علی از زبان دیگران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
[[سفیان ثوری]] (از بزرگان [[اصحاب]] [[حدیث]] در قرن دوّم): [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} در میان [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] همچون کوه بود. [[خداوند]] به وسیلۀ او [[مسلمانان]] را [[عزّت]] بخشید و [[مشرکان]] را [[خوار]] ساخت<ref>مناقب، ج ۲ ص ۶۸</ref> | [[سفیان ثوری]] (از بزرگان [[اصحاب]] [[حدیث]] در قرن دوّم): [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} در میان [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] همچون کوه بود. [[خداوند]] به وسیلۀ او [[مسلمانان]] را [[عزّت]] بخشید و [[مشرکان]] را [[خوار]] ساخت<ref>مناقب، ج ۲ ص ۶۸</ref> | ||
[[فخر رازی]] ([[مفسّر]] بزرگ [[اهل | [[فخر رازی]] ([[مفسّر]] بزرگ [[اهل سنّت]] در [[قرن ششم]]): هرکس در [[دین]] خود به [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} [[اقتدا]] کند، [[هدایت یافته]] است، چراکه [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]] فرمود: خدایا [[حق]] را با [[علی]] بچرخان، هرجا که او باشد<ref>موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۸ ص ۴۲۱</ref>. | ||
[[مسعودی]] (مورّخ بزرگ و مؤلف «مروج الذّهب»): آنچه [[اصحاب]] [[پیامبر]] به خاطر آنها شایستۀ برتریاند عبارت است از: [[سبقت]] به [[ایمان]]، [[هجرت]]، [[یاری]] [[رسول خدا]]، نزدیکی و [[خویشاوندی]] با [[پیامبر]]، [[قناعت]]، جاننثاری در راه [[پیامبر]]، [[آگاهی]] به [[کتاب خدا]]، [[جهاد]] فی [[سبیل]] [[اللّه]]، [[پارسایی]]، [[زهد]]، [[داوری]]، [[فقه]]، [[دانش]]، و در همۀ اینها [[امام علی|علی]]{{ع}} بیشترین بهره و بزرگترین سهم را داشت، تا آنجا که [[پیامبر خدا]] او را [[برادر]] خویش قرار داد<ref>مروج الذهب، ج ۲ ص ۴۲۵(در شیعه یا سنّی بودن مسعودی بحث است)</ref>. | [[مسعودی]] (مورّخ بزرگ و مؤلف «مروج الذّهب»): آنچه [[اصحاب]] [[پیامبر]] به خاطر آنها شایستۀ برتریاند عبارت است از: [[سبقت]] به [[ایمان]]، [[هجرت]]، [[یاری]] [[رسول خدا]]، نزدیکی و [[خویشاوندی]] با [[پیامبر]]، [[قناعت]]، جاننثاری در راه [[پیامبر]]، [[آگاهی]] به [[کتاب خدا]]، [[جهاد]] فی [[سبیل]] [[اللّه]]، [[پارسایی]]، [[زهد]]، [[داوری]]، [[فقه]]، [[دانش]]، و در همۀ اینها [[امام علی|علی]]{{ع}} بیشترین بهره و بزرگترین سهم را داشت، تا آنجا که [[پیامبر خدا]] او را [[برادر]] خویش قرار داد<ref>مروج الذهب، ج ۲ ص ۴۲۵(در شیعه یا سنّی بودن مسعودی بحث است)</ref>. | ||
نسخهٔ ۳۱ اوت ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۲۸
- این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علی از زبان دیگران (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- "عطر آن است که خود ببوید، نه آنکه عطّار بگوید". شخصیت علی(ع) در زندگی و گفتار و کردارش و در آیات قرآن و احادیث نبوی و روایات ائمه معصوم و هزاران کتاب و اثر، آنچنان مشهود و روشن است که نیازی به استناد به سخنان دیگران نیست. امّا برای آنکه نشان داده شود این ابرمرد بینظیر تاریخ، چشم و دل غیرمسلمانان و غیر شیعه را نیز مسحور و مسخّر خویش ساخته است، به عنوان نمونه جملاتی را از دیگران (غیر مسلمانان و مسلمانان غیر شیعه) میآوریم:
در گفتار غیر مسلمانان:
شبلی شمیّل (از پیشتازان مکتب مادیگری): پیشوا علی بن ابی طالب، بزرگ بزرگان، یگانه نسخهای است که نه شرق و نه غرب، نه در گذشته و نه امروز، صورتی مطابق این نسخه ندیده است[۱].
