←ابوطالب، اسلام و پیامبر اسلام{{صل}}
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
==ابوطالب، [[اسلام]] و [[پیامبر اسلام]]{{صل}}== | ==ابوطالب، [[اسلام]] و [[پیامبر اسلام]]{{صل}}== | ||
*ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب رشد کرد و پرورش یافت<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۸۵.</ref>. شغل او مانند بیشتر بزرگان [[قریش]] [[تجارت]] بود و در سفرهای تجاری او را همراه خود میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ زیرا هم [[مقام]] والای برادرزاده را میدانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن [[حضرت]] باخبر بود. در یکی از سفرهای تجاری به [[شام]]، بحیرای [[راهب]] سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۸۵.</ref>. ابوطالب پس از [[عبدالمطلب]]، [[صاحب منصب]] سقایت شد. او گرچه دارای [[منصب]] و [[مقام]] بود. اما فردی [[تنگدست]] و در عین حال منیعالطبع بود. از اینرو [[سرپرستی]] دو تن از فرزندانش، [[علی]]{{ع}} و [[جعفر]] را [[پیامبر]] {{صل}} و [[عباس]]، برادرش عهدهدار شدند. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، [[حمایت]] ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ [[توان]] او در راه [[محمد]]{{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمیتوانست بهعنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از نفوذ خود در [[حمایت]] از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸؛ دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵ـ ۸۶.</ref>. در این زمینه گفته شده: | *ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب رشد کرد و پرورش یافت<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۸۵.</ref>. شغل او مانند بیشتر بزرگان [[قریش]] [[تجارت]] بود و در سفرهای تجاری او را همراه خود میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ زیرا هم [[مقام]] والای برادرزاده را میدانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن [[حضرت]] باخبر بود. در یکی از سفرهای تجاری به [[شام]]، بحیرای [[راهب]] سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۸۵.</ref>. | ||
*[[جایگاه]] بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و [[حمایت]] بیدریغ او از [[پیامبر خدا]]{{صل}}، [[مانع]] اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود در محاصرۀ شعب ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواریهای محاصرۀ [[اقتصادی]] را در [[کهنسالی]] به [[جان]] خرید و از [[حمایت]] [[پیامبر خدا]] تن نزد. ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار [[غربت]] [[دین]] دارد. آن بزرگوار پس از [[خروج]] از شِعب ابوطالب، [[زندگی]] را به [[درود]] گفت. با [[مرگ]] او و [[خدیجه]] | *ابوطالب پس از [[عبدالمطلب]]، [[صاحب منصب]] سقایت شد. او گرچه دارای [[منصب]] و [[مقام]] بود. اما فردی [[تنگدست]] و در عین حال منیعالطبع بود. از اینرو [[سرپرستی]] دو تن از فرزندانش، [[علی]]{{ع}} و [[جعفر]] را [[پیامبر]] {{صل}} و [[عباس]]، برادرش عهدهدار شدند. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، [[حمایت]] ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ [[توان]] او در راه [[محمد]]{{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمیتوانست بهعنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از نفوذ خود در [[حمایت]] از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸؛ دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵ـ ۸۶.</ref>. در این زمینه گفته شده: "مغرضان چون نتوانستند دربارۀ فرزندش [[علی]]{{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به [[پدر]] او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]]{{ع}} را بیالایند در حالی که [[روحیات]] و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان [[شناخت]]"<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰.</ref>. | ||
*اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست بیانگر چهرۀ [[نورانی]] سیّد ابطح و بزرگ [[قریش]] است، همچنین تألیفاتی که دربارۀ اثبات [[ایمان]] او نگاشته شده همگی دال بر آن است که "[[ایمان]] ابوطالب" از مسلّمات [[اعتقادی]] [[شیعه]] و [[اهل بیت]] است<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: "ابوطالب [[مسلمان]] و با [[ایمان]] از [[دنیا]] رفت"<ref>{{متن حدیث|مَاتَ أَبُو طَالِبِ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ مُسْلِماً مُؤْمِناً}}؛ الغدیر، ج ۷ ص ۳۹۰.</ref><ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. | |||
*[[جایگاه]] بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و [[حمایت]] بیدریغ او از [[پیامبر خدا]]{{صل}}، [[مانع]] اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود در محاصرۀ شعب ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواریهای محاصرۀ [[اقتصادی]] را در [[کهنسالی]] به [[جان]] خرید و از [[حمایت]] [[پیامبر خدا]] تن نزد. ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار [[غربت]] [[دین]] دارد. آن بزرگوار پس از [[خروج]] از شِعب ابوطالب، [[زندگی]] را به [[درود]] گفت. با [[مرگ]] او و [[خدیجه]]{{س}}، [[پیامبر خدا]] {{صل}}، دو تن از حامیان [[استوار]]، [[صدیق]] و فداکارش را از دست داد و پس از آن، [[شکنجه]] و [[آزار]] [[مؤمنان]] به دست [[قریش]]، فزونی یافت<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | |||
==[[دفاع]] از ابوطالب== | ==[[دفاع]] از ابوطالب== | ||