←اسامی روح نورانی در قرآن
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
#'''صدر :''' [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بیفروغ است)؟ بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. نیز در همین کتاب حیاتبخش میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! سینهام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند» سوره طه، آیه ۲۵-۲۸.</ref>. شاید [[روح]] را به آن جهت "صدر" نامیدهاند، که صدر: سینه. محلّ [[قلب]] است؛ از اینرو به گونه مجاز، [[روح]] واقع در [[قلب]] را به اعتبار محلّ آن صدر خواندهاند. [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند!» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> که بعد از عبارت [[مبارک]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> وارد شده است، میتواند قرینهای بر درستی این سخن باشد. هرچند این سخن چندان برخوردار از صحّت نمینماید. چه چشم و [[عقل]] و [[خیال]] و... در شمار آلات و وسائلی است که [[روح]]، امور خود را بوسیله آنها [[تدبیر]] مینماید؛ هم ازینروست که در لغت [[عرب]]، از شرح صدر و سعه صدر سخن گفته میشود، امّا هیچگاه عبارت شرح [[قلب]] یا سعه [[عقل]] به کار برده نمیشود؛ از اینرو نمیتوان [[روح]] را هممعنای صدر و [[قلب]] دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۵۹-۳۶۰.</ref>. | #'''صدر :''' [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بیفروغ است)؟ بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. نیز در همین کتاب حیاتبخش میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! سینهام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند» سوره طه، آیه ۲۵-۲۸.</ref>. شاید [[روح]] را به آن جهت "صدر" نامیدهاند، که صدر: سینه. محلّ [[قلب]] است؛ از اینرو به گونه مجاز، [[روح]] واقع در [[قلب]] را به اعتبار محلّ آن صدر خواندهاند. [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند!» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> که بعد از عبارت [[مبارک]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> وارد شده است، میتواند قرینهای بر درستی این سخن باشد. هرچند این سخن چندان برخوردار از صحّت نمینماید. چه چشم و [[عقل]] و [[خیال]] و... در شمار آلات و وسائلی است که [[روح]]، امور خود را بوسیله آنها [[تدبیر]] مینماید؛ هم ازینروست که در لغت [[عرب]]، از شرح صدر و سعه صدر سخن گفته میشود، امّا هیچگاه عبارت شرح [[قلب]] یا سعه [[عقل]] به کار برده نمیشود؛ از اینرو نمیتوان [[روح]] را هممعنای صدر و [[قلب]] دانست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۵۹-۳۶۰.</ref>. | ||
#'''[[نفس]] :''' در ذکر [[حکیم]] وارد شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}}<ref>«و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref>. و نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ}}<ref>«پروردگارتان به آنچه در درون شماست داناتر است» سوره اسراء، آیه ۲۵.</ref>. در وجه نامگذاریِ [[روح]] به "[[نفس]]"، میتوان گفت که از آنجا که از سوئی [[نفس]]، واقعیّت و [[حقیقت]] هر چیز است، و از سوئی دیگر، [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست که بدون او انسانیّت [[انسان]] متحقّق نمیشود، میتوان [[روح]] او را [[نفس]] او خواند؛ از همین روست که حکیمان بر آن رفتهاند که: "[[حقیقت]] هر شیء، به صورت آن و نه به مادّة او تحقّق مییابد؛ انسانیّت [[انسان]] نیز تنها به واسطه [[روح]] اوست که پدید میآید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۰.</ref>. | #'''[[نفس]] :''' در ذکر [[حکیم]] وارد شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}}<ref>«و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref>. و نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ}}<ref>«پروردگارتان به آنچه در درون شماست داناتر است» سوره اسراء، آیه ۲۵.</ref>. در وجه نامگذاریِ [[روح]] به "[[نفس]]"، میتوان گفت که از آنجا که از سوئی [[نفس]]، واقعیّت و [[حقیقت]] هر چیز است، و از سوئی دیگر، [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست که بدون او انسانیّت [[انسان]] متحقّق نمیشود، میتوان [[روح]] او را [[نفس]] او خواند؛ از همین روست که حکیمان بر آن رفتهاند که: "[[حقیقت]] هر شیء، به صورت آن و نه به مادّة او تحقّق مییابد؛ انسانیّت [[انسان]] نیز تنها به واسطه [[روح]] اوست که پدید میآید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۰.</ref>. | ||
==[[اسامی]] [[روح]] ظلمانی در [[قرآن]]== | |||
#'''نفسی که از [[شیطان]] [[الهام]] میپذیرد :''' [[آیه]] شریفه: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>،بوضوح این [[نفس]] را تابع [[الهام]] [[شیطان]] خوانده است. در [[روایات]] [[خاندان]] [[عصمت]]{{عم}} نیز آمده است: "در [[قلب]] هر [[انسان]] مؤمنی دو گوش وجود دارد، گوشی که [[وسوسه]] گر پلید در آن میدمد، و گوشی دیگر که [[فرشته]] [[الهی]] در آن [[الهام]] مینماید" <ref>{{متن حدیث| مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِي جَوْفِهِ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْمَلَكُ }}؛ اصول کافی،ج۲، ص۲۶۷.</ref>. پس از این، شماری از دیگر [[روایات]] وارد شده در این مطلب، ذکر خواهد شد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۱.</ref>. | |||
#'''نفسی که [[زشتیها]] را زیبا مینمایاند'''، و [[انسان]] را نسبت به انجام [[اعمال]] ناشایست [[سرزنش]] نمیکند. در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا}}<ref>«بگو: آیا شما را از کسان زیانکارتر آگاه کنیم؟ * آنان که کوششهایشان در زندگانی دنیا تباه شده است ولی خود گمان میبرند که نیکوکارند» سوره کهف، آیه ۱۰۳-۱۰۴.</ref>. نیز [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ}}<ref>«و بیگمان تو، به مردگان نمیشنوانی و به ناشنوایان (نیز) هنگامی که پشتکنان رو بگردانند فراخوان (خود) را نمیشنوانی» سوره روم، آیه ۵۲.</ref>؛ و باز میفرماید: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و میگویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز میبودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۲.</ref>. | |||
#'''[[نفس]] لجوج :''' به این [[آیات الهی]] بنگرید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}}<ref>«هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است» سوره مدثر، آیه ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ}}<ref>«یا کیست آنکه اگر (خداوند) روزی دادن خویش را باز دارد، روزیتان دهد؟ (هیچ کس) بلکه آنان در تجاوز و رمیدگی پای فشردند» سوره ملک، آیه ۲۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۲.</ref>. | |||
#'''[[نفس]] [[شیطانی]] :''' [[خداوند]] - جلَّ وعلا ! فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو میکرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) میافکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان میافکند، از میان برمیدارد سپس آیات خود را استوار میگرداند و» سوره حج، آیه ۵۲.</ref>؛ نیز میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ}}<ref>«و برای آنانکه از یاد (خداوند) بخشنده دل بگردانند شیطانی میگماریم که همنشین آنها خواهد بود» سوره زخرف، آیه ۳۶.</ref>؛ و باز میفرماید: {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا * يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}}<ref>«و روزی که ستم پیشه، دست خویش (به دندان) میگزد؛ میگوید: ای کاش راهی با پیامبر در پیش میگرفتم! * ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمیگرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا مینهد» سوره فرقان، آیه ۲۷-۲۹.</ref>. این معنی، مبتنی بر آن است که مراد از [[شیطان]] در این [[آیات]]، [[شیاطین]] انسی است، که در زمان [[پیامبران]] همواره در پی [[منحرف]] نمودن آنان از مسیر [[وحی]] بودهاند. این معنی در [[آیه]] نخست [[ظهور]] بیشتری دارد؛ بلکه تنها معنائی است که میتوان از آن [[آیه]] استفاده نمود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۳-۳۶۴.</ref>. | |||
#'''[[نفس]] مکّار حیلتگر:''' در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref>«و (بنی اسرائیل) نیرنگ ورزیدند و خداوند تدبیر کرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره آل عمران، آیه ۵۴.</ref>. و نیز آمده است: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا}}<ref>«و نیرنگی بزرگ باختند» سوره نوح، آیه ۲۲.</ref>؛ و نیز: {{متن قرآن|يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«با خداوند و با کسانی که ایمان دارند فریب میورزند در حالی که جز خود را نمیفریبند و در نمییابند» سوره بقره، آیه ۹.</ref>. بر همین اساس است که چون از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[نفس]] [[معاویه]] - که سخت مکّار و حیلهگر بود – سؤال شد، فرمودند: "[[نفس]] او، همان [[نفس]] [[حیله]] گر و شیطنتآمیز بود"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۳-۳۶۴.</ref>. | |||
#'''[[نفس]] مغشوش و [[ناخالص]]:''' در [[آیه شریفه]] وارد شده است: {{متن قرآن|كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ بلکه آنچه میکردهاند بر دلهاشان زنگار بسته است» سوره مطففین، آیه ۱۴.</ref>؛ و باز آمده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ}}<ref>«و چون (از حق) بگشتند خدا دلهایشان را بگردانید» سوره صف، آیه ۵.</ref>؛ و نیز : {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا}}<ref>«ما بر دلهای آنان پردههایی افکندهایم تا آن (پیام آسمانی) را درنیابند و در گوشهاشان سنگینییی (نهادهایم)» سوره کهف، آیه ۵۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۴.</ref>. | |||
#'''نفسی که مهر شده تا [[حقیقت]] را در نیابد؛ [[نفس]] غافل''' [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ}}<ref>«بدینگونه بر دل تجاوزگران مهر مینهیم» سوره یونس، آیه ۷۴.</ref>؛ و میفرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ}}<ref>«بدینگونه خداوند بر دل هر خویشبین گردنکشی مهر مینهد» سوره غافر، آیه ۳۵.</ref>؛ و باز میفرماید: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده؟» سوره جاثیه، آیه ۲۳.</ref>؛ و نیز: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند ؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۵.</ref>. | |||
#'''[[نفس]] مضطرب غیر مطمئن :''' خدای [[دانا]] فرموده است: {{متن قرآن|لَا يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ}}<ref>«همواره بنیانی که بنا نهادهاند مایه تردید در دلهای آنان است» سوره توبه، آیه ۱۱۰.</ref>؛ و فرموده است: {{متن قرآن|وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ}}<ref>«و اگر قرآنی بود که کوهساران بدان به جنبش میافتاد یا زمین با آن پاره پاره میشد یا با آن مردگان به سخن آورده میشدند (باز ایمان نمیآوردند و کار ایمانشان با شما نیست)؛ بلکه تمام کارها از آن خداوند است؛ آیا مؤمنان درنیافتهاند که اگر خداوند بخواهد همه م» سوره رعد، آیه ۳۱.</ref>؛ و نیز: {{متن قرآن|وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ}}<ref>«پاک آیینان برای خداوند باشید، نه شرکورزان به او و هر کس به خداوند شرک ورزد چنان است که از آسمان فرو افتد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به جایی دور اندازد» سوره حج، آیه ۳۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۵-۳۶۶.</ref>. | |||
#'''نفسی که فراخی لازم برای گنجایش [[حقیقت]] را از دست داده است:''' در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«خداوند هر کس را که بخواهد راهنمایی کند دلش را برای (پذیرش) اسلام میگشاید و هر کس را که بخواهد در گمراهی وانهد دلش را تنگ و بسته میدارد گویی به آسمان فرا میرود؛ بدین گونه خداوند عذاب را بر کسانی که ایمان نمیآورند؛ برمیگمارد» سوره انعام، آیه ۱۲۵.</ref>؛ و نیز وارد شده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بیفروغ است)؟ بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۶.</ref>. | |||
#'''نفسی که به ناشایستی و [[پلیدی]] فرا میخواند :''' در شمار [[آیات]] کتاب [[مبارک]]، آمده است: {{متن قرآن|نَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمیکنم که نفس به بدی بسیار فرمان میدهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزندهای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۶۶.</ref>. | |||
==روح به معنای فرشته== | ==روح به معنای فرشته== | ||
مراد از [[روح]] مرتبط با [[پیامبر]] و به معنای [[ملائکه]] خاص است. در [[قرآن]] چیزی که صلاحیت معرف [[روح]] کلی باشد نکتهای است که در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>. بیان شده که به طور مطلق و بدون هیچ قیدی آورده، و در معرفیش فرموده:[[روح]] از امر خداست، آن گاه امر [[خدا]] را در جای دیگر معرفی کرده: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> {{متن قرآن|فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره یس، آیه ۸۳.</ref>:». در [[تفسیر قمی]] آمده است که:[[روح]] [[ملک]] اعظم از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است و با [[پیامبر خدا]] همراه بوده است. نسبتی که [[روح]] مضاف در این [[آیات]] با [[روح]] مطلق در [[سوره قدر]] دارد، نسبتی است که [[افاضه]] به مفیض و یا سایه با [[صاحب]] سایه دارد. از آنجا که باید [[روح]] القدسی [[پیامبر]] را [[همراهی]] و [[هدایت]] و کمک کند، [[جایگاه]] آن در [[تعالیم]] [[غیبی]] [[الهی]] دارای اهمیت است. [[قرآن]] در باره [[مریم]] فرموده: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref>: ([[مریم]] (۱۹) [[آیه]] ۱۷) و یا فرموده: «قُلْ نَزلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ»». حال چرا به این تعبیر آمده، به این [[دلیل]] که [[ملائکه]] با همه اختلافی که در مراتبِ [[قرب]] و بُعد از [[خدای تعالی]] دارند، [[روح]] محضند، و اگر احیانا به صورت جسمی به چشم اشخاصی در میآیند، تمثلی است که به خود میگیرند، نه اینکه به [[راستی]] [[جسم]] و سر و پایی داشته باشند، هم چنان که میبینیم در داستان [[مریم]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> حال بسا گفته شود: [[روح القدس]] [[لقب]] [[جبرئیل]] است. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژدهای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>.[[روح]] [[بزرگواری]] است که واسطه بین [[خداوند متعال]] و این عالم هستند و هیچ حادثه یا واقعه کوچک و بزرگی نیست مگر اینکه [[ملائکه]] [[روح القدس]] در آن دخالت دارد و به نوعی [[سرپرستی]] آن را به عهده دارند. به همین [[دلیل]] [[جبرائیل]]، از [[فرشتگان مقرب]] الاهی و آورنده [[وحی]] در [[اسلام]] است. | مراد از [[روح]] مرتبط با [[پیامبر]] و به معنای [[ملائکه]] خاص است. در [[قرآن]] چیزی که صلاحیت معرف [[روح]] کلی باشد نکتهای است که در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>. بیان شده که به طور مطلق و بدون هیچ قیدی آورده، و در معرفیش فرموده:[[روح]] از امر خداست، آن گاه امر [[خدا]] را در جای دیگر معرفی کرده: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> {{متن قرآن|فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره یس، آیه ۸۳.</ref>:». در [[تفسیر قمی]] آمده است که:[[روح]] [[ملک]] اعظم از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است و با [[پیامبر خدا]] همراه بوده است. نسبتی که [[روح]] مضاف در این [[آیات]] با [[روح]] مطلق در [[سوره قدر]] دارد، نسبتی است که [[افاضه]] به مفیض و یا سایه با [[صاحب]] سایه دارد. از آنجا که باید [[روح]] القدسی [[پیامبر]] را [[همراهی]] و [[هدایت]] و کمک کند، [[جایگاه]] آن در [[تعالیم]] [[غیبی]] [[الهی]] دارای اهمیت است. [[قرآن]] در باره [[مریم]] فرموده: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref>: ([[مریم]] (۱۹) [[آیه]] ۱۷) و یا فرموده: «قُلْ نَزلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ»». حال چرا به این تعبیر آمده، به این [[دلیل]] که [[ملائکه]] با همه اختلافی که در مراتبِ [[قرب]] و بُعد از [[خدای تعالی]] دارند، [[روح]] محضند، و اگر احیانا به صورت جسمی به چشم اشخاصی در میآیند، تمثلی است که به خود میگیرند، نه اینکه به [[راستی]] [[جسم]] و سر و پایی داشته باشند، هم چنان که میبینیم در داستان [[مریم]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا}}<ref>«و از چشم آنان پنهان شد و ما روح خود را به سوی او فرو فرستادیم که چون انسانی باندام، بر او پدیدار گشت» سوره مریم، آیه ۱۷.</ref> حال بسا گفته شود: [[روح القدس]] [[لقب]] [[جبرئیل]] است. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژدهای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>.[[روح]] [[بزرگواری]] است که واسطه بین [[خداوند متعال]] و این عالم هستند و هیچ حادثه یا واقعه کوچک و بزرگی نیست مگر اینکه [[ملائکه]] [[روح القدس]] در آن دخالت دارد و به نوعی [[سرپرستی]] آن را به عهده دارند. به همین [[دلیل]] [[جبرائیل]]، از [[فرشتگان مقرب]] الاهی و آورنده [[وحی]] در [[اسلام]] است. | ||