جبران خلیل جبران (از نویسندگان و متفکّران مسیحی عرب): من معتقدم که فرزند ابو طالب نخستین عرب بود که با روح کلّی رابطه برقرار نمود. او اولین شخصیت از عرب بود که لبانش نغمۀ روح کلّی را در گوش مردمی طنینانداز نمود که پیش از او آن را نشنیده بودند... او از این دنیا رخت بربست، در حالی که رسالت خود را به جهانیان نرسانده بود، او چشم از این جهان پوشید، مانند پیامبرانی که در جوامع بشری مبعوث میشدند که گنجایش آن پیامبران را نداشتند و به مردمی وارد میشدند که شایستۀ آن پیامبران نبودند و در زمانی ظهور میکردند که زمان آنان نبود[۲].
میخائیل نعیمه (نویسنده و صاحبنظر مسیحی عرب): هیچ مورّخ و نویسندهای هراندازه هم که از امتیاز نبوغ و رادمردی برخوردار باشد، نمیتواند از انسان بزرگی مانند پیشوا علی(ع) یک چهرۀ کلّی در مجموعهای که حتّی هزار صفحه هم باشد ترسیم نماید و دورانی پر از رویدادهای بزرگ مانند دوران او را توضیح دهد. تفکرات و اندیشههای آن ابرمرد عربی و گفتار و کرداری را که او میان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است. هرصورتی که ما از او ترسیم و نقاشی کنیم، مسلّما تصویر ناقصی خواهد بود[۳].
جرج جرداق (دانشمند و نویسندۀ عرب زبان مسیحی): آیا انسان بزرگی مانند علی را میشناسی که حقیقت انسانی را به عقول و مشاعر بشری آشنا سازد؟ آن حقیقت انسانی که سرگذشتی چون ازل و آیندۀ باقی چون ابدیت و ژرفایی بس عمیق دارد که هریک از صاحبان عقول و نفوس بزرگ مطابق روش و طبع خود، آن را درک میکند و دیگر انسانهای عادی بدون اینکه خود بدانند در سایۀ آنان زندگی میکنند... ### 313### بدینسان تجسّمیافتۀ آن قدرت شگفتانگیز است که او را در پیروزیها و شکستها یکسان نشان میدهد، زیرا عامل ملاک او در پیروزیها و شکستها همان قدرت است که در میدان جنگ چه با چهرۀ پیروزمند بیرون آید چه با شکست روبهرو شود، و همچنین در میدان سیاست و هرمیدان دیگری که برای تکاپوی زندگی تصوّر شود یکسان است[۴].
سلیمان کتّانی (نویسنده و ادیب مسیحی لبنانی): فضیلتها در کرانۀ شخصیت تو دوشبهدوش هم صف کشیدهاند و رابطۀ آنها با همدیگر چنان است که گویی قافلهها در طول خط منظّمی ردیف شده و آرامآرام، سینۀ جادهها را میشکافند و به سیر خود ادامه میدهند، منظم و حسابشده، با وضعی موزون و هماهنگ، پس باید تو را بخشایشگری نامید که از بالای قلّههای زهد و پارسایی همچنان میجوشی و میخروشی، تا جویبارهای سخاوت و جود از اطرافت به هرسو ریزش کند[۵].
در گفتار اهل سنت:
حسن بن یسار بصری (از علمای مشهور قرن اوّل): علی تیری به هدف خورده از کمان الهی به سوی دشمنانش بود. او ربّانی این امّت بود و از میان امّت، صاحب فضل و سابقه و خویشاوندی با پیامبر بود. از دستور خدا غافل نمیشد و در دین خدا، مورد ایراد و سرزنش نبود. از مال خدا سرقت نکرد و حقّ قرآن را ادا کرد و از جانب آن به بهشتی دلانگیز دست یافت[۶].
ابن ابی الحدید (شارح معتزلی مذهب نهج البلاغه): امتیازات انسانی علی(ع) از لحاظ عظمت و جلال و شهرت در آن حدّ اعلاست که شرح کردن آن و بحث و تفصیل دادن آنها ناروا و بیهوده است. من چه بگویم دربارۀ مردی که دشمنانش نتوانستند عظمتها و فضایل او را منکر شوند و همۀ آنان به برتری شخصیت او اعتراف کردند، من چه بگویم دربارۀ مردی که همۀ فضیلتها به او منتهی میشود و هر مکتب و هرگروهی خود را به او منسوب میسازد. آری اوست رئیس همۀ فضیلتها[۷].
محمّد ابو الفضل ابراهیم (محقق بزرگ مصری): در شخصیت امام علی(ع) آنقدر کمالات و عناصر پسندیده و عظمتهای روحی و نورانیت تکاملی و شرافت عالی توأم با فطرت پاک و نفس محبوب خداوندی جمع شده است که در هیچیک از انسانهای بزرگ دیده نمیشود[۸].
محمّد عبده (شارح نهج البلاغه و شاگرد سیّد جمال اسدآبادی): هنگام مطالعۀ نهج البلاغه، گاهی یک عقل نورانی را میدیدم که شباهتی به مخلوق جسمانی نداشت. این عقل نورانی از گروه ارواح و مجرّدات الهی (ملکوتیان) جدا شده و به روح انسانی پیوسته و آن روح انسانی را از پوشاکهای طبیعت تجرید نموده، تا ملکوت اعلا بالا برده و به عالم شهود و دیدار روشنترین انوار نایل ساخته است و با این وصف شگفتانگیز، پس از رهایی از عوارض طبیعت در عالم قدس آرمیده است و لحظات دیگری صدای گویندۀ حکمت را میشنیدم که واقعیات درست را به پیشتازان و زمامداران گوشزد میکرد و موقعیتهای تردیدآمیز را به آنان نشان میداد و آنان را از لغزشهای اضطرابآور برحذر میداشت و به دقایق سیاست و طرق کیاست راهنمایی میکرد و آنان را با مقام واقعی ریاست آشنا میساخت و به عظمت تدبیر و سرنوشت شایسته بالا میبرد[۹].
ابو جعفر اسکافی (از متکلّمان بزرگ معتزلی قرن سوم): بنیامیه از بیان فضایل علی(ع) منع میکردند و راوی فضایل وی را مجازات میکردند... و اگر خداوند در این مرد سرّی نمینهاد-که آنکه میداند، میداند! -در فضیلت او حدیثی نقل نمیشد و منقبتی از او شناخته نمیگشت[۱۰].
جاحظ بصری (ادیب بزرگ معتزلی، متوفای 255ق): آنگاه که سخن از پیشتازان اسلام یا دینشناسان و زاهدان در اموال مردم باشد و هرگاه که سخن از بخشندگان به گرسنگان به میان آید، نام کسی جز علی بر زبان نیاید[۱۱]
سفیان ثوری (از بزرگان اصحاب حدیث در قرن دوّم): علی بن ابی طالب(ع) در میان مسلمانان و مشرکان همچون کوه بود. خداوند به وسیلۀ او مسلمانان را عزّت بخشید و مشرکان را خوار ساخت[۱۲]
فخر رازی (مفسّر بزرگ اهل سنّت در قرن ششم): هرکس در دین خود به علی بن ابی طالب(ع) اقتدا کند، هدایت یافته است، چراکه پیامبر خدا فرمود: خدایا حق را با علی بچرخان، هرجا که او باشد[۱۳].
مسعودی (مورّخ بزرگ و مؤلف «مروج الذّهب»): آنچه اصحاب پیامبر به خاطر آنها شایستۀ برتریاند عبارت است از: سبقت به ایمان، هجرت، یاری رسول خدا، نزدیکی و خویشاوندی با پیامبر، قناعت، جاننثاری در راه پیامبر، آگاهی به کتاب خدا، جهاد فی سبیل اللّه، پارسایی، زهد، داوری، فقه، دانش، و در همۀ اینها علی(ع) بیشترین بهره و بزرگترین سهم را داشت، تا آنجا که پیامبر خدا او را برادر خویش قرار داد[۱۴].
ابو الفرج اصفهانی (مؤلف «الأغانی» و «مقاتل الطالبیّین»): فضایل وی بیش از آن است که بتوان شمرد... امیر مؤمنان به اجماع مخالفان و پیروان، دشمنان و دوستداران، به خاطر فضایل مشهور وی در بین عامّه -و نه آنچه در بین خواص مکتوب است که جای سرپوش گذاشتن و بیاعتناییکردن ندارد- به گونهای است که ما را از سخن گفتن و استشهاد به روایات، باز میدارد[۱۵]
ابو نعیم اصفهانی (مؤلف «حلیة الأولیاء» از عالمان قرن پنجم): سرور قوم، دوستدار مشهود، محبوب معبود، دروازۀ شهر دانشها، مخاطب اصلی خطابها و اشارات، پرچم هدایتیافتگان، فروغ اطاعتکنندگان، ولیّ پرواپیشگان، پیشوای دادگستران، نخستین ایمانآورندگان، استوارترین داوران اهل یقین، علی بن ابی طالب، پیشوای متقیان و زینت عارفان، خبردهنده از حقایق توحید، صاحبدل فرزانه، زبان پرسشگر و گوش شنوا، وفادار به پیمان، کورکنندۀ چشم فتنهها و سرافراز همۀ آزمونها، دفعکنندۀ ناکثین، خوارسازندۀ قاسطین و کوبندۀ مارقین، استوار در راه دین خدا و شیفتۀ ذات آفریدگار[۱۶]
احمد بن حنبل (پیشوای مذهب حنفی، متوفای 241ق): برای هیچکدام از اصحاب پیغمبر خدا، فضایلی که برای علی بن ابی طالب(ع) نقل شده، نقل نشده است. علی همواره با حق بود و حق با او بود هرجا که بود[۱۷]
سخن بزرگان علم و ادب و حکمت و سیاست دربارۀ آن حضرت بسیار است. آنچه یاد شد نمونهای از آن بسیار بود[۱۸].[۱۹]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ صوت العدالة الانسانیه، جرج جرداق، ص ۱۹
- ↑ الامام علی، عبد الفتاح عبد المقصود، ج ۱ مقدمه
- ↑ صوت العدالة الانسانیه، ص ۷
- ↑ صوت العدالة الانسانیه، ص ۲۳
- ↑ امام علی پیشوا و پشتیبان، ص ۴۳۶
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مقدمه، ص ۵، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۸ ص ۴۲۱
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مقدمه، ص ۵، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۸ ص ۱۶ و ۱۷
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، مقدمه، ص ۵، دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۸ ص ۱۶ و ۱۷ مقدمه به قلم محمّد ابو الفضل ابراهیم
- ↑ شرح نهج البلاغه، محمّد عبده، مقدمه، ص ۷
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۴ ص ۷۳
- ↑ رسائل الجاحظ، ج ۴ ص ۱۲۵
- ↑ مناقب، ج ۲ ص ۶۸
- ↑ موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج ۸ ص ۴۲۱
- ↑ مروج الذهب، ج ۲ ص ۴۲۵(در شیعه یا سنّی بودن مسعودی بحث است)
- ↑ دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۸ ص ۴۱۲
- ↑ حلیة الاولیاء، ج ۱ ص ۶۱
- ↑ دانشنامۀ امیر المؤمنین، ج ۸ ص ۴۱۴
- ↑ در این زمینه از جمله ر. ک: «امام علی و دیگران» از گودرز نجفی که جملاتی از مشاهیر اسلام و مسیحیّت را گردآوری کرده است و «المقتطفات» ابن رویش، ص 440 که سخن 33 نفر از بزرگان علم را دربارۀ آن حضرت و اهل بیت آورده است
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۰۰.