش ستمگرند! به خداوند سبحانه و تعالی سوگند! من بقیة اللّه هستم. خداوند سبحانه و تعالی فرمود: "بقیة اللّه برایتان بهتر است؛ اگر ایمان دارید" [۴].
  2. در زیارت جامعه کبیره، می‌‏خوانیم: "سلام بر امامان که ... بقیة اللّه هستند ...»[۵]. از آنجا که مهدی موعودعلیه السلام، آخرین پیشوا و بزرگ‏ترین رهبر انقلابی پس از بعثت پیامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم است، یکی از روشن‏‌ترین مصادیق "بقیة اللّه" و شایسته‏‌ترین فرد به این لقب است؛ به ویژه که یگانه باقی‏مانده بعد از پیامبران و امامان است. نمونه‌‏ای از این‏ روایات بدین قرار است: در دعای ندبه می‌‏خوانیم: "کجا است آن بقیة اللّه که از عترت هدایت‌گر بیرون نیست؟"[۶]. مردی از امام صادقعلیه السلام پرسید: "آیا بر امام قائم می‌‏توان با عنوان امیر مؤمنان سلام کرد؟" فرمود: "نه؛ خداوند سبحانه و تعالی این نام را به حضرت امیر مؤمنان علیعلیه السلام اختصاص داده است. پیش از او کسی این نام بر خود ننهاده و پس از او نیز کسی این نام را به خود نبندد، مگر آن‏که کافر باشد راوی گوید: پرسیدم: "فدایت شوم! پس چگونه بر او سلام کنند؟" فرمود: می‏‌گویند " السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ‏ ‏‏‏‏‏" سپس این آیه شریفه را تلاوت فرمود: ﴿ بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ [۷] [۸].
  3. امام باقرعلیه السلام فرمود: نخستین سخن حضرت مهدیعلیه السلام پس از ظهور، این آیه است که می‌‏گوید: بقیة اللّه برایتان بهتر است؛ اگر ایمان دارید. آن‏گاه می‌‏فرماید: "منم بقیة اللّه و حجّت و خلیفه او در میان شما" در آن زمان هرکس بر آن حضرت سلام کند، می‌‏گوید: " السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ‏ فِي‏ أَرْضِهِ‏‏ ‏‏‏‏‏" [۹].
  4. وقتی احمد بن اسحاق بن سعد اشعری، به محضر امام عسکریعلیه السلام شرفیاب شد و درباره جانشین آن حضرت پرسید، آن حضرت کودکی خردسال، همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمد بن اسحاق پرسید: "آیا نشانه‌‏ای هست تا قلبم اطمینان یابد؟" آن کودک زبان گشود و با زبان عربی فصیح فرمود: من بقیة اللّه بر زمین و منتقم از دشمنان او هستم. ای احمد بن اسحاق! بعد از دیدن این کرامت‏، نشانه‌‏ای طلب نکن[۱۰][۱۱].

بقیة الله در موعودنامه

  • یکی از القاب معروف حضرت مهدی علیه السلام است. بقیة الله یعنی بقیه و بازمانده خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیله آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد. و اما ارتباط‍‌ و اختصاص این لقب شریف به آن وجود مقدس؛ هرچند از بعضی احادیث استفاده می‌شود که این لقب بر همه خاندان رسالت علیهم السلام اطلاق می‌شود و همه آن‌ها بقیة الله هستند. در زیارت جامعه به همه آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم: "السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَ السَّادَةِ الْوُلَاةِ وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ وَ أَهْلِ الذِّكْرِ وَ أُولِي الْأَمْرِ وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ وَ خِيَرَتِهِ..."[۱۲].
  • علاوه بر این جهت کلی، در قسمتی از روایات این لقب شریف به خصوص به بعضی از ائمه علیهم السلام نسبت داده شده است و خود را به‌عنوان بقیة الله معرفی نموده‌اند. از جمله وقتی حضرت باقر علیه السلام از مسافرت پرماجرای شام-که به الزام خلیفه مروانی صورت گرفته بود- مراجعت می‌نمودند، نزدیک مدین که رسیدند مردم، به دنبال سم‌پاشی‌های دستگاه خلافت، دروازه‌ها را بسته مانع از ورود آن حضرت و همراهان به شهر شدند. حتی از فروختن آذوقه به آنان هم خودداری نمودند. امام علیه السلام بالای کوهی که مشرف به شهر بود رفته و با صدای بلند فریاد برآوردند: ای اهل شهری که ساکنانش ستم‌پیشه‌اند! من بقیة الله هستم. خداوند می‌فرماید: بقیة الله برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید...[۱۳].
  • همچنین نجمه مادر گرامی حضرت رضا علیه السلام گوید: چون فرزندم به دنیا آمد، پسر را در پارچه سفیدی پیچیده به دست پدر دادم. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و کامش را با آب فرات برداشته به من برگرداند و فرمودند: بگیر او را. بدرستی که او بقیة الله عزّ و جلّ‌ است در زمین[۱۴].
  • با همه آن‌چه آوردیم، در بسیاری از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر علیه السلام اطلاق شده و آن وجود مقدس خود را به این عنوان معرفی نموده و سایر بقیة الله‌ها حضرتش را به این نام نامیده‌اند. به حدّی این لقب با آن سرور ارتباط‍‌ پیدا نموده که به صورت لقب اختصاصی حضرتش درآمده است؛ به‌طوری که تا بقیة الله گفته می‌شود جز آن بقیة الله منتظر به نظر نمی‌آید. شاید سرّ مطلب این باشد که این بقیة الله، بقیه تمام بقیة الله‌هاست و پس از او دیگر بقیة اللهی نیست. هرکدام از حجج الهیه که از آغاز عالم آمدند، گرچه بقیة الله بودند و خدا آن‌ها را برای هدایت خلق باقی و بجا گذارده بود، بعد از هریک دیگری می‌آمد و اگر بقیة اللهی از دنیا می‌رفت، بقیة اللهی دیگر به جا می‌ماند و این رشته باقی بود. ولی آن وجود مقدّس، بقیه‌ای است که پس از او دیگر بقیه‌ای نیست؛آخرین بقیة الله است. با آمدن او دیگر بقیه‌ای باقی نمانده است که بیاید.
  • در حدیث مفصلی از امیر المؤمنین علیه السلام که متضمن سؤالات یکی از منکران نسبت به عده‌ای از آیات قرآن است این جمله یافت می‌شود که سائل پرسید: می‌یابم که قرآن می‌گوید: بقیة الله بهتر است برای شما. این بقیه چیست و کیست‌؟[۱۵] امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: آنان (اولیای خدا) بقیة الله‌اند. مقصود مهدی علیه السلام است که در هنگام پایان‌پذیری این مهلت خواهد آمد و زمین را از عدل و داد پر می‌کند؛آن‌گونه که از ظلم و جور مملو گشته است. از آیات و نشانه‌های او غیبت است و پنهانی؛آن‌گاه که طغیان گسترش گیرد و انتقام فرا رسد[۱۶].
  • از حضرت صادق علیه السلام سؤال شد: آیا می‌شود به قائم آل محمد به‌عنوان امیر المؤمنین سلام کرد؟ فرمود: نه. این اسمی است که خدا امیر المؤمنین علی علیه السلام را به آن نامیده و قبل و بعد از او جز کافر به این نام نامیده نشود. راوی حدیث عرضه داشت: فدای شما شوم! پس به حضرتش چگونه باید سلام کرد؟ فرمود: باید گفت: "السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ". آن‌گاه آیه شریفه را تلاوت فرمود: ﴿بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ[۱۷]
  • همچنین خود آن وجود مقدس در سنین طفولیت خود را به این لقب معرفی نموده است.
  • آن‌گاه که جناب احمد بن اسحاق شرفیاب محضر امام یازدهم علیه السلام گردید و از حضرتش جویای خلیفه و جانشین پس از آن حضرت شد، امام علیه السلام از جا برخاسته به اندرون رفتند. وقتی بیرون آمدند، نور دیده‌شان، مهدی آل محمد علیهم السلام-که در سن سه سالگی بود و چهره‌اش چون ماه تمام و بدر کامل می‌درخشید-بر دوش شریفشان بود. فرمودند: ای احمد بن اسحاق، اگرنه این بود که در نزد خدا و حجج او کرامتی داری، این پسرم را به تو نشان نمی‌دادم. ... حدیث به این‌جا می‌رسد که جناب احمد عرضه داشت: آقای من، آیا می‌شود آیت و علامتی مشاهده کنم که دلم آرام گیرد و گواه امامت نور دیده تابان باشد؟ تا این جمله را احمد بن اسحاق گفت، ناگهان حجت سه ساله پروردگار، لب به سخن باز نمود و به زبان عربی فصیح فرمود: "أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ"[۱۸]؛ من بقیة الله هستم در زمین خدا و انتقام‌گیرنده از دشمنان او. پس بعد از این‌که به سرچشمه رسیدی نشانه مجو[۱۹][۲۰].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. اگر مؤمن باشید، باقی مانده خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم؛ سوره هود، آیه: ۸۶.
  2. اگر مؤمن باشید، باقی مانده خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم؛ سوره هود، آیه: ۸۶.
  3. " وَ أَوَّلُ‏ مَا يَنْطِقُ‏ بِهِ‏ هَذِهِ‏ الْآيَةُ ﴿ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ﴾‏ ثُمَّ يَقُولُ أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ خَلِيفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَيْكُم‏ ‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰، باب ۳۳، ح ۱۶.
  4. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۷۱، ح ۵.
  5. " السَّلَامُ عَلَى الْأَئِمَّة ... وَ بَقِيَّةِ اللَّهِ ...‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیة، ج ۲، ص ۶۰۹.
  6. " أَيْنَ‏ بَقِيَّةُ اللَّهِ‏ الَّتِي‏ لَا تَخْلُو مِنَ‏ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَة‏‏‏‏‏"، سید بن طاوس، الاقبال، ص ۲۹۷.
  7. اگر مؤمن باشید، باقی مانده خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم؛ سوره هود، آیه: ۸۶.
  8. " لَا ذَاكَ‏ اسْمٌ‏ سَمَّى‏ اللَّهُ‏ بِهِ‏ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ لَمْ‏ يُسَمَ‏ بِهِ‏ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يُسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِر‏‏‏‏‏"، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۱۱، ح۲؛ تفسیر فرات کوفی، ص۱۹۳، ۲۴۹؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۷۶.
  9. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰، ح۱۶.
  10. " أَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ‏ فِي‏ أَرْضِهِ‏ وَ الْمُنْتَقِمُ‏ مِنْ‏ أَعْدَائِهِ‏ فَلَا تَطْلُبْ‏ أَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ‏ يَا أَحْمَدَ بْنَ‏ إِسْحَاق‏‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۸۴، ح ۱.
  11. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۱۱۶ - ۱۱۸.
  12. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۷۳.
  13. اصول کافی، ج ۱، ص ۴۷۱-۴۷۲.
  14. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۰.
  15. بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۱۰۶.
  16. همان، ص ۱۱۹.
  17. اصول کافی، ج ۱، ص ۴۱۱-۴۱۲.
  18. کمال الدین، ص ۳۸۴.
  19. نشریه موعود، شماره ۲۱، ص ۵۴.
  20. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۱.