بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
از دیدگاه قرآن [[جنگ در راه خدا]] تجارتی است که [[انسان]] را از [[عذاب]] [[جهنم]] [[نجات]] میدهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! آیا (میخواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان میبخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید» سوره صف، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. نکته در خور بیان در این [[آیه]] آن است که [[خداوند]] از استفهام در معنای [[تشویق]] استفاده کرده، به این معنی که از تجارتی سودمند [[پرسش]] میکند و شنونده را [[تشویق]] مینماید تا [[منتظر]] این [[تجارت]] سودمند باشد، سپس بعد از [[ایمان به خدا]] و رسولش، [[جهاد در راه خدا]] را با [[جان]] و [[مال]] معاملهای سودمند برمیشمرد<ref>[[سید فضلالله میرقادری|میرقادری، سید فضلالله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>. | از دیدگاه قرآن [[جنگ در راه خدا]] تجارتی است که [[انسان]] را از [[عذاب]] [[جهنم]] [[نجات]] میدهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! آیا (میخواهید) شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که از عذابی دردناک رهاییتان میبخشد؟ * به خدا و پیامبرش ایمان آورید و در راه خداوند با مال و جان خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر بدانید» سوره صف، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. نکته در خور بیان در این [[آیه]] آن است که [[خداوند]] از استفهام در معنای [[تشویق]] استفاده کرده، به این معنی که از تجارتی سودمند [[پرسش]] میکند و شنونده را [[تشویق]] مینماید تا [[منتظر]] این [[تجارت]] سودمند باشد، سپس بعد از [[ایمان به خدا]] و رسولش، [[جهاد در راه خدا]] را با [[جان]] و [[مال]] معاملهای سودمند برمیشمرد<ref>[[سید فضلالله میرقادری|میرقادری، سید فضلالله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>. | ||
== ویژگیهای [[مقاومت]] در [[قرآن]]== | |||
#'''[[فطری]] بودن''': [[مقاومت]]، حالتی [[فطری]] است، زیرا آفریدههای این [[جهان]] به طور مشترک دارای صفت [[مقاومت]] هستند که در همه موجودات از ریزترین واحد تا بزرگترین مجموعه، ساری و جاری است، به عنوان مثال [[بدن انسان]]، یک مجموعه و در ظاهر همانند کشوری کوچک است، به مجرد این که ویروس یا میکروبی وارد آن مجموعه میشود، گلبولها آماده رویارویی با [[دشمن خارجی]] هستند. بسیاری از آن گلبولها به سان سربازانی در [[راه]] [[دفاع]] از بین میروند. این [[مقاومت]] تا جایی ادامه دارد که [[دشمن]] از بین برود و یا از [[بدن]] به بیرون رانده شود و [[سلامتی]] به آن باز گردد. برای سالم ماندن و آسیبناپذیری همه جانبه (مادی و [[معنوی]]) [[انسان]]، از یکسو، [[دستور]] این است که [[انسان]] به سوی پدیدههای منفی [[گرایش]] نداشته باشد، به عنوان مثال [[ستمگران]] قابل [[اعتماد]] نیستند و نباید به آنان [[تمایل]] نشان داده شود، بیان [[قرآن]] در این باره چنین است: {{متن قرآن|وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ...}}<ref>«و به ستمگران مگرایید که آتش (دوزخ) به شما رسد.».. سوره هود، آیه ۱۱۳.</ref>. از سوی دیگر، لازم است در برابر نیروهای منفی [[مقاومت]] کرد و با آنها [[مبارزه]] نمود تا آسیبها نابود گردند. {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ...}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. | |||
#'''[[مقاومت]] در برابر عناصر منفی''': [[مقاومت]] همواره در برابر ضدّ [[مقاومت]] است، یعنی از یک سو [[تجاوز]]، [[ستم]] [[اعمال]] میشود و از سوی دیگر [[مقاومت]] به شکلهای گوناگون و متناسب با پدیده منفی، که امری خارجی است، همیشه ارادی بوده و از طرف [[فرد]]، گروه، [[جامعه]] و [[ملّت]] و در برابر پدیده بیرونی ظاهر میگردد. بدون تردید افرادی که دارای یک [[هویّت]] هستند و در یک سو حرکت میکنند، هرگز میان آنان، [[نزاع]] و [[کشمکش]] وجود ندارد و حمله یک طرفه و [[انتقامگیری]] از طرف آنان قابل قبول نیست. بیان [[قرآن]] در مورد دو سویه بودن امر [[مقاومت]] و ضدّ [[مقاومت]] چنین است: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ...}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | |||
#'''[[فراگیری]] و همه جانبه بودن''': [[مقاومت]]، گونهها و شیوههای فراوان – از [[مجاهدت]] با نفس گرفته تا [[مبارزه مسلحانه]] – دارد، اما به علت [[وصف]] کلیت و شمول، هیچ گونهای از آن جایگزین گونه دیگر نمیگردد. [[قرآن]] درباره خطر [[نفس امّاره]] از زبان [[حضرت یوسف]] [[صدیق]]{{ع}} چنین میگوید: {{متن قرآن|وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمیکنم که نفس به بدی بسیار فرمان میدهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزندهای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref>. و در جای دیگر با صراحت اعلام میکند که هرگاه مورد [[تجاوز]] و [[ستم]] قرار گرفتید، [[مقابله به مثل]] که از اشکال [[مقاومت]] است، بر شما [[واجب]] میباشد. {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ...}}<ref>«پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید.».. سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref>. آثار ادبی نیز در صورتی ماندگار خواهند بود که از درونمایه [[مقاومت]] با این ویژگی برخوردار باشند، در غیر این صورت [[تاریخ]] [[مصرف]] آنها بسیار محدود خواهد بود. “در [[تاریخ]] گذشته یا معاصر [[زندگی]] [[انسان]]، هیچ اثر ادبی ارزندهای نمیتوان یافت که از عنصر [[پایداری]] بیبهره باشد. چه هر اثر که به گونهای فارغ از [[اندیشه]] [[نبرد]] میان [[انسان]] و [[جهان]]، [[آفریده]] شده باشد، در [[حقیقت]]، یکی از ترکیبات اصلی خود را از دست داده است و پیداست که در این جا، مصداق “جهان” میتواند هم وجود طبیعی آن باشد و هم بافت بشریاش”<ref>شکری، غالی، ادبیات مقاومت، ترجمه: محمدحسین روحانی، ص۳.</ref>. [[ادب]] [[مقاومت]]، چهره [[انسانی]] عامی دارد که به هنگام ترسیم اشکال مختلف تضادهای [[زندگی]]، در هیچ قالب ملی و یا چارچوب [[اجتماعی]] خاص نمیگنجد و این یکی از جنبههای مثبت و مهم این گونه آثار ادبی است که به طور عموم برای پیوند و [[ارتباط]] [[آفریده]] شده نه برای جدایی و انفصال. | |||
#'''اصالت [[دفاع]] در [[مقاومت]]''': اصالت [[مقاومت]] بر [[دفاع]] است و همیشه از سوی نیروهای [[عدل]] و [[حق]] در برابر نیروهای منفی [[ستمگر]] و [[تجاوزگر]] صورت میپذیرد: {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«در آن صورت اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید که سزای کافران همین است» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>. | |||
#'''هدفدار و [[منظم]] بودن''': [[مقاومت]] امری هدفدار، [[منظم]] و یکپارچه است. [[خداوند]] در [[سوره صف]]، مقاومتی [[منظم]] و یکپارچه را به تصویر میکشد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ}}<ref>«بیگمان خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او صف زده کارزار میکنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.</ref>. کلمه {{متن قرآن|صَفّ}} در [[آیه]] مذکور، دو معنا را میرساند: یکی معنای [[وحدت]] و جمعی حرکت کردن، دوم معنای [[نظم]] و [[یکپارچگی]] و شبه جمله {{متن قرآن|فِي سَبِيلِهِ}} هدفدار بودن و جهتدار بودن حرکت [[مقاومت]] را [[تبیین]] مینماید. [[لزوم]] [[وحدت]] و [[یکپارچگی]]، لازمه [[مقاومت]] در برابر [[مشرکان]] و یا به طور م کلی نیروهای منفی است که جملگی در برابر حقطلبان میایستد و در صدد آسیب رساندن به آنان بر میآیند. بیان [[قرآن کریم]] در این باره، چنین است: | |||
{{متن قرآن|وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً...}}<ref>«و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ میکنند.».. سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>. | |||
#'''[[شرعی]] بودن''': [[مقاومت]]، [[دستور الهی]] و یک [[واجب شرعی]] است و از ضروریات [[زندگی]] [[بشر]] است. [[خداوند متعال]]، [[صلاح]] [[زندگی]] [[بشر]] را بر اساس [[مقاومت]] قرار داده، به فرستادهاش چنین [[دستور]] میدهد: {{متن قرآن|فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا}}<ref>«در راه خداوند نبرد کن! تو را جز به (وظیفه) خویش مکلّف نکردهاند و مؤمنان را (نیز به نبرد) ترغیب کن، باشد که خداوند سختی کافران را (از شما) باز دارد و خداوند سختگیرتر و سخت کیفرتر است» سوره نساء، آیه ۸۴.</ref>. و در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند.».. سوره انفال، آیه ۶۵.</ref>. اینگونه [[تشویق]] و [[برانگیختن]] از جانب [[خداوند]] برای برقراری [[توازن]] و [[اعتدال]] [[جامعه]] و [[حفظ]] [[حقوق]] دیگران و ارزشهایی است که [[زندگی]] بر مبنای آن قرار داده شده و هرگز بدون [[مقاومت]]، آن [[تعادل]] و [[توازن]] برقرار نخواهد شد. و در جای دیگر، تخلّفکنندگان از امر [[مقاومت]] را [[نکوهش]] میکند: {{متن قرآن|فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ}}<ref>«بازماندگان (از جهاد در جنگ تبوک)، از خانهنشینی خویش در مخالفت با پیامبر شادمانی کردند و خوش نداشتند که با جان و مالشان در راه خداوند جهاد کنند و گفتند: در این گرما رهسپار نشوید؛ بگو: آتش دوزخ گرمتر است اگر در مییافتند» سوره توبه، آیه ۸۱.</ref>. [[پیامبران الهی]] در راستای [[تربیت]] [[پیروان]] و [[مجاهدان]]، آنان را به [[مقاومت]] [[دعوت]] میکنند، چنان که [[موسی]]{{ع}} قومش را به [[پایداری]] توصیه مینماید: {{متن قرآن|قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بیگمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث میدهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>. | |||
#'''دائمی بودن''': از آنجا که [[خداوند متعال]] در [[قرآن]] با بیانات مختلف، [[انسانهای صالح]] و [[تقواپیشگان]] را [[جانشین]] خود در [[زمین]] میداند و آنان را [[وارث زمین]] خواهد کرد، از سوی دیگر همین انسانهای [[شایسته]] و باتقوا به طور طبیعی همواره با موانعی از [[امیال نفسانی]]، [[ستم]] و [[تجاوز]] و [[طغیان]] دیگران روبهرو خواهند بود، بنابراین جهت دستیابی به اهداف خویش، لازم است [[مقاومت]] نمایند، و به ناگزیر، [[مقاومت]] امری همیشگی خواهد بود و به زمانی خاص محدود نمیشود. [[قرآن]] [[خلافت]] روی [[زمین]] و استقرار و [[امنیت]] را به [[اهل]] [[ایمان]] و شایستگان، [[وعده]] داده است: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید-.».. سوره نور، آیه ۵۵.</ref>. {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>. همین که [[قرآن کریم]] [[مقاومت]] را تا دفع [[فتنه]] و [[سرافرازی]] [[دین خدا]] لازم میداند، [[دلیل]] بر دائمی بودن آن است: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. و هنگام [[نزاع]] دو [[طایفه]] از [[مؤمنان]]، [[مقاومت]] در برابر [[طایفه]] سر کش و [[طغیانگر]] را لازم میداند تا این که آنان را به [[امر خداوند]] باز گردند<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}} «و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. | |||
#'''قدسی بودن [[مقاومت]]''': [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]] یک مکانیسم اجرایی ساده و [[عینی]] و بدون پشتوانه نیست، بلکه افزون بر آثار ظاهری [[دنیوی]] که برای [[انسانها]] به بار میآورد، ویژگی بسیار مهم آن [[قداست]] است. این ویژگی، [[معنوی]] و [[باطنی]] میباشد و آن چنان از بعد ارزشی، در اوج و [[شکوه]] قرار دارد که ژرفای آن را [[اندیشه]] و [[خرد]] [[انسانها]] نمیتواند [[درک]] کند و تنها [[خداوند]]، [[ارزش]] آن را میداند و به آن [[پاداش]] میدهد. [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]] به یکی از این دو نتیجه میرسد: نخست [[پیروزی]] نهایی و دیگر [[شهادت]] که فوزی [[عظیم]] است. “دفاع بالذات [[ارزش]] و [[قداست]] دارد، مهم [[درک]] و [[معرفت]] صحیح از آن است. این [[معرفت]] است که به [[انسان]] درس [[مقاومت]]، [[صبر]] و [[مبارزه]] میدهد”<ref>رستمیکیا، عباسعلی، «مبانی نظری دفاع مقدس در قرآن کریم»، مجله ادبیات پایداری (دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان)، سال ۱۳۸۹ش، شماره ۲، ص۹۵.</ref>. [[قرآن]] کشتگان در [[راه خدا]] را زنده میداند که نزد [[پروردگار]] روزی داده میشوند و این گونه بر [[قداست]] [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]]، مهر [[تأیید]] میزند: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شدهاند مرده مپندار که زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میبرند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>. در آیههای بعد، [[سخن]] از [[مجاهدان]] [[راه]] [[حق]] که از [[فوز]] [[شهادت]] بهرهمند نشدهاند، به میان آمده و [[وعده]] داه شده است که آنان از [[فضل]] و [[رحمت]] بیمنتهای [[الهی]] بهرهمند میشوند و [[خداوند]]، قدردان مجاهدتهای آنان خواهد بود. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref> به معنای فوق الذکر با اندکی تفاوت اشاره گشته است. [[قرآن]] در جای دیگر کشته شدن یا [[مرگ]] در [[راه خدا]] را همراه با [[غفران الهی]] و [[رحمت]] بیپایان و [[برتر]] از همه امکانات [[دنیوی]]، میداند. {{متن قرآن|وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید (بدانید) که آمرزش و بخشایشی از خداوند، از هر آنچه فراهم آورند بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۷.</ref>. همچنین [[خداوند]] به کسانی که در [[راه خدا]] [[هجرت]] کرده، سپس کشته شده و یا مرگشان فرا رسیده، [[وعده]] [[نیکو]] داده است. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و آنان که در راه خداوند هجرت گزیدند سپس کشته شدند یا درگذشتند خداوند به آنان روزی نیکویی خواهد داد و بیگمان خداوند بهترین روزیدهندگان است» سوره حج، آیه ۵۸.</ref>. همین پشتوانه [[قداست]] است که مقاومت در [[راه خدا]] را با اشکال گونهگون آن شورآفرین و آرمانخیز و شادیآور ساخته است و [[مجاهدان]] [[راه خدا]] در مسیری که در پیش گرفتهاند هرگز [[اندوهگین]] نمیشوند و در [[عزم راسخ]] آنان خللی ایجاد نمیگردد<ref>[[سید فضلالله میرقادری|میرقادری، سید فضلالله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بنمایههای ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||