جز
جایگزینی متن - 'بیان' به 'بیان'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'بیان' به 'بیان') |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
*[[روایات]] فراوانی اسم اعظم را قابل انتقال به دیگران میداند، پس چنین نیست که فقط هر شخصی که خود قابلیت [[معنوی]] و ایمانی آن را به دست آورد، [[خدا]] به طور مستقیم آن را به وی عطا کند. در برخی [[روایات]] آمده است [[پیامبران]] {{ع}} به [[فرزندان]] و اوصیای خود، اسم اعظم را میآموختند. البتّه در این [[روایات]] اشاره شده است که یادگیری اسم اعظم قابلیت و [[لیاقت]] میخواهد و اسم اعظم را به هرکسی نمیتوان آموخت<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۹ - ۲۷۰.</ref>. | *[[روایات]] فراوانی اسم اعظم را قابل انتقال به دیگران میداند، پس چنین نیست که فقط هر شخصی که خود قابلیت [[معنوی]] و ایمانی آن را به دست آورد، [[خدا]] به طور مستقیم آن را به وی عطا کند. در برخی [[روایات]] آمده است [[پیامبران]] {{ع}} به [[فرزندان]] و اوصیای خود، اسم اعظم را میآموختند. البتّه در این [[روایات]] اشاره شده است که یادگیری اسم اعظم قابلیت و [[لیاقت]] میخواهد و اسم اعظم را به هرکسی نمیتوان آموخت<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۹ - ۲۷۰.</ref>. | ||
==اسم اعظم [[منبع علم امامان]]== | ==اسم اعظم [[منبع علم امامان]]== | ||
*اسم اعظم عنوانی است که برخی از [[روایات]] برای | *اسم اعظم عنوانی است که برخی از [[روایات]] برای بیان سرچشمۀ [[علم امام]] و آگاهیها و تواناییهای او به آن اشاره دارند یعنی یکی از [[منابع علم امامان]] {{ع}} به شمار میآید. در [[روایات]]، یکی از ویژگیهای [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{ع}} بهرهمندی کاملتر از اسم اعظم [[الهی]] بیان شده است یعنی [[آگاهی]] به هفتاد و دو حرف به ایشان عطا شده است و یک حرف مختص به [[خداوند متعال]] است که از آن تعبیر به [[اسم مستأثر]] میکنند<ref>ر.ک. [[محمد تقی شاکر|شاکر، محمد تقی]]، [[منابع علم امام در قرآن (مقاله)|منابع علم امام در قرآن]]، ش ۶، ص ۱۷۰؛ [[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص ۷۸ ـ ۸۰؛ [[داوود افقی|افقی، داوود]]، [[بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات (پایاننامه)|بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات]]، ص ۶۰؛ [[سید محمد جعفر سبحانی|سبحانی، سید محمد جعفر]]، [[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]، ص ۱۴۷ ـ ۱۵۰</ref>. | ||
*مطابق [[روایات]]، دو [[جایگاه]] برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: [[جایگاه]] [[علم الغیب]] که دسترسی به آن تنها خاص [[پروردگار]] است و به جز [[خداوند عزوجل]]، کسی دیگر [[امکان]] راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: [[جایگاه]] [[علم الکتاب]] که منشأ [[قدرت]] و [[علم]] گستردۀ [[امامان]] {{ع}} و [[امکان]] دسترسی ایشان به این [[جایگاه]] و بلکه اشراف به آن | *مطابق [[روایات]]، دو [[جایگاه]] برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: [[جایگاه]] [[علم الغیب]] که دسترسی به آن تنها خاص [[پروردگار]] است و به جز [[خداوند عزوجل]]، کسی دیگر [[امکان]] راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: [[جایگاه]] [[علم الکتاب]] که منشأ [[قدرت]] و [[علم]] گستردۀ [[امامان]] {{ع}} و [[امکان]] دسترسی ایشان به این [[جایگاه]] و بلکه اشراف به آن بیان شده است. تلفیق و جمعبندی میان [[آیات]] و [[روایات]] در این زمینه، نشان میدهد میان اسم اعظم و [[علم الکتاب]] رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در [[قرآن]] و [[روایات]] از آن تعبیر به {{متن قرآن|عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> و یا {{متن قرآن|عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«کسی که دانش کتاب نزد اوست» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref> شده، در [[روایات]] از آن به بخشی از اسم اعظم [[الهی]] تعبیر شده که [[علم]] ما کان و ما یکون را در بردارد و [[آیات قرآن]] بر [[عظمت]] و گستردگی فوق العادۀ [[علم الکتاب]] دلالت مینماید<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص ۳۴ ـ ۳۸.</ref>. | ||
*[[تورات]] و [[انجیل]] و [[آیات قرآن]] به کامل بودن [[قرآن]] اشاره و آن را از جهت [[علم]] و [[معرفت]] بسیار [[برتر]] از دیگر [[کتب آسمانی]] دانسته تا حدی که [[قرآن]] را به [[فراگیری]] همه چیز توصیف نمودهاند، در حالی توصیف [[خداوند]] از سایر کتب به بهره داشتن از بخش و برخی از [[علم]] است<ref>تفسیرالعیاشی ج: ۲ ص: ۲۶۶ ح ۵۸؛ بحار ج۸۹ ص۱۰۲ ح۷۸. </ref>. | *[[تورات]] و [[انجیل]] و [[آیات قرآن]] به کامل بودن [[قرآن]] اشاره و آن را از جهت [[علم]] و [[معرفت]] بسیار [[برتر]] از دیگر [[کتب آسمانی]] دانسته تا حدی که [[قرآن]] را به [[فراگیری]] همه چیز توصیف نمودهاند، در حالی توصیف [[خداوند]] از سایر کتب به بهره داشتن از بخش و برخی از [[علم]] است<ref>تفسیرالعیاشی ج: ۲ ص: ۲۶۶ ح ۵۸؛ بحار ج۸۹ ص۱۰۲ ح۷۸. </ref>. | ||
*[[شیخ صدوق]] [[معتقد]] است: "[[خداوند متعال]] اسم اعظم خود را در آغاز [[سورههای قرآن]] و در حروف مقطعه، [[نهان]] ساخته و تنها [[خاندان]] [[عصمت]] و [[طهارت]] را از این اسم [[آگاه]] کرده و به [[معرفت]] آن مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر [[خدای تعالی]] این اسم را به همه [[مردم]] میآموخت و آن را برای همه [[آشکار]] مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر [[پیامبران]] و [[امامان]] {{ع}} به کار میبردند"<ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۵۳۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۸۹</ref> | *[[شیخ صدوق]] [[معتقد]] است: "[[خداوند متعال]] اسم اعظم خود را در آغاز [[سورههای قرآن]] و در حروف مقطعه، [[نهان]] ساخته و تنها [[خاندان]] [[عصمت]] و [[طهارت]] را از این اسم [[آگاه]] کرده و به [[معرفت]] آن مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر [[خدای تعالی]] این اسم را به همه [[مردم]] میآموخت و آن را برای همه [[آشکار]] مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر [[پیامبران]] و [[امامان]] {{ع}} به کار میبردند"<ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۵۳۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد صادق عظیمی|عظیمی، محمد صادق]]، [[سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی (پایاننامه)|سیر تطور موضوع گستره علم امام در کلام اسلامی]]، ص ۸۹</ref> | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
#آصف بن برخیا {{ع}}: به وی یک حرف از اسم اعظم داده شده بود که با آن یک حرف توانست کمتر از چشم برهم زدنی، تخت ملکه [[یمن]] را از [[یمن]] به [[شام]]، نزد [[سلیمان]] {{ع}}آورد: {{متن قرآن|الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۸؛ منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵</ref> | #آصف بن برخیا {{ع}}: به وی یک حرف از اسم اعظم داده شده بود که با آن یک حرف توانست کمتر از چشم برهم زدنی، تخت ملکه [[یمن]] را از [[یمن]] به [[شام]]، نزد [[سلیمان]] {{ع}}آورد: {{متن قرآن|الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۸؛ منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵</ref> | ||
#[[عیسی]] {{ع}}: او میتوانست مردگان را زنده کند و کورمادرزاد و شخص [[مبتلا]] به [[بیماری]] پیسی را شفا دهد<ref>سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. براساس برخی [[روایات]]، [[عیسی]] {{ع}}به سبب برخورداری از اسم اعظم میتوانست این [[اعمال]] را انجام دهد<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۸؛ منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵</ref>. | #[[عیسی]] {{ع}}: او میتوانست مردگان را زنده کند و کورمادرزاد و شخص [[مبتلا]] به [[بیماری]] پیسی را شفا دهد<ref>سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>. براساس برخی [[روایات]]، [[عیسی]] {{ع}}به سبب برخورداری از اسم اعظم میتوانست این [[اعمال]] را انجام دهد<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۸؛ منابع علم امام در قرآن و روایات؛ ص: ۲۵</ref>. | ||
#بلعم باعورا: در [[قرآن]]، داستان شخصی | #بلعم باعورا: در [[قرآن]]، داستان شخصی بیان شده که [[خداوند]] [[آیات]] خویش را به او داد؛ ولی وی خود را از آنها تهی ساخت<ref>سوره اعراف، آیه ۱۷۵.</ref>. طبق برخی [[روایات]] این شخص، [[بلعم باعورا]] مردی از بنی [[اسرائیل]] بود که اسم اعظم به او عطا شده بود و هرگاه با آن [[دعا]] میکرد دعایش [[مستجاب]] میشد؛ ولی بر اثر [[پیروی]] از [[فرعون]] و [[دشمنی]] با [[موسی]] {{ع}} اسم اعظم را از دست داد<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۸.</ref>. | ||
*در [[روایات]] به افراد دیگری نیز اشاره شده که اسم اعظم را میدانستند؛ مانند: [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[یعقوب]]، [[خضر]]، یوشع بن نون و غالب قطّان یکی از اجداد [[رسول خدا]] {{صل}}<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۸.</ref>. | *در [[روایات]] به افراد دیگری نیز اشاره شده که اسم اعظم را میدانستند؛ مانند: [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[یعقوب]]، [[خضر]]، یوشع بن نون و غالب قطّان یکی از اجداد [[رسول خدا]] {{صل}}<ref>ر.ک: [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ص۲۶۸.</ref>. | ||
*اسم اعظمی که در [[اختیار]] هر یک از [[انبیاء الهی]] بوده مناسب با مقتضای زمان و [[نیاز]] [[مردم]] و [[وظایف]] و رسالتشان به ایشان تعلق میگرفته و هر اسمی اثر و نتایجی مخصوص به خود داشته که مناسب با شرائط هر [[پیامبری]] در [[اختیار]] او قرار میگرفته است<ref>ر.ک: شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص ۳۴ ـ ۳۸.</ref>. | *اسم اعظمی که در [[اختیار]] هر یک از [[انبیاء الهی]] بوده مناسب با مقتضای زمان و [[نیاز]] [[مردم]] و [[وظایف]] و رسالتشان به ایشان تعلق میگرفته و هر اسمی اثر و نتایجی مخصوص به خود داشته که مناسب با شرائط هر [[پیامبری]] در [[اختیار]] او قرار میگرفته است<ref>ر.ک: شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص ۳۴ ـ ۳۸.</ref>. | ||