بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۴۰: | ||
==علت و [[راز]] [[خلافت]] الهی== | ==علت و [[راز]] [[خلافت]] الهی== | ||
*[[راز]] [[خلافت]]، [[آگاهی]] به همه اسماء، حقایق و [[معارف]] و برخورداری از [[علم لدنی]] و [[شاگرد]] بیواسطه شدن [[خداوند]] است. [[آگاهی]] به همه حقایق [[جهان]] امکان است که مایه تمایز میان [[انسان کامل]] و [[فرشتگان]] و سبب [[محرومیت]] آنان از [[مقام خلافت]] شده است؛ اسمای حسنای [[خداوند]] که حقایق [[الهی]] است، از یک [[نظم]] دقیق ریاضی، برخوردار است، بعضی خاص است و بعضی اخص. برخی عام است و برخی اعم و هر کدام از [[اسامی]] خاص یا اخص نیز، زیرمجموعه اسم [[برتری]] بهشمار میرود و تمام کارهای [[خداوند]]، زیر مجموعه [[حکمت]] او و [[حکمت الهی]] نیز زیر مجموعه [[علم]] اوست. یعنی [[خداوند]] چون علیم است، حکیمانه عمل میکند. از اینرو [[خدای سبحان]]، جریان [[خلافت]] و [[جانشینی]] خویش را از راه [[علم]]، آغاز کرد و [[تعلیم]] [[اسمای الهی]] را سرلوحه این [[کار حکیمانه]] خود [[قرارداد]]، پس راه [[خلافت]] الهی، راه [[علم]] به اسمای حسنای او است و اگر کسی [[علم]] به اسما داشت، [[خلیفه خدا]] میشود<ref>عبدالله جوادی آملی، صورت و سیرت انسان در قرآن، ص۲۶۶.</ref>. | *[[راز]] [[خلافت]]، [[آگاهی]] به همه اسماء، حقایق و [[معارف]] و برخورداری از [[علم لدنی]] و [[شاگرد]] بیواسطه شدن [[خداوند]] است. [[آگاهی]] به همه حقایق [[جهان]] امکان است که مایه تمایز میان [[انسان کامل]] و [[فرشتگان]] و سبب [[محرومیت]] آنان از [[مقام خلافت]] شده است؛ اسمای حسنای [[خداوند]] که حقایق [[الهی]] است، از یک [[نظم]] دقیق ریاضی، برخوردار است، بعضی خاص است و بعضی اخص. برخی عام است و برخی اعم و هر کدام از [[اسامی]] خاص یا اخص نیز، زیرمجموعه اسم [[برتری]] بهشمار میرود و تمام کارهای [[خداوند]]، زیر مجموعه [[حکمت]] او و [[حکمت الهی]] نیز زیر مجموعه [[علم]] اوست. یعنی [[خداوند]] چون علیم است، حکیمانه عمل میکند. از اینرو [[خدای سبحان]]، جریان [[خلافت]] و [[جانشینی]] خویش را از راه [[علم]]، آغاز کرد و [[تعلیم]] [[اسمای الهی]] را سرلوحه این [[کار حکیمانه]] خود [[قرارداد]]، پس راه [[خلافت]] الهی، راه [[علم]] به اسمای حسنای او است و اگر کسی [[علم]] به اسما داشت، [[خلیفه خدا]] میشود<ref>عبدالله جوادی آملی، صورت و سیرت انسان در قرآن، ص۲۶۶.</ref>. | ||
*[[آفریدگار]] [[انسان]] برای پروراندن او [[بهترین]] راه را که بیان اسمای حسنا و صفات علیای [[الهی]] است، ارائه | *[[آفریدگار]] [[انسان]] برای پروراندن او [[بهترین]] راه را که بیان اسمای حسنا و صفات علیای [[الهی]] است، ارائه میفرماید تا [[انسان]] که [[خلیفه]] خداست، نخست این اسما و صفات را فهمیده و سپس بر محور آن عمل کند و به دنبال آن، [[هدایت]] دیگر [[انسانها]] را بر عهده گیرد و [[مخالفان]] [[حیات انسانی]] و [[خلافت]] آسمانی [[آدمی]] را با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن، به پیمودن [[صراط مستقیم]] فراخواند. | ||
*بر این اساس [[خدای سبحان]] در سه بخش از [[آیات قرآن کریم]] به معرفی اسما و [[صفات الهی]]، پرداخته است: در بخش اول ضمن برشمردن اسمای حسنای خویش، خود را صاحب و مسمای آنها میخواند. هم وجود صفات کمالی چون [[حیات]]، [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]]، [[اختیار]]، [[عدل]] و...؛ را برای خود تثبیت میکند و هم عدم صفات [[نقص]]، مانند [[مرگ]] و [[جهل]] و عجز و [[جبر]] و [[ظلم]] و... را برای [[حق]] (تبارک وتعالی) [[ثابت]] میفرماید. سپس [[انسان]] را مسافری میخواند که با همه تلاش خود، صیرورت به سوی [[خدا]] را پیگیری کرده و سرانجام نیز به [[ملاقات]] [[خدا]] بار مییابد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>؛ و چون [[خدای سبحان]] در سمتوسو و اقلیم مشخصی نیست {{متن قرآن|فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ}}<ref>«پس هر سو رو کنید رو به خداوند است» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}}<ref>«و هر جا باشید او با شماست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>. بنابراین برای جهتدار شدن [[سیر]] ملکوتی [[انسان]] به سوی [[خدا]]، اسما و صفات خود را بیان میکند تا حرکتی [[آدمی]] به سوی آنها باشد و از اینرو هرکس به سوی [[علم]] یا [[حکمت]] یا [[قسط]] و... میرود، در [[حقیقت]] به سوی [[خدا]] حرکت میکند و به هر اندازه که در این [[سیر]] ملکوتی، کوشاتر باشد، از [[مقام]] [[جانشینی خدا]] بهرهمندتر خواهد بود. | *بر این اساس [[خدای سبحان]] در سه بخش از [[آیات قرآن کریم]] به معرفی اسما و [[صفات الهی]]، پرداخته است: در بخش اول ضمن برشمردن اسمای حسنای خویش، خود را صاحب و مسمای آنها میخواند. هم وجود صفات کمالی چون [[حیات]]، [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]]، [[اختیار]]، [[عدل]] و...؛ را برای خود تثبیت میکند و هم عدم صفات [[نقص]]، مانند [[مرگ]] و [[جهل]] و عجز و [[جبر]] و [[ظلم]] و... را برای [[حق]] (تبارک وتعالی) [[ثابت]] میفرماید. سپس [[انسان]] را مسافری میخواند که با همه تلاش خود، صیرورت به سوی [[خدا]] را پیگیری کرده و سرانجام نیز به [[ملاقات]] [[خدا]] بار مییابد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بیگمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشندهای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref>؛ و چون [[خدای سبحان]] در سمتوسو و اقلیم مشخصی نیست {{متن قرآن|فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ}}<ref>«پس هر سو رو کنید رو به خداوند است» سوره بقره، آیه ۱۱۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}}<ref>«و هر جا باشید او با شماست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>. بنابراین برای جهتدار شدن [[سیر]] ملکوتی [[انسان]] به سوی [[خدا]]، اسما و صفات خود را بیان میکند تا حرکتی [[آدمی]] به سوی آنها باشد و از اینرو هرکس به سوی [[علم]] یا [[حکمت]] یا [[قسط]] و... میرود، در [[حقیقت]] به سوی [[خدا]] حرکت میکند و به هر اندازه که در این [[سیر]] ملکوتی، کوشاتر باشد، از [[مقام]] [[جانشینی خدا]] بهرهمندتر خواهد بود. | ||
*در دومین بخش از [[آیات]]، [[قرآن کریم]] از [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] یاد میکند که [[فرمان خدا]] را در جهت یادگیری و اتصاف به [[صفات الهی]] به گوش [[جان]] شنیدند و با همه وجود به آنها عمل کردند. یعنی به سوی [[حیات]] [[حقیقی]] رفتند و [[حی]] شدند. به سوی [[قدرت]] صادق شتافتند و [[قادر]] شدند. در مسیر [[عدالت]]، حرکت کردند و [[عادل]] شدند و...؛ آنگاه همه [[انسانها]] را به [[اطاعت]] و اقتدای آنان فرامیخواند و اینگونه، پروردگاری خویش را نسبت به [[آدمی]] [[اعمال]] میفرماید. | *در دومین بخش از [[آیات]]، [[قرآن کریم]] از [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] یاد میکند که [[فرمان خدا]] را در جهت یادگیری و اتصاف به [[صفات الهی]] به گوش [[جان]] شنیدند و با همه وجود به آنها عمل کردند. یعنی به سوی [[حیات]] [[حقیقی]] رفتند و [[حی]] شدند. به سوی [[قدرت]] صادق شتافتند و [[قادر]] شدند. در مسیر [[عدالت]]، حرکت کردند و [[عادل]] شدند و...؛ آنگاه همه [[انسانها]] را به [[اطاعت]] و اقتدای آنان فرامیخواند و اینگونه، پروردگاری خویش را نسبت به [[آدمی]] [[اعمال]] میفرماید. | ||
| خط ۱۷۷: | خط ۱۷۷: | ||
#'''[[خلافت]] در حد تقویم ماهو:''' اگر به درجهای باریافت که اوصاف کمالی برای وی در حد "تقویم ماهوی" بود، یعنی مقوم ماهیت او شد و یکی از اجزای ماهوی او را تشکیل داد مادامی که آن ماهیت موجود است زوالپذیر نخواهد بود. چنین شخصی [[خلافت]] او از [[خدای سبحان]] در حد "تقویم ماهوی" اوست، نه زاید بر آن. | #'''[[خلافت]] در حد تقویم ماهو:''' اگر به درجهای باریافت که اوصاف کمالی برای وی در حد "تقویم ماهوی" بود، یعنی مقوم ماهیت او شد و یکی از اجزای ماهوی او را تشکیل داد مادامی که آن ماهیت موجود است زوالپذیر نخواهد بود. چنین شخصی [[خلافت]] او از [[خدای سبحان]] در حد "تقویم ماهوی" اوست، نه زاید بر آن. | ||
#'''[[خلافت]] در حد تقویم وجود:''' چنانچه به قله هرم [[تکامل]] نایل آمد به طوری که ثبوت صفات کمالی به صورت عینیت بود، یعنی [[خلافت]] الهی عین [[هویت]] وجودیاش شد، خلافتش در حد تقویم وجودی است. البته میان وی و [[خداوند متعال]] تفاوت مفهومی وجود دارد و بجز این تغایر مفهومی، تغایر دیگری با [[ذات اقدس الهی]] ندارد؛ یعنی در بالاترین مرتبه کمال قرار دارد. چنین [[انسان]] کاملی، در [[نفی]] صفات زائد بر ذات، [[خلیفه خدا]] و آیت اوست و همانند [[خداوند متعال]]، اوصاف کمالی، عین ذات اوست<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۳، ص۹۴ -۹۵.</ref>. | #'''[[خلافت]] در حد تقویم وجود:''' چنانچه به قله هرم [[تکامل]] نایل آمد به طوری که ثبوت صفات کمالی به صورت عینیت بود، یعنی [[خلافت]] الهی عین [[هویت]] وجودیاش شد، خلافتش در حد تقویم وجودی است. البته میان وی و [[خداوند متعال]] تفاوت مفهومی وجود دارد و بجز این تغایر مفهومی، تغایر دیگری با [[ذات اقدس الهی]] ندارد؛ یعنی در بالاترین مرتبه کمال قرار دارد. چنین [[انسان]] کاملی، در [[نفی]] صفات زائد بر ذات، [[خلیفه خدا]] و آیت اوست و همانند [[خداوند متعال]]، اوصاف کمالی، عین ذات اوست<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۳، ص۹۴ -۹۵.</ref>. | ||
*[[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} با اشاره [[زیبا]] به این مفهوم از [[انسان کامل]] در [[جهان هستی]]، | *[[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} با اشاره [[زیبا]] به این مفهوم از [[انسان کامل]] در [[جهان هستی]]، میفرماید: {{متن حدیث|كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱، بند ۴.</ref>؛ [[نفی]] صفات، کمال [[اخلاص]] [[معرفت]] [[توحیدی]] خداست<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۶۷-۶۹.</ref> | ||
==[[سنت خلافت الهی]]== | ==[[سنت خلافت الهی]]== | ||