←بررسی اشکالات
| خط ۶۴: | خط ۶۴: | ||
==بررسی اشکالات== | ==بررسی اشکالات== | ||
در هر حال، روایاتی که بر [[امامت علی]]{{ع}} دلالت [[آشکار]] دارند؛ یعنی از آن [[حضرت]] به عنوان [[خلیفه پیامبر]] و [[امام]] یا [[امیرمؤمنان]] یاد شده است، از طریق [[شیعه]] در بالاترین [[حد ]] [[تواتر]] [[نقل]] شده است و از طریق [[اهل سنت]] نیز اگر چه در [[حد ]] [[تواتر]] نیست، ولی یقیناً در [[حد ]] [[روایت مستفیض]] میباشد و [[سند]] برخی از آنها نیز مطابق قواعد آنان معتبر است. با این حال، در این خصوص مناقشههایی مطرح شده است: | |||
===اشکال نخست:=== | ===اشکال نخست:=== | ||
* گاهی فرضیه [[نسخ]] آن توسط [[پیامبر]]{{صل}} مطرح گردیده است ([[شیخ]] [[سلیم بشری]]) ولی فرضیه [[نسخ]] [[حدیث]] عقلاً و شرعاً مردود است، زیرا از قبیل [[نسخ]] [[حکم]] قبل از فرا رسیدن وقت عمل به آن است. علاوه بر این که هیچ گونه ناسخی از گفتار یا [[رفتار پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] نشده است، بلکه در گفتار و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} شواهد فراوانی بر [[تأیید]] و تثبیت آن یافت میشود<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۴.</ref>. | * گاهی فرضیه [[نسخ]] آن توسط [[پیامبر]]{{صل}} مطرح گردیده است ([[شیخ]] [[سلیم بشری]]) ولی فرضیه [[نسخ]] [[حدیث]] عقلاً و شرعاً مردود است، زیرا از قبیل [[نسخ]] [[حکم]] قبل از فرا رسیدن وقت عمل به آن است. علاوه بر این که هیچ گونه ناسخی از گفتار یا [[رفتار پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] نشده است، بلکه در گفتار و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} شواهد فراوانی بر [[تأیید]] و تثبیت آن یافت میشود<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۲۴.</ref>. | ||
===اشکال دوم:=== | ===اشکال دوم:=== | ||
* | * گفته شده است تعداد [[شیعه]] در عصر اول و دورههای پس از آن اندک بوده و در حدی نبوده است که [[نقل]] [[نصوص امامت]] توسط آنان به [[حد ]] [[تواتر]] برسد<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۳۵۱ به نقل از: ابطال نهج الباطل فضل بن روزبهان اشعری.</ref>. | ||
*آگاهان به [[تاریخ]] میدانند که [[تشیع]] در [[صدر اسلام]] در سرزمین [[حجاز]] و دیگر [[سرزمینهای اسلامی]] [[ظهور]] کرد و همواره جمع کثیری از [[امت اسلامی]] در مناطق مختلف دنیای [[اسلام]] پیرو [[مذهب تشیع]] بودهاند. [[مکه]]، [[مدینه]] و دیگر شهرهای سرزمین [[حجاز]]، [[کوفه]]، [[بصره]]، [[کربلا]]، [[نجف]]، [[بغداد]] و شهرهای دیگر سرزمین [[عراق]]، [[سوریه]]، [[حلب]]، جبل عامل، بعلبک در منطقه [[شامات]]، [[شهر]] [[مصر]] در [[آفریقا]]، [[یمن]] و شهرهای مختلف [[ایران]] که در گذشته قلمروی بسیار گسترده داشت مهمترین و شناخته شدهترین شهرهایی هستند که [[شیعیان]] در آنها [[زندگی]] میکردهاند ([[تاریخ]] الشیعه) با توجه به کثرت [[شیعه]] و پراکندگی جغرافیایی آنان میتوان منشأ و [[علت]] [[تواتر]] [[نصوص امامت علی]]{{ع}} را به دست آورد. خبر [[متواتر]] آن است که ناقلان آن از نظر تعداد و شرایط مکانی و جهانی به گونهای باشد که احتمال [[خطا]] و تبانی بر ساختن آن عادتاً محال باشد. | *آگاهان به [[تاریخ]] میدانند که [[تشیع]] در [[صدر اسلام]] در سرزمین [[حجاز]] و دیگر [[سرزمینهای اسلامی]] [[ظهور]] کرد و همواره جمع کثیری از [[امت اسلامی]] در مناطق مختلف دنیای [[اسلام]] پیرو [[مذهب تشیع]] بودهاند. [[مکه]]، [[مدینه]] و دیگر شهرهای سرزمین [[حجاز]]، [[کوفه]]، [[بصره]]، [[کربلا]]، [[نجف]]، [[بغداد]] و شهرهای دیگر سرزمین [[عراق]]، [[سوریه]]، [[حلب]]، جبل عامل، بعلبک در منطقه [[شامات]]، [[شهر]] [[مصر]] در [[آفریقا]]، [[یمن]] و شهرهای مختلف [[ایران]] که در گذشته قلمروی بسیار گسترده داشت مهمترین و شناخته شدهترین شهرهایی هستند که [[شیعیان]] در آنها [[زندگی]] میکردهاند ([[تاریخ]] الشیعه) با توجه به کثرت [[شیعه]] و پراکندگی جغرافیایی آنان میتوان منشأ و [[علت]] [[تواتر]] [[نصوص امامت علی]]{{ع}} را به دست آورد. خبر [[متواتر]] آن است که ناقلان آن از نظر تعداد و شرایط مکانی و جهانی به گونهای باشد که احتمال [[خطا]] و تبانی بر ساختن آن عادتاً محال باشد. | ||
*با توجه به نکات پیش گفته، این ویژگیها در مورد [[نقل]] [[نصوص امامت]] توسط [[شیعه]] به صورت کامل تحقق دارد. از این رو، در [[تواتر]] این [[نصوص]] مجال کمترین تردیدی وجود نخواهد داشت<ref>سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۶۸- ۷۸؛ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۶۳؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۴۶- ۵۶؛ طوسی، محمد بن حسن، الإقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۲۶- ۳۲۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۱- ۳۱۴.</ref>. | *با توجه به نکات پیش گفته، این ویژگیها در مورد [[نقل]] [[نصوص امامت]] توسط [[شیعه]] به صورت کامل تحقق دارد. از این رو، در [[تواتر]] این [[نصوص]] مجال کمترین تردیدی وجود نخواهد داشت<ref>سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۶۸- ۷۸؛ سید مرتضی، علی بن الحسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۶۳؛ تلخیص الشافی، ج۲، ص۴۶- ۵۶؛ طوسی، محمد بن حسن، الإقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۲۶- ۳۲۸؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۱- ۳۱۴.</ref>. | ||
===اشکال سوم:=== | ===اشکال سوم:=== | ||
* | * [[اعتقاد]] به [[نص]] [[امامت علی]]{{ع}} توسط [[هشام بن حکم]] و [[ابن راوندی]] مطرح شده است<ref>همدانی، عبدالجبار، المغنی، ج۱، ص۱۱۸.</ref>. | ||
* در '''پاسخ''' باید گفت: اولاً، شواهد [[تاریخی]] معتبر، نادرستی این فرضیه را [[آشکار]] میسازد و ثانیاً، لازمه این فرضیه آن است که چنین عقیدهای تا قبل از [[هشام بن حکم]] وجود نداشته و او آن را ابداع کرده است. اگر چنین بود باید از مطالب [[مسلم]] و مشهور میان مورخان و نویسندگان [[ملل و نحل]] بوده باشد، مانند عقایدی که توسط افراد خاصی چون [[جهم بن صفوان]]، [[واصل بن عطا]]، [[ابوالحسن اشعری]] و دیگران مطرح گردید و در شمار مسائل [[مسلم]] و مشهور [[تاریخی]] قرار گرفت، در حالی که درباره فرضیه [[جعل]] [[منصوص بودن امامت]] توسط [[هشام بن حکم]] چنین نیست<ref>سید مرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۱۹؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۴- ۳۱۵.</ref>. | |||
===اشکال چهارم:=== | ===اشکال چهارم:=== | ||
* | * اگر [[امامت]] و [[خلافت علی]]{{ع}} به صورت [[آشکار]] توسط [[پیامبر]]{{صل}} بیان شده بود، در زمره مسائل [[مسلم]] و مشهور میان [[مسلمانان]] قرار میگرفت، همانند [[وجوب]] نمازهای پنج گانه، [[روزه]] [[ماه رمضان]]، [[قبله]] بودن [[کعبه]] و مسائلی از این قبیل<ref>همدانی، عبدالجبار، المغنی، ج۱، ص۱۱۴.</ref> | ||
'''پاسخ''' این است که [[نص بر امامت]] [[علی]]{{ع}} با مسائل یاد شده قابل مقایسه نیست، زیرا در مورد آنها انگیزهای برای [[کتمان]] و عدم [[نقل]] وجود نداشته است، ولی در مورد [[امامت]]، [[انگیزه]] عدم [[نقل]] و [[کتمان]] وجود داشته است، زیرا در آغاز گروهی از [[صحابه]] آن را نادیده گرفته و درباره [[جانشین پیامبر]] دست به [[انتخاب]] زدند و پس از آن با امتناعکنندگان از [[بیعت]] با [[خلیفه]] [[برگزیده]] شده با روش قهرآمیز برخورد کردند. این [[اقدام]] از یک سو، مسئله را بر عدهای مشتبه ساخت، و از سوی دیگر کسانی نیز مرعوب شرایط شده و دم فرو بستند. این وضعیت در دوران [[حکومت]] [[امویان]] و [[عباسیان]] تشدید شد و در نتیجه [[نص]] [[امامت علی]]{{ع}} در میان هواداران [[مکتب]] [[خلفا]] به [[فراموشی]] سپرده شد، و [[عالمان]] آنان در دورههای بعد به توجیه و تصحیح [[رفتار]] [[خلفا]] اهتمام ورزیدند<ref>تلخیص الشافی، ج۲، ص۶۰-۶۱؛ رازی حمصی، سدیدالدین محمود، المنقذ من التقلید، ج۲، ص۳۱۶- ۳۱۷.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۷-۴۴۸.</ref>. | |||
===اشکال پنجم:=== | ===اشکال پنجم:=== | ||
* | * مطابق این نظریه اکثر [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} از روی [[علم]] و عمد با [[دستور]] او [[مخالفت]] کردهاند. این مطلب با سوابق [[تاریخی]] آنان در [[اطاعت از پیامبر]]{{صل}} [[سازگاری]] ندارد؛ چنان که احتمال این که آنان در زمانی کوتاه با قصد و عمد راه [[ضلالت]] را برگزیدند، مردود است<ref>جرجانی، میرسید شریف، شرح المواقف، ج۸، ص۳۵۹؛ همدانی، عبدالجبار، المغنی، ج۱، ص۱۱۹- ۱۲۰.</ref>. | ||
*پاسخ این است که [[انگیزه]] و [[دلیل]] همه کسانی که به [[دستور پیامبر]]{{صل}} درباره [[امامت علی]]{{ع}} عمل نکردند یکسان نبوده است. عدهای به خاطر [[مصلحت اندیشی]] چنین تصمیمی گرفتند، آنان [[گمان]] میکردند فردی سالخوردهتر از [[علی]]{{ع}} برای [[مقام امامت]] در آن شرایط مناسبتر است، به ویژه این که [[علی]]{{ع}} در [[دفاع]] از [[پیامبر]] و در [[جنگها]] افراد بسیاری از [[قریش]] را کشته بود، و کسانی از این بابت نسبت به او در [[دل]] [[کینه]] داشتند. عدهای نیز بر [[فضایل]] بیشمار و نیز [[موقعیت]] ممتازی که [[علی]]{{ع}} نزد [[پیامبر]]{{صل}} داشت [[حسد]] میورزیدند، بدین جهت [[امامت]] او را برنمی تافتند، بسیاری از افرادی که از [[قدرت]] [[کافی]] در تحلیل مسائل برخوردار نبودند نیز به خاطر عمل عده اندکی از مشاهیر [[صحابه]] که در [[سقیفه]] گرد آمده و درباره [[خلافت]] تصمیم گرفتند، دچار اشتباه شده و به این تصور که آن گروه بدون [[دلیل]] معتبر شرعی دست به آن [[اقدام]] نزدهاند، [[نصوص امامت]] را رها کردند. با وجود چنین انگیزهها نمیتوان بیتوجهی آنان به [[نصوص امامت]] را [[دلیل]] [[مخالفت]] عمدی همه آنها با [[پیامبر]]{{صل}} دانست، و سپس آن را پدیدهای [[باور]] نکردنی شمرد<ref>طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالإعتقاد، ص۳۳۹-۳۷۸.</ref>. | *'''پاسخ''' این است که [[انگیزه]] و [[دلیل]] همه کسانی که به [[دستور پیامبر]]{{صل}} درباره [[امامت علی]]{{ع}} عمل نکردند یکسان نبوده است. عدهای به خاطر [[مصلحت اندیشی]] چنین تصمیمی گرفتند، آنان [[گمان]] میکردند فردی سالخوردهتر از [[علی]]{{ع}} برای [[مقام امامت]] در آن شرایط مناسبتر است، به ویژه این که [[علی]]{{ع}} در [[دفاع]] از [[پیامبر]] و در [[جنگها]] افراد بسیاری از [[قریش]] را کشته بود، و کسانی از این بابت نسبت به او در [[دل]] [[کینه]] داشتند. عدهای نیز بر [[فضایل]] بیشمار و نیز [[موقعیت]] ممتازی که [[علی]]{{ع}} نزد [[پیامبر]]{{صل}} داشت [[حسد]] میورزیدند، بدین جهت [[امامت]] او را برنمی تافتند، بسیاری از افرادی که از [[قدرت]] [[کافی]] در تحلیل مسائل برخوردار نبودند نیز به خاطر عمل عده اندکی از مشاهیر [[صحابه]] که در [[سقیفه]] گرد آمده و درباره [[خلافت]] تصمیم گرفتند، دچار اشتباه شده و به این تصور که آن گروه بدون [[دلیل]] معتبر شرعی دست به آن [[اقدام]] نزدهاند، [[نصوص امامت]] را رها کردند. با وجود چنین انگیزهها نمیتوان بیتوجهی آنان به [[نصوص امامت]] را [[دلیل]] [[مخالفت]] عمدی همه آنها با [[پیامبر]]{{صل}} دانست، و سپس آن را پدیدهای [[باور]] نکردنی شمرد<ref>طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالإعتقاد، ص۳۳۹-۳۷۸.</ref>. | ||
*برخی از [[اصحاب]] نیز بر این [[باور]] بودند که مسئله [[امامت]] از مسائل تعبدی نیست که باید [[دستور پیامبر]]{{صل}} درباره آن بیچون و چرا [[اجرا]] شود، بلکه از اموری است که به [[مصلحت اندیشی]] [[مسلمانان]] مربوط است، و آنان [[حق]] دارند درباره آن به تبادل نظر و [[انتخاب]] بپردازند. آنان در زمان [[پیامبر]]{{صل}} نیز با برخی از دستورهای او که مربوط به [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] بود [[مخالفت]] ورزیده یا درباره آن به چون و چرا پرداختند. جریان [[صلح حدیبیه]]، [[القای شبهه]] و تردید در عمل به [[دستور پیامبر]]{{صل}} در آوردن قلم و کاغذ در بستر [[بیماری]]، تعلل ورزیدن در عمل به [[دستور پیامبر]]{{صل}} در پیوستن به [[سپاه اسامة بن زید]] و موارد دیگر، [[دلایل]] روشن بر این مدعاست<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۸۴، ۸۷ و ۹۱-۹۲.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۸.</ref>. | *برخی از [[اصحاب]] نیز بر این [[باور]] بودند که مسئله [[امامت]] از مسائل تعبدی نیست که باید [[دستور پیامبر]]{{صل}} درباره آن بیچون و چرا [[اجرا]] شود، بلکه از اموری است که به [[مصلحت اندیشی]] [[مسلمانان]] مربوط است، و آنان [[حق]] دارند درباره آن به تبادل نظر و [[انتخاب]] بپردازند. آنان در زمان [[پیامبر]]{{صل}} نیز با برخی از دستورهای او که مربوط به [[امور سیاسی]] و [[اجتماعی]] بود [[مخالفت]] ورزیده یا درباره آن به چون و چرا پرداختند. جریان [[صلح حدیبیه]]، [[القای شبهه]] و تردید در عمل به [[دستور پیامبر]]{{صل}} در آوردن قلم و کاغذ در بستر [[بیماری]]، تعلل ورزیدن در عمل به [[دستور پیامبر]]{{صل}} در پیوستن به [[سپاه اسامة بن زید]] و موارد دیگر، [[دلایل]] روشن بر این مدعاست<ref>شرف الدین، سید عبدالحسین، المراجعات، ص۸۴، ۸۷ و ۹۱-۹۲.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۴۴۸.</ref>. | ||
===اشکال ششم:=== | ===اشکال ششم:=== | ||
*۶. برخی گفتهاند [[نصوص امامت علی]]{{ع}} تنها بر [[امامت]] او دلالت میکنند و نافی [[امامت]] دیگران نیستند. بنابراین، دیدگاه [[اهل سنت]] که [[علی]]{{ع}} را [[خلیفه]] و [[امام چهارم]] میدانند با [[نصوص امامت]] ناسازگار نیست<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۷.</ref>. | *۶. برخی گفتهاند [[نصوص امامت علی]]{{ع}} تنها بر [[امامت]] او دلالت میکنند و نافی [[امامت]] دیگران نیستند. بنابراین، دیدگاه [[اهل سنت]] که [[علی]]{{ع}} را [[خلیفه]] و [[امام چهارم]] میدانند با [[نصوص امامت]] ناسازگار نیست<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۷.</ref>. | ||
*در پاسخ باید گفت روشن است که [[پیامبر]]{{صل}} مطابق قواعد متعارف زبان با [[مردم]] سخن گفته است. [[فهم]] متعارف از سخن [[رهبران]] در مورد [[تعیین جانشین]] خود این است که [[جانشینی]] وامامت [[بلافصل]] مقصود میباشد؛ چنان که معتقدان به [[خلافت عمر]]، [[خلافت]] او را به تعیین [[ابوبکر]] مستند میکنند و هرگز این احتمال را مطرح نکردند، که با سخن [[ابوبکر]] درباره [[خلافت عمر]]، [[خلافت]] دیگران نیز قابل طرح است. | *در '''پاسخ''' باید گفت روشن است که [[پیامبر]]{{صل}} مطابق قواعد متعارف زبان با [[مردم]] سخن گفته است. [[فهم]] متعارف از سخن [[رهبران]] در مورد [[تعیین جانشین]] خود این است که [[جانشینی]] وامامت [[بلافصل]] مقصود میباشد؛ چنان که معتقدان به [[خلافت عمر]]، [[خلافت]] او را به تعیین [[ابوبکر]] مستند میکنند و هرگز این احتمال را مطرح نکردند، که با سخن [[ابوبکر]] درباره [[خلافت عمر]]، [[خلافت]] دیگران نیز قابل طرح است. | ||
== نصوص دیگر دال بر امامت امام علی== | == نصوص دیگر دال بر امامت امام علی== | ||