←شبهه چهارم: رجوع به اهل حلّ و عقد
| خط ۱۶۰: | خط ۱۶۰: | ||
*'''بیان [[شبهه]]:''' | *'''بیان [[شبهه]]:''' | ||
*[[مردم]] با [[هدایت]] و ارشادات [[رسول خدا]]{{صل}} به درجهای از [[عقل]] و [[بلوغ]] [[فکری]] رسیدهاند که بتوانند با [[اختیار]] خود از میان [[اهل حلّ و عقد]] فردی را به [[زمامداری]] خود برگزینند. بنابراین نیازی به [[نصب امام]] بعد از [[پیامبر خاتم|نبی مکرم]]{{صل}} نیست. | *[[مردم]] با [[هدایت]] و ارشادات [[رسول خدا]]{{صل}} به درجهای از [[عقل]] و [[بلوغ]] [[فکری]] رسیدهاند که بتوانند با [[اختیار]] خود از میان [[اهل حلّ و عقد]] فردی را به [[زمامداری]] خود برگزینند. بنابراین نیازی به [[نصب امام]] بعد از [[پیامبر خاتم|نبی مکرم]]{{صل}} نیست. | ||
پاسخ [[شبهه]] | *'''پاسخ [[شبهه]]:''' | ||
*''پاسخ اوّل:'' در این نظریّه نقاط ابهام فراوانی وجود دارد؛ معنای [[اهل حلّ و عقد]] و تفاوت آنان با سایر علمای [[امّت]] معیّن نشده است. اگر مراد از ایشان کسانی است که به [[امور دینی]] [[آگاه]] بوده و نیز بر مسائل [[سیاسی]] روز اشراف دارند، در این صورت در [[امّت اسلام]] علمای فراوانی از این دست یافت میشود که البته هر کدام امامی را [[خلیفه پیامبر]]{{صل}} میدانند و این [[زمینهساز]] بروز [[اختلاف]] فراوان در میان [[مسلمانان]] میشود. | |||
پاسخ اوّل | *[[سعدالدین تفتازانی]] از جمله طرفداران این نظریّه است، وی میگوید: "[[امامت]] نزد اکثر [[اهل سنّت]] به [[اختیار]] علمای [[اهل حلّ و عقد]] [[ثابت]] میشود؛ هرچند تعداد آنان اندک باشد؛ زیرا [[امامت ابوبکر]] بدون [[نص]] و [[اجماع]] بود"<ref>شرح المقاصد (ط. الشریف الرضی، ۱۴۰۹ه.ق)، ج۵، ص۲۵۲.</ref>. | ||
[[سعدالدین تفتازانی]] از جمله طرفداران این نظریّه است، وی میگوید: | *و [[امام الحرمین جوینی]] میگوید: "حتی اگر یک نفر از [[اهل حلّ و عقد]] [[حکم]] به [[امامت]] فردی دهد، [[امامت]] او ثابت میشود، و لو [[امّت]] بر او اتفاق نکنند"<ref>الأنافه فی معالم الخلافه، ج۱، ص۴۴. به نقل از: شیعهشناسی و پاسخ به شبهات (ط. مشعر، ۱۳۸۴ ه.ش)، ج۱، ص۴۹۱.</ref>. | ||
"[[امامت]] نزد اکثر [[اهل سنّت]] به [[اختیار]] علمای [[اهل حلّ و عقد]] [[ثابت]] میشود؛ هرچند تعداد آنان اندک باشد؛ زیرا [[امامت ابوبکر]] بدون [[نص]] و [[اجماع]] بود"<ref>شرح المقاصد (ط. الشریف الرضی، ۱۴۰۹ه.ق)، ج۵، ص۲۵۲.</ref>. | *همین نظر را [[قرطبی]] نیز بیان میکند و میگوید: "اگر یکی از [[اهل حلّ و عقد]] با کسی [[بیعت]] کند، بر دیگران نیز لازم است که از او متابعت کرده و با او [[بیعت]] کنند. [[دلیل]] ما این است که [[عمر بن خطاب]] با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کرد و کسی از [[صحابه]] نیز با او [[مخالفت]] ننمود؛ و دیگر اینکه [[بیعت]] یک نفر و نظر او [[عقد]] بر [[امامت]] است و دیگر احتیاجی به تعدّد [[عقد]] نیست؛ زیرا با همان [[عقد]] اوّل، [[امامت]] او همانند سایر عقود منعقد میشود. و لذا [[امام]] [[ابوالمعالی]] میگوید: [[عقد]] [[امامت]] هرکس که بسته شد، [[ثابت]] میشود و کسی [[حق]] ندارد او را از [[امامت]] [[خلع]] نماید و این امر اجماعی است"<ref>ماوردی، الأحکام السلطانیّه، ص۶ و ۷. به نقل از منبع بالا.</ref>. | ||
و [[امام الحرمین جوینی]] میگوید: | *[[قلقشندی]] (از علمای [[شافعی]]) نیز عددی را در تعداد [[اهل حلّ و عقد]] بیان نمیکند و تنها به [[صدق]] [[اجتماع]] آنان [[کفایت]] میکند<ref>الأنافه فی معالم الخلافه، ج۱، ص۴۴. به نقل از منبع بالا.</ref>. وی سپس میگوید: "درمیان علمای ما، در انعقاد [[امامت]] به [[اجتماع]] [[اهل حلّ و عقد]] [[اختلاف]] است". | ||
"حتی اگر یک نفر از [[اهل حلّ و عقد]] [[حکم]] به [[امامت]] فردی دهد، [[امامت]] او ثابت میشود، و لو [[امّت]] بر او اتفاق نکنند"<ref>الأنافه فی معالم الخلافه، ج۱، ص۴۴. به نقل از: شیعهشناسی و پاسخ به شبهات (ط. مشعر، ۱۳۸۴ ه.ش)، ج۱، ص۴۹۱.</ref>. | *او مجموعه اقوال در این باره را هفت قول میشمرد؛ نظر اوّل آنکه تعداد ایشان باید [[چهل]] نفر باشد، سپس این عدد را به شش نفر تنزّل میدهد (نظر [[قاضی عبدالجبّار]]) و بعد به دو نفر (نظر [[عبدالقاهر بغدادی]]) تا بالاخره نظر [[جوینی]] و [[جرجانی]] را [[نقل]] میکند که [[امامت]] را تنها با نظر یک نفر از اهلّ حل و [[عقد]] ثابت میدانستند<ref>ماوردی، الأحکام السلطانیه، ص۶ و ۷. به نقل از منبع بالا.</ref>. | ||
همین نظر را [[قرطبی]] نیز بیان میکند و میگوید: | *با این توضیحات مشخّص میشود که علمای عامّه نظر معیّنی درباره تعداد افراد [[اهل حلّ و عقد]] ارائه نکردهاند مضافاً بر آنکه مشخّص ننمودهاند که اگر تعارضی در [[انتخاب]] آنان پیش آمد، چه راهکاری باید در پیش گرفت. چنانکه در [[تعیین خلیفه]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}}، گروهی از [[اهل حلّ و عقد]] مانند [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[مقداد]] و بزرگان از [[بنیهاشم]]، [[رأی]] به [[خلافت]] و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دادند و گروهی دیگر برخلاف رفتند. حتی در [[سقیفه]] نیز، به [[شهادت]] [[تاریخ]]، بین [[اهل حلّ و عقد]] از [[مهاجر]] و [[انصار]] در [[تعیین خلیفه]] [[اختلاف]] درگرفت. بنابراین، در این مورد نیز نظر مشخّصی پیشنهاد نشده است. در حالی که اغلب نزاعها درباره [[امامت]] بر [[مسلمین]] از همین جا آغاز شد و خونهای فراوان بر [[زمین]] ریخت. | ||
"اگر یکی از [[اهل حلّ و عقد]] با کسی [[بیعت]] کند، بر دیگران نیز لازم است که از او متابعت کرده و با او [[بیعت]] کنند. [[دلیل]] ما این است که [[عمر]] با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کرد و کسی از [[صحابه]] نیز با او [[مخالفت]] ننمود؛ و دیگر اینکه [[بیعت]] یک نفر و نظر او [[عقد]] بر [[امامت]] است و دیگر احتیاجی به تعدّد [[عقد]] نیست؛ زیرا با همان [[عقد]] اوّل، [[امامت]] او همانند سایر عقود منعقد میشود. و لذا [[امام]] [[ابوالمعالی]] میگوید: [[عقد]] [[امامت]] هرکس که بسته شد، [[ثابت]] میشود و کسی [[حق]] ندارد او را از [[امامت]] [[خلع]] نماید و این امر اجماعی است"<ref>ماوردی، الأحکام السلطانیّه، ص۶ و ۷. به نقل از منبع بالا.