مرجعیت دینی اهل بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


'''مرجعیت دینی اهل بیت''' [[معرفت دینی]] [[ضرورت]] یک [[زندگی]] مکتبی است. در عصر [[پیامبر]]]، این [[معرفت]] و [[علم]] را از آن [[حضرت]] می‌آموختند. برای استمرار این [[فیض]] پس از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]، مجرای زلال و مطمئن برای رسیدن به [[معرفت دینی]] و [[علم]] مفید و [[شناخت]] [[احکام خدا]]، [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۳۸.</ref>.
'''مرجعیت دینی اهل بیت{{ع}}''' به معنای محل [[رجوع]] بودن ایشان در [[امور دینی]] است. از آنجا که [[دین اسلام]] آخرین و [[کامل‌ترین]] [[ادیان]] است و با توجه به اینکه در زمان [[حیات پیامبر]]{{صل}}، امکان [[بیان تمام احکام]] وجود نداشت، لذا بعد از ایشان باید [[مرجع]] و راهنمای [[معصوم]] وجود داشته باشد تا [[احکام اسلامی]] را برای [[مردم]] بیان کرده و آنان را [[هدایت]] کند. براساس [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]]، این [[شأن]] برای [[اهل بیت]]{{ع}} [[ثابت]] شده است.


==مقدمه==
از جمله شئونی که برای [[اهل بیت]]{{ع}} مطرح شده است، [[مرجع]] [[دین]] بودن در [[احکام]] و [[معارف اسلامی]] و [[قرآنی]] است که با [[قطع]] شدن [[وحی]] و [[رحلت پیامبر]] به ایشان که [[جانشینان]] آن حضرتند، منتقل شده است<ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref>.


==مقدمه==
==مفهوم‌شناسی [[مرجعیت]] [[دینی]]==
* آنان مفسّران [[قرآن]]، خازنان [[علم]] [[خدا]] و [[وارثان]] [[علوم]] انبیایند و [[ثقل اصغر]] و [[عدل]] قرآنند. توصیۀ [[پیامبر]] آن بود که [[امّت]] از آنان [[علم]] بیاموزند و [[مرجعیت علمی]] و [[دینی]] آنان را بپذیرند. این [[حقیقت]] در [[روایات]] بسیاری از زبان [[ائمه]] نیز بیان شده است. [[امام باقر]]{{ع}} به [[سلمة بن کهیل]] و [[حکم]] بن [[عتیبه]] فرمود: {{عربی|شرقّا و غربّا، فلا تجدان علما صحیحا إلاّ شیئا خرج من عندنا أهل البیت}}<ref>کافی، ج ۱ ص ۳۹۹</ref>، به [[شرق]] و [[غرب]] بروید، هیچ [[دانش]] [[درستی]] نمی‌یابید جز آنکه از ما [[خاندان]] برآمده است. و در اصالت و [[ارزش]] و اعتبار [[علوم]][[ آل]] [[محمّد]] و غیرقابل [[اعتماد]] بودن [[علوم]] دیگران، آن [[حضرت]] فرمود: {{عربی|کلّ ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل}}<ref>«هردانشی که از این خانه و خاندان بیرون نیامده باشد، باطل است». اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۱۸۶</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اذا أردت العلم الصّحیح فخذ من أهل البیت...}}<ref>«اگر علم درست می‌خواهی از اهل بیت فراگیر». بحارالأنوار، ج ۲۶ ص ۱۵۸</ref> وقتی [[اهل بیت]] به [[حکم]] [[آیۀ تطهیر]] [[پاک]] و معصوم‌اند و ###[[313]]### [[خدا]] و [[رسول]] نزد آنان است، لازم است [[امت]] به آنان [[رجوع]] کنند و [[دین]] خود را از آنان بیاموزند و در موارد [[اختلاف]]، نظر آنان را [[حکم]] و [[فصل الخطاب]] قرار دهند. از بزرگترین [[ستم‌ها]] به [[اهل بیت]]، آن بود که با وجود آنان، دیگرانی دکان گشودند و دیگرانی هم مشتری کالاهای آنان شدند، دریا را رها کرده، به برکه‌ای کوچک روی آوردند. [[سیاست]] [[خلفا]] هم بر آن بود که چهرۀ [[علمی]] و [[دین‌آموزی]] و [[هدایتگری]] [[ائمه]]، مطرح نشود و در خانۀ آنان بسته بماند. در عین حال، چه بسیار اتّفاق می‌افتاد که در [[مشکلات]] [[علمی]] و پاسخ به سؤالات،[[ دست]] به دامن [[اهل بیت]] می‌شدند و عملا آنان را به [[مرجعیت دینی]] قبول می‌کردند. [[غفلت]] نگر که پشت به [[محراب]] کرده‌ایم در کشوری که قبله‌نما موج می‌زند [[امام علی|امیر مؤمنان]]{{ع}} فرمود: کجا می‌روید؟ چگونه [[دروغ]] می‌بافید؟ در حالی که هنوز [[نشانه‌ها]] برپا و آیه‌ها روشن و نورافشان [[استوار]] است؟ کجا سرگردانتان می‌کنند؟ بلکه چگونه [[حیرت]] زده می‌شوید در حالی که [[خاندان]] پیامبرتان میان شماست، در حالی که آنان [[زمامداران]][[ حق]] و نشانه‌های [[دین]] و زبان‌های صدق‌اند! پس آنان را به [[بهترین]] جایگاههای [[نزول قرآن]] فرود آورید و همچون تشنگان به آبشخور زلال آنان فرود آیید: {{عربی|فأین تذهبون و انّی تؤفکون؟ و الأعلام قائمة...}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۷</ref> در سخن دیگری فرمود: {{عربی|انظروا أهل بیت نبیّکم، فالزموا سمتهم و اتّبعوا أثرهم، فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردیّ}}<ref>«به خاندان پیامبرتان بنگرید، همراه با راه و روش آنان باشید و از آنان پیروی کنید، آنان نه شما را از هدایت بیرون می‌کنند، نه در گمراهی وارد می‌سازند» نهج البلاغه، خطبه ۸۷</ref> از مجموع [[احادیث]] فراوانی که در این زمینه است، برمی‌آید که خواستۀ [[خدا]] و [[رسول]]، آن بوده که [[مردم]] در امر [[دین]] و [[دنیا]] و [[علم]] به [[حکم]] [[اللّه]] و [[آموختن]] [[قرآن]] و پیمودن [[صراط مستقیم]] و [[سلوک]] [[اخلاقی]] و [[معنوی]]، با فروغ تابان [[اهل بیت]] پیش روند و آن حجّتهای [[الهی]] را [[الگو]] و [[پیشوا]] و [[مرجع]] خود قرار دهند، تا هم با [[دین]] صحیح آشنا شوند، هم عملشان برمدار [[حق]] باشد، هم نزد [[خداوند]] [[حجت]] داشته باشند.<ref>ر.ک: «اهل البیت فی الکتاب و السنه» ری شهری، «اهل البیت، منزلتهم و مبادئهم عند المسلمین» محمد جواد مغنیه.</ref> دریغا که با وجود [[امام صادق]]{{ع}} سراغ [[شاگرد]] او [[ابو حنیفه]] بروند! اگر [[شیخ شلتوت]] [[فتوا]] می‌دهد که عمل به [[مذهب جعفری]] هم مجزی است، بر این اساس است که وقتی به فتوای [[ابو حنیفه]] بتوان [[رجوع]] و عمل کرد، به فتوای استادش [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} به طریق اولی می‌توان مراجعه و عمل کرد و این [[پذیرش]] [[مرجعیت علمی]] آن [[حضرت]] است. البته وقتی این مسأله به کمال می‌رسد که [[امامان]] را در هرعصر، [[اعلم امّت]] و [[داناترین]] فرد به [[شریعت]] بشناسیم و باوجود آنان سراغ دیگران نرویم. آنچه در [[صدر اسلام]] اتفاق افتاد، "برخورد حذفی" با [[ائمه]] بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} را "حذف [[سیاسی]]" کردند که از [[خلافت]] کنار گذاشتند، [[امام صادق]] و [[ائمه]] دیگر را "حذف [[علمی]]" کردند که مجال به ابو حنیفه‌ها و [[راویان]] و [[مفتیان]] درباری دادند، تا بر [[کرسی]][[ دین]] و [[افتاء]] بنشینند. گرچه حذف [[سیاسی]] [[ائمه]] قابل جبران نیست، ولی "[[مرجعیت علمی]] و [[دینی]] أئمه"، هم‌اکنون هم عملی و قابل اجراست و آن [[آموختن]] [[دین خدا]] از [[مکتب]] [[عترت]] و [[اهل بیت]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۳۸.</ref>
[[مرجعیت]] در لغت به معنای محل [[رجوع]] بودن است. افراد هر [[جامعه]] با توجه به تخصص‌هایی که دارند محل [[رجوع]] دیگران بوده و گفته ایشان در آن امور مورد قبول همگان است. [[پیامبران]] نیز با توجه به ارتباطشان با [[عالم غیب]] از [[طریق وحی]]، محل [[رجوع]] دیگران در [[امور دینی]] هستند که از آن به مرجعیت دینی تعبیر می‌‌شود و گفته ایشان در [[ابلاغ]] و [[تبیین آموزه‌های دینی]] [[حجت]] بر دیگران است و بعد از ایشان به [[دلیل]] [[جلوگیری از انحراف در دین]] و آموزه‌های آن کسانی که همچون [[پیامبران]]، [[معصوم]] بوده و همچنان ارتباطشان با [[عالم غیب]] از طریق [[الهام]] و نه [[وحی]]، برقرار است می‌‌توانند عهده دار این مسوولیت باشند<ref>ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲؛ فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ ـ ۲۳۵؛ سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲؛ رضوانی؛ علی اصغر، مرجعیت دینی اهل بیت و پاسخ به شبهات، ص۱۳.</ref>.


==[[ضرورت]] [[مرجعیت]] [[دینی]]==
[[دین]] یعنی [[راه]] و رسم [[زندگی]] که [[مؤمن]] و [[کافر]] همه دارای [[دین]] هستند چراکه هیچ کس از داشتن [[راه]] و روشی برای رسیدن به [[هدف]] خویش بی نیاز نیست و از آنجایی که سازنده، کاملترین [[شناخت]] را نسبت به شیء سازنده دارد، فقط اوست که می‌‌تواند برنامه ای [[بی نقص]] را برای آن تهیه کند و در مورد [[انسان]] [[خداوند]] که [[خالق]] اوست برنامه ای ارائه داده که از آن به [[دین]] تعبیر می‌‌شود و چون [[ارتباط مستقیم]] میان [[خداوند]] با [[انسان‌ها]] امکان‌پذیر نیست این [[دستورات]] در قالب [[کتاب آسمانی]] توسط [[پیامبران]] برای [[انسان]] فرستاده شده است و ایشان را به محتویات کتاب [[آگاه]] ساخته تا آن را به [[انسان‌ها]] [[ابلاغ]] کند و بعد از ایشان نیز از روی [[لطف]] این کار را به [[جانشینان]] آنها که همچون خودشان [[معصوم]] و [[آگاه]] به [[تفسیر]] [[کتاب الهی]] هستند سپرده است. لذا [[خلقت]] با [[پیامبر]] آغاز و با [[خلیفه]] وی پایان می‌‌پذیرد، تا [[انسان]] در هیچ برهه ای از زمان بدون کتاب و مُبیّن آن نباشد<ref>ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، قرآن در اسلام؛ رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۱۸.</ref>.


==[[مرجعیت دینی اهل بیت|مرجعیت دینی]] و [[مرجعیت علمی‌ اهل بیت|علمی‌ اهل بیت]]{{ع}}==
به بیانی دیگر [[پیروی]] صحیح از چیزی یا کسی به عنوان "[[مرجع]]" عبارت است از [[پیروی]] ناقص از کامل ([[جاهل]] از عالم) که در آیۀ  {{متن قرآن|أَ فَمَن يهَْدِى إِلىَ الْحَقّ‏ِ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لَّا يهَِدِّى إِلَّا أَن يهُْدَى‏‏}}<ref>«آيا آنكه به حقّ رهنمون مى‏ گردد سزاوارتر است كه پيروى شود يا آنكه راه نمى ‏يابد»؛ سورۀ یونس، آیۀ ۳۵. </ref> به آن اشاره شده است و باید دانست شرط [[بی‌نیازی]] [[انسان]] از [[هدایت]] دیگران این‌ است‌ که‌ از [[هدایت]] ویژۀ [[خداوند]] برخوردار باشد. علاوه بر [[دلیل نقلی]]، [[استدلال عقلی]] نیز بر [[ضرورت]] مرجعیّت و [[لزوم]] استمرار مرجعیّتی‌ مصون‌ از‌ [[خطا]] دلالت دارد: یک‌ [[جامعه]] [[نیازمند]] مرجعیّتی پی‌درپی و مصون از خطاست. از جمله [[دلایل]] [[نیازمندی]] [[جامعۀ دینی]] به مرجعیّت، این است که‌ مردم‌ در شناخت‌، شناساندن و [[اجرای دین]]، از [[خطا]] مصون نیستند. بنابراین اگر مرجع‌ نیز از [[خطا]] و [[لغزش]] مصون نباشد، به [[مرجع]] دیگری نیاز است و اگر او نیز مصون نباشد، باز هم مرجع‌ دیگری‌ نیاز‌ است و لازمۀ آن [[تسلسل]] بوده که [[باطل]] است<ref>برای آگاهی بیشتر، ر.ک: ربـّانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی و خواجه نصیرالدین طوسی، کـشف المراد شرح تجرید الاعتقاد، شرح: جمال الدین علاّمه حلّی. </ref>. روش و سیرۀ عقلا نیز از گذشته‌، بر‌ این بوده که برای یافتن پاسخ پرسش‌های خویش، همواره به متخصصان و خبرگان در همان‌ دانش‌ و حرفه‌ مراجعه می‌کرده‌اند<ref>ر.ک: رفیعی، محسن؛ شریفی، معصومه؛ مبانی مرجعیت علمی اهل بیت رسول خدا از دیدگاه اهل سنت؛ اندیشه تقریب؛ تابستان ۱۳۹۰؛ ص ۱۳ ـ ۱۵. </ref>.
* مرجعیت دینی اهل بیت برای [[مسلمانان]] و حجّیت [[قول و فعل]] ایشان امری ثابت شده است که [[احادیث]] بسیاری از زبان [[پیامبر خدا]]{{صل}}، آنان را [[مرجع]] [[شناخت دین]] معرّفی کرده است. [[حکومت حق]] و [[ولایت بر مسلمین]] و [[امامت]] [[امّت]] نیز با آنان است و [[واقعۀ غدیر]]، تأکیدی بر این نکته بود، هرچند مغرضان [[دنیاطلب]]، مسیر حرکت [[دینی]] و [[ولایت]] و [[خلافت]] را [[تغییر]] دادند و [[اهل بیت]] را [[منزوی]] و [[خانه‌نشین]] کردند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پیوسته [[اهل بیت]] را در کنار [[قرآن]] مطرح می‌کرد و [[مسلمانان]] را به تمسّک به این دو سفارش می‌فرمود و توصیه می‌کرد از این دو ریسمان محکم و [[حجّت الهی]] جدا نشوند. آن [[حضرت]]، [[اهل بیت]] را همچون [[کشتی نوح]]، مثل باب حطّۀ [[بنی اسرائیل]]، مانند خانۀ [[خدا]]، همچون [[ستارگان]] [[آسمان]] معرفی کرده و از [[فضایل]] و [[جایگاه]] آنان در [[دنیا]] و [[قیامت]] و [[آخرت]]، نزد [[خدا]] و [[فرشتگان]] و [[پیامبران]]، بسیار [[ستایش]] کرده و به [[ولایت]] و [[محبت]] و [[اطاعت]] و [[مودت]] و یادکردن و [[زیارت]] ایشان سفارش فرموده است، [[شناخت]] آنان و [[حق اهل بیت]] و مراعات آن را لازم شمرده و آن را مایۀ [[قبولی اعمال]] و وسیلۀ [[نجات]] و [[سعادت]] در [[آخرت]] معرفی کرده است<ref>ر.ک. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۱۰.</ref>.
*در نگاه [[امام علی]]{{ع}} [[اهل بیت]]، درهای [[دانش]] و کلیدداران [[علوم]] [[الهی]] هستند. از این رو، فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]]، رساندن پیام‌ها و وفای به وعده‌ها و معنای کلمات را به من آموختند. ابواب [[حکمت]] نزد ما [[اهل‌بیت]] است و چراغ [[دین]] به دست ما افروخته. بدانید راه‌های [[دین]] همه یک راه است، راهی هموار و مستقیم. هر که قدم در آن نهد به مقصد رسد و [[غنیمت]] برد و هر که بدان راه نرود [[گمراه]] شود و [[پشیمانی]] برد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۹.</ref>.<ref>ر.ک. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۱۵۵- ۱۵۶.</ref>
* [[حدیث ثقلین]] بیانگر [[مرجعیت]] علمی‌ [[اهل بیت]] است، زیرا [[پیامبر]]{{صل}} از [[مسلمانان]] خواسته است که به [[قرآن و عترت]] او [[تمسک]] جویند تا [[گمراه]] نشوند. نخستین و اساسی‌ترین منبع و [[مرجع]] علمی‌ [[مسلمانان]] [[قرآن کریم]] است و پس از آن [[سنّت]] [[پیامبر]]{{صل}} قرار دارد و نقش [[اهل بیت]] در این باره این است که ترجمان [[قرآن]] و حافظان و ناقلان [[سنّت]] پیامبرند، [[پیامبر]] گرامی‌ [[مأموریت]] داشت تا حقایق و [[معارف قرآن]] را برای [[مردم]] بیان کنند، اما او به مقتضای [[حکمت]] و [[مصلحت]]، این کار را به صورت تدریجی انجام داد. بدون [[شک]] او بخش عظیمی‌ از حقایق و [[معارف قرآن]] را برای [[مردم]] بیان کرد، ولی بخش دیگری را که شرایط بیان آنها فراهم نبود، یا [[مصلحت]] این بود که در زمان‌های بعد بیان شود را به [[عترت]] [[معصوم]] خود سپرد تا آنان آن را بیان کنند<ref>اصل الشیعة واصولها، ص۱۶۲.</ref>. بنابراین، [[معارف]] و حقایق [[قرآن]] را به طور کامل و عمیق جز [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]] [[معصوم]] او کسی نمی‌داند، و برای [[درک]] این حقایق باید به آنان [[رجوع]] کرد. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده است: «حقایق مربوط به گذشته و [[آینده]] و احکامی‌ که [[حق و باطل]] را در مورد [[زندگی]] [[بشر]] از هم جدا می‌سازد، در [[قرآن]] وجود دارد، و ما آن را می‌دانیم»<ref>{{متن حدیث|کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ نَبَأُ مَا قَبْلَکُمْ وَ خَبَرُ مَا بَعْدَکُمْ وَ فَصْلُ مَا بَیْنَکُمْ وَ نَحْنُ نَعْلَمُهُ}}، اصول کافی، ج۱، ص۶۱، حدیث۹.</ref>. همچنین فرموده است: «ما [[راسخان در علم]] هستیم و [[تأویل قرآن]] را می‌دانیم»<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۱۳، حدیث۱.</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۹۴.</ref>


==[[دلایل مرجعیت دینی اهل بیت]]==
==[[دلایل مرجعیت دینی اهل بیت]]==
خط ۴۵: خط ۴۶:
===واقعیات خارجی===
===واقعیات خارجی===
بعد از [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}} همان کسانی که [[جانشین]] آن [[حضرت]] را از صحنه [[خلافت]] و [[سیاست]] کنار گذاشته بودند در [[مشکلات]] [[علمی]] و [[اعتقادی]] و [[سیاسی]] به ایشان [[پناه]] آورده و پاسخ خود را دریافت می‌‌کردند، این ادعا چنان روشن است که جایی را برای [[انکار]] باقی نگذاشته است، تا آنجا که می‌‌گویند: [[عمر بن خطاب]] در بیست و سه مسأله به [[علی]]{{ع}} [[رجوع]] کرد<ref>ابن شهرآشوب، محمد، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۹؛ القندوزی الحنفی، سلیمان بن الشیخ ابراهیم الحسینی البلخی، ینابیع المودة، ج ۱، باب ۱۴، ح، ص ۲۲۷؛ امینی، شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۹۷.</ref> و هر بار اظهار می‌داشت "لولا [[علی]] لهلک [[عمر]]" یعنی اگر [[علی]]{{ع}} نبود [[عمر]] هلاک میشد. همین روش در میان [[امامان]] ادامه داشت تا جایی که [[ابوحنیفه]]، یکی از [[امامان]] [[اهل سنت]] می‌‌گوید: «اگر آن دو سال شاگردی در [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} نبود من هلاک می‌‌شدم»<ref>مختصر التحفه الاثنی عشریه، محمود الآلوسی، ص ۸؛ الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تلخیص الشافی، ج ۱، ص ۲۱۰؛ سبحانی، جعفر، الاعتصام بالکتاب والسنة، ص ۳۴۸.</ref>.<ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref>
بعد از [[رحلت پیامبر اسلام]]{{صل}} همان کسانی که [[جانشین]] آن [[حضرت]] را از صحنه [[خلافت]] و [[سیاست]] کنار گذاشته بودند در [[مشکلات]] [[علمی]] و [[اعتقادی]] و [[سیاسی]] به ایشان [[پناه]] آورده و پاسخ خود را دریافت می‌‌کردند، این ادعا چنان روشن است که جایی را برای [[انکار]] باقی نگذاشته است، تا آنجا که می‌‌گویند: [[عمر بن خطاب]] در بیست و سه مسأله به [[علی]]{{ع}} [[رجوع]] کرد<ref>ابن شهرآشوب، محمد، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۹؛ القندوزی الحنفی، سلیمان بن الشیخ ابراهیم الحسینی البلخی، ینابیع المودة، ج ۱، باب ۱۴، ح، ص ۲۲۷؛ امینی، شیخ عبدالحسین، الغدیر، ج ۳، ص ۹۷.</ref> و هر بار اظهار می‌داشت "لولا [[علی]] لهلک [[عمر]]" یعنی اگر [[علی]]{{ع}} نبود [[عمر]] هلاک میشد. همین روش در میان [[امامان]] ادامه داشت تا جایی که [[ابوحنیفه]]، یکی از [[امامان]] [[اهل سنت]] می‌‌گوید: «اگر آن دو سال شاگردی در [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} نبود من هلاک می‌‌شدم»<ref>مختصر التحفه الاثنی عشریه، محمود الآلوسی، ص ۸؛ الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، تلخیص الشافی، ج ۱، ص ۲۱۰؛ سبحانی، جعفر، الاعتصام بالکتاب والسنة، ص ۳۴۸.</ref>.<ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref>
==[[مرجعیت]] [[دینی]] [[امامان]] از دیدگاه [[شیعه]] و [[اهل سنت]]==
# '''[[شیعه]]''': [[شیعه]] [[معتقد]] است همان‌گونه که [[پیامبر]] [[معارف دینی]] را از منبعی [[خطاناپذیر]] گرفته و در [[اختیار]] [[مردم]] می‌گذاشت، بعد از او افرادی خاص دارای همین [[منزلت]] و منصبند<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.</ref> و به [[دلیل عصمت]] و [[ارتباط]] [[ائمه]] با [[عالم غیب]] از طریق [[الهام]] و نه [[وحی]]، [[تبیین]] و [[تفسیر]] آنان از [[آموزه‌های دینی]] مانند [[پیامبر]]، [[حجت الهی]] خواهد بود<ref>ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲.  </ref>. در مدت زمان [[پیامبری]] [[نبی]] مکرم، چنین ظرفیتی نبود که همه [[احکام]] برای [[مردم]] بیان شود و امکان هم ندارد که چنین [[دینی]]، ناقص بیان شده باشد، لذاست که [[نیاز به امام]] روشن است<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۰۱ - ۱۰۴.</ref>.
# '''[[اهل سنت]]''': [[اهل سنت]] معتقدند [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همۀ آنچه که برای [[سعادت بشر]] لازم بود را بیان کردند و با [[رحلت]] او بیان واقعی [[احکام]] به دور از هرگونه [[خطا]] و اشتباهی به پایان رسید و به تدریج این [[اندیشه]] که صحابۀ [[پیامبر]]{{صل}} در [[تفسیر دین]] از صلاحیت بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند، [[قوت]] گرفت تا جایی که این افراد تمام تلاششان را برای از بین بردن [[موقعیت]] اجتماعی [[ائمه]] به کار گرفتند<ref>ر.ک. امینی، علی رضا؛ جوادی، محسن، معارف اسلامی، ج۲، ص۹۱ – ۹۵؛ سعیدی مهر، محمد؛ دیوانی، امیر، معارف اسلامی، ص۹۱ ـ ۹۵.</ref>، اما [[اهل سنت]] به [[دلیل]] [[انکار]] شرط [[عصمت]] و [[ارتباط با عالم غیب]] در [[امامت]] از یک‌سو و [[پذیرفتن]] عدم [[عصمت]] [[خلفای راشدین]] و خطاهای علمی‌ آنان، نمی‌‌توانند [[امام]] و [[حاکم]] را به [[وصف]] "[[مرجعیت]] علمی‌ و [[دینی]]" متصف نمایند<ref>ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۲. </ref>.
==حوزه‌های [[مرجعیت اهل بیت]]{{ع}}==
حوزه‌هایی که [[اهل بیت]]{{ع}} در آن [[مرجع]] [[دینی]] [[مسلمین]] شناخته شده‌اند به دو بخش تقسیم می‌‌شود:
#حوزه‌های [[اعتقادی]]، [[فقهی]] و [[اخلاقی]]: [[ائمه]]{{ع}} در حوزه‌های [[اعتقادی]]، [[فقهی]] و [[اخلاقی]] [[مرجع]] [[امت اسلامی]] اند به طوری که [[محدثین]] به صورت ویژه به ضبط [[روایات]] [[امامان]] پرداخته‌اند. علاوه براینکه [[ائمه]]{{ع}} نیز به نقش خود در این سه بُعد، به ویژه در [[احکام فقهی]] تأکید کرده‌اند چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «همواره [[زمین]] به گونه‌ای است که برای [[خداوند]] در آن حجتی است که [[حلال و حرام]] را شناسانده و [[مردم]] را به سمت [[خدا]] [[دعوت]] می‌کنند»<ref>{{متن حدیث|مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا حُجَّةٌ یَعْرِفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو النَّاسَ إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ}}؛ الغیبة نعمانی، ص۱۳۸.</ref>.<ref>ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص: ۲۲۲ – ۲۳۵. </ref>
#حوزۀ نظارتی [[اهل بیت]] برای جلوگیری از [[انحرافات دینی]]: [[امام]] [[وظیفه]] دارد بر [[دین]] [[مردم]] [[نظارت]] داشته باشد تا اگر بدعتی ایجاد شد بتواند [[دین]] را به حالت صحیح برگرداند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «همانا [[زمین]] خالی نمی‌شود، مگر آنکه در آن امامی است تا هرگاه [[مؤمنان]] چیزی را به [[دین]] افزودند، آن را برگرداند و اگر از آن چیزی را کم کردند، آن را تمام کند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ کَیْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَیْئاً أَتَمَّهُ لَهُمْ}}؛ کافی، ج۱، ص۱۷۸.</ref>. همچنین ایشان وظیفۀ رفع اختلاف‌های [[مردم]] در [[تفسیر دین]] و جلوگیری از [[جریان‌های انحرافی]] را هم عهده دار بودند<ref>ر.ک. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص ۲۲۲ تا ۲۳۵.</ref>.
==[[خاتمیت]] و [[مرجعیت اهل بیت]]==
[[مرجعیت علمی]] و [[دینی]] [[اهل بیت]]{{ع}} تعارضی با [[ختم نبوت]] ندارد و با [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} تنها "[[ولایت تشریعی]]"<ref>ولایت تشریعی به‌ معنای تنظیم و تدبیر شئون فرد و جامعه در همه ابعاد زندگی از طریق جعل قانون و حکم است. </ref> [[حضرت]] پایان پذیرفت ولی بقیه [[شئون پیامبر]] از جمله "[[ولایت]] [[تفسیری]]" آن [[حضرت]] پابرجاست و این [[مقام]] که همان [[مرجعیت علمی]] و [[دینی]] [[امامان معصوم]] است عبارت است از [[تعلیم]] و [[تبیین]] و [[تفسیر دین]] که به [[امامان معصوم]]{{ع}} [[تفویض]] شده است و نه تنها این با [[ختم نبوت]] در [[تعارض]] و ناسازگاری نیست، بلکه لازمۀ آن و ادامه‌ دهندۀ [[شریعت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است <ref>ر.ک: سبحانی، سید محمد جعفر، مرجعیت علمی امامان{{ع}}، صراط، ش۱۱، زمستان ۱۳۹۲.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش