بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
*از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان بیان دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. [[عقل]]گرایی در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر تجربهگرایی و مدافع جدی دین بود. نمونه روشن آن، [[عقل]]گرایی دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایبنیتس با دلائل [[[[عقل]]ی]] به اثبات [[خدا]] پرداختند. | *از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان بیان دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. [[عقل]]گرایی در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر تجربهگرایی و مدافع جدی دین بود. نمونه روشن آن، [[عقل]]گرایی دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایبنیتس با دلائل [[[[عقل]]ی]] به اثبات [[خدا]] پرداختند. | ||
*رویکرد [[عقل]]گرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>. | *رویکرد [[عقل]]گرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>. | ||
*اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[[[عقل]]انی]] از دین را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در [[حوزه]] دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ | *اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[[[عقل]]انی]] از دین را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در [[حوزه]] دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref> | ||
==[[احکام دین]]== | ==[[احکام دین]]== | ||
| خط ۱۴۶: | خط ۱۴۶: | ||
==دین در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱== | ==دین در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱== | ||
در باره [[جایگاه]] دین از سه منظر مختلف میتوان سخن گفت: | در باره [[جایگاه]] دین از سه منظر مختلف میتوان سخن گفت: | ||
#کسانی که با دین از این جهت که [[محدودیت]] آور و [[مانع]] لابالی گری آنها میشود، مخالف هستند و دین را به عنوان مزاحم [[حیات]] حیوانی و [[شیطانی]] خود [[تفسیر]] کردهاند. | |||
#کسانی به این [[دلیل]] که دین [[وسیله]] و ابزار [[قدرت]] شده و از آن سوء استفادههای بسیار میشود، ترجیح میدهند که سخن از دین و [[ایمان]] را به کنار نهند. | |||
#کسانی سخن از [[بینیازی]] دین و [[ایمان]] کردند. میگفتند، با وجود [[عقل]] و [[علم]]، دیگر چه نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] است. [[بشریت]] با تجربهای که کسب کرده، بدون دین هم میتواند [[آسایش]] و [[امنیت]] و [[عدالت]] خود را به دست آورد. آنچه مایه [[سعادت]] و [[خوشبختی]] است، [[عقل انسان]] [[قادر]] به [[درک]] آن است.[[ایمان]] در [[بهترین]] حالت، به نادیده گرفتن [[رنجها]] و [[سختیها]] مبدل شده است، نه تحرک بخشیدن و برانگیختن برای فائق آمدن بر [[مشکلات]] و کسب [[زندگی]] دیگر. در صورتی که [[قرآن]] به هر سه سئوال پاسخ میدهد: هم از دین صحیح سخن میگوید و هم از [[دینی]] که ابزار دست [[قدرت]] و [[ثروت]] که بتوانند [[قدرت]] و [[ثروت]] خود را [[حفظ]] کنند. [[قرآن کریم]] این [[نگرانی]] سوء استفاده از دین را نشان داده، هشدار میدهد و از اینکه کسانی مانند فرعونها در [[مبارزه]] با [[پیامبران]] از خطر [[بیدینی]] [[سخن]] میگویند، هشدار میدهد: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که میترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> چون [[فرعون]] کسی است که ادعای خدایی میکند، [[مردم]] را زیر [[تسلط]] خود کشانده، و [[ستمها]] به آنها روا داشته، باز ادعای [[حمایت]] از دین میکند. بیگمان [[شریعت]] در هر زمانی از سوی [[صاحبان قدرت]]، وسیلهای برای سختگیری، برخورد و [[تکفیر]] و توجیه و پوشش دادن برای بسیاری از [[گناهان]] بزرگ و سنگین، همچون [[بیعدالتی]]، تحکیم [[قدرت]]، ضایع کردن [[حقوق]]، [[افشاگری]] و غوغاگری و توجیه [[استبداد]] و رانتخواری میشود. البته [[مردم]] دین میخواهند؛ اما دین باید دلپسند و دلربا باشد. [[دینی]] که نیازهای [[معنوی]] و [[اخلاقی]] آنان را پاسخگو باشد. [[نیاز]] [[مردم]] به دین برای این است که از بدیهای آنان بکاهد و [[خوبیها]] را رواج دهد. به [[مردم]] [[امنیت]]، [[عدالت]] و [[معنویت]] بدهد، در هر کاری [[بیهوده]] دخالت نکند و [[زندگی]] خصوصی آنان را برملا نکند. اگر ببینند دین به جای این فواید، به صورت و کارهای ظاهری بها میدهد، [[غلو]] و [[خرافات]] را [[ترویج]] میکند، از چنین [[دینی]] [[تبری]] میجویند. در یک جمله میتوان گفت [[قرآن]] در معرفی دین، هم [[معرفت]] زا و هم کارکردگرا است. لذا در این مدخل مباحث گوناگونی در [[ارتباط]] میان دین با [[پیامبر]] مطرح است، مانند چیستی دین، [[فلسفه]] و کارکرد دین، روش ارجاع به دین، معیارهای دین و اصول و مبانی دین و [[دلایل]] تأکید بر [[خلوص]] دین [[نبوی]]. | |||
===چیستی دین [[نبوی]]=== | ===چیستی دین [[نبوی]]=== | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۸۵: | ||
'''نکات''': یکی از خطرناکترین برخوردها با دین، این است که دین را برای مقاصد دیگر به جز [[معنویت]] و [[اخلاق]] بخواهیم؛ زیرا از نظر [[قرآن]] هم بازی با دین ممنوع است و هم سوء استفاده از دین، و هم استفاده ابزاری از دین خطرناک. [[قرآن کریم]] از همه این جهات سخن میگوید: | '''نکات''': یکی از خطرناکترین برخوردها با دین، این است که دین را برای مقاصد دیگر به جز [[معنویت]] و [[اخلاق]] بخواهیم؛ زیرا از نظر [[قرآن]] هم بازی با دین ممنوع است و هم سوء استفاده از دین، و هم استفاده ابزاری از دین خطرناک. [[قرآن کریم]] از همه این جهات سخن میگوید: | ||
# دین [[وسیله]] بازی و سرگرمی [[دنیایی]] شود {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>. | # دین [[وسیله]] بازی و سرگرمی [[دنیایی]] شود {{متن قرآن|وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«و آنان را که دین خویش به بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریفت رها کن و به آن (قرآن) پند ده، مبادا کسی برای آنچه کرده است نومید و نابود گردد، در حالی که او را در برابر خداوند میانجی و یاوری نباشد و هر جایگزینی (به سربها) دهد از او پذیرفته» سوره انعام، آیه ۷۰.</ref>. | ||
# دین ابزار مقاصد مادی چون [[قدرت]] و [[ثروت]] شود: | # دین ابزار مقاصد مادی چون [[قدرت]] و [[ثروت]] شود: {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا}}<ref>«(همان) کسانی که دین خویش را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت و امروز ما آنان را از یاد میبریم چنان که آنان دیدار این روزشان را از یاد برده بودند و به آیات ما انکار میورزیدند» سوره اعراف، آیه ۵۱.</ref>. | ||
# دین [[وسیله]] [[سرکوب]] [[مخالفان]] و استفاده ابزاری شود: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که میترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref>. [[فرعون]] برای [[مبارزه]] با [[موسی]] میگوید: من میترسم که او دین شما را از شما بگیرد. | # دین [[وسیله]] [[سرکوب]] [[مخالفان]] و استفاده ابزاری شود: {{متن قرآن|إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ}}<ref>«و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که میترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref>. [[فرعون]] برای [[مبارزه]] با [[موسی]] میگوید: من میترسم که او دین شما را از شما بگیرد. | ||