تجربه‌گرایی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز'
جز (جایگزینی متن - '<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"></div>' به '')
جز (جایگزینی متن - 'نیاز' به 'نیاز')
خط ۱۹: خط ۱۹:
*به تعبیر [[علامه طباطبایی]]، تمام مقدمات اثبات حس‌گرایی و نفی عقل‌نگری، خود [[عقلی]] هستند. پس، از صحت [[دلیل]]، [[فساد]] لازم می‌‌آید؛ زیرا تشخیص صواب از [[خطا]] در اعیان، با حسّ و تجربه نیست؛ بلکه با [[عقل]] و قواعد [[عقلی]] میسّر است<ref>بنگرید به: طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۴۷.</ref>.
*به تعبیر [[علامه طباطبایی]]، تمام مقدمات اثبات حس‌گرایی و نفی عقل‌نگری، خود [[عقلی]] هستند. پس، از صحت [[دلیل]]، [[فساد]] لازم می‌‌آید؛ زیرا تشخیص صواب از [[خطا]] در اعیان، با حسّ و تجربه نیست؛ بلکه با [[عقل]] و قواعد [[عقلی]] میسّر است<ref>بنگرید به: طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۴۷.</ref>.
*مرحوم [[شهید صدر]]، [[منطق]] تجربی را دارای چالش‌های متعدد درون مکتبی میداند که در هر صورت [[التزام]] به آنها، به خودستیزی و نقض تجربه‌گرایی خواهد انجامید. خلاصه برخی اشکالات ایشان چنین است:
*مرحوم [[شهید صدر]]، [[منطق]] تجربی را دارای چالش‌های متعدد درون مکتبی میداند که در هر صورت [[التزام]] به آنها، به خودستیزی و نقض تجربه‌گرایی خواهد انجامید. خلاصه برخی اشکالات ایشان چنین است:
#این قاعده که "تجربه مقیاس [[حقیقت]] است"، یا از [[معارف]] اولی و ضروریه است و یا چنین نیست. اگر از قضایای بدیهی و ضروری باشد که سابق بر تجربه است و این، با [[منطق]] تجربی که به چنین معارفی [[اعتقاد]] ندارد، در تضاد است، و اگر به تجربه پیشین [[نیاز]] داشته باشد، معلوم است که در بدو امر، نتوانسته‌ایم بدانیم که آیا تجربه مقیاس منطقی صحیحی است، یا نه.
#این قاعده که "تجربه مقیاس [[حقیقت]] است"، یا از [[معارف]] اولی و ضروریه است و یا چنین نیست. اگر از قضایای بدیهی و ضروری باشد که سابق بر تجربه است و این، با [[منطق]] تجربی که به چنین معارفی [[اعتقاد]] ندارد، در تضاد است، و اگر به تجربه پیشین نیاز داشته باشد، معلوم است که در بدو امر، نتوانسته‌ایم بدانیم که آیا تجربه مقیاس منطقی صحیحی است، یا نه.
#[[فلسفه]] تجربی فقط [[ظواهر]] و اعراض ماده را اثبات می‌‌کند؛ اما از اثبات ذات ماده و جوهر مادی (که آن [[ظواهر]] از وی عارض می‌‌گردد)، عاجز است؛ زیرا آنها به وسیله [[حس]] [[درک]] نمی‌شود و تنها با [[برهان عقلی]] می‌‌توان وجود آنها را [[درک]] کرد. [در جایی که اعراض و اصول ماده، فرع وجود ذات و [[حقیقت]] ماده هستند؛ با نبودن جوهر، سخن از عرض بیهوده است].
#[[فلسفه]] تجربی فقط [[ظواهر]] و اعراض ماده را اثبات می‌‌کند؛ اما از اثبات ذات ماده و جوهر مادی (که آن [[ظواهر]] از وی عارض می‌‌گردد)، عاجز است؛ زیرا آنها به وسیله [[حس]] [[درک]] نمی‌شود و تنها با [[برهان عقلی]] می‌‌توان وجود آنها را [[درک]] کرد. [در جایی که اعراض و اصول ماده، فرع وجود ذات و [[حقیقت]] ماده هستند؛ با نبودن جوهر، سخن از عرض بیهوده است].
#در [[فلسفه]] تجربه‌گرایی، [[حکم]] به استحاله، مانند وجود مثلث چهار ضلعی و وجود جزء بزرگ‌تر از کل، ناممکن است؛ زیرا در اینجا یا باید به استحاله اعتراف کرد و یا باید منکر آن بود. صورت اول، مستلزم آن است که به [[معرفت]] [[عقلی]] مستقل غیر مستند به تجربه [[اذعان]] کرد، و در صورت دوم، [[حکم]] به استحاله تناقض، ناممکن است که موجب می‌‌شود همه [[علوم]] و [[معارف]] بشری، از جمله "تجربه"، [[ارزش]] خود را از دست بدهند<ref>بنگرید به: صدر، فلسفتنا، ص۷۹ - ۷۶.</ref>؛ زیرا قضیه عدم اجتماع و امتناع نقیضین ام‌القضایا هست که عدم [[پایبندی]] به آن، انسداد باب همه [[علوم]] را در پی خواهد داشت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۱۳.</ref>.
#در [[فلسفه]] تجربه‌گرایی، [[حکم]] به استحاله، مانند وجود مثلث چهار ضلعی و وجود جزء بزرگ‌تر از کل، ناممکن است؛ زیرا در اینجا یا باید به استحاله اعتراف کرد و یا باید منکر آن بود. صورت اول، مستلزم آن است که به [[معرفت]] [[عقلی]] مستقل غیر مستند به تجربه [[اذعان]] کرد، و در صورت دوم، [[حکم]] به استحاله تناقض، ناممکن است که موجب می‌‌شود همه [[علوم]] و [[معارف]] بشری، از جمله "تجربه"، [[ارزش]] خود را از دست بدهند<ref>بنگرید به: صدر، فلسفتنا، ص۷۹ - ۷۶.</ref>؛ زیرا قضیه عدم اجتماع و امتناع نقیضین ام‌القضایا هست که عدم [[پایبندی]] به آن، انسداد باب همه [[علوم]] را در پی خواهد داشت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۱۳.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش