←تسبیح در قرآن
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*[[تسبیح]] از ریشه "س ـ ب ـ ح" و سبْح در لغت به معنای گذر سریع در آب و در هواست و برای مرور ستارگان در فلک{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref> و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخهای شناورند؛ سوره انبیاء، آیه:۳۳.</ref> و نیز دویدن اسب {{متن قرآن|وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا}}<ref> و به فرشتگانی که شناورند و با شتاب فرود میآیند؛ سوره نازعات، آیه:۳.</ref> و سرعت گرفتن در انجام کاری {{متن قرآن|إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلا }}<ref> تو را در روز، کوششی دراز دامن است؛ سوره مزمل، آیه:۷.</ref> به استعاره گرفته شده است<ref>مفردات، ص۳۹۲؛ التحقیق، ج۵، ص۲۰، «سبح».</ref>. تسبیح نیز اصل آن مرور سریع در عبادت است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت "اعتقاد" باشد<ref>مفردات، ص۳۹۲، «سبح».</ref>. و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه عیب و نقص است<ref>التحقیق، ج۵، ص۱۹ ـ ۲۲، «سبح».</ref>. واژه تسبیح و مشتقات آن ۹۲ بار در ۸۸ آیه از ۴۹۹ سوره قرآن به شکل مصدر، اسم، ماضی، مضارع و اَشکال گوناگون صرفی آمده<ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۶۴۷.</ref> و در همان مفاهیم لغوی و برخی مفاهیمدینی و شرعی مانند صلوه<ref>التفسیرالکبیر،ج۳، ص۲۱۶؛ الوجوه والنظایر، ج۱،ص۴۴۶.</ref> به کار گرفته شده است<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | *[[تسبیح]] از ریشه "س ـ ب ـ ح" و سبْح در لغت به معنای گذر سریع در آب و در هواست و برای مرور ستارگان در فلک{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref> و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخهای شناورند؛ سوره انبیاء، آیه:۳۳.</ref> و نیز دویدن اسب {{متن قرآن|وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا}}<ref> و به فرشتگانی که شناورند و با شتاب فرود میآیند؛ سوره نازعات، آیه:۳.</ref> و سرعت گرفتن در انجام کاری {{متن قرآن|إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلا }}<ref> تو را در روز، کوششی دراز دامن است؛ سوره مزمل، آیه:۷.</ref> به استعاره گرفته شده است<ref>مفردات، ص۳۹۲؛ التحقیق، ج۵، ص۲۰، «سبح».</ref>. تسبیح نیز اصل آن مرور سریع در عبادت است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت "اعتقاد" باشد<ref>مفردات، ص۳۹۲، «سبح».</ref>. و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه عیب و نقص است<ref>التحقیق، ج۵، ص۱۹ ـ ۲۲، «سبح».</ref>. واژه تسبیح و مشتقات آن ۹۲ بار در ۸۸ آیه از ۴۹۹ سوره قرآن به شکل مصدر، اسم، ماضی، مضارع و اَشکال گوناگون صرفی آمده<ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۶۴۷.</ref> و در همان مفاهیم لغوی و برخی مفاهیمدینی و شرعی مانند صلوه<ref>التفسیرالکبیر،ج۳، ص۲۱۶؛ الوجوه والنظایر، ج۱،ص۴۴۶.</ref> به کار گرفته شده است<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | ||
==[[تسبیح]] در قرآن== | ==[[تسبیح]] در [[قرآن]]== | ||
*"سُبْحان" نیز که در اصل مانند غُفْران مصدر است<ref>مفردات، ص۳۹۳، «سبح».</ref>، اسم خداوند و به معنای تنزیه وی از هر نقص و عیبی بوده، بدون تنوین به کار میرود و برحسب قانون نحوی مفعول مطلق است و هرجا استعمال شود، پیش از آن فعلی "ماضی، مضارع یا امر" در تقدیر است و در قرآن ۴۱ بار به طریق مضاف، با مضافالیه {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي}} در {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست؛ سوره اسراء، آیه:۱.</ref>، {{متن قرآن|سُبْحَانَ رَبِّ}} در {{متن قرآن|سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> پاکا که پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است از آنچه (او را) وصف میکنند؛ سوره زخرف، آیه:۸۲.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهِ}} در {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|كَ}} در {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و چون موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.</ref> و {{متن قرآن|ه}} در {{متن قرآن|وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ}}<ref> و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.</ref><ref>النهایه، ج۲، ص۳۳۱؛ لسانالعرب، ج۶، ص۱۴۴، «سبح»؛ اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۶۴۷.</ref>. در مواردی مانند تنزیه خدا از آنچه او را بدان وصف میکنند{{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۲.</ref> یا درباره او میگویند{{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا}}<ref> پاکا و فرا برترا به برتری بزرگ که اوست از آنچه (آنان) میگویند؛ سوره اسراء، آیه:۴۳.</ref>، از شرک مشرکان | *"سُبْحان" نیز که در اصل مانند غُفْران مصدر است<ref>مفردات، ص۳۹۳، «سبح».</ref>، [[اسم خداوند]] و به معنای [[تنزیه]] وی از هر [[نقص]] و عیبی بوده، بدون تنوین به کار میرود و برحسب [[قانون]] نحوی مفعول مطلق است و هرجا استعمال شود، پیش از آن فعلی "ماضی، مضارع یا امر" در تقدیر است و در [[قرآن]] ۴۱ بار به طریق مضاف، با مضافالیه {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي}} در {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref> پاکا آن (خداوند) که شبی بنده خویش را از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی که پیرامون آن را خجسته گرداندهایم برد تا از نشانههایمان بدو نشان دهیم، بیگمان اوست که شنوای بیناست؛ سوره اسراء، آیه:۱.</ref>، | ||
*همچنین در آیاتی ذکر خداوند {{متن قرآن|وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ}}<ref> و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۵.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا }}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است و خداوند میداند که چه انجام میدهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref><ref>مجمع البیان، ج۴، ص۷۹۲؛ ج۸، ص۴۴۷، ۵۶۸؛ زادالمسیر، ج۶، ص۲۰۴.</ref>، کلمه طیبه{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء}}<ref> آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد؛ سوره ابراهیم، آیه:۲۴.</ref><ref>المیزان، ج۱۲، ص۵۱.</ref>، | :*{{متن قرآن|سُبْحَانَ رَبِّ}} در {{متن قرآن|سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> پاکا که پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان) است از آنچه (او را) وصف میکنند؛ سوره زخرف، آیه:۸۲.</ref>، | ||
*در قرآن کریم ۶ سوره | :*{{متن قرآن|اللَّهِ}} در {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref>، | ||
:*{{متن قرآن|كَ}} در {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و چون موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.</ref> | |||
:*و {{متن قرآن|ه}} در {{متن قرآن|وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ}}<ref> و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.</ref><ref>النهایه، ج۲، ص۳۳۱؛ لسانالعرب، ج۶، ص۱۴۴، «سبح»؛ اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۶۴۷.</ref>. | |||
*در مواردی مانند [[تنزیه]] [[خدا]] از آنچه او را بدان [[وصف]] میکنند {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۲.</ref> | |||
:*یا درباره او میگویند {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا}}<ref> پاکا و فرا برترا به برتری بزرگ که اوست از آنچه (آنان) میگویند؛ سوره اسراء، آیه:۴۳.</ref>، | |||
:*از [[شرک]] [[مشرکان]] {{متن قرآن|وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref> و پروردگارت هر چه خواهد میآفریند و میگزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک میآورند؛ سوره قصص، آیه:۶۸.</ref><ref>المیزان، ج۱۶، ص۶۹.</ref> | |||
:*و از [[فرزند داشتن]] {{متن قرآن|قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) برهانی نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه:۶۸.</ref> به کار رفته است. | |||
*{{عربی|" سُبُّوحٌ قُدُّوس"}} نیز از اسمای [[خداوند]] است و وزن "فُعوّل" جز آن دو در [[کلام عرب]] وجود ندارد<ref>مفردات، ص۳۹۳، «سبح».</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | |||
*همچنین در آیاتی ذکر [[خداوند]]: | |||
:*{{متن قرآن|وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ}}<ref> و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۵.</ref>؛ | |||
:*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا }}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱.</ref>؛ | |||
:*{{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است و خداوند میداند که چه انجام میدهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref><ref>مجمع البیان، ج۴، ص۷۹۲؛ ج۸، ص۴۴۷، ۵۶۸؛ زادالمسیر، ج۶، ص۲۰۴.</ref>، | |||
* [[کلمه طیبه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء}}<ref> آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد؛ سوره ابراهیم، آیه:۲۴.</ref><ref>المیزان، ج۱۲، ص۵۱.</ref>، | |||
*باقیات صالحات {{متن قرآن|الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلا}}<ref> دارایی و پسران زیور زندگی دنیایند و کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت در پاداش و امید (به آینده) بهتر است؛ سوره کهف، آیه:۴۶.</ref>؛ | |||
:*{{متن قرآن|وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا }}<ref> و خداوند بر راهیابی رهیافتگان میافزاید و نزد پروردگارت کارهای ماندگار شایسته پاداشی بهتر و فرجامی خوشتر دارند؛ سوره مریم، آیه:۷۶.</ref><ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۵۱؛ التبیان، ج۷، ص۱۴۶.</ref> | |||
*و صلوه {{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}<ref> و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمیخواهیم که خود، تو را روزی میدهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه: ۱۳۲.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج۱، ص۱۶۹.</ref> به [[تسبیح]] [[تفسیر]] شدهاست<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | |||
*در قرآن [[کریم]] ۶ [[سوره جمعه]]؛ تغابن؛ صفّ؛ [[حدید]]؛ [[حشر]] و اعلی با {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}} یا {{متن قرآن|سَبَّحَ}} آغاز میشود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ [[سوره]] آغاز شده با [[تسبیح]] میگویند<ref>عونالمعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السننالکبری، ج۶، ص۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج۹، ص۶۴.</ref> و [[رسول خدا]]{{صل}} هر [[شب]] آنها را [[تلاوت]] میکردند<ref>بحارالانوار، ج۸۹، ص۳۱۲.</ref>. برخی [[سوره اسراء]] را نیز که با [[تسبیح]] شروع و در بسیاری از بخشهای آن [[تسبیح]] [[حق ذکر]] شده<ref>المیزان، ج۱۳، ص۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۵۸.</ref>، از سور مسبحّات دانستهاند<ref>البیان فی عدّ آی القرآن، ص۱۳۳؛ تحفة الاحوذی، ج۸، ص۱۹۲.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | |||
==حقیقت [[تسبیح]] و تفاوت آن با [[تقدیس]]== | ==حقیقت [[تسبیح]] و تفاوت آن با [[تقدیس]]== | ||