تسلیم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۲۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۰
خط ۲۰: خط ۲۰:
*در [[قرآن‌ کریم]] آیه‌ای نیست که با واژه "[[تسلیم]]" بر خصوص [[تسلیم]] مورد بحث دلالت کند؛ لکن آیاتی پرشمار با ماده "س‌ ـ‌ ل‌ ـ‌ م"، به صورت مطلق، [[تسلیم]] در برابر [[خداوند]] را با [[تمجید]] از آن، [[ترغیب]] و امر به آن، [[دستور]] به اظهار [[تسلیم]] یا درخواست دستیابی به [[مقام]] [[تسلیم]] از سوی [[پیامبران]] [[بیان]] می‌کند که [[مفسران]] از بسیاری از این مطلقات، [[تسلیم]] در برابر [[تکوین]] و [[تشریع]] را استفاده کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۳، ص‌۲۰۴؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۹۸؛ ج‌۴، ص‌۴۹۴؛ روح البیان، ج‌۱، ص‌۲۳۳.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ}}<ref> آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش؛ سوره بقره، آیه:۱۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }}<ref> و ما فرمانبردار اوییم؛ سوره بقره، آیه:۱۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَافَّةً }}<ref> همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید؛ سوره بقره، آیه:۲۰۸.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَهُ أَسْلِمُوا }}<ref> فرمانبردار او باشید؛ سوره حج، آیه:۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> و فرمان یافته‌ام که فرمانپذیر پروردگار جهانیان باشم؛ سوره غافر، آیه:۶۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ}}<ref> من نخستین مسلمانم؛ سوره انعام، آیه:۱۶۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ}}<ref> و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش برآور؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۸.</ref> افزون بر ماده و [[آیات]] یاد شده، [[مفسران]] [[آیات]] یا عناوین دیگری را نیز اشاره به [[مقام]] [[تسلیم]] دانسته‌اند؛ مانند [[خضوع]]<ref>التحقیق، ج‌۳، ص‌۷۷، «خضع».</ref> و [[سجود]] <ref>التحقیق، ج‌۵، ص‌۵۲، «سجد»؛ نمونه، ج‌۱۱، ص‌۲۵۴.</ref> که در [[قرآن‌کریم]] مکرر آمده است<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*در [[قرآن‌ کریم]] آیه‌ای نیست که با واژه "[[تسلیم]]" بر خصوص [[تسلیم]] مورد بحث دلالت کند؛ لکن آیاتی پرشمار با ماده "س‌ ـ‌ ل‌ ـ‌ م"، به صورت مطلق، [[تسلیم]] در برابر [[خداوند]] را با [[تمجید]] از آن، [[ترغیب]] و امر به آن، [[دستور]] به اظهار [[تسلیم]] یا درخواست دستیابی به [[مقام]] [[تسلیم]] از سوی [[پیامبران]] [[بیان]] می‌کند که [[مفسران]] از بسیاری از این مطلقات، [[تسلیم]] در برابر [[تکوین]] و [[تشریع]] را استفاده کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۳، ص‌۲۰۴؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۹۸؛ ج‌۴، ص‌۴۹۴؛ روح البیان، ج‌۱، ص‌۲۳۳.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ}}<ref> آنگاه که پروردگارش بدو فرمود: فرمانبردار باش؛ سوره بقره، آیه:۱۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }}<ref> و ما فرمانبردار اوییم؛ سوره بقره، آیه:۱۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَافَّةً }}<ref> همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید؛ سوره بقره، آیه:۲۰۸.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَهُ أَسْلِمُوا }}<ref> فرمانبردار او باشید؛ سوره حج، آیه:۳۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> و فرمان یافته‌ام که فرمانپذیر پروردگار جهانیان باشم؛ سوره غافر، آیه:۶۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ}}<ref> من نخستین مسلمانم؛ سوره انعام، آیه:۱۶۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ}}<ref> و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش برآور؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۸.</ref> افزون بر ماده و [[آیات]] یاد شده، [[مفسران]] [[آیات]] یا عناوین دیگری را نیز اشاره به [[مقام]] [[تسلیم]] دانسته‌اند؛ مانند [[خضوع]]<ref>التحقیق، ج‌۳، ص‌۷۷، «خضع».</ref> و [[سجود]] <ref>التحقیق، ج‌۵، ص‌۵۲، «سجد»؛ نمونه، ج‌۱۱، ص‌۲۵۴.</ref> که در [[قرآن‌کریم]] مکرر آمده است<ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.


==تفاوت مقام [[تسلیم]] با مقام تفویض، توکل و رضا==
==تفاوت [[مقام]] [[تسلیم]] با [[مقام]] [[تفویض]]، [[توکل]] و [[رضا]]==
*[[تسلیم]] با تفویض و توکل نزدیک بلکه به یک معناست و تفاوت آنها به اعتبارات گوناگون است<ref>المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۳۴.</ref>، از همین رو تفاوت میان آنها بسیار دقیق است؛ به گونه‌ای که هریک از این الفاظ گاه در معنایی دیگر نیز به کار می‌رود<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۳۱۰.</ref>. نزدیکی [[تسلیم]] به مقام‌ رضا نیز چنین است<ref>جامع السعادات، ج‌۳، ص‌۲۱۵.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*[[تسلیم]] با [[تفویض]] و [[توکل]] نزدیک بلکه به یک معناست و تفاوت آنها به اعتبارات گوناگون است<ref>المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۳۴.</ref>، از همین رو تفاوت میان آنها بسیار دقیق است؛ به گونه‌ای که هریک از این الفاظ گاه در معنایی دیگر نیز به کار می‌رود<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۳۱۰.</ref>. نزدیکی [[تسلیم]] به مقام‌ [[رضا]] نیز چنین است<ref>جامع السعادات، ج‌۳، ص‌۲۱۵.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*بعضی مقام رضا را بالاتر از [[تسلیم]] دانسته‌اند، زیرا [[تسلیم]] ترک اعتراض ظاهری و نیز ترک کراهت باطنی است؛ اما "رضا" خشنودی قلبی از کار خداوند بر اثر محبت عبد به خداست<ref>التسهیل،ج۱، ص۶۵؛ ر. ک: جامع‌السعادات، ج۳، ص۲۰۳.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*بعضی [[مقام]] [[رضا]] را بالاتر از [[تسلیم]] دانسته‌اند، زیرا [[تسلیم]] ترک [[اعتراض]] ظاهری و نیز ترک [[کراهت]] [[باطنی]] است؛ اما "[[رضا]]" [[خشنودی]] [[قلبی]] از کار [[خداوند]] بر اثر [[محبت]] [[عبد]] به خداست<ref>التسهیل،ج۱، ص۶۵؛ ر. ک: جامع‌السعادات، ج۳، ص۲۰۳.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*از دیدگاهی دیگر رتبه [[تسلیم]] از رتبه رضا و توکل برتر است<ref>جامع‌السعادات، ج۳، ص۲۱۵؛ التحقیق، ج‌۱۳، ص‌۱۹۳، «وکل»؛ الفروق اللغویه، ص‌۲۵۷.</ref>، زیرا مقام رضا آن است که خواست خداوند با طبع انسان هماهنگ باشد؛ اما در [[تسلیم]]، شخص برای خود طبعی نمی‌شناسد تا موافقت یا مخالفت طبع، برای او مطرح باشد<ref>اوصاف الاشراف، ص‌۹۲؛ شرح منظومه، ص‌۳۵۸.</ref>. در مقام توکل نیز شخص کار خود را به خدا وا‌می‌گذارد و او را وکیل خود قرار می‌دهد که نشان بقای تعلق خاطر به آن کار در وجود اوست؛ ولی در مقام [[تسلیم]]، شخص هیچ وابستگی‌ای به امور مربوط به خود نداشته<ref>جامع السعادات، ج‌۳، ص‌۲۱۵.</ref> و به طور کامل از همه علائق دل می‌کند<ref>اوصاف الاشراف، ص‌۹۲.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*از دیدگاهی دیگر رتبه [[تسلیم]] از رتبه [[رضا]] و [[توکل]] [[برتر]] است<ref>جامع‌السعادات، ج۳، ص۲۱۵؛ التحقیق، ج‌۱۳، ص‌۱۹۳، «وکل»؛ الفروق اللغویه، ص‌۲۵۷.</ref>، زیرا [[مقام]] [[رضا]] آن است که خواست [[خداوند]] با طبع [[انسان]] هماهنگ باشد؛ اما در [[تسلیم]]، شخص برای خود طبعی نمی‌شناسد تا موافقت یا [[مخالفت]] طبع، برای او مطرح باشد<ref>اوصاف الاشراف، ص‌۹۲؛ شرح منظومه، ص‌۳۵۸.</ref>. در [[مقام]] [[توکل]] نیز شخص کار خود را به [[خدا]] وا‌می‌گذارد و او را [[وکیل]] خود قرار می‌دهد که نشان بقای تعلق خاطر به آن کار در وجود اوست؛ ولی در [[مقام]] [[تسلیم]]، شخص هیچ وابستگی‌ای به امور مربوط به خود نداشته<ref>جامع السعادات، ج‌۳، ص‌۲۱۵.</ref> و به طور کامل از همه علائق [[دل]] می‌کند<ref>اوصاف الاشراف، ص‌۹۲.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*برخی [[تسلیم]] و تفویض را به یک معنا<ref>جامع السعادات، ج‌۳، ص‌۲۱۵.</ref> و بعضی تفویض را مرتبه‌ای بالاتر از [[تسلیم]]<ref>التصوف الاسلامی، ص ۱۷۲؛ دایرة‌المعارف تشیع، ج ۴، ص‌۲۵۸ ـ ۲۵۹.</ref> می‌دانند؛ با این استدلال که تفویض مربوط به سرّ سالک و از اعمال باطنی است. در تفویض، بنده  به کلی ماسوی الله را نفی می‌کند و حتی خود را نیز در میان نمی‌بیند و این از مقامات حبیب‌ خدا، [[پیامبر خاتم|محمد مصطفی]]{{صل}} است که فرمود: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}<ref> کار خود را به خداوند وا می‌گذارم؛ سوره غافر، آیه:۴۴.</ref>؛ اما [[تسلیم]]، از متعلقات نفس و اعمال مجرد  آن و مقام خلیل الله{{ع}} است. [[تسلیم]] سپردن و تفویض بازگذاشتن است و از این جهت مقام [[تسلیم]] از مقام تفویض فروتر است<ref>شرح التعرف، ج‌۲، ص‌۸۹۳، ۹۰۸.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*برخی [[تسلیم]] و [[تفویض]] را به یک معنا<ref>جامع السعادات، ج‌۳، ص‌۲۱۵.</ref> و بعضی [[تفویض]] را مرتبه‌ای بالاتر از [[تسلیم]]<ref>التصوف الاسلامی، ص ۱۷۲؛ دایرة‌المعارف تشیع، ج ۴، ص‌۲۵۸ ـ ۲۵۹.</ref> می‌دانند؛ با این [[استدلال]] که [[تفویض]] مربوط به سرّ سالک و از [[اعمال]] [[باطنی]] است. در [[تفویض]]، [[بنده]] به کلی ماسوی [[الله]] را نفی می‌کند و حتی خود را نیز در میان نمی‌بیند و این از [[مقامات]] حبیب‌ [[خدا]]، [[پیامبر خاتم|محمد مصطفی]]{{صل}} است که فرمود: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}<ref> کار خود را به خداوند وا می‌گذارم؛ سوره غافر، آیه:۴۴.</ref>؛ اما [[تسلیم]]، از متعلقات نفس و [[اعمال]] مجرد  آن و [[مقام]] [[خلیل الله]]{{ع}} است. [[تسلیم]] سپردن و [[تفویض]] بازگذاشتن است و از این جهت [[مقام]] [[تسلیم]] از [[مقام]] [[تفویض]] فروتر است<ref>شرح التعرف، ج‌۲، ص‌۸۹۳، ۹۰۸.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*در بیانی دیگر دلیل برتری مقام تفویض بر مقام توکل و [[تسلیم]] را چنین آورده‌اند: توکل یعنی آنکه خدا را در امور خویش جانشین خود قرار دهی و [[تسلیم]] آن است که امور خود را در اختیار خداوند گذاری؛ ولی تفویض آن است که امری را به خود نسبت ندهی، بلکه خویشتنی برای خود نشناسی، بنابراین در [[تسلیم]] تعظیمی است که در توکل نیست و در تفویض تعظیمی است که برای مفوّض حتی توجهی به تعظیم خویش هم باقی نمی‌گذارد<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۳۱۰.</ref>. در مقابل، بعضی [[تسلیم]] را از تفویض بالاتر دانسته‌اند<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۳۴؛ التحقیق، ج۱۳، ص۱۹۳، «وکل».</ref>، زیرا در تفویض آدمی همه امور مربوط به خود را به خداوند سبحان بازگردانده و خود را برکنار می‌داند؛ اما [[تسلیم]] پذیرش هر آن چیزی است که خداوند برای او اراده کند یا از او بخواهد، بی‌آنکه چیزی را به خود منتسب بداند<ref>المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۳۴.</ref>. به گفته‌ای مقام [[تسلیم]]، تفویض و توکل از نظر آفت با یکدیگر یکسان‌اند. آفت این مقامها آن است که آدمی کار خود را به خود مربوطه دانسته یا برای خود در زمینه توکل یا [[تسلیم]] سهمی بپندارد، حال آنکه هرگز کسی در کنار خداوند شأنی ندارد<ref>شرح منازل السائرین، ج‌۱، ص‌۲۱۱.</ref> بعضی تنها آفت [[تسلیم]] را این دانسته که شخص نه از سر رضا و رغبت بلکه به ناچار خواست خداوند را بپذیرد<ref>مدارج السالکین، ج‌۲، ص‌۱۵۳.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.
*در بیانی دیگر [[دلیل]] [[برتری]] [[مقام]] [[تفویض]] بر [[مقام]] [[توکل]] و [[تسلیم]] را چنین آورده‌اند:[[توکل]] یعنی آنکه [[خدا]] را در امور خویش [[جانشین]] خود قرار دهی و [[تسلیم]] آن است که امور خود را در [[اختیار]] [[خداوند]] گذاری؛ ولی [[تفویض]] آن است که امری را به خود نسبت ندهی، بلکه خویشتنی برای خود نشناسی، بنابراین در [[تسلیم]] تعظیمی است که در [[توکل]] نیست و در [[تفویض]] تعظیمی است که برای مفوّض حتی توجهی به [[تعظیم]] خویش هم باقی نمی‌گذارد<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۳۱۰.</ref>. در مقابل، بعضی [[تسلیم]] را از [[تفویض]] بالاتر دانسته‌اند<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۳۴؛ التحقیق، ج۱۳، ص۱۹۳، «وکل».</ref>، زیرا در [[تفویض]] [[آدمی]] همه امور مربوط به خود را به [[خداوند سبحان]] بازگردانده و خود را برکنار می‌داند؛ اما [[تسلیم]] [[پذیرش]] هر آن چیزی است که [[خداوند]] برای او [[اراده]] کند یا از او بخواهد، بی‌آنکه چیزی را به خود منتسب بداند<ref>المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۳۴.</ref>. به گفته‌ای [[مقام]] [[تسلیم]]، [[تفویض]] و [[توکل]] از نظر آفت با یکدیگر یکسان‌اند. آفت این مقامها آن است که [[آدمی]] کار خود را به خود مربوطه دانسته یا برای خود در زمینه [[توکل]] یا [[تسلیم]] سهمی بپندارد، حال آنکه هرگز کسی در کنار [[خداوند]] شأنی ندارد<ref>شرح منازل السائرین، ج‌۱، ص‌۲۱۱.</ref> بعضی تنها آفت [[تسلیم]] را این دانسته که شخص نه از سر [[رضا]] و رغبت بلکه به ناچار خواست [[خداوند]] را بپذیرد<ref>مدارج السالکین، ج‌۲، ص‌۱۵۳.</ref><ref>[[محمد صالحی‌منش|صالحی‌منش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>.


==[[تسلیم]] از نگاه [[آیات]]==
==[[تسلیم]] از نگاه [[آیات]]==
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش