دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ اوت ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله')
خط ۳۲: خط ۳۲:
* [[بشر]] احتیاجاتی دارد که رفع آنها فقط در گرو بهره‌مندی از دین است. دین، هم خواستۀ‎‌ [[انسان]] است و هم تأمین کنندۀ خواسته‌های اوست و هم پشتوانه [[قانون]] و [[اخلاق]] در [[جامعه]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۱۶-۲۱۷؛ سبحانی، الالهیات‌، ج ۱ ص ۱۷؛ فرهنگ شیعه، ص ۲۴۷.</ref>. در عین حال درباره [[جایگاه]] دین سه نظریه مطرح است:
* [[بشر]] احتیاجاتی دارد که رفع آنها فقط در گرو بهره‌مندی از دین است. دین، هم خواستۀ‎‌ [[انسان]] است و هم تأمین کنندۀ خواسته‌های اوست و هم پشتوانه [[قانون]] و [[اخلاق]] در [[جامعه]] است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۱۶-۲۱۷؛ سبحانی، الالهیات‌، ج ۱ ص ۱۷؛ فرهنگ شیعه، ص ۲۴۷.</ref>. در عین حال درباره [[جایگاه]] دین سه نظریه مطرح است:
#کسانی که به جهت محدودیت‌آور بودن دین، مخالف هستند و دین را مزاحم [[حیات]] [[شیطانی]] می‌دانند.
#کسانی که به جهت محدودیت‌آور بودن دین، مخالف هستند و دین را مزاحم [[حیات]] [[شیطانی]] می‌دانند.
#کسانی که با [[سوء]] استفاده از دین آن را [[وسیله]] و ابزار [[قدرت]] می‌دانند.
#کسانی که با [[سوء]] استفاده از دین آن را وسیله و ابزار [[قدرت]] می‌دانند.
#کسانی که معتقدند با وجود [[عقل]] و [[علم]] نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] و دین نیست.
#کسانی که معتقدند با وجود [[عقل]] و [[علم]] نیازی به [[ایمان]] و [[معنویت]] و دین نیست.
*در نگاه [[قرآنی]] دین، معرفت‌زا، دارای کارکرد (مفید)<ref>ر.ک: سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۸۱.</ref>، پدیدآورنده [[تمدن]] و برپاکننده [[حکومت]] [[قسط و عدل]] است<ref>الالهیات‌، سبحانی/ ۱/ ۱۳ و ۱۷ و ۱۸؛ نصری، عبدالله، انتظار بشر از دین ص ۴۳؛ علامه جعفری، فلسفه دین، ص ۳۲۵؛ فرهنگ شیعه ص ۲۴۷.</ref>. از مهمترین فواید دین معنا بخشیدن به [[زندگی]] و [[تعیین]] جهت و [[هدف زندگی]] است<ref>ر.ک: سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۸۱.</ref> و همچنین برقراری [[وحدت]]، تأمین [[عدالت]]، [[پشتیبانی]] از [[فضائل اخلاقی]] و تنظیم [[روابط اجتماعی]] از کارکردهای [[اجتماعی]] دین است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۱۹.</ref>.
*در نگاه [[قرآنی]] دین، معرفت‌زا، دارای کارکرد (مفید)<ref>ر.ک: سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۸۱.</ref>، پدیدآورنده [[تمدن]] و برپاکننده [[حکومت]] [[قسط و عدل]] است<ref>الالهیات‌، سبحانی/ ۱/ ۱۳ و ۱۷ و ۱۸؛ نصری، عبدالله، انتظار بشر از دین ص ۴۳؛ علامه جعفری، فلسفه دین، ص ۳۲۵؛ فرهنگ شیعه ص ۲۴۷.</ref>. از مهمترین فواید دین معنا بخشیدن به [[زندگی]] و [[تعیین]] جهت و [[هدف زندگی]] است<ref>ر.ک: سعیدیان‌فر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۸۱.</ref> و همچنین برقراری [[وحدت]]، تأمین [[عدالت]]، [[پشتیبانی]] از [[فضائل اخلاقی]] و تنظیم [[روابط اجتماعی]] از کارکردهای [[اجتماعی]] دین است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۱۹.</ref>.
خط ۵۹: خط ۵۹:
#قومی و [[جهانی بودن]] [[پیامبران اولوالعزم]] که دو صورت دارد: اگر [[جهانی بودن]] به معنای [[ارتباط]] [[پیامبر]] با [[اقوام]] و [[ملل]] گوناگون معاصر باشد تنها [[دین اسلام]] [[جهانی]] است، ولی اگر [[جهانی بودن]] به معنای [[لزوم]] [[ابلاغ]] دین به سایر [[ملل]] در صورت امکان باشد دین همه [[پیامبران الهی]] [[جهانی]] خواهد بود<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۳۷- ۲۳۹.</ref>.
#قومی و [[جهانی بودن]] [[پیامبران اولوالعزم]] که دو صورت دارد: اگر [[جهانی بودن]] به معنای [[ارتباط]] [[پیامبر]] با [[اقوام]] و [[ملل]] گوناگون معاصر باشد تنها [[دین اسلام]] [[جهانی]] است، ولی اگر [[جهانی بودن]] به معنای [[لزوم]] [[ابلاغ]] دین به سایر [[ملل]] در صورت امکان باشد دین همه [[پیامبران الهی]] [[جهانی]] خواهد بود<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۳۷- ۲۳۹.</ref>.
* [[حضرت آدم]]{{ع}} نخستین دریافت‌کننده آموزه‌های [[وحیانی]]، نخستین دین<ref>المنار، ج۷، ص۶۰۳ - ۶۰۷؛ المیزان، ج۳، ص۱۶۵.</ref>، مجموعه‌ای از [[معارف]] [[وحیانی]] ساده و ابتدایی که بنیادی‌ترین اصول یک [[دین توحیدی]] است. [[دین حضرت آدم]]{{ع}} تا زمان [[حضرت نوح]]{{ع}} [[استمرار]] داشت<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۰- ۲۱۳.</ref>. [[دین حضرت نوح]]{{ع}} آموزه‌های مختلف [[اعتقادی]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] را دربرداشت. [[علی]] رغم تلاش و [[دعوت]] شبانه‌روزی و طولانی مدت جز گروهی اندک دین او را نپذیرفتند. [[پیامبران]] بعدی تا زمان [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} پیرو و مبلغ دین او بودند<ref>ر.ک: سدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۳- ۲۱۴.</ref>. [[حضرت هود]]{{ع}} مستقیماً [[وحی]] دریافت می‌کرد و دارای [[معجزه]] بود. درباره دین و [[کتاب آسمانی]] جداگانه برای آن [[حضرت]]، [[اختلاف]] وجود دارد و برخی معتقدند: او پیرو [[دین حضرت نوح]]{{ع}} بوده است<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۴- ۲۱۶.</ref>. [[حضرت صالح]]{{ع}} پس از [[حضرت هود]]{{ع}} بوده که درباره دین و [[کتاب آسمانی]] مستقل گزارشی نشده است. [[آموزه‌های دینی]] او مشتمل بر [[عقاید]] [[خداشناسی]] و ارزش‌های [[توحیدی]] است<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۶- ۲۱۷.</ref>.
* [[حضرت آدم]]{{ع}} نخستین دریافت‌کننده آموزه‌های [[وحیانی]]، نخستین دین<ref>المنار، ج۷، ص۶۰۳ - ۶۰۷؛ المیزان، ج۳، ص۱۶۵.</ref>، مجموعه‌ای از [[معارف]] [[وحیانی]] ساده و ابتدایی که بنیادی‌ترین اصول یک [[دین توحیدی]] است. [[دین حضرت آدم]]{{ع}} تا زمان [[حضرت نوح]]{{ع}} [[استمرار]] داشت<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۰- ۲۱۳.</ref>. [[دین حضرت نوح]]{{ع}} آموزه‌های مختلف [[اعتقادی]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] را دربرداشت. [[علی]] رغم تلاش و [[دعوت]] شبانه‌روزی و طولانی مدت جز گروهی اندک دین او را نپذیرفتند. [[پیامبران]] بعدی تا زمان [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} پیرو و مبلغ دین او بودند<ref>ر.ک: سدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۳- ۲۱۴.</ref>. [[حضرت هود]]{{ع}} مستقیماً [[وحی]] دریافت می‌کرد و دارای [[معجزه]] بود. درباره دین و [[کتاب آسمانی]] جداگانه برای آن [[حضرت]]، [[اختلاف]] وجود دارد و برخی معتقدند: او پیرو [[دین حضرت نوح]]{{ع}} بوده است<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۴- ۲۱۶.</ref>. [[حضرت صالح]]{{ع}} پس از [[حضرت هود]]{{ع}} بوده که درباره دین و [[کتاب آسمانی]] مستقل گزارشی نشده است. [[آموزه‌های دینی]] او مشتمل بر [[عقاید]] [[خداشناسی]] و ارزش‌های [[توحیدی]] است<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۶- ۲۱۷.</ref>.
* [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[فرمانبرداری]] محض از [[خدا]] را دین و [[آیین]] [[برگزیده]] خود خوانده است، بخش عمده دین آن [[حضرت]] مربوط به آموزه‌های [[اعتقادی]] به ویژه [[خداشناسی]] [[توحیدی]] است. [[مقاومت]] [[بت پرستان]] و [[مشرکان]]، احتجاج‌های آنان در برابر [[حضرت]]، تلاش آنها برای [[سوزاندن]] وی، نشان می‌دهند که دین او با [[اقبال]] روبه‌رو نشد. [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} را پس از وی در منطقه [[فلسطین]] [[حضرت اسحاق]]{{ع}} و پس از او [[حضرت یعقوب]]{{ع}} [[تبلیغ]] و نمایندگی کردند<ref>الدر المنثور، ج۴، ص۳۴؛ تاریخ جامع ادیان، ص۴۹۰.</ref> [[فرزندان]] و [[نوادگان]] [[حضرت یعقوب]]{{ع}} «[[بنی اسرائیل]]» پیرو این دین بودند و آن دین را در [[مصر]] گسترش دادند. [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[اردن]] به [[وسیله]] [[حضرت لوط]]{{ع}} [[تبلیغ]] می‌شد و در [[مکه]] توسط [[حضرت اسماعیل]] و [[فرزندان]] و [[نوادگان]] [[حضرت]] به سایر مناطق [[عربی]] گسترش یافت، که تا زمان [[پیامبر اسلام]] گروهی به نام «[[حنفاء]]» بودند که به [[پیروی]] از دین ابراهیمی [[شهرت]] داشتند<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۷- ۲۱۸.</ref>.
* [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[فرمانبرداری]] محض از [[خدا]] را دین و [[آیین]] [[برگزیده]] خود خوانده است، بخش عمده دین آن [[حضرت]] مربوط به آموزه‌های [[اعتقادی]] به ویژه [[خداشناسی]] [[توحیدی]] است. [[مقاومت]] [[بت پرستان]] و [[مشرکان]]، احتجاج‌های آنان در برابر [[حضرت]]، تلاش آنها برای [[سوزاندن]] وی، نشان می‌دهند که دین او با [[اقبال]] روبه‌رو نشد. [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} را پس از وی در منطقه [[فلسطین]] [[حضرت اسحاق]]{{ع}} و پس از او [[حضرت یعقوب]]{{ع}} [[تبلیغ]] و نمایندگی کردند<ref>الدر المنثور، ج۴، ص۳۴؛ تاریخ جامع ادیان، ص۴۹۰.</ref> [[فرزندان]] و [[نوادگان]] [[حضرت یعقوب]]{{ع}} «[[بنی اسرائیل]]» پیرو این دین بودند و آن دین را در [[مصر]] گسترش دادند. [[دین حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[اردن]] به وسیله [[حضرت لوط]]{{ع}} [[تبلیغ]] می‌شد و در [[مکه]] توسط [[حضرت اسماعیل]] و [[فرزندان]] و [[نوادگان]] [[حضرت]] به سایر مناطق [[عربی]] گسترش یافت، که تا زمان [[پیامبر اسلام]] گروهی به نام «[[حنفاء]]» بودند که به [[پیروی]] از دین ابراهیمی [[شهرت]] داشتند<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۱۷- ۲۱۸.</ref>.
* [[حضرت شعیب]]{{ع}} [[شریعت]] مستقلی نداشته و به [[آیین]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} می‌خوانده است. [[دعوت به توحید]] و [[پرهیز]] از [[مفاسد اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] از آموزه‌های آن [[حضرت]] بوده است [[قوم]] وی در گذر ایام به [[کفر]] و [[شرک]] گرویدند و سرانجام با [[عذاب الهی]] نابود شدند<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۲۵- ۲۲۷.</ref>.
* [[حضرت شعیب]]{{ع}} [[شریعت]] مستقلی نداشته و به [[آیین]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} می‌خوانده است. [[دعوت به توحید]] و [[پرهیز]] از [[مفاسد اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] از آموزه‌های آن [[حضرت]] بوده است [[قوم]] وی در گذر ایام به [[کفر]] و [[شرک]] گرویدند و سرانجام با [[عذاب الهی]] نابود شدند<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۲۵- ۲۲۷.</ref>.
* [[دین حضرت موسی]]{{ع}} مجموعه [[تعالیم وحیانی]] است که [[طی]] چنددهه بر وی نازل‌شد. [[قرآن کریم]]، کتاب آن [[حضرت]] را بیانگر همه [[معارف]] مورد [[نیاز]] [[مردم]] دانسته است: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref> [[پیامبران]] بزرگی مانند [[حضرت]] سموئیل، [[داود]]، [[سلیمان]]، [[زکریا]]، [[یحیی]] در میان [[بنی اسرائیل]] برانگیخته شدند که مبلغ دین [[حضرت]] بودند. گروهی از [[یهودیان]] با توجه به [[پیشگویی]] [[کتاب مقدس]] درباره هجرتگاه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در اطراف [[مدینه]] سکنا گزیدند<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۲۷- ۲۳۴.</ref>.
* [[دین حضرت موسی]]{{ع}} مجموعه [[تعالیم وحیانی]] است که [[طی]] چنددهه بر وی نازل‌شد. [[قرآن کریم]]، کتاب آن [[حضرت]] را بیانگر همه [[معارف]] مورد [[نیاز]] [[مردم]] دانسته است: {{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۴.</ref> [[پیامبران]] بزرگی مانند [[حضرت]] سموئیل، [[داود]]، [[سلیمان]]، [[زکریا]]، [[یحیی]] در میان [[بنی اسرائیل]] برانگیخته شدند که مبلغ دین [[حضرت]] بودند. گروهی از [[یهودیان]] با توجه به [[پیشگویی]] [[کتاب مقدس]] درباره هجرتگاه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در اطراف [[مدینه]] سکنا گزیدند<ref>ر.ک: اسدی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم؛ ج۱۳، ص ۲۲۷- ۲۳۴.</ref>.
خط ۱۰۲: خط ۱۰۲:
# [[عقل]] ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]: وسیله‌ای برای [[برنامه‌ریزی]]، تشخیص سود و زیان و پیداکردن مسیر درست [[زندگی]]<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>.
# [[عقل]] ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]: وسیله‌ای برای [[برنامه‌ریزی]]، تشخیص سود و زیان و پیداکردن مسیر درست [[زندگی]]<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۶.</ref>.
در [[اندیشه]] [[اسلامی]] [[عقل]] مبانی نظری دین را [[تبیین]] می‌کند و [[احکام شرعی]] هم از گذر [[عقل]] [[تأیید]] می‌شوند<ref>کشاف اصطلاحات، ۲۷۳؛ شرح باب حادی عشر، ۳۴.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۴۷.</ref>
در [[اندیشه]] [[اسلامی]] [[عقل]] مبانی نظری دین را [[تبیین]] می‌کند و [[احکام شرعی]] هم از گذر [[عقل]] [[تأیید]] می‌شوند<ref>کشاف اصطلاحات، ۲۷۳؛ شرح باب حادی عشر، ۳۴.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۴۷.</ref>
*در نظر [[اندیشمندان]] غربی ابتدا [[عقل]] بر خلاف تجربه، نظام‌های نظری دین را بنا نهاد و تعارضی بین [[عقل و دین]] نبود. در مرحله بعد [[عقل]] در [[خدمت]] [[اثبات]] حقایق [[دینی]] به [[وسیله]] [[براهین عقلی]] قرار گرفت. پس از آن [[عقل]] در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]] قرار گرفت و به نوعی [[مرجع]] و منبع تصمیم‌گیری در همه امور [[زندگی]] اعم از [[علم]]، [[دین و اخلاق]] شد. در نهایت [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را [[نفی]] کرده و در دوران مدرنیته دین را از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] حذف کردند<ref>کاپلستون، تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایب نیتس، ج۴، ص۲۸ بعد؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۹۶ ـ ۸۵؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>.
*در نظر [[اندیشمندان]] غربی ابتدا [[عقل]] بر خلاف تجربه، نظام‌های نظری دین را بنا نهاد و تعارضی بین [[عقل و دین]] نبود. در مرحله بعد [[عقل]] در [[خدمت]] [[اثبات]] حقایق [[دینی]] به وسیله [[براهین عقلی]] قرار گرفت. پس از آن [[عقل]] در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]] قرار گرفت و به نوعی [[مرجع]] و منبع تصمیم‌گیری در همه امور [[زندگی]] اعم از [[علم]]، [[دین و اخلاق]] شد. در نهایت [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را [[نفی]] کرده و در دوران مدرنیته دین را از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] حذف کردند<ref>کاپلستون، تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایب نیتس، ج۴، ص۲۸ بعد؛ پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۹۶ ـ ۸۵؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۳۷.</ref>.
*درباره رابطه [[علم و دین]] هم نظریاتی مطرح است که به چند نمونه اشاره می‌شود:  
*درباره رابطه [[علم و دین]] هم نظریاتی مطرح است که به چند نمونه اشاره می‌شود:  
#تمایز: کانت [[معتقد]] است [[علم و دین]] خاستگاه متفاوتی دارند و [[معرفت]] به [[علم]] و امور [[اخلاقی]] به دین مرتبط است.
#تمایز: کانت [[معتقد]] است [[علم و دین]] خاستگاه متفاوتی دارند و [[معرفت]] به [[علم]] و امور [[اخلاقی]] به دین مرتبط است.
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش