تسلیم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۹٬۶۴۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ اکتبر ۲۰۲۰
خط ۱۷۶: خط ۱۷۶:
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، فرموده: {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}}، در آن دو وجه است: یکی از آن دو، این است که استیناس بر خلاف استیحاش است؛ یعنی به شما اجازه بدهد، و دوّم آن‌که استیناس به معنای استعلام و استکشاف است؛ یعنی حال ورود معلوم شود، و [[تسلیم]] به این است که بگوید: {{عربی|"السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَ أَدْخُلُ؟"}}: [[سلام]] بر شما اجازه ورود هست؟<ref>کشاف، ج۳، ص۵۸.</ref>.
*هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، فرموده: {{متن قرآن|تَسْتَأْنِسُوا}}، در آن دو وجه است: یکی از آن دو، این است که استیناس بر خلاف استیحاش است؛ یعنی به شما اجازه بدهد، و دوّم آن‌که استیناس به معنای استعلام و استکشاف است؛ یعنی حال ورود معلوم شود، و [[تسلیم]] به این است که بگوید: {{عربی|"السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَ أَدْخُلُ؟"}}: [[سلام]] بر شما اجازه ورود هست؟<ref>کشاف، ج۳، ص۵۸.</ref>.
*همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا}}، از خانه‌هایی که در آن [[خوراک]] می‌کنید، پس بر [[اهل]] آن [[خانه]] که از لحاظ [[دینی]] و [[خویشاوندی]]، از شما هستند، ابتدا به [[سلام]] کنید<ref>کشاف، ج۳، ص۷۸.</ref>.
*همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا}}، از خانه‌هایی که در آن [[خوراک]] می‌کنید، پس بر [[اهل]] آن [[خانه]] که از لحاظ [[دینی]] و [[خویشاوندی]]، از شما هستند، ابتدا به [[سلام]] کنید<ref>کشاف، ج۳، ص۷۸.</ref>.
===[[تسلیم]] در [[تفاسیر]] [[روایی]]===
الف: فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، مرحوم [[شیخ طبرسی]] در [[تفسیر مجمع البیان]]، مرحوم [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] و ابن‌جمعه [[عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]] روایاتی را آورده‌اند که ما در اینجا ترجمه [[فارسی]] آنها را به انضمام اصل [[حدیث]]، ذکر میکنیم:
۱. [[ابوحمزه ثمالی]] با اسنادش تا [[کعب بن عجره]]، و او گوید که چون [[آیه]] نازل گردید، گفتیم: ای [[پیامبر خدا]]! ما بر [[سلام کردن]] بر شما [[آگاهی]] پیدا کردیم، [[صلوات]] بر شما چگونه است؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|قُولُوا:}} (یعنی بگویید:) {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۶۹. در تفسیر برهان، ص۸۶۱ - ۸۶۲، این حدیث را محمد بن عباس با اسنادش تا کعب بن عجره، و از مسعود با اسنادش تا کعب بن عجره نقل فرموده است.</ref>.
۲. [[عبدالله بن مسعود]] چنین فرمود: چون بر [[پیامبر]]{{صل}} [[صلوات]] میفرستید، پس [[نیکوترین]] [[صلوات]] را بر او بفرستید. شما چه می‌دانید، شاید آن [[صلوات]] بر آن [[حضرت]] عرضه شود. آنان گفتند: پس شما [[نیکوترین]] [[صلوات]] را به ما [[تعلیم]] بده؛ [[عبدالله]] گفت: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ بَرَكَاتِكَ عَلَى سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ إِمَامِ الْخَيْرِ وَ قَائِدِ الْخَيْرِ وَ رَسُولِ الرَّحْمَةِ اللَّهُمَّ ابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۶۹.</ref>.
٣. [[ابابصیر]] گوید: از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، از این [[آیه سؤال]] کردم، گفتم: [[صلوات]] [[خدای تعالی]] بر رسولش چگونه است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا مُحَمَّدٍ تَزْكِيَتُهُ لَهُ فِي السَّمَاوَاتِ الْعُلَى}}؛ ای [[ابا محمد]]! آن، [[تزکیه]] او، [[خدای تعالی]]، نسبت به اوست در آسمان‌های بالا. پس به آن [[حضرت]] گفتم: صلواتمان را بر او دانسته‌ام، [[تسلیم]] نسبت به او چگونه است؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}} {{عربی|فعلى هذا يكون معنى قوله:}} {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} {{عربی|انقادوا لأمره و ابذلوا الجهد في طاعته و جميع ما يأمركم به}}: آن، [[تسلیم]] بودن در برابر او در امور است. بعد [[طبرسی]] افزوده که: پس بنابراین معنای: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}؛ یعنی [[مطیع]] [[اوامر]] او{{صل}} باشید، و بکوشید که تلاشتان در [[طاعت]] او و جمیع آنچه شما را به آن امر می‌کند،، باشد، و گفته‌اند: معنای آن، {{عربی|سلموا علیه بالدعاء}} است؛ یعنی بگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ}}<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>.
۴. [[انس بن مالک]] از ابی‌طلحه [[نقل]] کند که او گفت: بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد شدم در حالی که او را مسرورتر و خوشحال‌تر از آن روز ندیده بودم. گفتم: یا [[رسول الله]]{{صل}}! هرگز شما را این گونه خوشحال و مسرور هم‌چون امروز ندیده بودم، پس آن بزرگوار{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|و ما يمنعني و قد خرج آنفا جبرئيل من عندي، قال: قال الله تعالى: من صلى عليك صلاة صليت بها عليه عشر صلوات، و محوت عنه عشر سيئات، و كتبت له عشر حسنات}}: مرا از این مسرت و [[خوشحالی]] منع نکن که همین الان [[جبرئیل]] از نزد من خارج گردید. او گفت: [[خدای تعالی]] فرمود: هر کس بر تو یک [[صلوات]] بفرستد، به واسطه آن [[صلوات]]، من بر او ده [[صلوات]] میفرستم و ده [[گناه]] از او محو میکنم و برایش ده [[حسنه]] می‌نویسم<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۷۰.</ref>.
۵. در عیون الأخبار [[الرضا]] در باب ذکر مجلس [[الرضا]]{{ع}}، ضمن [[حدیثی]] طولانی چنین آمده: [[دانشمندان]] گفته‌اند: به ما خبر بده که آیا [[خدای تعالی]] اصطفا را در [[قرآن]] [[تفسیر]] کرده؟ پس [[حضرت رضا]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|فسر الاصطفاء فی الظاهر سوی الباطن فی اثنی عشر موطنا و موضعا، (الی قوله{{ع}})، اما الایه السابعه فقوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و قد [[علم]] المعاندون منهم انه لما نزلت هذه الآیه قیل: یا [[رسول الله]]! قد عرفنا التسلیم علیک، فکیف الصلوه علیک؟ فقال تقولون: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}، فهل بینکم معاشر [[الناس]] فی هذا خلاف؟ قالوا: لا، قال المأمون: هذا مما لاخلاف فیه اصلا و علیه [[اجماع]] الأمة، فهل عندک فی الایة شیء اوضح من هذا فی القرآن؟ قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: نعم. اخبرونی عن قول [[الله]] تعالی: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«یس * سوگند به قرآن حکیم * و همانا تو بی‌گمان از فرستادگانی * بر راهی راست می‌دارد» سوره یس، آیه ۱-۴.</ref>، فمن عنی بقوله: {{متن قرآن|يس}}؟ قالت العلما: {{متن قرآن|یس}} [[محمد]]{{صل}}، لم یشک فیه [[احد]]. قال [[ابوالحسن]]{{ع}}: فان [[الله]] عزوجلّ اعطی محمداً و [[آل محمد]] من ذلک فضلاً لا یبلغ [[احد]] کنه و صفه الا من عقله و ذلک ان [[الله]] عزوجل لم یسلم [[علی]] [[احد]] الا [[علی]] الانبیاء [[صلوات]] [[الله]] علیهم، فقال تبارک و تعالی: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}} و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}}، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[نوح]]"، و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل ابراهیم]]" و لم یقل: "[[سلام]] [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و [[هارون]]"، و قال: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}، یعنی [[آل محمد]]{{صل}}، فقال المأمون: قد علمت ان فی معدن النبوة شرح هذا و بیانه، فهذا السابعة}}: اصطفا را بر حسب ظاهر، نه [[باطن]]، در [[دوازده]] جا و موضع [[تفسیر]] کرده است (تا اینکه او{{ع}} فرمود:) اما [[آیه]] هفتم: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و بعضی از [[دشمنان]] میدانند که چون این [[آیه]] نازل شد، گفته شد: ای [[پیامبر خدا]]! ما [[سلام]] بر تو را دانسته‌ایم، اکنون [[صلوات]] بر تو چگونه است؟ پس آن بزرگوار فرمود: بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}. پس آیا میان شما، معاشر [[الناس]]، در این مورد اختلافی هست؟ آنان گفتند: نه. [[مأمون]] گفت: این مسأله از آن چیزهایی است که اصلاً اختلافی در آن نیست و همگی [[امت]] بر آن [[اجماع]] دارند. پس آیا در [[آیه]] نزد شما چیزی واضح‌تر و روشن‌تر از این در [[قرآن]] هست؟ [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: بلی. شما درباره قول [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، به من خبر دهید که [[خدای متعال]] در سخن خود: {{متن قرآن|يس}}، چه کسی را قصد کرده است؟ آن [[دانشمندان]] گفتند: {{متن قرآن|يس}} [[محمد]]{{صل}} است. در این مطلب احدی [[شک]] ندارد. [[ابوالحسن]]، [[امام رضا]]{{ع}}، فرمود: پس البته، [[خدای عزوجل]] به [[محمد]] و [[آل محمد]] از این بابت فضلی را عطا نموده است که احدی به کنه [[وصف]] او نمی‌رسد، مگر اینکه آن را [[تعقل]] نماید و این است که [[خدای عزوجل]] بر احدی [[سلام]] نکرده است، مگر بر [[پیامبران]]. پس [[خدای تبارک و تعالی]] فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ}}، و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ}} و فرمود: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ}}، و نفرمود: “سلام [[علی]] [[آل]] نوح”، و نیز نفرمود: “سلام [[علی]] [[آل]] ابراهیم” و هم‌چنین نفرمود: “سلام [[علی]] [[آل]] [[موسی]] و هارون”، و فرموده: {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ}}؛ یعنی [[آل محمد]]{{صل}} پس [[مأمون]] گفت: به [[حقیقت]] دانستم که شرح این و بیانش در گنجینه [[نبوت]] است، پس این است هفتمین<ref>نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۰، حدیث ۲۱۳.</ref>.
۶. ابن‌بابویه با اسنادش از [[ابان بن تغلب]] و او از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، و آن بزرگوار هم از [[پدر]] گرامیش تا [[حضرت علی بن ابی طالب]]، [[سید]] [[اوصیا]]{{عم}}، و او فرمود: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ صَلَّى عَلَيَّ وَ لَمْ يُصَلِّ عَلَى آلِي لَمْ يَجِدْ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ إِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ}}؛ [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: هر کس که بر من [[صلوات]] بفرستد و بر [[آل]] من [[صلوات]] نفرستد، بوی خوش [[بهشت]] را نمی‌فهمد، و البته، بوی خوش آن، از فاصله ۵۰۰ ساله استشمام می‌شود<ref>برهان، ص۸۶۱.</ref>.
ابن‌بابویه گوید که [[احمد بن محمد]] با اسنادش تا [[موسی بن جعفر]]{{ع}} بر من [[حدیث]] کرد که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|قال الصادق جعفر بن محمد{{عم}}: من صلى على النبي و آله فمعناه: أني أنا على الميثاق و الوفاء الذي قبلت حين قوله: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}} }}؛ یعنی [[جعفر بن محمد]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فرمود: هر کس بر [[پیامبر و آل او]] [[صلوات]] بفرستد، معنای آن این است که [[صلوات]] می‌فرستم تا به [[عهد]] و پیمانی که به هنگام این فرموده [[خدای تعالی]]: {{متن قرآن|أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}، بسته‌ام، [[وفا]] کرده باشم<ref>برهان، ص۸۶۰.</ref>.
۸. در [[کتاب]] [[احتجاج]] [[طبرسی]] [[رحمة]] [[الله]] علیه از [[امیرمؤمنان]] [[حدیث]] طولانی [[نقل]] کرده است و در این [[حدیث]] آمده که: {{متن حدیث|فَأَمَّا مَا عَلِمَهُ الْجَاهِلُ وَ الْعَالِمُ مِنْ فَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي كِتَابِ اللَّهِ فَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} وَ لِهَذِهِ الْآيَةِ ظَاهِرٌ وَ بَاطِنٌ فَالظَّاهِرُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} وَ الْبَاطِنُ قَوْلُهُ {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} أَيْ سَلِّمُوا لِمَنْ وَصَّاهُ وَ اسْتَخْلَفَهُ وَ فَضَّلَهُ عَلَيْكُمْ وَ مَا عَهِدَ بِهِ إِلَيْهِ تَسْلِيماً وَ هَذَا مِمَّا أَخْبَرْتُكَ أَنَّهُ لَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا مَنْ لَطُفَ حِسُّهُ وَ صَفَا ذِهْنُهُ وَ صَحَّ تَمْيِيزُهُ}}: اما آنچه را که [[جاهل]] و عالم از [[فضل]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} از [[کتاب]] [[خدای تعالی]] دانسته‌اند، این قول [[خدای سبحان]] است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، و برای این [[آیه]]، ظاهری و [[باطنی]] است، پس ظاهر آن، قوله: {{متن قرآن|صَلُّوا عَلَيْهِ}} است و باطنش: {{متن قرآن|وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} است؛ یعنی [[تسلیم]] باشید نسبت به کسی که او را [[وصیّ]] کرد و [[جانشین]] [[قرارداد]] و او را بر شما [[فضیلت]] داد و نسبت به آنچه بر آن نسبت به او [[عهد]] شده است، به تسلیمی مطلق، و این از چیزهایی است که آن را به تو خبر میدهم: البته، [[تأویل]] آن را نمی‌داند مگر کسی که حتی او لطیف، ذهنش مصفّا و [[قوه]] تمییز او سالم و صحیح باشد<ref>برهان، ص۸۶۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۰۵، حدیث ۲۳۴.</ref>.
۹. در [[تفسیر نمونه]] در ضمن [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ...}}، نکاتی را مورد توجه قرار داده و از جمله آن، نکته شماره چهار است که ما در این جا آن را عیناً [[نقل]] میکنیم:
قابل توجه اینکه درباره کیفیت [[صلوات بر پیامبر]]{{صل}} در [[روایات]] بی‌شماری که از [[طرق اهل سنت]] و [[اهل بیت]] رسیده، صریحاً آمده است که: [[آل محمد]] را به هنگام [[صلوات]]، به [[محمد]] بیفزایید. در درّالمنثور از [[صحیح بخاری]]، [[مسلم]]، [[ابوداوود]]، [[ترمذی]]، [[نسائی]]، ابن‌ماجه، ابن‌مردویه و روات دیگری از [[کعب بن عجره]] [[نقل]] شده که: مردی به [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: {{عربی|أَمَّا السَّلَامُ عَلَيْكَ فَقَدْ عَلِمْنَا، فَكَيْفَ الصَّلَاةُ عَلَيْكَ؟}}: [[سلام]] بر تو را دانسته‌ایم، اما [[صلات]] بر شما، باید چگونه باشد؟ [[پیامبر]] فرمود بگو: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}.
نامبرده (نویسنده [[تفسیر]] درّ المنثور) علاوه بر [[حدیث]] فوق، هیجده [[حدیث]] دیگر را [[نقل]] کرده که در همگی تصریح شده که [[آل]] [[محمّد]] را باید به هنگام [[صلوات]] ذکر کرد. او این [[احادیث]] را از کتب معروف و مشهور [[اهل سنت]]، از گروهی از [[صحابه]]، از جمله: ### [[313]]###، [[طلحه]]، [[ابوسعید خدری]]، [[ابوهریره]]، [[ابومسعود انصاری]]، بریده، [[ابن‌مسعود]]، [[کعب بن عجره]]، و [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، [[نقل]] کرده است. در [[صحیح بخاری]] که از معروف‌ترین منابع [[حدیث]] [[برادران]] [[اهل سنت]] است، [[روایات]] متعددی در این زمینه [[نقل]] شده که علاقه‌مندان توضیح بیشتر، میتوانند به متن کتاب مراجعه کنند<ref>صحیح بخاری، جلد ۶، صفحه ۱۵۱.</ref>.
در [[صحیح مسلم]]<ref>جلد ۱، صفحه ۳۰۵، باب الصلاة علی النبی{{صل}}.</ref> نیز دو [[روایت]] در این زمینه آمده است. [[عجب]] اینکه در همین کتاب با اینکه در این دو [[حدیث]]، چند بار [[محمّد]] و [[آل محمد]] با هم ذکر شده، باز عنوانی را که برای باب [[انتخاب]] کرده، {{عربی|باب الصّلاة على النّبيّ صلّى الله عليه و سلّم}}، (بدون ذکر[[آل]]) است!
این نکته نیز قابل توجه است که در بعضی از [[روایات اهل سنت]] و بسیاری از [[روایات شیعه]] حتّی کلمه {{متن حدیث|عَلَى}} میان {{متن حدیث|مُحَمَّد}} و {{متن حدیث|آلِ مُحَمَّد}}، جدایی نمی‌افکند؛ بلکه کیفیت [[صلات]] به این صورت است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}.
این بحث را با [[حدیث]] دیگری از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} پایان میدهیم: [[ابن حجر]] در صواعق چنین [[نقل]] می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|لا تصلوا علي الصلاة البتراء فقالوا: و ما الصلاة البتراء؟ قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون بل قولوا: اللهم صل على محمد و على آل محمد}}: هرگز بر من [[صلوات]] ناقص نفرستید! عرض کردند: [[صلوات]] ناقص چیست؟ فرمود: این که فقط بگویید: {{عربی|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّد}} و ادامه ندهید، بلکه بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}، و به خاطر همین [[روایت]] است که جمعی از فقهای بزرگ [[اهل سنت]] اضافه [[آل محمد]] را بر نام آن [[حضرت]] در تشهد، [[واجب]] میشمرند ([[علامه حلّی]] در [[تذکره]]، در بحث تشهد، این قول را علاوه بر همه [[علمای شیعه]]، از [[امام]] [[احمد]] و بعضی از شافعیه [[نقل]] می‌کند) <ref>تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۱۸-۴۲۰.</ref>.
ب: فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، مقدمه [[برهان]] و [[تفاسیر]] [[برهان]] و [[نورالثقلین]] روایاتی را ذکر کرده‌اند که در این جا تنها به بیان بعضی از آنها میپردازیم:
۱۰. در [[تفسیر عیاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] است که: {{متن حدیث|أي لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}}}، و {{متن قرآن|مِمَّا قَضَيْتَ}} یعنی: {{متن حدیث|وَلَايَةُ عَلِيِّ}}؛ فرمود: [[تسلیم]] [[علی بن ابی‌طالب]] باشند و منظور از آنچه [[حکم]] می‌کنی، [[ولایت علی]]{{ع}} است<ref>مقدمه برهان، ص۱۲۶.</ref>.
۱۱. [[احمد بن محمد بن خالد برقی]] با اسنادش از ابی‌جارود، و او از ابی‌جعفر، [[امام باقر]]{{ع}}، [[نقل]] کرده که ایشان درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>، فرمود: {{متن حدیث|التَّسْلِيمُ الرِّضَا وَ الْقُنُوعُ بِقَضَائِهِ}}: به معنای [[رضایت]] به تقدیر و [[قناعت]] به [[قضای الهی]] است<ref>برهان، ص۲۳۹.</ref>.
۱۲. [[عبدالله بن یحیی]] کاهلی از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] می‌کند که ایشان [[آیه]]: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} را قرائت نمود و سپس فرمود: {{متن حدیث|لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَ وَحَّدُوهُ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لَوْ صَنَعَ كَذَا كَذَا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي أَنْفُسِهِمْ كَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَالَ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} }}: اگر گروهی [[خدا]] را [[عبادت]] کنند و [[یگانگی]] او را [[معتقد]] باشند، پس از آن، در مورد چیزی که [[پیامبر]] انجام داده، این چنین بگویند: [[پیامبر خدا]]{{صل}} چرا چنین و چنان کرده است، و چه بود که اگر چنین و چنان میکرد، بر خلاف آنچه انجام داده، با این کارشان [[مشرک]] خواهند بود. پس از آن قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>برهان، ص۲۴۰.</ref>.
۱۳. [[سعد بن عبدالله قمی]] با اسنادش تا [[فضل بن عبدالملک]] از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[الله]] عزوجل: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، [[نقل]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|هُوَ التَّسْلِيمُ لَهُ فِي الْأُمُورِ}}؛ یعنی آن، [[تسلیم]] بودن برای اوست در کلیه امور<ref>برهان، ص۲۴۰.</ref>.
۱۴. [[عبدالله بن یحیی]] کاهلی از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، [[نقل]] می‌کند که شنیدم آن [[حضرت]] میفرمود: {{متن حدیث|وَالله! لَوْ أَنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ حَجُّوا الْبَيْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَيْءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ النَّبِيُّ{{صل}}، لم صنع کذا و کذا وَ وَجَدُوا ذَلِكَ فِي انفسهم لَكَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ ثُمَّ قَرَأَ: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}} }}: به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر گروهی خدای یگانه را به [[وحدانیت]] او که هیچ شریکی برایش نیست، بپرستند و [[نماز]] را به پا دارند و [[زکات]] را بپردازند و [[حج]] [[خانه خدا]] را به جا آورند و [[ماه مبارک رمضان]] را [[روزه]] بدارند، پس از آن، برای چیزی که [[پیامبر]] آن را انجام داده، چنین بگویند: چرا [[پیامبر]] چنین و چنان کرده است، و این [[پرسش]] اعتراض‌گونه را حقیقتاً در نفس خود بیابند، بدین وسیله [[مشرک]] خواهند بود. سپس این [[آیه]] را قرائت نمود: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا}} (از آنچه [[محمد]]{{صل}} به آن [[داوری]] کرده است، الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>برهان، ص۲۴۱.</ref>.
۱۵. [[ابوایوب]] بن [[حرّ]] گوید: شنیدم [[اباعبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، فی قوله: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ}} (الی قوله:) {{متن قرآن وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}، پس از اینکه سه مرتبه پشت سرهم [[سوگند]] یاد کرد، فرمود: این نباشد جز اینکه نقطه‌ای سیاه در [[قلب]] باشد، هر چند که [[روزه]] بدارد و [[نماز]] بگزارد<ref>برهان، ص۲۴۱.</ref>.
۱۶. در [[کتاب]] [[کمال الدین و تمام النعمه]]، با اسنادش تا [[علی بن حسین]]{{ع}}، آمده است که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُصَابُ بِالْعُقُولِ النَّاقِصَةِ وَ الْآرَاءِ الْبَاطِلَةِ وَ الْمَقَايِيسِ الْفَاسِدَةِ وَ لَا يُصَابُ إِلَّا بِالتَّسْلِيمِ فَمَنْ سَلَّمَ لَنَا سَلِمَ وَ مَنِ اقْتَدَى بِنَا هُدِيَ وَ مَنْ كَانَ يَعْمَلُ بِالْقِيَاسِ وَ الرَّأْيِ هَلَكَ وَ مَنْ وَجَدَ فِي نَفْسِهِ شَيْئاً مِمَّا نَقُولُهُ أَوْ نَقْضِي بِهِ حَرَجاً كَفَرَ بِالَّذِي أَنْزَلَ السَّبْعَ الْمَثَانِيَ وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ}}: البته، دسترسی به [[دین]] خدای عزّوجلّ با عقل‌های ناقص، نظرات [[باطل]] و قیاس‌های [[فاسد]] امکان‌پذیر نیست. این دسترسی ممکن نخواهد بود مگر با [[تسلیم شدن]]؛ پس کسی که [[تسلیم]] ما شد، به [[سلامت]] ماند، و کسی که از ما [[پیروی]] نماید، [[هدایت]] گردد، و هرکس با [[قیاس]] و نظر به [[دین]] نزدیک شود، هلاک گردد، و هر کس در نفس خودش به چیزی به چیزی که ما آن را می‌گوییم یا بدان [[قضاوت]] می‌کنیم، [[اعتراض]] کند، به کسی که [[سوره]] [[مبارکه]] فاتحه الکتاب و [[قرآن]] [[عظیم]] را نازل نموده، [[کفر]] ورزیده، حال آن‌که خودش به این مطلب [[آگاه]] نیست<ref>نورالثقلین، ج۱، ص۵۱۲، حدیث ۳۷۶.</ref>.
ج. درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌هایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه)‌ها سلام کنید؛ این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید» سوره نور، آیه ۲۷.</ref>، روایاتی را ذکر کرده‌اند که ما در این جا به [[نقل]] اصل پاره‌ای از آنها و ترجمه‌اش میپردازیم:
۱۷. در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، با اسنادش تا [[عبدالرحمن]] بن [[ابی‌عبدالله]]، و او گوید از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}}، درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا}}، سؤال نمودم. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الِاسْتِينَاسُ وَقْعُ النَّعْلِ وَ التَّسْلِيمُ}}: استیناس، کوبیدن درب و [[سلام کردن]] است<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۸؛ برهان، ص۷۳۰.</ref>.
۱۸. [[ابوایوب انصاری]] گوید که به [[پیامبر]] گفتم: ای [[پیامبر خدا]]! استیناس چیست؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|يَتَكَلَّمُ الرَّجُلُ بِالتَّسْبِيحَةِ وَ التَّحْمِيدَةِ وَ التَّكْبِيرَةِ وَ يَتَنَحْنَحُ وَ يُؤْذِنُ أَهْلَ الْبَيْتِ}}: مرد با [[تسبیح]] و [[حمد]] و [[تکبیر]] گفتن و گلو صاف کردن بر [[اهل]] [[خانه]]، [[سخن]] بگوید و [[سلام]] کند<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۵، حدیث ۷۹.</ref>.
۱۹. [[روایت]] شده که: مردی به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد: آیا وقتی بر مادرم وارد میشوم، از او اجازه بگیرم؟ آن [[حضرت]] فرمود: “نعم”: آری. آن مرد گفت: او را به جز من خآدمی نیست. آیا هر وقت بر او وارد میشوم، از او کسب اجازه کنم؟ آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|أَ تحب أَنْ تَرَاهَا عُرْيَانَةً}}: آیا [[دوست]] میداری که او را برهنه ببینی؟ آن مرد گفت: [[خیر]]. [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|فَاسْتَأْذِنْ عَلَيْهَا}}: پس کسب اجازه کن و بر او وارد شو<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۵؛ نورالثقلین، ج۳، ص۵۸۶، حدیث ۸۱.</ref>.
د. و فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}<ref>«پس چون به هر خانه‌ای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند» سوره نور، آیه ۶۱.</ref>، روایاتی را ذکر نموده‌اند در این جا برخی از این [[احادیث]] را با ترجمه آن [[نقل]] می‌کنیم:
۲۰. در [[کتاب]] [[معانی الاخبار]]، ابن‌بابویه با اسنادش تا ابی‌الاصباح و او درباره قول [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، گوید: از ابا [[جعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، سؤال نمودم. آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|هُوَ تَسْلِيمُ الرَّجُلِ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ حِينَ يَدْخُلُ ثُمَّ يَرُدُّونَ عَلَيْهِ فَهُوَ سَلَامُكُمْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ}}: آن [[سلام کردن]] مرد است بر [[اهل]] [[خانه]] به هنگام ورودش به داخل [[خانه]]. بعد از آن، آنها ([[اهل]] [[خانه]]) [[سلام]] را بر او برمی‌گردانند، پس این [[سلام]] شما بر خودتان است<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۶۲۷، حدیث ۲۵۸. مرحوم طبرسی در مجمع البیان و مرحوم بحرانی در تفسیر برهان این حدیث را از امام صادق{{ع}} نقل کرده‌اند. مجمع البیان، ج۷، ص۱۱۷ و برهان، ص۷۴۶.</ref>.
۲۱. در [[تفسیر]] [[علی بن ابراهیم]] و در [[روایت]] ابی‌الجارود از [[ابوجعفر]]، [[امام باقر]]{{ع}}، آمده است که [[حضرت علی]]{{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ بَيْتَهُ فَإِنْ كَانَ فِيهِ أَحَدٌ يُسَلِّمُ عَلَيْهِمْ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ أَحَدٌ فَلْيَقُلْ السَّلَامُ عَلَيْنَا مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا يَقُولُ اللَّهُ {{متن قرآن|تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}} }}: چون مردی از شما به خانه‌اش وارد گردد، اگر کسی در آن هست، بر آنها [[سلام]] کند، و اگر کسی در آن نیست، بگوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْنَا مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا}}، که خدای عزّوجلّ میفرماید: {{متن قرآن|تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}، و نیز گفته شده: چون کسی را در داخل [[منزل]] [[رؤیت]] نکند، بگوید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ}}، او با گفتن این [[سلام]]، دو فرشته‌ای را که بر او [[شاهد]] و ناظرند، قصد می‌کند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۶۲۷، حدیث ۲۵۹؛ برهان، ص۷۴۶.</ref>.
۲۲. در [[تفسیر نمونه]]، زیر عنوان: “سلام، تحیّت بزرگ اسلامی”، شرحی بیان فرموده که ما عیناً آن را [[نقل]] میکنیم: تا آنجا که میدانیم تمام [[اقوام]] [[جهان]] هنگامی که به هم میرسند، برای اظهار [[محبت]] به یکدیگر، نوعی تحیّت دارند که گاهی جنبه لفظی دارد و گاهی به صورت عملی است که رمز تحت است. در [[اسلام]] نیز [[سلام]] یکی از روشن‌ترین تحیت‌هاست و [[آیه]] فوق همان‌طور که اشاره شد، گرچه معنای وسیعی دارد، اما یک مصداق روشن آن، [[سلام کردن]] است، بنابراین طبق این [[آیه]] همه [[مسلمانان]] موظفند که [[سلام]] را به طور عالی‌تر، و یا لااقل مساوی جواب گویند، از [[آیات قرآن]] نیز استفاده می‌شود که [[سلام]] یک نوع تحیّت است. در [[سوره نور]] [[آیه]] ۶۱ میخوانیم: {{متن قرآن|فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً}}: هنگامی که وارد خانه‌ای شدید، بر یکدیگر تحیّت [[الهی]] بفرستید، تحیّتی پر [[برکت]] و [[پاکیزه]]. در این [[آیه]]، [[سلام]] به عنوان تحیّت [[الهی]] که هم [[مبارک]] است و هم [[پاکیزه]] معرفی شده است، و ضمناً میتوان از آن استفاده کرد که معنای: {{متن حدیث|سَلامٌ عَلَيْكُمْ}} در اصل: {{متن حدیث|سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ}} است؛ یعنی [[درود]] [[پروردگار]] بر تو باد، یا [[خداوند]] تو را به [[سلامت]] دارد، و در [[امن]] و [[امان]] باشی. به همین جهت [[سلام کردن]]، یک نوع اعلام [[دوستی]] و [[صلح]] و ترک [[مخاصمه]] و [[جنگ]] محسوب می‌شود. از پاره‌ای از [[آیات قرآن]] نیز استفاده می‌شود که تحت [[اهل بهشت]] نیز [[سلام]] است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا}}<ref>«آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند و در آن با خوشامد و درود روبه‌رو می‌گردند» سوره فرقان، آیه ۷۵.</ref>؛ [[اهل بهشت]] در برابر استقامتشان، از غرفه‌های بهشتی بهره‌مند میشوند و تحیّت و [[سلام]] به آنها نثار می‌شود.
در [[آیه]] ۲۳ [[سوره ابراهیم]] و [[آیه]] ۱۰ [[سوره یونس]] هم درباره [[بهشتیان]] نیز میخوانیم: {{متن قرآن|تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ}}: [[تحیت]] آنها در [[بهشت]]، [[سلام]] است. نیز از [[آیات قرآن]] استفاده می‌شود که تحیت به معنای [[سلام]]، یا چیزی معادل آن در [[اقوام]] پیشین بوده است؛ چنان‌که در [[سوره ذاریات]] [[آیه]] ۲۵، در داستان [[ابراهیم]] میگوید: هنگامی که [[فرشتگان]] [[مأمور]] [[مجازات]] [[قوم لوط]]، به صورت ناشناس بر او وارد شدند، به او [[سلام]] کردند و او هم پاسخ آنها را به [[سلام]] داد: {{متن قرآن|إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ}}. از اشعار [[عرب جاهلی]] نیز استفاده می‌شود که تحیّت به [[سلام]]، در آن ایّام بوده است. هرگاه بی‌طرفانه تحیّت [[اسلامی]] را که محتوای آن، توجّه به [[خدا]] و [[دعا]] برای [[سلامت]] طرف و اعلام [[صلح]] و [[امنیت]] است با تحیت‌های دیگری که در میان [[اقوام]] مختلف معمول است، مقایسه کنیم، [[ارزش]] آن برای ما روشن‌تر می‌گردد. در [[روایات اسلامی]] تأکید زیادی‌روی [[سلام]] شده تا آنجا که از [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] شده که: {{متن حدیث|مَنْ بَدَأَ بِالْكَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ فَلَا تُجِيبُوهُ}}: کسی که پیش از [[سلام]]، آغاز به سخن کند، پاسخ او را نگویید<ref>اصول کافی، ج۲، باب التسلیم.</ref>، و نیز از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده که [[خداوند]] میفرماید: {{متن حدیث|الْبَخِيلَ مَنْ يَبْخَلُ بِالسَّلَامِ}}: [[بخیل]] کسی است که حتی از [[سلام کردن]] [[بخل]] ورزد<ref>اصول کافی، ج۲، باب التسلیم.</ref>، و در [[حدیث]] دیگری از [[امام باقر]]{{ع}} میخوانیم: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ إِفْشَاءَ السَّلَامِ}}: [[خداوند]] [[افشای]] [[سلام]] را [[دوست]] دارد<ref>اصول کافی، ج۲، باب التسلیم.</ref>. منظور از افشای [[سلام]]، [[سلام کردن]] به افراد مختلف است. در [[احادیث]]، [[آداب]] فراوانی درباره [[سلام]] وارد شده، از جمله اینکه: [[سلام]] تنها مخصوص کسانی نیست که [[انسان]] با آنها آشنایی خاصی دارد؛ چنان‌که در [[حدیثی]] داریم که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سؤال شد: {{عربی|أيّ العمل الخير؟}}: کدام عمل بهتر است؟ فرمود: {{متن حدیث|تُطْعِم الطَّعَامَ و تقرأ السلام على من عرفت و من لم تعرف}}: [[اطعام]] طعام کن و [[سلام]] به کسانی که میشناسی و نمی‌شناسی بنما<ref>تفسیر فی الظلال ذیل آیه.</ref>. و نیز در [[احادیث]] وارد شده که سواره بر پیاده، و آنها که مَرکب گران قیمت‌تری دارند، به کسانی که مَرکب ارزان دارند، [[سلام]] کنند، و گویا این [[دستور]]، یک نوع [[مبارزه]] با [[تکبّر]] ناشی از [[ثروت]] و موقعیت‌های خاصّ مادی است، و این درست نقطه مقابل چیزی است که امروز دیده می‌شود که تحیّت و [[سلام]] را [[وظیفه]] افراد [[پایین‌تر]] میدانند و شکلی از [[استعمار]]، استعباد و [[بت‌پرستی]] به آنها میدهند، و لذا در حالات [[پیامبر]]{{صل}} می‌خوانیم که او به همه، حتی به [[کودکان]]، [[سلام]] میکرد. البته، این سخن منافات با دستوری که در بعضی از [[روایات]] وارد شده که افراد کوچک‌تر از نظر سن، بر بزرگ‌تر [[سلام]] کنند، ندارد؛ زیرا این، یک نوع [[ادب]] و [[تواضع]] [[انسانی]] است و ارتباطی با مسأله [[اختلاف طبقاتی]] و تفاوت در [[ثروت]] و موقعیت‌های مادی ندارد. در پاره‌ای از [[روایات]] [[دستور]] داده شده است که به افراد رباخوار، [[فاسق]]، [[منحرف]] و مانند آنها [[سلام]] نکنید، و این، خود یک نوع [[مبارزه]] با [[فساد]] است، مگر اینکه [[سلام کردن]] به آنها وسیله‌ای باشد برای آشنایی و [[دعوت]] به ترک منکر. ضمناً باید توجّه داشت که منظور از تحیّت به احسن، آن است که [[سلام]] را با عبارت دیگری مانند: {{متن حدیث|وَ رَحْمَةُ اللَّهِ}} و مانند: {{متن حدیث|وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ}}، تعقیب کنند. در [[تفسیر]] درّ المنثور میخوانیم، شخصی به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} عرض کرد: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ}}. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ}}. دیگری عرض کرد: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ}}. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|وَ عَلَيْك}}، و هنگامی که سؤال کرد که چرا جواب مرا کوتاه بیان کردید. فرمود: [[قرآن]] میگوید: تحیّت را به طرز نیکوتری پاسخ گویید، امّا تو چیزی باقی نگذاشتی! در [[حقیقت]]، [[پیامبر]]{{صل}} در مورد نظر اول و دوم، تحیّت به نحو احسن گفت، امّا در مورد شخص سوم به مساوی؛ زیرا جمله {{متن حدیث|عَلَيْك}}، مفهومش این است که تمام آنچه گفتی بر تو نیز باد<ref>در المنثور، ج۲، ص۸.</ref><ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۴۳ - ۴۶.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش