جز
جایگزینی متن - ' ]]' به ' [['
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== *در تاریخ اسلام، دو گروه را "معتزله" میخوانند: یکی آنان که در دو...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[') |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
*[[مکتب]] [[امامیه]] نیز همچون [[معتزله]] [[حجیت]] [[عقل]] را پذیرفته و حتی آن را یکی از [[ادله]] اربعه [[فقه]] میداند؛ ولی عقلگرایی [[امامیه]]، برهانی است و عقلگرایی [[معتزله]]، جدلی<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 414.</ref>. | *[[مکتب]] [[امامیه]] نیز همچون [[معتزله]] [[حجیت]] [[عقل]] را پذیرفته و حتی آن را یکی از [[ادله]] اربعه [[فقه]] میداند؛ ولی عقلگرایی [[امامیه]]، برهانی است و عقلگرایی [[معتزله]]، جدلی<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 414.</ref>. | ||
==[[اعتقادات]]== | ==[[اعتقادات]]== | ||
#'''[[توحید]]:''' بیشترین [[اختلافات]] [[معتزله]] با دیگر فرق [[کلامی]] در موضوع [[توحید]]، در [[توحید صفاتی]] و افعالی رخ مینماید. [[معتزلیان ]][[توحید افعالی]] را برنمیتابند و بر آناند که لازمه [[توحید افعالی]] این است که [[بشر]] را [[خالق]] [[افعال]] خویش ندانیم و آنها را به [[خداوند]] نسبت دهیم و بدین سان، حساب و کتاب [[اخروی]] بی معنا و عبث میشود. در برابر، [[پیروان]] [[مکتب]] [[امامیه]]، [[توحید افعالی]] را میپذیرند و به [[نظام]] اسباب و مسببات معتقدند و بر آناند که هر اثری در همان حال که به سبب نزدیک خویش قوام یافته است، به ذات [[حق تعالی]] [[قائم]] است و این دو [[قیام]]، در طول یکدیگرند نه در عرض یکدیگر<ref>گوهر مراد، ۳۳۰- ۳۲۶.</ref>. [[معتزلیان ]][[توحید صفاتی]] را پذیرفتهاند و معتقدند که [[توحید صفاتی]] به معنای تهی بودن ذات از هر گونه صفت است. در نظرگاه معتزلی، لازمه اثبات صفات قدیم برای [[خدا]]، [[اعتقاد]] به تعدد خدایان است. [[مکتب]] [[امامیه]] نیز [[توحید صفاتی]] را [[باور]] دارد؛ اما آن را به معنای عینیت صفات با ذات احدیت میداند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 414.</ref>. | #'''[[توحید]]:''' بیشترین [[اختلافات]] [[معتزله]] با دیگر فرق [[کلامی]] در موضوع [[توحید]]، در [[توحید صفاتی]] و افعالی رخ مینماید. [[معتزلیان]] [[توحید افعالی]] را برنمیتابند و بر آناند که لازمه [[توحید افعالی]] این است که [[بشر]] را [[خالق]] [[افعال]] خویش ندانیم و آنها را به [[خداوند]] نسبت دهیم و بدین سان، حساب و کتاب [[اخروی]] بی معنا و عبث میشود. در برابر، [[پیروان]] [[مکتب]] [[امامیه]]، [[توحید افعالی]] را میپذیرند و به [[نظام]] اسباب و مسببات معتقدند و بر آناند که هر اثری در همان حال که به سبب نزدیک خویش قوام یافته است، به ذات [[حق تعالی]] [[قائم]] است و این دو [[قیام]]، در طول یکدیگرند نه در عرض یکدیگر<ref>گوهر مراد، ۳۳۰- ۳۲۶.</ref>. [[معتزلیان]] [[توحید صفاتی]] را پذیرفتهاند و معتقدند که [[توحید صفاتی]] به معنای تهی بودن ذات از هر گونه صفت است. در نظرگاه معتزلی، لازمه اثبات صفات قدیم برای [[خدا]]، [[اعتقاد]] به تعدد خدایان است. [[مکتب]] [[امامیه]] نیز [[توحید صفاتی]] را [[باور]] دارد؛ اما آن را به معنای عینیت صفات با ذات احدیت میداند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 414.</ref>. | ||
#'''[[عدل]]:''' [[کلام]] معتزلی به [[عدالت]] [[خداوند]]، سخت [[معتقد]] است و برای اثبات آن از حُسن و [[قبح]] ذاتی اشیاء مدد میگیرد. از این نظرگاه، اشیاء به صورت ذاتی- پیش از آنکه [[حکم خداوند]] متوجه آنها شود- حَسَن یا قبیحاند و [[عقل]] [[آدمی]] در [[فهم]] این حُسن و [[قبح]]، مستقل است. برخی [[افعال]] دارای حُسن ذاتیاند و از این رو، بر [[خداوند]] لازماند، و برخی دیگر دارای [[قبح]] ذاتیاند و از این رو، ترک آنها بر [[خداوند]] لازم است. اگر [[خداوند]] [[بنده]] را به [[گناه]] وادارد یا در برابر [[گناه]]، [[قدرت]] را از او سلب کند، [[ستم]] کرده است؛ ولی [[خداوند]] [[حکیم]] هرگز [[ستم]] نمیکند. برآیند استدلالها و مباحث [[معتزله]] درباره [[عدل]]- که بیشترین مخالفتها را به سوی خود کشانده است- [[اختیار]] و [[آزادی]] مطلق [[انسان]] است. معتزلیان بر آناند که [[خداوند]]، [[خالق]] [[افعال]] [[بشر]] نیست. او به [[انسان]] [[اختیار]] و [[آزادی]] مطلق [[تفویض]] کرده است و اگر جز این باشد، [[انسان]] دیگر [[مسئول]] [[اعمال]] خود نیست. [[انسان]] در این حال، بی [[اختیار]] است و نمیتوان برای آنچه کرده است، بدو [[پاداش]] یا [[کیفر]] داد؛ زیرا با [[عدل الهی]] ناسازگار میافتد. [[مکتب]] [[امامیه]] نیز [[معتقد]] است که [[انسان]]، آزاد و مختار است؛ ولی همانند دیگر آفریدگان، به ذات [[حق]] [[قائم]] است و [[نیازمند]] [[عنایت]] او است. [[باور]] [[امامیه]] در این باره در جملهای مشهور خلاصه شده است: "لا جَبْرَ و لا تَفْویضَ بَلِ الأمْرُ بَینَ الامْرَینِ"<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲۹.</ref>. [[امامیه]] حُسن و [[قبح]] [[عقلی]] را [[انکار]] نمیکند؛ اما قلمرو آن را در [[حوزه]] [[افعال]] و [[اعمال انسان]] محدود میسازد. [[افعال خداوند]] از این قلمرو بیرون است و دست مقیاسها و معیارهای بشری به آن نمیتواند رسید. [[خداوند]] [[عادل]] است؛ ولی ملاک [[عدل الهی]] حُسن و [[قبح]] ذاتی نیست. ذات احدیت، وجود صرف و کمال محض و فعلیت [[خالص]] است و از این رو [[نیازمند]] توجیه و [[دلیل]] نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 414-415.</ref>. | #'''[[عدل]]:''' [[کلام]] معتزلی به [[عدالت]] [[خداوند]]، سخت [[معتقد]] است و برای اثبات آن از حُسن و [[قبح]] ذاتی اشیاء مدد میگیرد. از این نظرگاه، اشیاء به صورت ذاتی- پیش از آنکه [[حکم خداوند]] متوجه آنها شود- حَسَن یا قبیحاند و [[عقل]] [[آدمی]] در [[فهم]] این حُسن و [[قبح]]، مستقل است. برخی [[افعال]] دارای حُسن ذاتیاند و از این رو، بر [[خداوند]] لازماند، و برخی دیگر دارای [[قبح]] ذاتیاند و از این رو، ترک آنها بر [[خداوند]] لازم است. اگر [[خداوند]] [[بنده]] را به [[گناه]] وادارد یا در برابر [[گناه]]، [[قدرت]] را از او سلب کند، [[ستم]] کرده است؛ ولی [[خداوند]] [[حکیم]] هرگز [[ستم]] نمیکند. برآیند استدلالها و مباحث [[معتزله]] درباره [[عدل]]- که بیشترین مخالفتها را به سوی خود کشانده است- [[اختیار]] و [[آزادی]] مطلق [[انسان]] است. معتزلیان بر آناند که [[خداوند]]، [[خالق]] [[افعال]] [[بشر]] نیست. او به [[انسان]] [[اختیار]] و [[آزادی]] مطلق [[تفویض]] کرده است و اگر جز این باشد، [[انسان]] دیگر [[مسئول]] [[اعمال]] خود نیست. [[انسان]] در این حال، بی [[اختیار]] است و نمیتوان برای آنچه کرده است، بدو [[پاداش]] یا [[کیفر]] داد؛ زیرا با [[عدل الهی]] ناسازگار میافتد. [[مکتب]] [[امامیه]] نیز [[معتقد]] است که [[انسان]]، آزاد و مختار است؛ ولی همانند دیگر آفریدگان، به ذات [[حق]] [[قائم]] است و [[نیازمند]] [[عنایت]] او است. [[باور]] [[امامیه]] در این باره در جملهای مشهور خلاصه شده است: "لا جَبْرَ و لا تَفْویضَ بَلِ الأمْرُ بَینَ الامْرَینِ"<ref>مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲۹.</ref>. [[امامیه]] حُسن و [[قبح]] [[عقلی]] را [[انکار]] نمیکند؛ اما قلمرو آن را در [[حوزه]] [[افعال]] و [[اعمال انسان]] محدود میسازد. [[افعال خداوند]] از این قلمرو بیرون است و دست مقیاسها و معیارهای بشری به آن نمیتواند رسید. [[خداوند]] [[عادل]] است؛ ولی ملاک [[عدل الهی]] حُسن و [[قبح]] ذاتی نیست. ذات احدیت، وجود صرف و کمال محض و فعلیت [[خالص]] است و از این رو [[نیازمند]] توجیه و [[دلیل]] نیست<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 414-415.</ref>. | ||
#'''وعد و [[وعید]]:''' وعد به معنای نوید و [[پاداش]] است و [[وعید]] به معنای تهدید به [[کیفر]]. درباره وعد اختلافی نیست؛ اما [[مکتب]] [[معتزله]] در باب [[وعید]] نظریهای خاص دارد. معتزلیان معتقدند که همه وعیدها برای [[فاسقان]] و [[فاجران]] تحقق میپذیرد مگر در [[دنیا]] [[توبه]] کنند. [[مغفرت]] بدون [[توبه]] پدید نمیآید. [[مکتب]] [[امامیه]] بر آن است که چه بسا کسی در [[قیامت]] به واسطه اسبابی مشمول [[مغفرت]] یا [[شفاعت]] قرار گیرد؛ در حالی که در [[دنیا]] [[توبه]] نکرده است<ref>کشف المراد، ۴۵۱- ۴۴۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 415.</ref>. | #'''وعد و [[وعید]]:''' وعد به معنای نوید و [[پاداش]] است و [[وعید]] به معنای تهدید به [[کیفر]]. درباره وعد اختلافی نیست؛ اما [[مکتب]] [[معتزله]] در باب [[وعید]] نظریهای خاص دارد. معتزلیان معتقدند که همه وعیدها برای [[فاسقان]] و [[فاجران]] تحقق میپذیرد مگر در [[دنیا]] [[توبه]] کنند. [[مغفرت]] بدون [[توبه]] پدید نمیآید. [[مکتب]] [[امامیه]] بر آن است که چه بسا کسی در [[قیامت]] به واسطه اسبابی مشمول [[مغفرت]] یا [[شفاعت]] قرار گیرد؛ در حالی که در [[دنیا]] [[توبه]] نکرده است<ref>کشف المراد، ۴۵۱- ۴۴۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 415.</ref>. | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
##'''[[معتزله]]:''' به معنای جداشدگان؛ | ##'''[[معتزله]]:''' به معنای جداشدگان؛ | ||
##'''نفات (نفیکنندگان):''' زاید بودن صفات بر ذات، در نگاه [[مخالفان]] [[معتزله]]، این [[فرقه]] همه صفات را از [[خداوند]] نفی میکند؛ | ##'''نفات (نفیکنندگان):''' زاید بودن صفات بر ذات، در نگاه [[مخالفان]] [[معتزله]]، این [[فرقه]] همه صفات را از [[خداوند]] نفی میکند؛ | ||
##'''معطله:''' [[مخالفان]] [[معتزله]] معتقدند که [[معتزله]] با نفی صفات زاید بر ذات به نفی [[صفات ]][[خداوند]] و تعطیلی [[صفات ]][[خداوند]] [[معتقد]] شدهاند؛ | ##'''معطله:''' [[مخالفان]] [[معتزله]] معتقدند که [[معتزله]] با نفی صفات زاید بر ذات به نفی [[صفات]] [[خداوند]] و تعطیلی [[صفات]] [[خداوند]] [[معتقد]] شدهاند؛ | ||
##'''[[جهمیه]]:''' به این سبب که برخی از [[عقاید]] آنها از "جهم بن صفوان" گرفته شده است؛ | ##'''[[جهمیه]]:''' به این سبب که برخی از [[عقاید]] آنها از "جهم بن صفوان" گرفته شده است؛ | ||
##'''مخانیث الخوارج:''' چون همانند [[خوارج]]، مرتکب کبیره را در [[جهنم]] جاودان میدانند؛ | ##'''مخانیث الخوارج:''' چون همانند [[خوارج]]، مرتکب کبیره را در [[جهنم]] جاودان میدانند؛ | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
===[[اصول اعتقادی]] اعتزال=== | ===[[اصول اعتقادی]] اعتزال=== | ||
#[[توحید]]، یعنی عدم تکثر ذات و صفات که در [[حقیقت]] به نفی [[صفات ]][[خداوند]] میانجامد<ref>مشهور این است که معتزله معتقد به نفی صفات بر ذاتند و برای صفات، حقیقت مستقلی قائل نیستند و صفات را به ذات برگرداندهاند. استاد جعفر سبحانی این دیدگاه را مردود میداند و معتقد است این نظر صرفاً از سخنان معدودی از عالمان معتزله قابل برداشت است نه تمام معتزلیان. (سبحانی، تلخیص الالهیات، ص۶۲)</ref>؛ | #[[توحید]]، یعنی عدم تکثر ذات و صفات که در [[حقیقت]] به نفی [[صفات]] [[خداوند]] میانجامد<ref>مشهور این است که معتزله معتقد به نفی صفات بر ذاتند و برای صفات، حقیقت مستقلی قائل نیستند و صفات را به ذات برگرداندهاند. استاد جعفر سبحانی این دیدگاه را مردود میداند و معتقد است این نظر صرفاً از سخنان معدودی از عالمان معتزله قابل برداشت است نه تمام معتزلیان. (سبحانی، تلخیص الالهیات، ص۶۲)</ref>؛ | ||
#[[عدل]]، یعنی [[خداوند]] [[عادل]] است و [[ظالم]] نیست؛ | #[[عدل]]، یعنی [[خداوند]] [[عادل]] است و [[ظالم]] نیست؛ | ||
#وعد و [[وعید]]، یعنی [[خداوند]] به [[بندگان]] [[وعده]] [[پاداش]] [[اطاعت]] و [[وعید]] [[کیفر]] [[معصیت]] داده است؛ | #وعد و [[وعید]]، یعنی [[خداوند]] به [[بندگان]] [[وعده]] [[پاداش]] [[اطاعت]] و [[وعید]] [[کیفر]] [[معصیت]] داده است؛ | ||