</ref>. | *'''پاسخ دوم:''' تفاوت اصلی نگاه عامّه با [[شیعه]] در [[تعیین امام]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} در آن است که آنان [[جایگاه امامت]] در [[جامعه]] را تنها در [[رهبری سیاسی]] [[امّت]] و [[حکومت]] میدانند؛ در حالی که در طیّ [[برهان]] [[ثابت]] شد که بنابر [[برهان لطف]]، [[امامت]] سِمَت [[هدایت]] [[امّت]] و [[تبیین دین]] و [[احکام]] آن بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} است؛ زیرا هرچند تمام [[نیاز]] [[مردم]] در امر [[هدایت الهی]] از [[احکام]] و [[اعتقادات]] در [[قرآن]] بیان شده، ولی [[آیات]] آن باید [[تبیین]] و روشن شود؛ چنانکه [[احکام]] [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]]، حدود، دیات، بیع، [[نکاح]] و غیره به تفصیل در [[قرآن]] نیامده و [[نیازمند]] [[تبیین]] است؛ [[خداوند]] خود در این باره فرمود: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی»؛ سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. همچنین فرمود: {{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ}}<ref>«و ما این کتاب را بر تو فرو فرستادیم تا آنچه را در آن اختلاف ورزیدند برای آنها روشن گردانی»؛ سوره نحل، آیه ۶۴.</ref> | ||
قلقشندی (از علمای [[شافعی]]) نیز عددی را در تعداد [[اهل حلّ و عقد]] بیان نمیکند و تنها به [[صدق]] [[اجتماع]] آنان [[کفایت]] میکند<ref>الأنافه فی معالم الخلافه، ج۱، ص۴۴. به نقل از منبع بالا.</ref>. وی سپس میگوید: | *مبیّن [[قرآن]] باید کسی باشد که به [[اذن خداوند]] به [[حقیقت قرآن]] و [[کتاب مکنون]] [[آگاهی]] داشته باشد؛ چنین فردی یا [[نبی]] و یا [[امام]] است؛ چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} خطاب به [[قتاده]] (مفسّر و [[فقیه]] اهل [[بصره]]) فرمود: {{متن حدیث|وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ إِنَّمَا يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ}}<ref>الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ه.ق.)، ج۸، ص۳۱۲.</ref>. | ||
"درمیان علمای ما، در انعقاد [[امامت]] به [[اجتماع]] [[اهل حلّ و عقد]] [[اختلاف]] است". | *در زمان [[پیامبر خاتم|نبیّ اکرم]]{{صل}}، ایشان خود مبیّن [[قرآن]] بودند که به تصریح [[الهی]]، بیان ایشان [[مصون از خطا]] و عین گفتار [[قرآن]] است و [[راه هدایت]] و [[ظهور]] [[هدایت تشریعی]] [[الهی]]، از لسان [[نبی]] است: {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۳-۴.</ref>. | ||
او مجموعه اقوال در این باره را هفت قول میشمرد؛ نظر اوّل آنکه تعداد ایشان باید [[چهل]] نفر باشد، سپس این عدد را به شش | *اما میدانیم که همه [[احکام دین]] که در [[قرآن]] آمده، در زمان [[حیات]] [[شریف]] [[پیامبر]]{{صل}} به طور کامل [[تبیین]] نگردید؛ به [[دلایل]] زیر: | ||
با این توضیحات مشخّص میشود که علمای عامّه نظر معیّنی درباره تعداد افراد [[اهل حلّ و عقد]] ارائه نکردهاند مضافاً بر آنکه مشخّص ننمودهاند که اگر تعارضی در [[انتخاب]] آنان پیش آمد، چه راهکاری باید در پیش گرفت. چنانکه در [[تعیین خلیفه]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}}، گروهی از [[اهل حلّ و عقد]] مانند [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[مقداد]] و بزرگان از [[بنیهاشم]]، [[رأی]] به [[خلافت]] و [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} دادند و گروهی دیگر برخلاف رفتند. حتی در [[سقیفه]] نیز، به [[شهادت]] [[تاریخ]]، بین [[اهل حلّ و عقد]] از [[مهاجر]] و [[انصار]] در [[تعیین خلیفه]] [[اختلاف]] درگرفت. بنابراین، در این مورد نیز نظر مشخّصی پیشنهاد نشده است. در حالی که اغلب نزاعها درباره [[امامت]] بر [[مسلمین]] از همین جا آغاز شد و خونهای فراوان بر [[زمین]] ریخت. | #[[پیامبر]]{{صل}} در تمام دوران رسالتشان سخت درگیر محکم کردن پایههای [[اسلام]] بودند و لذا برای [[تبیین]] همه [[احکام]] [[قرآن]] [[فرصت]] نیافتند. در مدت کوتاه ده ساله بعد از [[هجرت]] [[نبوی]] به [[مدینه]] - که اغلب [[احکام اسلام]] نیز در این دوران نازل شد- [[رسول خدا]]{{صل}} سخت درگیر [[جنگ با دشمنان]] و دفع فتنههای گوناگون داخلی و خارجی بودند<ref>رسول خدا{{صل}} در دوران کوتاه عمر مبارکشان در مدینه، ۲۷ غزوه و ۵۵ سریه را پشت سر گذاشتند.</ref>. علاوه بر درگیریهای شدید [[اجتماعی]] [[پیامبر]]{{صل}} با [[منافقین]] و مواجهه ایشان با [[اهل کتاب]]، فضای قبایلی [[جامعه]] [[عرب]] و عصبیّتهای قومی آنان- که [[فرامین]] شیخ [[قبیله]] را [[واجب]] الاتّباع میدانستند و افراد هر [[طایفه]] از [[حریم]] [[قوم]] خود تا پای [[جان]] [[دفاع]] میکردند- باعث میشد که فضای مناسب برای [[تبیین احکام]] [[قرآن]] به نحو کامل فراهم نگردد. | ||
پاسخ دوم | #هرچند همه [[احکام الهی]] در قالب [[قرآن]] بر حضرتش نازل شد، ولی در موقعیّت مناسب برای بیان همه [[احکام]] [[قرآن]] پیش نیامد؛ زیرا [[احکام]] باید در مکان و زمان مناسب خود بیان میگردید؛ چنانکه [[حکم]] [[خمس]] بعد از به دست آوردن [[غنایم]] [[جنگی]]، کیفیت [[نماز]] قصر در سفرهای [[جنگی]]، چگونگی نگهداری اسرا پس از وقوع [[جنگ]]، و نحوه [[عقد]] [[قرارداد صلح]] در موقعیتهای مشابه توسط [[رسول خدا]]{{صل}} [[تبیین]] شد. این در حالی است که موقعیّت برای [[تبیین]] بسیاری از [[احکام الهی]] در زمان [[رسول اکرم]]{{صل}} پیش نیامد تا آن را از [[قرآن]] برای [[امّت]] بیان کنند؛ مثل [[احکام]] فئه باغیه، [[احکام]] اسرا یا مقتولان در [[جنگ]] [[مسلمان]] با [[مسلمان]]، [[احکام]] [[سبّ]] و [[لعن]] مسلم و حتّی [[معصوم]]، [[احکام]] [[ارتداد]] و یا [[حکم]] [[قیاس]] و [[استحسان]] در مسائل مستحدثه. | ||
{{متن قرآن| | *باید بر این فهرست، [[شبهات اعتقادی]] فراوانی را نیز افزود که منجر به ایجاد نحلههای گوناگون از قبیل [[اشاعره]]، [[معتزله]]، [[اسماعیلیه]]، [[مرجئه]] و غیره در [[امّت اسلام]] شد. بنابراین، انسانهای عادّی بدون [[استمداد]] از [[امام]] [[معصوم]] نمیتوانند رأساً [[احکام الهی]] را بیان نمایند. | ||
همچنین فرمود: | |||
{{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ | |||
مبیّن [[قرآن]] باید کسی باشد که به [[اذن خداوند]] به [[حقیقت قرآن]] و [[کتاب مکنون]] [[آگاهی]] داشته باشد؛ چنین فردی یا [[نبی]] و یا [[امام]] است؛ چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} خطاب به قتاده (مفسّر و [[فقیه]] اهل [[بصره]]) فرمود: | |||
{{متن حدیث|وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ إِنَّمَا يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ}}<ref>الکافی (ط. الإسلامیه، ۱۴۰۷ ه.ق.)، ج۸، ص۳۱۲.</ref>. | |||
در زمان [[نبیّ]] | |||
{{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى | |||
اما میدانیم که همه [[احکام دین]] که در [[قرآن]] آمده، در زمان [[حیات]] [[شریف]] [[پیامبر]]{{صل}} به طور کامل [[تبیین]] نگردید؛ به [[دلایل]] زیر: | |||
==منابع== | ==منابع== | ||