آفرینش در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد'
جز (جایگزینی متن - 'واحد' به 'واحد')
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[خلقت]] در لغت به معنای نهاد، [[فطرت]]، [[طبیعت]]، [[سرشت]]، خمیره، طبع و [[آفرینش]] است<ref>لغت‌نامه، ج ۶، ص ۸۷۱۲ ، «[[خلقت]]».</ref>. این واژه به معنای [[آفرینش]] انتزاعی است که ذیل آن به همه بحث‌های مربوط به ایجاد و [[آفرینش الهی]] که با واژه خلق و مشتقات آن در [[قرآن]] به کار رفته‌اند، پرداخته می‌شود، زیرا در [[قرآن کریم]] مشتقات خلق در موارد بسیاری به دو معنای آفریدن {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref> به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز می‌پوشاند- که آن را شتابان می‌جوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان؛ سوره اعراف، آیه: 54.</ref> و آفریده {{متن قرآن|وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا }}<ref>  و گفتند: آیا هنگامی که استخوان‌هایی شویم و خاکستری با آفرینشی تازه برانگیخته می‌شویم؟، سوره اسراء، آیه: 49.</ref> به کار رفته‌اند که تنها معنای نخست موضوع بحث در این مقاله است، چنان که در آیاتی نیز با اسماء [[الهی]] "[[خالق]]" ( ۹ بار )، "احسن الخالقین" ( دو بار ) و "خلاق" ( دو بار ) به آن اشاره شده است. اصل "خلق" به معنای اندازه‌گیری است<ref>القاموس المحیط، ج ۲، ص ۱۱۷۰، «خلق»؛ شرح الاسماء، ص ۵۹۳ ؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱، ص ۱۷۲.</ref> و در ابداع و پدید آوردن به کار می‌رود<ref>مفردات، ص ۲۹۶، «خلق».</ref>. [[حقیقت]] خلق، اخراج مقدور از عدم به وجود با نوعی تقدیر است<ref>روض الجنان، ج ۱، ص ۱۵۱.</ref>. برخی گفته‌اند خلق آن است که چیزی از عدم صرف به وجود آید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۳۲.</ref>؛ ولی بعضی معتقدند اگر ماده چیزی موجود بود و آن را به صورت تازه درآوردند<ref>[[نثر]] طوبی، ج ۱، ص ۲۳۵.</ref> یا نمونه‌ای از آن باشد، باز درباره آن "خلق" اطلاق می‌شود، از این رو [[خالق]] به نو بیرون آورنده بر مثال سابق هم معنا شده است<ref>لغت نامه ، ج ۶، ص ۸۲۴۴ ، "[[خالق]]"؛ لسان العرب، ج ۴، ص ۱۹۳، «خلق».</ref>. [[خالق]] از اسماء حسنای [[خدا]] و یکی از ۹۹ اسم اوست <ref>[[بحارالانوار]]، ج ۴، ص ۱۸۶؛ [[سنن ابن ماجه]]، ج ۲، ص ۳۴.</ref> که از اسماء [[افعال]] شمرده شده است<ref>شرح فصوص الحکم، ص ۴۶؛ الفتوحات المکیه، ج ۱، ص ۲۹۵.</ref>. در باره تفاوت خلق با برخی دیگر از [[افعال الهی]]، نظیر، فطر، ذرء، ایجاد، احداث، ابداع، اختراع و [[جعل]]، چنین گفته شده است: "فاطر" کسی است که بار نخست چیزی را آفریده باشد<ref>اقرب‌الموارد، ج ۲، ص ۹۳۲ ـ ۹۳۳؛ النهایه، ج ۳، ص ۴۵۷، «فطر».</ref> و از آنجا که اصل کلمه "ذرء " به معنای اظهار است: {{متن عربی|ذرء اللَّهُ الْخُلُقِ}} به معنای اظهار آنها به ایجاد پس از عدم است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص ۲۴۱.</ref>. برخی اصل [[واحد]] در موارد فوق را ایجاد شی‌ء با کیفیتی مخصوص دانسته‌اند؛ با این تفاوت که در ایجاد، تنها، نظر به [[آفرینش]] شی‌ء است از جهت ابداع، در احداث به حادث بودن شی‌ء، در ابداع به کیفیت شی‌ء به گونه‌ای که قبلاً سابقه‌ای نداشته باشد، در اختراع به آسانی اشتقاق و در [[جعل]] به ایجاد تعلق و ارتباط<ref>التحقیق، ج ۳، ص ۱۱۰، «خلق».</ref>، بنابراین [[خدا]] از آن حیث که مقدّر چیزی است که به وجود آورده است، "[[خالق]]" نام دارد و آن جهت که ممیز و مخترع بعضی موجودات از برخی دیگر به واسطه اشکال مختلف است، "بارئ " و چون صورت‌های مخلوقات را به [[بهترین]] ترتیب آفریده است « مصور » نامیده می‌شود<ref>مجمع البحرین، ج ۱، ص ۵۴۷ ، «خلق».</ref><ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص 197-198.</ref>.
*[[خلقت]] در لغت به معنای نهاد، [[فطرت]]، [[طبیعت]]، [[سرشت]]، خمیره، طبع و [[آفرینش]] است<ref>لغت‌نامه، ج ۶، ص ۸۷۱۲ ، «[[خلقت]]».</ref>. این واژه به معنای [[آفرینش]] انتزاعی است که ذیل آن به همه بحث‌های مربوط به ایجاد و [[آفرینش الهی]] که با واژه خلق و مشتقات آن در [[قرآن]] به کار رفته‌اند، پرداخته می‌شود، زیرا در [[قرآن کریم]] مشتقات خلق در موارد بسیاری به دو معنای آفریدن {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref> به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز می‌پوشاند- که آن را شتابان می‌جوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست؛ بزرگوار است خداوند پروردگار جهانیان؛ سوره اعراف، آیه: 54.</ref> و آفریده {{متن قرآن|وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا }}<ref>  و گفتند: آیا هنگامی که استخوان‌هایی شویم و خاکستری با آفرینشی تازه برانگیخته می‌شویم؟، سوره اسراء، آیه: 49.</ref> به کار رفته‌اند که تنها معنای نخست موضوع بحث در این مقاله است، چنان که در آیاتی نیز با اسماء [[الهی]] "[[خالق]]" ( ۹ بار )، "احسن الخالقین" ( دو بار ) و "خلاق" ( دو بار ) به آن اشاره شده است. اصل "خلق" به معنای اندازه‌گیری است<ref>القاموس المحیط، ج ۲، ص ۱۱۷۰، «خلق»؛ شرح الاسماء، ص ۵۹۳ ؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱، ص ۱۷۲.</ref> و در ابداع و پدید آوردن به کار می‌رود<ref>مفردات، ص ۲۹۶، «خلق».</ref>. [[حقیقت]] خلق، اخراج مقدور از عدم به وجود با نوعی تقدیر است<ref>روض الجنان، ج ۱، ص ۱۵۱.</ref>. برخی گفته‌اند خلق آن است که چیزی از عدم صرف به وجود آید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۳۲.</ref>؛ ولی بعضی معتقدند اگر ماده چیزی موجود بود و آن را به صورت تازه درآوردند<ref>[[نثر]] طوبی، ج ۱، ص ۲۳۵.</ref> یا نمونه‌ای از آن باشد، باز درباره آن "خلق" اطلاق می‌شود، از این رو [[خالق]] به نو بیرون آورنده بر مثال سابق هم معنا شده است<ref>لغت نامه ، ج ۶، ص ۸۲۴۴ ، "[[خالق]]"؛ لسان العرب، ج ۴، ص ۱۹۳، «خلق».</ref>. [[خالق]] از اسماء حسنای [[خدا]] و یکی از ۹۹ اسم اوست <ref>[[بحارالانوار]]، ج ۴، ص ۱۸۶؛ [[سنن ابن ماجه]]، ج ۲، ص ۳۴.</ref> که از اسماء [[افعال]] شمرده شده است<ref>شرح فصوص الحکم، ص ۴۶؛ الفتوحات المکیه، ج ۱، ص ۲۹۵.</ref>. در باره تفاوت خلق با برخی دیگر از [[افعال الهی]]، نظیر، فطر، ذرء، ایجاد، احداث، ابداع، اختراع و [[جعل]]، چنین گفته شده است: "فاطر" کسی است که بار نخست چیزی را آفریده باشد<ref>اقرب‌الموارد، ج ۲، ص ۹۳۲ ـ ۹۳۳؛ النهایه، ج ۳، ص ۴۵۷، «فطر».</ref> و از آنجا که اصل کلمه "ذرء " به معنای اظهار است: {{متن عربی|ذرء اللَّهُ الْخُلُقِ}} به معنای اظهار آنها به ایجاد پس از عدم است<ref>معجم الفروق اللغویه، ص ۲۴۱.</ref>. برخی اصل واحد در موارد فوق را ایجاد شی‌ء با کیفیتی مخصوص دانسته‌اند؛ با این تفاوت که در ایجاد، تنها، نظر به [[آفرینش]] شی‌ء است از جهت ابداع، در احداث به حادث بودن شی‌ء، در ابداع به کیفیت شی‌ء به گونه‌ای که قبلاً سابقه‌ای نداشته باشد، در اختراع به آسانی اشتقاق و در [[جعل]] به ایجاد تعلق و ارتباط<ref>التحقیق، ج ۳، ص ۱۱۰، «خلق».</ref>، بنابراین [[خدا]] از آن حیث که مقدّر چیزی است که به وجود آورده است، "[[خالق]]" نام دارد و آن جهت که ممیز و مخترع بعضی موجودات از برخی دیگر به واسطه اشکال مختلف است، "بارئ " و چون صورت‌های مخلوقات را به [[بهترین]] ترتیب آفریده است « مصور » نامیده می‌شود<ref>مجمع البحرین، ج ۱، ص ۵۴۷ ، «خلق».</ref><ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص 197-198.</ref>.


==[[تبیین]] [[خلقت]] و ابعاد آن==
==[[تبیین]] [[خلقت]] و ابعاد آن==
خط ۲۴: خط ۲۴:


==خلقت در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱==
==خلقت در فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱==
منظور آن دسته از آیاتی است که [[پیامبر]] برای وجود [[خالق]] از [[خلقت]] اشیا استفاده می‌برد. از روش‌های [[پیامبر]] برای [[دعوت]] [[مردم]] به [[خدا]] [[ارجاع به فطرت]] است. در این روش [[انسان]] را به [[آفرینش جهان]]، [[انسان]] توجه می‌دهد و یاد آور می‌شود که چگونه این [[برهان]] به [[انسان]] در جهت یافتن [[آفریدگار]] [[واحد]] کمک می‌کند. از سوی دیگر بیان [[خلقت]] و شیوه [[احتجاج]]، نوع [[جهان‌بینی]] و [[تفسیر]] از پیدایش و [[نظم]] و جهت‌گیری و [[هدف]] از [[آفرینش]] را بیان می‌کند.
منظور آن دسته از آیاتی است که [[پیامبر]] برای وجود [[خالق]] از [[خلقت]] اشیا استفاده می‌برد. از روش‌های [[پیامبر]] برای [[دعوت]] [[مردم]] به [[خدا]] [[ارجاع به فطرت]] است. در این روش [[انسان]] را به [[آفرینش جهان]]، [[انسان]] توجه می‌دهد و یاد آور می‌شود که چگونه این [[برهان]] به [[انسان]] در جهت یافتن [[آفریدگار]] واحد کمک می‌کند. از سوی دیگر بیان [[خلقت]] و شیوه [[احتجاج]]، نوع [[جهان‌بینی]] و [[تفسیر]] از پیدایش و [[نظم]] و جهت‌گیری و [[هدف]] از [[آفرینش]] را بیان می‌کند.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که  پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که  پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref>...: [[عبودیت]] لازمه [[ادراک]] [[ربوبیت]] است، این [[ادراک]] [[فطری]] و وجدانی است، [[انسان]] نمی‌تواند خود را مربوب نداند، پس نمی‌تواند معبودی نگیرد، تا آن [[معبود]] که و چه باشد؟ آن پروردگاری که شما و پیشینیان شما را [[آفریده]]، آنچه از خود یا از گذشتگان یا متعلقات [[زمین]] و [[آسمان]] به خدایی گرفته‌اید همه را [[آفریده]] و [[تدبیر]] و تقدیر آنها به‌دست او است [[تذکر]] بخلق پیشینیان گویا اشاره بعقاید و آرائی‌است که از گذشتگان به‌آیندگان رسیده و عوامل [[وراثت]] و [[تعظیم]] گذشتگان آن را در [[نفوس]] محکم ساخته و مانند زنجیره‌ای آیندگان را بدنبال گذشتگان می‌کشاند، با این حرکت [[فکری]] و توجه [[انسان]] بربوبیت و [[خلقت]] خود (ربکم و خلقکم، با اضافه بضمیر مخاطب همین را می‌رساند) و [[تدبیر]] [[زمین]] و [[آسمان]] می‌تواند این زنجیر پیوسته عادات و تقالید را بگسلاند و [[عقل]] را [[آزاد]] سازد. پس [[عبودیت]] که اثر [[احساس]] بربوبیت است چون [[فطری]] و وجدانی [[انسان]] است جای [[پرسش]] نیست: که چرا - {{متن قرآن|اعْبُدُوا رَبَّكُمُ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که  پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref> - آنچه موجب پراکندگی در [[عبادت]] شده همان بندهای عادات و تقالید است: یعنی شما که معبودی را بهر صورت می‌پرستید [[عقل]] را [[آزاد]] سازید و نظر را [[برتر]] آرید و با [[تفکر]] در [[خلقت]] خود و [[جهان]] [[رب]] [[حقیقی]] را بشناسید و او را [[عبادت]] کنید، [[شرک]] و [[کفر]] نتیجه عادت و [[غفلت]] است<ref>پرتوی ازقرآن آیت الله طالقانی ج ۱ ص ۸۶</ref>
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که  پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که  پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref>...: [[عبودیت]] لازمه [[ادراک]] [[ربوبیت]] است، این [[ادراک]] [[فطری]] و وجدانی است، [[انسان]] نمی‌تواند خود را مربوب نداند، پس نمی‌تواند معبودی نگیرد، تا آن [[معبود]] که و چه باشد؟ آن پروردگاری که شما و پیشینیان شما را [[آفریده]]، آنچه از خود یا از گذشتگان یا متعلقات [[زمین]] و [[آسمان]] به خدایی گرفته‌اید همه را [[آفریده]] و [[تدبیر]] و تقدیر آنها به‌دست او است [[تذکر]] بخلق پیشینیان گویا اشاره بعقاید و آرائی‌است که از گذشتگان به‌آیندگان رسیده و عوامل [[وراثت]] و [[تعظیم]] گذشتگان آن را در [[نفوس]] محکم ساخته و مانند زنجیره‌ای آیندگان را بدنبال گذشتگان می‌کشاند، با این حرکت [[فکری]] و توجه [[انسان]] بربوبیت و [[خلقت]] خود (ربکم و خلقکم، با اضافه بضمیر مخاطب همین را می‌رساند) و [[تدبیر]] [[زمین]] و [[آسمان]] می‌تواند این زنجیر پیوسته عادات و تقالید را بگسلاند و [[عقل]] را [[آزاد]] سازد. پس [[عبودیت]] که اثر [[احساس]] بربوبیت است چون [[فطری]] و وجدانی [[انسان]] است جای [[پرسش]] نیست: که چرا - {{متن قرآن|اعْبُدُوا رَبَّكُمُ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که  پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref> - آنچه موجب پراکندگی در [[عبادت]] شده همان بندهای عادات و تقالید است: یعنی شما که معبودی را بهر صورت می‌پرستید [[عقل]] را [[آزاد]] سازید و نظر را [[برتر]] آرید و با [[تفکر]] در [[خلقت]] خود و [[جهان]] [[رب]] [[حقیقی]] را بشناسید و او را [[عبادت]] کنید، [[شرک]] و [[کفر]] نتیجه عادت و [[غفلت]] است<ref>پرتوی ازقرآن آیت الله طالقانی ج ۱ ص ۸۶</ref>
===[[خلقت انسان]] و مراحل پیدایش===
===[[خلقت انسان]] و مراحل پیدایش===
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش