جز
جایگزینی متن - '،[[' به '، [['
(←منابع) |
جز (جایگزینی متن - '،[[' به '، [[') |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
*درباره ملاک [[دروغ]] دیدگاهها متفاوتاند: | *درباره ملاک [[دروغ]] دیدگاهها متفاوتاند: | ||
*برخی معتقدند [[دروغ]] تنها گزارش خلاف واقع است و عمد و [[خطا]] یا [[علم]] و [[جهل]] در آن نقشی ندارد<ref>الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ فتح الباری، ج۱، ص۱۷۹؛ مفتاح الکرامه، ج۱۲، ص۲۲۰.</ref> و بر همین اساس، بعضی [[دروغ]] را به دو قسم عمدی و غیر عمدی قسمت کردهاند<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۴؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۰۷۳.</ref>؛ با این تفاوت که دومی [[گناه]] و نکوهشی ندارد؛ اما اوّلی [[گناه]] و [[جرم]] است و [[دروغگو]] [[نکوهش]] میشود<ref>الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ دروغ مصلحتآمیز، ص۶۱.</ref>. برخی در [[تأیید]] این نظریه به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ... فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}}<ref>«و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند... به دل بیمارییی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۸-۱۰.</ref> استناد کردهاند که [[خدا]] در آنها [[منافقان]] را از آن رو که تنها به زبان، ادعای [[ایمان]] میکردند، [[مذمت]] میکند و آنان را [[دروغگو]] میشمرد، زیرا ادعای آنان با واقع مطابق نبود<ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۳، ص۳۶۳.</ref>. | *برخی معتقدند [[دروغ]] تنها گزارش خلاف واقع است و عمد و [[خطا]] یا [[علم]] و [[جهل]] در آن نقشی ندارد<ref>الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ فتح الباری، ج۱، ص۱۷۹؛ مفتاح الکرامه، ج۱۲، ص۲۲۰.</ref> و بر همین اساس، بعضی [[دروغ]] را به دو قسم عمدی و غیر عمدی قسمت کردهاند<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۴؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۰۷۳.</ref>؛ با این تفاوت که دومی [[گناه]] و نکوهشی ندارد؛ اما اوّلی [[گناه]] و [[جرم]] است و [[دروغگو]] [[نکوهش]] میشود<ref>الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ دروغ مصلحتآمیز، ص۶۱.</ref>. برخی در [[تأیید]] این نظریه به [[آیات]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ... فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}}<ref>«و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند... به دل بیمارییی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۸-۱۰.</ref> استناد کردهاند که [[خدا]] در آنها [[منافقان]] را از آن رو که تنها به زبان، ادعای [[ایمان]] میکردند، [[مذمت]] میکند و آنان را [[دروغگو]] میشمرد، زیرا ادعای آنان با واقع مطابق نبود<ref>تفسیر سید مصطفی خمینی، ج۳، ص۳۶۳.</ref>. | ||
*در نظریهای دیگر،[[دروغ]] تنها گزارش خلاف [[عقیده]] است<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۳.</ref>. [[دلیل]] این نظریه به [[باور]] برخی [[آیه]] {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو میآیند، میگویند: گواهی میدهیم که بیگمان تو فرستاده خدایی و خداوند میداند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی میدهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> است که [[خدا]] در آن [[منافقان]] را به جهت [[گواهی]] دادن بر [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[دروغگو]] میخواند، از آن رو که سخن آنان با اعتقادشان که منکر [[نبوت]] آن [[حضرت]] بودند، مطابقت نداشته است<ref>شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۵۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۰۹؛ البلیغ، ص۳۷-۳۸.</ref>. از این [[استدلال]] پاسخ داده شده که [[دروغگو]] شمردن [[منافقان]] از آن روست که [[شهادت]] آنان به [[رسالت]]، متضمن خبری [[دروغ]] و خلاف واقع است، بنابراین [[دروغ]]، گزارش خلاف واقع است<ref>مختصر المعانی، ص۳۰-۳۱.</ref>. | *در نظریهای دیگر، [[دروغ]] تنها گزارش خلاف [[عقیده]] است<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۳.</ref>. [[دلیل]] این نظریه به [[باور]] برخی [[آیه]] {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو میآیند، میگویند: گواهی میدهیم که بیگمان تو فرستاده خدایی و خداوند میداند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی میدهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> است که [[خدا]] در آن [[منافقان]] را به جهت [[گواهی]] دادن بر [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[دروغگو]] میخواند، از آن رو که سخن آنان با اعتقادشان که منکر [[نبوت]] آن [[حضرت]] بودند، مطابقت نداشته است<ref>شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۵۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۰۹؛ البلیغ، ص۳۷-۳۸.</ref>. از این [[استدلال]] پاسخ داده شده که [[دروغگو]] شمردن [[منافقان]] از آن روست که [[شهادت]] آنان به [[رسالت]]، متضمن خبری [[دروغ]] و خلاف واقع است، بنابراین [[دروغ]]، گزارش خلاف واقع است<ref>مختصر المعانی، ص۳۰-۳۱.</ref>. | ||
*دیدگاه سوم، [[دروغ]] را سخنی مخالف با واقع و [[اعتقاد]] میداند<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۳؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۰۷۲.</ref>. | *دیدگاه سوم، [[دروغ]] را سخنی مخالف با واقع و [[اعتقاد]] میداند<ref>مختصر المعانی، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۳؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۰۷۲.</ref>. | ||
*عدهای با سازگار کردن این سه دیدگاه، نظریه دیگری به دست داده و گفتهاند: باید میان [[کلام]] و [[متکلم]] تفاوت نهاد؛ به این [[بیان]] که گاه سخن، راست است و سخنگو [[دروغگو]]؛ همچون سخن [[منافقان]] که به [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[شهادت]] دادند، در حالی که به آن [[اعتقاد]] نداشتند{{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref> «چون منافقان نزد تو میآیند، میگویند: گواهی میدهیم که بیگمان تو فرستاده خدایی و خداوند میداند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی میدهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> و گاه سخن [[دروغ]] است و گوینده [[راستگو]]؛ مانند کسی که سخن غیر واقعی به زبان آورد و به آن [[اعتقاد]] داشته باشد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۷۹؛ الاخلاق الاسلامیه، ج۱، ص۵۲۷.</ref>. | *عدهای با سازگار کردن این سه دیدگاه، نظریه دیگری به دست داده و گفتهاند: باید میان [[کلام]] و [[متکلم]] تفاوت نهاد؛ به این [[بیان]] که گاه سخن، راست است و سخنگو [[دروغگو]]؛ همچون سخن [[منافقان]] که به [[رسالت پیامبر]]{{صل}} [[شهادت]] دادند، در حالی که به آن [[اعتقاد]] نداشتند{{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref> «چون منافقان نزد تو میآیند، میگویند: گواهی میدهیم که بیگمان تو فرستاده خدایی و خداوند میداند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی میدهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref> و گاه سخن [[دروغ]] است و گوینده [[راستگو]]؛ مانند کسی که سخن غیر واقعی به زبان آورد و به آن [[اعتقاد]] داشته باشد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۷۹؛ الاخلاق الاسلامیه، ج۱، ص۵۲۷.</ref>. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
*'''آیا [[دروغ]] تنها در گفتار است یا فراتر از آن؟ دو دیدگاه هست:''' | *'''آیا [[دروغ]] تنها در گفتار است یا فراتر از آن؟ دو دیدگاه هست:''' | ||
#برخی [[دروغ]] را تنها در گفتار میدانند و هریک از کردارها و نمایشهای خلاف واقع یا خلاف [[باور]] را مشمول عنوانی دیگر<ref>الموسوعة الفقهیه، ج۳۴، ص۲۰۴؛ دروغ، ص۲۸.</ref>. بعضی با [[تأیید]] این دیدگاه [[دروغ]] را در درجه یکم شامل گفتار خبری دانسته و بالعرض در برگیرنده استفهام، طلب و دیگر جملات انشایی<ref>الذریعه، ص۲۸۴.</ref> و مستند برخی از اینان آیاتی است که [[خدا]] در آنها گفتار را به [[راستی]] [[وصف]] میکند<ref>الذریعه، ص۲۸۴.</ref>؛ مانند {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}}<ref>«و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.</ref> و {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref>. | #برخی [[دروغ]] را تنها در گفتار میدانند و هریک از کردارها و نمایشهای خلاف واقع یا خلاف [[باور]] را مشمول عنوانی دیگر<ref>الموسوعة الفقهیه، ج۳۴، ص۲۰۴؛ دروغ، ص۲۸.</ref>. بعضی با [[تأیید]] این دیدگاه [[دروغ]] را در درجه یکم شامل گفتار خبری دانسته و بالعرض در برگیرنده استفهام، طلب و دیگر جملات انشایی<ref>الذریعه، ص۲۸۴.</ref> و مستند برخی از اینان آیاتی است که [[خدا]] در آنها گفتار را به [[راستی]] [[وصف]] میکند<ref>الذریعه، ص۲۸۴.</ref>؛ مانند {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا}}<ref>«و از خداوند راستگفتارتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۱۲۲.</ref> و {{متن قرآن|وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا}}<ref>«و از خداوند راستگوتر کیست؟» سوره نساء، آیه ۸۷.</ref>. | ||
#بسیاری [[دروغ]] را فراتر از گفتار دانسته و [[اعمال]] و امور دیگری را نیز مصداق [[دروغ]] بر میشمرند؛ همچون [[دورویی]]، [[غش]] در معامله، آراستن اجناس نامرغوب، نوشتار خلاف واقع،[[ تحریف]] [[سخن]] دیگران، ادعای داشتن اوصافی و در عمل فاقد آنها بودن، عمل نکردن به مفاد [[قرارداد]] زبانی یا نوشتاری، [[تظاهر]] به [[جوانی]] یا [[پیری]] و [[فقر]] یا [[غنا]]<ref>معراج السعاده، ص۵۲۴-۵۲۶؛ دروغ، ص۱۱۸-۲۰۰؛ نک: گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۱-۳۰۰.</ref>. | #بسیاری [[دروغ]] را فراتر از گفتار دانسته و [[اعمال]] و امور دیگری را نیز مصداق [[دروغ]] بر میشمرند؛ همچون [[دورویی]]، [[غش]] در معامله، آراستن اجناس نامرغوب، نوشتار خلاف واقع، [[ تحریف]] [[سخن]] دیگران، ادعای داشتن اوصافی و در عمل فاقد آنها بودن، عمل نکردن به مفاد [[قرارداد]] زبانی یا نوشتاری، [[تظاهر]] به [[جوانی]] یا [[پیری]] و [[فقر]] یا [[غنا]]<ref>معراج السعاده، ص۵۲۴-۵۲۶؛ دروغ، ص۱۱۸-۲۰۰؛ نک: گناهان کبیره، ج۱، ص۲۸۱-۳۰۰.</ref>. | ||
*بر همین پایه، برخی [[دروغ]] را به اقسام مختلفی مانند [[دروغ]] در گفتار، [[نیت]] و [[اراده]]، [[عزم]] و تصمیم بر [[کار خیر]]، [[وفا]] به [[عزم]]، [[اعمال]]، [[مقامات]] [[دینی]]، [[معاشرت]] و مراودت با [[مردم]] و [[دروغ]] در [[عقاید]] قسمت کردهاند<ref>جامع السعادات، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸؛ اطیب البیان، ج۱، ص۳۰۹.</ref>. | *بر همین پایه، برخی [[دروغ]] را به اقسام مختلفی مانند [[دروغ]] در گفتار، [[نیت]] و [[اراده]]، [[عزم]] و تصمیم بر [[کار خیر]]، [[وفا]] به [[عزم]]، [[اعمال]]، [[مقامات]] [[دینی]]، [[معاشرت]] و مراودت با [[مردم]] و [[دروغ]] در [[عقاید]] قسمت کردهاند<ref>جامع السعادات، ج۲، ص۲۴۷-۲۴۸؛ اطیب البیان، ج۱، ص۳۰۹.</ref>. | ||
*برخی [[آیات قرآن]] این دیدگاه را [[تأیید]] میکنند؛ مانند: | *برخی [[آیات قرآن]] این دیدگاه را [[تأیید]] میکنند؛ مانند: | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
==ذاتی بودن [[قبح]] [[دروغ]]== | ==ذاتی بودن [[قبح]] [[دروغ]]== | ||
*در نگاه همگان،[[ دروغ]] امری [[قبیح]] به شمار میرود<ref>فیض القدیر، ج۱،ص ۵۵۷.</ref> و افزون بر [[عقل]]<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۷؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۴۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۴.</ref>، [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری این را [[تأیید]] میکنند؛ مانند: | *در نگاه همگان، [[ دروغ]] امری [[قبیح]] به شمار میرود<ref>فیض القدیر، ج۱،ص ۵۵۷.</ref> و افزون بر [[عقل]]<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۷؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۴۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۴.</ref>، [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری این را [[تأیید]] میکنند؛ مانند: | ||
:* آیاتی که [[دروغ]] را [[ظلم]] میدانند: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ... فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref> | :* آیاتی که [[دروغ]] را [[ظلم]] میدانند: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ... فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref> | ||
:* و [[گناه]]{{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ}}<ref> «در نگر که چگونه بر خداوند دروغ میبافند» سوره نساء، آیه ۵۰.</ref> | :* و [[گناه]]{{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ}}<ref> «در نگر که چگونه بر خداوند دروغ میبافند» سوره نساء، آیه ۵۰.</ref> | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
*'''آیا [[قبح]] [[دروغ]] ذاتی است یا به جهت آثار و نتایج آن است؟''' | *'''آیا [[قبح]] [[دروغ]] ذاتی است یا به جهت آثار و نتایج آن است؟''' | ||
*دیدگاههای متفاوتی در میان [[علمای اسلامی]] و غیر [[اسلامی]] هست: به [[باور]] برخی، ملاک [[حسن و قبح افعال]]، همچون [[دروغ]]، نتایج آنهاست؛ اگر زیانبخش بود [[قبیح]] است، و گرنه قبحی ندارد. در [[تأیید]] این نظریه گفتهاند موضوع واقعی در گزارههای خوب بودن [[راستگویی]] یا بد بودن [[دروغگویی]]، [[صدق]] و [[کذب]] مطلق نیست، بلکه موضوع [[حقیقی]]، [[مقید]] به "سودمندی" و "زیانبخشی" است، از این رو در حفظ [[مصلحت]] [[اجتماعی]] حتی [[دروغ]] گفتن خوب است و هر جا [[مفسده]] [[اجتماعی]] باشد، حتی راست گفتن بد است<ref>احیاء علوم الدین، مج ۳، ص۱۵۹۴-۱۵۹۵؛ الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ الذریعه، ص۲۷۲-۲۷۳.</ref>. | *دیدگاههای متفاوتی در میان [[علمای اسلامی]] و غیر [[اسلامی]] هست: به [[باور]] برخی، ملاک [[حسن و قبح افعال]]، همچون [[دروغ]]، نتایج آنهاست؛ اگر زیانبخش بود [[قبیح]] است، و گرنه قبحی ندارد. در [[تأیید]] این نظریه گفتهاند موضوع واقعی در گزارههای خوب بودن [[راستگویی]] یا بد بودن [[دروغگویی]]، [[صدق]] و [[کذب]] مطلق نیست، بلکه موضوع [[حقیقی]]، [[مقید]] به "سودمندی" و "زیانبخشی" است، از این رو در حفظ [[مصلحت]] [[اجتماعی]] حتی [[دروغ]] گفتن خوب است و هر جا [[مفسده]] [[اجتماعی]] باشد، حتی راست گفتن بد است<ref>احیاء علوم الدین، مج ۳، ص۱۵۹۴-۱۵۹۵؛ الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ الذریعه، ص۲۷۲-۲۷۳.</ref>. | ||
*[[اشاعره]] معتقدند تنها آنچه را [[خدا]] [[زشت]] میشمارد [[قبیح]] است<ref>محاضرات فی اصول الفقه، ج۲، ص۱۰۱؛ المباحث الاصولیه، ج۳، ص۱۷۰.</ref>. بر این پایه نیز تنها دروغی [[قبیح]] است که در [[شرع]] نکوهیده باشد؛ اما در مواردی همچون [[ضرورت]]،[[ دروغ]] [[قبیح]] نیست. | *[[اشاعره]] معتقدند تنها آنچه را [[خدا]] [[زشت]] میشمارد [[قبیح]] است<ref>محاضرات فی اصول الفقه، ج۲، ص۱۰۱؛ المباحث الاصولیه، ج۳، ص۱۷۰.</ref>. بر این پایه نیز تنها دروغی [[قبیح]] است که در [[شرع]] نکوهیده باشد؛ اما در مواردی همچون [[ضرورت]]، [[ دروغ]] [[قبیح]] نیست. | ||
*در مقابل، بسیاری [[قبح]] [[دروغ]] را ذاتی دانسته و معتقدند [[دروغ]] بدان جهت که [[دروغ]] است، [[قبیح]] است<ref>نک: بنیاد ما بعدالطبیعه، ص۲۸؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۱۷.</ref>. اطلاق [[آیات]] و [[روایات اسلامی]] نیز مؤید همین نظریهاند؛ مانند: آیاتی که به شکل مطلق [[دروغگویان]] را گرفتار [[لعن]] [[الهی]] میخوانند: {{متن قرآن|لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«لعنت خداوند بر دروغگویان» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> و [[انسانها]] را از سخن [[دروغ]] [[نهی]] میکنند: {{متن قرآن|وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«از گفتار دروغ بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref>؛ نیز مانند برخی [[روایات]] که [[فطرت انسان]] را با [[راستی]] عجین شمرده و [[دروغگویی]] را [[بیگانه]] از [[فطرت انسانی]] میدانند<ref>مصباح الشریعه، ص۳۱۴؛ بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۰.</ref> و همگان را از [[دروغ کوچک]] و بزرگ و جدی و [[شوخی]] برحذر میدارند<ref>مکارم الاخلاق، ص۵۱؛ کنز العمال، ج۳، ص۳۴۴-۳۴۵؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۲.</ref> و نظیر روایتی که طبق آن هیچ گاه از دهان [[علی]]{{ع}} دروغی خارج نشد <ref>الکافی، ج۸، ص۷۹؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۴۷؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. | *در مقابل، بسیاری [[قبح]] [[دروغ]] را ذاتی دانسته و معتقدند [[دروغ]] بدان جهت که [[دروغ]] است، [[قبیح]] است<ref>نک: بنیاد ما بعدالطبیعه، ص۲۸؛ مجمع البیان، ج۸، ص۳۱۷.</ref>. اطلاق [[آیات]] و [[روایات اسلامی]] نیز مؤید همین نظریهاند؛ مانند: آیاتی که به شکل مطلق [[دروغگویان]] را گرفتار [[لعن]] [[الهی]] میخوانند: {{متن قرآن|لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«لعنت خداوند بر دروغگویان» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> و [[انسانها]] را از سخن [[دروغ]] [[نهی]] میکنند: {{متن قرآن|وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ}}<ref>«از گفتار دروغ بپرهیزید» سوره حج، آیه ۳۰.</ref>؛ نیز مانند برخی [[روایات]] که [[فطرت انسان]] را با [[راستی]] عجین شمرده و [[دروغگویی]] را [[بیگانه]] از [[فطرت انسانی]] میدانند<ref>مصباح الشریعه، ص۳۱۴؛ بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۰.</ref> و همگان را از [[دروغ کوچک]] و بزرگ و جدی و [[شوخی]] برحذر میدارند<ref>مکارم الاخلاق، ص۵۱؛ کنز العمال، ج۳، ص۳۴۴-۳۴۵؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۲.</ref> و نظیر روایتی که طبق آن هیچ گاه از دهان [[علی]]{{ع}} دروغی خارج نشد <ref>الکافی، ج۸، ص۷۹؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۴۷؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. | ||
*در مواردی مانند [[اصلاح]] میان متخاصمان [[دروغ مجاز]] است<ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۰۴؛ سنن ابی داود، ج۲، ص۴۶۰؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۴۲-۲۴۳، ۲۵۳.</ref>؛ ولی به سبب [[قبیح]] نبودن [[دروغ]] در برخی موارد نیست، بلکه بر پایه دفع افسد به [[فاسد]] و امر قبیحتر با امر [[قبیح]] است<ref>کشف المراد، ص۳۲۹؛ رسالة فی التحسین و التقبیح، ص۶۶.</ref>؛ یا به گفته برخی، مراد از [[دروغ]] در این گونه موارد توریه و به کار بردن تعریضهاست نه [[دروغ]] صریح<ref>شرح السیر الکبیر، ج۱، ص۱۱۹؛ روح المعانی، ج۱۱، ص۴۵؛ دروغ مصلحتآمیز، ص۱۱۷.</ref>. شاید بتوان گفت [[روایات]] دیگری که عنوان [[دروغ]] را از این موارد نفی میکنند<ref>الکافی، ج۲، ص۲۱۰؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۵؛ بحارالانوار، ج۷۳، ص۴۶.</ref>، یا روایاتی نیز که در موارد ناچاری، [[انسانها]] را به توریه [[فرمان]] میدهند<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۲۶۳؛ بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۲.</ref>، مؤید همین نظریهاند، زیرا اگر [[دروغ]] [[قبح]] ذاتی نمیداشت، نفی [[دروغ]] از چنین سخنانی یا سفارش به توریه در این گونه موارد ضرورتی نداشت<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *در مواردی مانند [[اصلاح]] میان متخاصمان [[دروغ مجاز]] است<ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۰۴؛ سنن ابی داود، ج۲، ص۴۶۰؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۴۲-۲۴۳، ۲۵۳.</ref>؛ ولی به سبب [[قبیح]] نبودن [[دروغ]] در برخی موارد نیست، بلکه بر پایه دفع افسد به [[فاسد]] و امر قبیحتر با امر [[قبیح]] است<ref>کشف المراد، ص۳۲۹؛ رسالة فی التحسین و التقبیح، ص۶۶.</ref>؛ یا به گفته برخی، مراد از [[دروغ]] در این گونه موارد توریه و به کار بردن تعریضهاست نه [[دروغ]] صریح<ref>شرح السیر الکبیر، ج۱، ص۱۱۹؛ روح المعانی، ج۱۱، ص۴۵؛ دروغ مصلحتآمیز، ص۱۱۷.</ref>. شاید بتوان گفت [[روایات]] دیگری که عنوان [[دروغ]] را از این موارد نفی میکنند<ref>الکافی، ج۲، ص۲۱۰؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۵؛ بحارالانوار، ج۷۳، ص۴۶.</ref>، یا روایاتی نیز که در موارد ناچاری، [[انسانها]] را به توریه [[فرمان]] میدهند<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۲۶۳؛ بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۲.</ref>، مؤید همین نظریهاند، زیرا اگر [[دروغ]] [[قبح]] ذاتی نمیداشت، نفی [[دروغ]] از چنین سخنانی یا سفارش به توریه در این گونه موارد ضرورتی نداشت<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
| خط ۱۳۳: | خط ۱۳۳: | ||
==پیامدهای [[دروغ]]== | ==پیامدهای [[دروغ]]== | ||
*[[دروغ]] آثار و پیامدهای [[دنیایی]] و [[آخرتی]] بسیاری دارد که بیشتر آنها دامنگیر خود [[دروغگو]] میگردند: {{متن قرآن|إِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ}}<ref>«اگر دروغگو باشد، دروغش به زیان خود اوست» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ}}<ref>سپس بهانه آنان، جز این نیست که میگویند سوگند به خداوند- پروردگار ما- که ما از مشرکان نبودهایم؛ سوره انعام، آیه ۲۳.</ref>. افزون بر این،[[ دروغ]] پیامدهای زیانباری برای دیگران و [[جامعه]] دارد. مهمترین پیامدهای [[دروغ]] از دیدگاه [[قرآن]] در پی میآیند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *[[دروغ]] آثار و پیامدهای [[دنیایی]] و [[آخرتی]] بسیاری دارد که بیشتر آنها دامنگیر خود [[دروغگو]] میگردند: {{متن قرآن|إِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ}}<ref>«اگر دروغگو باشد، دروغش به زیان خود اوست» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ}}<ref>سپس بهانه آنان، جز این نیست که میگویند سوگند به خداوند- پروردگار ما- که ما از مشرکان نبودهایم؛ سوره انعام، آیه ۲۳.</ref>. افزون بر این، [[ دروغ]] پیامدهای زیانباری برای دیگران و [[جامعه]] دارد. مهمترین پیامدهای [[دروغ]] از دیدگاه [[قرآن]] در پی میآیند<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
===[[رسوایی]]=== | ===[[رسوایی]]=== | ||
*[[دروغگویی]] گاه رسوا شدن شخص [[دروغگو]] را در پی دارد<ref>نمونه، ج۱۹، ص۵۱۷؛ دروغ، ص۱۹۹.</ref>، زیرا وی هرچند [[زیرک]] باشد، نمیتواند همه جوانب و پیامدهای [[دروغ]] خود را در نظر بگیرد، از این رو برخی جوانب [[پنهان]] مانده او را رسوا میسازند<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج۹، ص۳۵۱-۳۵۲؛ دروغ، ص۱۹.</ref>، چنان که آوردن [[پیراهن حضرت یوسف]]{{ع}} و خونآلود کردن آن، [[برادران]] دروغگوی وی را رسوا کرد: {{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ}}<ref>«و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref>. {{متن قرآن|دَمٍ كَذِبٍ}} به دیده برخی خونی بود که [[دروغ]] بودن آن [[آشکار]] بود، زیرا با [[خون]] [[انسان]] بسیار متفاوت بود <ref>الفرقان، ج۱۵، ص۴۶. </ref>. افزون بر این، پیراهن [[یوسف]]{{ع}} نیز سالم بود و اگر گرگ وی را خورده بود، پیراهنش را پاره میکرد<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۷۴-۳۷۵؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۱۴۹.</ref>، از اینرو [[حضرت یعقوب]]{{ع}} با مشاهده پیراهن [[یوسف]]{{ع}} به [[دروغ]] بودن ادعای آنان پیبرد و آن را برخاسته از هوسهای [[نفسانی]] آنان دانست: {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا}}<ref>«(یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۵؛ المیزان، ج۱۱، ص۱۰۴؛ نمونه، ج۹، ص۳۴۵.</ref>. | *[[دروغگویی]] گاه رسوا شدن شخص [[دروغگو]] را در پی دارد<ref>نمونه، ج۱۹، ص۵۱۷؛ دروغ، ص۱۹۹.</ref>، زیرا وی هرچند [[زیرک]] باشد، نمیتواند همه جوانب و پیامدهای [[دروغ]] خود را در نظر بگیرد، از این رو برخی جوانب [[پنهان]] مانده او را رسوا میسازند<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۰۳؛ نمونه، ج۹، ص۳۵۱-۳۵۲؛ دروغ، ص۱۹.</ref>، چنان که آوردن [[پیراهن حضرت یوسف]]{{ع}} و خونآلود کردن آن، [[برادران]] دروغگوی وی را رسوا کرد: {{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ}}<ref>«و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref>. {{متن قرآن|دَمٍ كَذِبٍ}} به دیده برخی خونی بود که [[دروغ]] بودن آن [[آشکار]] بود، زیرا با [[خون]] [[انسان]] بسیار متفاوت بود <ref>الفرقان، ج۱۵، ص۴۶. </ref>. افزون بر این، پیراهن [[یوسف]]{{ع}} نیز سالم بود و اگر گرگ وی را خورده بود، پیراهنش را پاره میکرد<ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۷۴-۳۷۵؛ تفسیر قرطبی، ج۹، ص۱۴۹.</ref>، از اینرو [[حضرت یعقوب]]{{ع}} با مشاهده پیراهن [[یوسف]]{{ع}} به [[دروغ]] بودن ادعای آنان پیبرد و آن را برخاسته از هوسهای [[نفسانی]] آنان دانست: {{متن قرآن|قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا}}<ref>«(یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۲، ص۲۱۵؛ المیزان، ج۱۱، ص۱۰۴؛ نمونه، ج۹، ص۳۴۵.</ref>. | ||
| خط ۲۰۳: | خط ۲۰۳: | ||
===[[ دروغ]] در حال [[ضرورت]]=== | ===[[ دروغ]] در حال [[ضرورت]]=== | ||
*به فتوای بسیاری از فقهای [[اسلامی]] [[دروغ]] در حال [[ضرورت]] جایز است<ref>النصائح الکافیه، ص۲۲۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۱۲؛ ج۲، ص۳۴۷.</ref>. مستند برخی [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند -نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است». سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> است که [[سخن گفتن]] را بر خلاف [[عقیده]] [[قلبی]] در حال اکراه جایز میداند؛ با این [[استدلال]] که وقتی سخن [[کفر]] گفتن بر خلاف [[اعتقاد قلبی]] هنگام [[اضطرار]] جایز باشد، مسلّمتر سخنان دیگر با وجود عدم [[اعتقاد]] به آن جایزند <ref>مصباح الفقاهه، ج۱،ص ۶۲۰.</ref>. بعضی در این مورد به [[آیه]] {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید»سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> که [[دوستی با کافران]] در حال [[تقیه]] را جایز دانسته است استناد کردهاند؛ با این [[استدلال]] که وقتی اظهار [[دوستی با کافران]] و کمک گرفتن و [[پناه]] بردن به آنان با عدم [[اعتقاد قلبی]] در حال [[تقیه]] جایز باشد، مسلّمتر سخنان و [[اعمال]] دیگر برخلاف [[عقیده]] [[قلبی]] جایزند <ref>المکاسب، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰.</ref>. | *به فتوای بسیاری از فقهای [[اسلامی]] [[دروغ]] در حال [[ضرورت]] جایز است<ref>النصائح الکافیه، ص۲۲۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۱۲؛ ج۲، ص۳۴۷.</ref>. مستند برخی [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ}}<ref>«آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند -نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است». سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> است که [[سخن گفتن]] را بر خلاف [[عقیده]] [[قلبی]] در حال اکراه جایز میداند؛ با این [[استدلال]] که وقتی سخن [[کفر]] گفتن بر خلاف [[اعتقاد قلبی]] هنگام [[اضطرار]] جایز باشد، مسلّمتر سخنان دیگر با وجود عدم [[اعتقاد]] به آن جایزند <ref>مصباح الفقاهه، ج۱،ص ۶۲۰.</ref>. بعضی در این مورد به [[آیه]] {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید»سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> که [[دوستی با کافران]] در حال [[تقیه]] را جایز دانسته است استناد کردهاند؛ با این [[استدلال]] که وقتی اظهار [[دوستی با کافران]] و کمک گرفتن و [[پناه]] بردن به آنان با عدم [[اعتقاد قلبی]] در حال [[تقیه]] جایز باشد، مسلّمتر سخنان و [[اعمال]] دیگر برخلاف [[عقیده]] [[قلبی]] جایزند <ref>المکاسب، ج۲، ص۲۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰.</ref>. | ||
*[[روایات اسلامی]] نیز [[دروغ]] را به هنگام [[ضرورت]] جایز شمردهاند<ref>من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۷۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰، ۶۲۶.</ref>. با توجه به ضرورتهای مختلف،[[ دروغ]] گاه [[مباح]] و گاه [[پسندیده]] و در مواردی مانند [[دروغ]] برای [[نجات]] [[جان]] [[انسانها]] [[واجب]] میگردد<ref>المستصفی، ص۴۶؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ الدر المختار، ج، ص۷۴۹؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۵.</ref>؛ اما در اینکه در این گونه موارد توریه در صورت توان لازم است یا نه، دو نظریه هست: بیشتر فقهای [[اسلامی]] توریه را [[واجب]] دانستهاند<ref>تحریر الاحکام، ج۴، ص۳۰۰؛ جامع المقاصد، ج۴، ص۲۷؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۳۸.</ref>؛ اما نزد برخی ضرورتی ندارد<ref>المکاسب، ج۲، ص۱۷-۱۸؛ بحار الانوار، ج۶۹،ص ۲۵۲.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *[[روایات اسلامی]] نیز [[دروغ]] را به هنگام [[ضرورت]] جایز شمردهاند<ref>من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۷۵؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۲۰، ۶۲۶.</ref>. با توجه به ضرورتهای مختلف، [[ دروغ]] گاه [[مباح]] و گاه [[پسندیده]] و در مواردی مانند [[دروغ]] برای [[نجات]] [[جان]] [[انسانها]] [[واجب]] میگردد<ref>المستصفی، ص۴۶؛ وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۲۲۵؛ الدر المختار، ج، ص۷۴۹؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۵۵.</ref>؛ اما در اینکه در این گونه موارد توریه در صورت توان لازم است یا نه، دو نظریه هست: بیشتر فقهای [[اسلامی]] توریه را [[واجب]] دانستهاند<ref>تحریر الاحکام، ج۴، ص۳۰۰؛ جامع المقاصد، ج۴، ص۲۷؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۳۸.</ref>؛ اما نزد برخی ضرورتی ندارد<ref>المکاسب، ج۲، ص۱۷-۱۸؛ بحار الانوار، ج۶۹،ص ۲۵۲.</ref><ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||
===[[دروغ]] برای [[اصلاح]]=== | ===[[دروغ]] برای [[اصلاح]]=== | ||
*[[دروغ]] گفتن برای [[اصلاح]] میان متخاصمان جایز است<ref>کشاف القناع، ج۶، ص۵۳۱؛ المکاسب، ج۲، ص۳۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۳۶.</ref>. مستند برخی اطلاق [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید» سوره حجرات، آیه ۱۰.</ref> است که [[مسلمانان]] را به [[اصلاح]] میان [[برادران]] خود [[فرمان]] میدهد؛ با این [[بیان]] که امر به [[اصلاح]] در [[آیه]] اطلاق داشته و موردی را هم که [[اصلاح]] با [[دروغ]] انجام گیرد در بر میگیرد<ref>مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۳۷؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۴۵.</ref>. این مسئله در [[روایات شیعه]] و [[اهل سنت]]<ref>سنن ابی داود، ج۲، ص۴۶۰؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۴۴۲؛ مستدرک الوسائل، ج۹، ص۹۴.</ref> نیز هست<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | *[[دروغ]] گفتن برای [[اصلاح]] میان متخاصمان جایز است<ref>کشاف القناع، ج۶، ص۵۳۱؛ المکاسب، ج۲، ص۳۱؛ مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۳۶.</ref>. مستند برخی اطلاق [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید» سوره حجرات، آیه ۱۰.</ref> است که [[مسلمانان]] را به [[اصلاح]] میان [[برادران]] خود [[فرمان]] میدهد؛ با این [[بیان]] که امر به [[اصلاح]] در [[آیه]] اطلاق داشته و موردی را هم که [[اصلاح]] با [[دروغ]] انجام گیرد در بر میگیرد<ref>مصباح الفقاهه، ج۱، ص۶۳۷؛ منهاج الفقاهه، ج۲، ص۱۴۵.</ref>. این مسئله در [[روایات شیعه]] و [[اهل سنت]]<ref>سنن ابی داود، ج۲، ص۴۶۰؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۴۴۲؛ مستدرک الوسائل، ج۹، ص۹۴.</ref> نیز هست<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[دروغ (مقاله)|دروغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۱۲.</ref>. | ||