بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '''']].' به '''']]') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*نیرنگی که [[معاویه]] و [[عمروعاص]] در آخرین فرصتهای قبل از شکست نهایی به کار بستند و پیش خود گفتند: ما [[قرآن]] را بر نیزه میکنیم و سپاه [[امام علی|علی]]{{ع}} را به حکمیت [[قرآن]] و گردن نهادن به حکم کتاب خدا فرامیخوانیم، اگر بپذیرند، برای ما فرصتی است و اگر نپذیرند، میان آنان اختلاف میافتد. به نقل مسعودی: نزدیک به پانصد [[قرآن]] بر نیزهها بالا رفت<ref>مروج الذهب، ج ۲ ص ۳۹۰</ref> آنان با هدف اختلافافکنی در سپاه [[امام علی|علی]]{{ع}} چنان کردند و چنان نیز شد و عدّهای فریب خوردند و دست از جنگ کشیدند و رودرروی [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} ایستادند. شامیان کتاب خدا را بر نیزهها بالا بردند و [[امام علی|علی]]{{ع}} را ندا دادند که: ای پسر عمّ [[پیامبر]]! آیا پروا نمیکنی که دو گروه سنگین (اهل شام و اهل عراق) همه نابود شوند؟ [[امام علی|علی]]{{ع}} به آنان هشدار داد که فریب این نقشه را نخورند، امّا سادهلوحانی از سپاه او زیربار نرفتند و حاضر به ادامۀ جنگ نشدند. در سپاه تفرقه افتاد و کار به حکمیّت کشیده شد<ref>دراینباره ر. ک: «موسوعة الامام علی بن ابی طالب»، ج ۶ ص ۱۸۳ تا ۱۹۰</ref> [[قرآن]] بر نیزهکردن، تمثیل و نماد و نمونهای از فریب تودهها با دستاویز قرار دادن مقدّسات است و همیشه بوده و شکلهای مختلفی داشته است و مقابله با چنین فتنهگران مردم فریب و مقدّسنما، بصیرت و هوشیاری میطلبد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸۴.</ref>. | *نیرنگی که [[معاویه]] و [[عمروعاص]] در آخرین فرصتهای قبل از [[شکست]] نهایی به کار بستند و پیش خود گفتند: ما [[قرآن]] را بر نیزه میکنیم و [[سپاه]] [[امام علی|علی]]{{ع}} را به [[حکمیت]] [[قرآن]] و [[گردن نهادن]] به [[حکم]] [[کتاب خدا]] فرامیخوانیم، اگر بپذیرند، برای ما فرصتی است و اگر نپذیرند، میان آنان [[اختلاف]] میافتد. به [[نقل]] [[مسعودی]]: نزدیک به پانصد [[قرآن]] بر نیزهها بالا رفت<ref>مروج الذهب، ج ۲ ص ۳۹۰</ref> آنان با [[هدف]] [[اختلافافکنی]] در [[سپاه]] [[امام علی|علی]]{{ع}} چنان کردند و چنان نیز شد و عدّهای [[فریب]] خوردند و دست از [[جنگ]] کشیدند و رودرروی [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} ایستادند. [[شامیان]] [[کتاب خدا]] را بر نیزهها بالا بردند و [[امام علی|علی]]{{ع}} را ندا دادند که: ای پسر عمّ [[پیامبر]]! آیا [[پروا]] نمیکنی که دو گروه سنگین ([[اهل شام]] و [[اهل عراق]]) همه نابود شوند؟ [[امام علی|علی]]{{ع}} به آنان هشدار داد که [[فریب]] این نقشه را نخورند، امّا سادهلوحانی از [[سپاه]] او زیربار نرفتند و حاضر به ادامۀ [[جنگ]] نشدند. در [[سپاه]] [[تفرقه]] افتاد و کار به [[حکمیّت]] کشیده شد<ref>دراینباره ر. ک: «موسوعة الامام علی بن ابی طالب»، ج ۶ ص ۱۸۳ تا ۱۹۰</ref> [[قرآن]] بر نیزهکردن، [[تمثیل]] و نماد و نمونهای از [[فریب]] تودهها با دستاویز قرار دادن [[مقدّسات]] است و همیشه بوده و شکلهای مختلفی داشته است و مقابله با چنین [[فتنهگران]] [[مردم]] [[فریب]] و مقدّسنما، [[بصیرت]] و [[هوشیاری]] میطلبد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸۴.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||