←تسلیم از نگاه آیات
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
*در بیانی دیگر دلیل برتری مقام تفویض بر مقام توکل و [[تسلیم]] را چنین آوردهاند: توکل یعنی آنکه خدا را در امور خویش جانشین خود قرار دهی و [[تسلیم]] آن است که امور خود را در اختیار خداوند گذاری؛ ولی تفویض آن است که امری را به خود نسبت ندهی، بلکه خویشتنی برای خود نشناسی، بنابراین در [[تسلیم]] تعظیمی است که در توکل نیست و در تفویض تعظیمی است که برای مفوّض حتی توجهی به تعظیم خویش هم باقی نمیگذارد<ref>بیان السعاده، ج۱، ص۳۱۰.</ref>. در مقابل، بعضی [[تسلیم]] را از تفویض بالاتر دانستهاند<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۳۴؛ التحقیق، ج۱۳، ص۱۹۳، «وکل».</ref>، زیرا در تفویض آدمی همه امور مربوط به خود را به خداوند سبحان بازگردانده و خود را برکنار میداند؛ اما [[تسلیم]] پذیرش هر آن چیزی است که خداوند برای او اراده کند یا از او بخواهد، بیآنکه چیزی را به خود منتسب بداند<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۳۴.</ref>. به گفتهای مقام [[تسلیم]]، تفویض و توکل از نظر آفت با یکدیگر یکساناند. آفت این مقامها آن است که آدمی کار خود را به خود مربوطه دانسته یا برای خود در زمینه توکل یا [[تسلیم]] سهمی بپندارد، حال آنکه هرگز کسی در کنار خداوند شأنی ندارد<ref>شرح منازل السائرین، ج۱، ص۲۱۱.</ref> بعضی تنها آفت [[تسلیم]] را این دانسته که شخص نه از سر رضا و رغبت بلکه به ناچار خواست خداوند را بپذیرد<ref>مدارج السالکین، ج۲، ص۱۵۳.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | *در بیانی دیگر دلیل برتری مقام تفویض بر مقام توکل و [[تسلیم]] را چنین آوردهاند: توکل یعنی آنکه خدا را در امور خویش جانشین خود قرار دهی و [[تسلیم]] آن است که امور خود را در اختیار خداوند گذاری؛ ولی تفویض آن است که امری را به خود نسبت ندهی، بلکه خویشتنی برای خود نشناسی، بنابراین در [[تسلیم]] تعظیمی است که در توکل نیست و در تفویض تعظیمی است که برای مفوّض حتی توجهی به تعظیم خویش هم باقی نمیگذارد<ref>بیان السعاده، ج۱، ص۳۱۰.</ref>. در مقابل، بعضی [[تسلیم]] را از تفویض بالاتر دانستهاند<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۳۴؛ التحقیق، ج۱۳، ص۱۹۳، «وکل».</ref>، زیرا در تفویض آدمی همه امور مربوط به خود را به خداوند سبحان بازگردانده و خود را برکنار میداند؛ اما [[تسلیم]] پذیرش هر آن چیزی است که خداوند برای او اراده کند یا از او بخواهد، بیآنکه چیزی را به خود منتسب بداند<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۳۴.</ref>. به گفتهای مقام [[تسلیم]]، تفویض و توکل از نظر آفت با یکدیگر یکساناند. آفت این مقامها آن است که آدمی کار خود را به خود مربوطه دانسته یا برای خود در زمینه توکل یا [[تسلیم]] سهمی بپندارد، حال آنکه هرگز کسی در کنار خداوند شأنی ندارد<ref>شرح منازل السائرین، ج۱، ص۲۱۱.</ref> بعضی تنها آفت [[تسلیم]] را این دانسته که شخص نه از سر رضا و رغبت بلکه به ناچار خواست خداوند را بپذیرد<ref>مدارج السالکین، ج۲، ص۱۵۳.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||
==[[تسلیم]] از نگاه آیات== | ==[[تسلیم]] از نگاه [[آیات]]== | ||
*از آیات مورد استناد در بحث [[تسلیم]] ، آیات ۶۵ | *از [[آیات]] مورد استناد در بحث [[تسلیم]]، [[آیات]] ۶۵ [[سوره]] نساء: {{متن قرآن|فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا}}<ref> پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند؛ سوره نساء، آیه:۶۵.</ref> و ۵۶ [[سوره]] احزاب است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref> خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید؛ سوره احزاب، آیه:۵۶.</ref> مفاد این [[آیات]] که خواهان [[تسلیم]] بودن در برابر [[حکم]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است عام است و همه [[احکام]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[خداوند]] و هرآنچه را به گونهای به [[خدا]] و [[رسول]] منتسب است دربرمیگیرد<ref>احکام القرآن، ج۲، ص۲۶۸؛ المیزان، ج۴، ص۴۰۵.</ref>، به ویژه در مسئله [[وصایت]] و [[جانشینی]] و [[گردن نهادن]] به [[حکم]] [[وصی]] و [[جانشین]] [[پیامبر]]{{صل}}<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۶؛ التبیان، ج۸، ص۳۶۰؛ احتجاج، ج۱، ص۵۸.</ref> بر اساس این [[آیات]]، [[مؤمن]] واقعی در هیچ یک از این موارد [[حق]] رد یا [[اعتراض]] یا ملالت خاطر ندارد، در غیر این صورت به مرتبهای از مراتب [[شرک]] [[آلوده]] است<ref>المیزان، ج۴، ص۴۰۵.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||
*به نظری، در آیات ۶۲ ـ ۶۳ سوره | *به نظری، در [[آیات]] ۶۲ ـ ۶۳ [[سوره]] [[یونس]]، مراد از [[مؤمنان]] که [[خداوند]] آنها را اولیای خویش دانسته، صاحبان [[مقام]] [[تسلیم]] اند: {{متن قرآن|أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ}}<ref> آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند.آنان که ایمان آوردند و پرهیزگاری میورزیدند؛ سوره یونس، آیه:۶۲ - ۶۳.</ref>. به دلالت این [[آیات]] [[رهیافتگان]] به [[مقام]] [[تسلیم]] از هرگونه [[اعتراض]] و [[ناخشنودی]] نسبت به [[قضا و قدر الهی]] به دورند، زیرا آنان به [[مقام]] [[بندگی]] [[خالص]] رسیده و میبینند که مُلک هستی تنها برای [[خداوند]] است و چیزی در [[اختیار]] [[عبد]] نیست تا نگران فقدان آن در [[آینده]] یا [[اندوهگین]] از [[کف]] رفتنش در گذشته باشد.[[خوف]] و [[حزن]] زمانی معنا مییابند که شخص خود را [[صاحب]] [[حق]] یا مِلکی ببیند، پس اگر کسی همه چیز حتی وجود خود را مِلک مطلق [[خداوند]] دید جایی برای خود نمیبیند تا [[خوف]] و حزنی برای او تصور شود<ref>المیزان، ج۱۰، ص۹۰.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||
*از سخن برخی در توضیح واژه "اخبات" برمیآید که مراد از مخبتان که قرآن کریم آنان را میستاید{{متن قرآن|وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref> و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده؛ سوره حج، آیه:۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است؛ سوره حج، آیه:۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند؛ سوره هود، آیه:۲۳.</ref> متصفان به ویژگی [[تسلیم]] اند<ref>التحقیق، ج۳، ص۶، «خبأ».</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}}<ref>الکافی، ج۱، ص۳۹۱؛ العیاشی، ج۲، ص۱۴۳.</ref> نیز [[تسلیم]] همان اخبات دانسته شده است و هرچند مورد | *از سخن برخی در توضیح واژه "[[اخبات]]" برمیآید که مراد از مخبتان که قرآن [[کریم]] آنان را میستاید{{متن قرآن|وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ}}<ref> و برای هر امتی آیینی نهادهایم تا نام خداوند را بر آنچه از چارپایان روزی آنان کرده است (به هنگام ذبح) یاد کنند پس خدای شما خدایی یگانه است؛ فرمانبردار او باشید و فروتنان را نوید ده؛ سوره حج، آیه:۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است؛ سوره حج، آیه:۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> بیگمان کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و با فروتنی در برابر پروردگارشان آرامش یافتهاند بهشتیند؛ آنان در آن جاودانند؛ سوره هود، آیه:۲۳.</ref> متصفان به ویژگی [[تسلیم]] اند<ref>التحقیق، ج۳، ص۶، «خبأ».</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}}<ref>الکافی، ج۱، ص۳۹۱؛ العیاشی، ج۲، ص۱۴۳.</ref> نیز [[تسلیم]] همان [[اخبات]] دانسته شده است و هرچند مورد [[روایت]] [[تسلیم]] در برابر [[اوامر و نواهی]] [[خداوند متعال]] و [[حجج الهی]] است؛ لکن با توجه به معنای واژه "[[اخبات]]"، این [[روایت]] یکی از مصادیق یا لوازم [[اخبات]] را ارائه میکند، و گرنه همانگونه که برخی [[مفسران]] گفتهاند [[اخبات]] به معنای [[تسلیم]] در برابر خواست [[تشریعی]] و [[تکوینی]] [[خداوند]]، اعم از نعمتها، [[بلاها]] و پیشامدهای نوعی و شخصی است که [[اخلاقی]] ستوده و حتی از [[مقام]] [[رضا]] بالاتر است<ref>اطیب البیان، ج۷، ص۳۳.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||
*همچنین برخی مفسران مراد از {{متن قرآن|لَنَبْلُوَنَّكُمْ}} در آیه ۱۵۵ سوره بقره: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref> و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه:۱۵۵.</ref> را آزمایش انسان در زمینه | *همچنین برخی [[مفسران]] مراد از {{متن قرآن|لَنَبْلُوَنَّكُمْ}} در [[آیه]] ۱۵۵ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمْوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref> و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!؛ سوره بقره، آیه:۱۵۵.</ref> را [[آزمایش]] [[انسان]] در زمینه [[ثبات]] بر [[تسلیم]] ref>الکشاف، ج۱، ص۲۰۷؛[[احکام]] القرآن، ج۱، ص۱۱۵.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ}} در [[آیه]] ۱۵۶ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref> همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم؛ سوره بقره، آیه:۱۵۶.</ref> را اعلام [[تسلیم]] و [[انقیاد]] در برابر امر [[خداوند]] و [[رضایت]] به [[تدبیر]] او<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۴۳۷.</ref> و به بیانی دیگر [[ایمان]] به [[قضا و قدر الهی]] و [[تسلیم]] به امر [[خداوند]]<ref>مواهب الرحمن، ج۲، ص۱۹۴.</ref> دانستهاند<ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||
*در آیه ۲۶ سوره فتح نیز، برخی "سکینه"ای را که [[پیامبر]]{{صل}} و مؤمنان به وسیله آن یاری شدند ثابت قدم داشتن آنان بر رضا و [[تسلیم]] دانستهاند. {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref> یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه:۲۶.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج۱۶، ص۱۹۰.</ref>. در تفسیر آیه ۱۱ سوره تغابن هدایت قلب از سوی خداوند: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه:۱۱.</ref> نیز به هدایت قلب به [[تسلیم]] به امر خداوند و رضا به قضای او تفسیر شده است<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۱۵۷؛ التبیان، ج۱۰، ص۲۳.</ref>. رضایتبندگان از [[خداوند متعال]]: {{متن قرآن|رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ }}<ref> خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند؛ سوره توبه، آیه:۱۰۰.</ref> نیز به [[تسلیم]] در برابر خواست تکوینی و تشریعی او تفسیر شده است؛ به این معنا که هرآنچه خداوند از بنده میخواهد، بنده را ناخوش نبوده و نیز هیچ امر ناپسند و مبغوض حضرت | *در [[آیه]] ۲۶ [[سوره]] [[فتح]] نیز، برخی "سکینه"ای را که [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] به [[وسیله]] آن [[یاری]] شدند [[ثابت قدم]] داشتن آنان بر [[رضا]] و [[تسلیم]] دانستهاند. {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref> یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره فتح، آیه:۲۶.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج۱۶، ص۱۹۰.</ref>. در [[تفسیر آیه]] ۱۱ [[سوره]] تغابن [[هدایت]] [[قلب]] از سوی [[خداوند]]: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه:۱۱.</ref> نیز به [[هدایت]] [[قلب]] به [[تسلیم]] به امر [[خداوند]] و [[رضا]] به قضای او [[تفسیر]] شده است<ref>جامع البیان، ج۲۸، ص۱۵۷؛ التبیان، ج۱۰، ص۲۳.</ref>. رضایتبندگان از [[خداوند متعال]]: {{متن قرآن|رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ }}<ref> خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند؛ سوره توبه، آیه:۱۰۰.</ref> نیز به [[تسلیم]] در برابر خواست [[تکوینی]] و [[تشریعی]] او [[تفسیر]] شده است؛ به این معنا که هرآنچه [[خداوند]] از [[بنده]] میخواهد، [[بنده]] را ناخوش نبوده و نیز هیچ امر [[ناپسند]] و مبغوض [[حضرت حق]]، خوشایند [[بنده]] نباشد<ref>المیزان، ج۹، ص۳۷۵.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||
==[[لزوم]] [[تسلیم]] در برابر خواست [[خداوند]]== | ==[[لزوم]] [[تسلیم]] در برابر خواست [[خداوند]]== | ||