جز
جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت'
جز (جایگزینی متن - 'طی' به 'طی') |
جز (جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت') |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==[[خروج]] [[مسلمانان]] از [[مدینه]]== | ==[[خروج]] [[مسلمانان]] از [[مدینه]]== | ||
*با بازگشت کاروان از غزه به سوی [[مکّه]] [[خداوند]] پیامبرش را برای [[خروج]] از [[مدینه]] برای [[پیروزی]] بر کاروان یا [[سپاه مشرکان]] [[فرمان]] داد.{{متن قرآن|يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref>با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش میورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ میرانند و آنان مینگرند و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده میفرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست میداشتید که آن دسته بیجنگافزار از آن شما گردد اما خداوند میخواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه: ۶-۷.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} نیز با اعلام این مطلب از [[مدینه]] خارج شد. | *با بازگشت کاروان از غزه به سوی [[مکّه]] [[خداوند]] پیامبرش را برای [[خروج]] از [[مدینه]] برای [[پیروزی]] بر کاروان یا [[سپاه مشرکان]] [[فرمان]] داد.{{متن قرآن|يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref>با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش میورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ میرانند و آنان مینگرند و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده میفرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست میداشتید که آن دسته بیجنگافزار از آن شما گردد اما خداوند میخواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه: ۶-۷.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} نیز با اعلام این مطلب از [[مدینه]] خارج شد. | ||
*زمان [[خروج]] از [[مدینه]] به [[اختلاف]] روز [[شنبه]]، یکشنبه و [[دوشنبه]]، هشتم یا دوازدهم [[ماه رمضان]]، نوزدهمین ماه از [[هجرت]] گفته شده است<ref>ر.ک: السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۳؛ المغازی، ج ۱، ص ۲۱؛ الطبقات، ج ۲، ص ۸.</ref>؛ اما بر اساس تقویم تطبیقی هشتم [[ماه رمضان]] و روزهای یکشنبه و [[دوشنبه]] نمیتواند درست باشد؛ زیرا آن زمان مصادف با روز سه [[شنبه]] است و تنها روز [[شنبه]] مصادف است با ۱۲ [[رمضان]] مطابق با ۲۵ فروردین و ۱۱ آوریل ۶۲۱ میلادی<ref>ر.ک: تقویم تطبیقی، ص ۳۵۴.</ref>. [[واقدی]] آورده است که بخشی از [[مسلمانان]] مایل نبودند با [[سپاه]] [[بدر]] اعزام شوند و میگفتند که ما گروهی اندک هستیم و بیرون رفتن به [[صلاح]] نیست<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>. در [[آیات]] ۵ ـ ۶ [[سوره انفال]] اشاره شده که بخشی از [[اصحاب]] به جهت [[همراهی]] نکردن با [[پیامبر]] به بحث و [[نزاع]] پرداخته، | *زمان [[خروج]] از [[مدینه]] به [[اختلاف]] روز [[شنبه]]، یکشنبه و [[دوشنبه]]، هشتم یا دوازدهم [[ماه رمضان]]، نوزدهمین ماه از [[هجرت]] گفته شده است<ref>ر.ک: السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۳؛ المغازی، ج ۱، ص ۲۱؛ الطبقات، ج ۲، ص ۸.</ref>؛ اما بر اساس تقویم تطبیقی هشتم [[ماه رمضان]] و روزهای یکشنبه و [[دوشنبه]] نمیتواند درست باشد؛ زیرا آن زمان مصادف با روز سه [[شنبه]] است و تنها روز [[شنبه]] مصادف است با ۱۲ [[رمضان]] مطابق با ۲۵ فروردین و ۱۱ آوریل ۶۲۱ میلادی<ref>ر.ک: تقویم تطبیقی، ص ۳۵۴.</ref>. [[واقدی]] آورده است که بخشی از [[مسلمانان]] مایل نبودند با [[سپاه]] [[بدر]] اعزام شوند و میگفتند که ما گروهی اندک هستیم و بیرون رفتن به [[صلاح]] نیست<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>. در [[آیات]] ۵ ـ ۶ [[سوره انفال]] اشاره شده که بخشی از [[اصحاب]] به جهت [[همراهی]] نکردن با [[پیامبر]] به بحث و [[نزاع]] پرداخته، شرکت در این [[نبرد]] را با [[مرگ]] خویش برابر میدانستند:{{متن قرآن|كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ}}<ref>«چنان که پروردگارت تو را از خانهات به درستی بیرون آورد با آنکه بیگمان دستهای از مؤمنان ناخرسند بودند با تو درباره حقّ پس از آشکار شدن آن چالش میورزیدند گویی آنان را به سوی مرگ میرانند و آنان مینگرند» سوره انفال، آیه ۵-۶.</ref>. گویا مؤرخانی چون [[واقدی]] با تصریح به اینکه درباره [[خروج]] از [[مدینه]] بین [[مسلمانان]] گفت و گویی فراوان بوده، خواستهاند نیآمدن گروهی از [[مردم]] را، با این بیان که [[گمان]] نمیکردند [[جنگی]] روی دهد، توجیه کنند، چنان که وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} با [[پیروزی]] وارد [[مدینه]] شد گروهی با این توجیه از آن [[حضرت]] عذر خواستند<ref>المغازی، ص ۲۰ - ۲۱، ۱۳۱.</ref>. [[میبدی]] نیز به [[تبعیت]] از [[واقدی]] با توجیهاتی خواسته این نقیصه را از [[اصحاب]] بزداید<ref>کشفالاسرار، ج ۲، ص ۵۸۸ - ۵۸۹.</ref>. | ||
*در [[تفسیر]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً }}<ref> آیا به (حال و روز) کسانی ننگریستهای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دستهای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت؛ سوره نساء، آیه:۷۷.</ref> نیز آمده که ابتدا گروهی از [[مهاجران]] بر اثر [[سختیها]] و شکنجههایی که در [[مکه]] میدیدند از [[پیامبر]]{{صل}} [[اذن]] [[جنگ]] میخواستند و [[حضرت]] میفرمود که چنین دستوری نیامده است؛ ولی هنگامی که [[جنگ بدر]] پیش آمد و [[دستور]] [[جهاد]] داده شد این گروه از رفتن به [[جنگ]] از خود [[کراهت]] شدید نشان دادند، چنان که در [[آیه]] مزبور به خوبی حال آنان [[وصف]] شده است<ref>التبیان، ج ۳، ص ۲۶۱؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۸ ـ ۱۱۹؛ زاد المسیر، ج ۲، ص ۱۳۴.</ref>. | *در [[تفسیر]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً }}<ref> آیا به (حال و روز) کسانی ننگریستهای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دستهای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت؛ سوره نساء، آیه:۷۷.</ref> نیز آمده که ابتدا گروهی از [[مهاجران]] بر اثر [[سختیها]] و شکنجههایی که در [[مکه]] میدیدند از [[پیامبر]]{{صل}} [[اذن]] [[جنگ]] میخواستند و [[حضرت]] میفرمود که چنین دستوری نیامده است؛ ولی هنگامی که [[جنگ بدر]] پیش آمد و [[دستور]] [[جهاد]] داده شد این گروه از رفتن به [[جنگ]] از خود [[کراهت]] شدید نشان دادند، چنان که در [[آیه]] مزبور به خوبی حال آنان [[وصف]] شده است<ref>التبیان، ج ۳، ص ۲۶۱؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۱۸ ـ ۱۱۹؛ زاد المسیر، ج ۲، ص ۱۳۴.</ref>. | ||
*بنا به [[نقل]] [[ابنعباس]] [[آیه]] ۹۵ [[سوره نساء]] نیز دراین باره نازل شده است که به یکسان نبودن کسانی که در [[نبرد]] [[بدر]] حاضر شده و آنان که از آن باز ماندند اشاره دارد: {{متن قرآن|لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است؛ سوره نساء، آیه:۹۵.</ref><ref>التبیان، ج ۳، ص ۳۰۱.</ref>. بنا بر روایتی از [[عکرمه]] [[آیه]] ۳۹ [[سوره توبه]] به [[تخلف]] کنندگان از [[نبرد]] [[بدر]] اشاره دارد:{{متن قرآن|إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه۳۹.</ref><ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص ۲۳۹.</ref>. البته با توجه به [[نزول]] [[سوره توبه]] در سالهای متأخر دوره [[مدنی]] صحت چنین روایتی بعید به نظر میرسد و [[ارتباط]] آن با [[غزوه تبوک]] از [[شهرت]] برخوردار است. | *بنا به [[نقل]] [[ابنعباس]] [[آیه]] ۹۵ [[سوره نساء]] نیز دراین باره نازل شده است که به یکسان نبودن کسانی که در [[نبرد]] [[بدر]] حاضر شده و آنان که از آن باز ماندند اشاره دارد: {{متن قرآن|لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است؛ سوره نساء، آیه:۹۵.</ref><ref>التبیان، ج ۳، ص ۳۰۱.</ref>. بنا بر روایتی از [[عکرمه]] [[آیه]] ۳۹ [[سوره توبه]] به [[تخلف]] کنندگان از [[نبرد]] [[بدر]] اشاره دارد:{{متن قرآن|إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه۳۹.</ref><ref>الدرالمنثور، ج ۳، ص ۲۳۹.</ref>. البته با توجه به [[نزول]] [[سوره توبه]] در سالهای متأخر دوره [[مدنی]] صحت چنین روایتی بعید به نظر میرسد و [[ارتباط]] آن با [[غزوه تبوک]] از [[شهرت]] برخوردار است. | ||
*به هر حال [[پیامبر]]{{صل}} در دوازدهم [[ماه رمضان]] از [[مدینه]] خارج شد و در سُقْیا فرود آمد و کم سالان را به [[مدینه]] بازگرداند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۱.</ref>. شامگاه همان روز به همراه ۳۰۵ یا ۳۱۳ تن (۲۷۰ تن از [[انصار]] و باقی از [[مهاجران]]) از سقیا خارج شدند<ref>المغازی، ص ۲۳؛ المعارف، ص ۱۵۲.</ref>. [[یعقوبی]] شمار [[مسلمانان]] را ۳۰۰ نفر دانسته که ۲۳۲ نفر از [[انصار]] و باقی از [[مهاجران]] بودند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.</ref>. در بیشتر [[روایات]] شمار [[مسلمانان]] | *به هر حال [[پیامبر]]{{صل}} در دوازدهم [[ماه رمضان]] از [[مدینه]] خارج شد و در سُقْیا فرود آمد و کم سالان را به [[مدینه]] بازگرداند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۱.</ref>. شامگاه همان روز به همراه ۳۰۵ یا ۳۱۳ تن (۲۷۰ تن از [[انصار]] و باقی از [[مهاجران]]) از سقیا خارج شدند<ref>المغازی، ص ۲۳؛ المعارف، ص ۱۵۲.</ref>. [[یعقوبی]] شمار [[مسلمانان]] را ۳۰۰ نفر دانسته که ۲۳۲ نفر از [[انصار]] و باقی از [[مهاجران]] بودند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.</ref>. در بیشتر [[روایات]] شمار [[مسلمانان]] شرکت کننده در [[بدر]] به طور دقیق ۳۱۳ تن بیان نشده، بلکه غالباً میگویند: ۳۰۰ و چند نفر بودهاند؛ ولی چون گفته میشود: شمار آنان به عدد [[سپاه]] [[طالوت]] یعنی ۳۱۳ تن بوده این عدد [[شهرت]] یافته است<ref>ر.ک: الطبقات، ج ۲، ص ۱۴؛ صحیحالبخاری، ج۵، ص ۶ ـ ۷؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص ۷۰۸ ـ ۷۰۹.</ref><ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|بدر / غزوه]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>. | ||
==[[قریش]] و [[خروج]] از [[مکه]]== | ==[[قریش]] و [[خروج]] از [[مکه]]== | ||
*[[ضمضم]] طبق خواسته [[ابوسفیان]] با شترِ بینی بریده [[خون]] آلود و جهاز واژگون و لباسهای پاره شده وارد [[مکه]] شد و [[مشرکان]] را برای [[نجات]] [[کاروان تجاری قریش]] تحریک کرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۸ ـ ۲۹.</ref>. [[مشرکان]] با دیدن این صحنه و فریادهای [[ضمضم]] به جنبش درآمدند. [[ابوجهل]] نیز بر بام [[کعبه]]، مکیان را برای [[نجات]] اموالشان [[تشویق]] میکرد <ref>الکشاف، ج ۲، ص ۱۹۷.</ref>؛ اما [[خواب]] [[بدی]] که [[عاتکه دختر عبدالمطلب]] سه روز پیش از ورود ضمضم دیده و در [[مکه]] شایع شده بود چنان وحشتی در میان مکیان افکنده بود که تا رسیدن به [[بدر]] پیوسته از آن یاد میکردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۹ - ۳۱، ۳۳، ۴۱ ـ ۴۲.</ref>. وی [[خواب]] دیده بود که مردی وارد [[مکه]] شد و گفت که تا سه روز دیگر شما به کشتارگاه خویش میروید. آن مرد سه بار مطلب خود را بر [[کعبه]] و کوه ابوقبیس فریاد زد و بعد سنگی به زیر افکند که هر ذره آن داخل خانهای از [[قریش]] ـ جز [[بنیهاشم]] و بنیزهره ـ شد<ref>المغازی، ص۲۹؛ السیرة النبویه، ج۲، ص ۲۵۸ ـ ۲۵۹.</ref> بعدها [[عمروعاص]] نیز مدعی بود که او نیز آن [[رؤیا]] را دیده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۹.</ref>. با این حال [[ترس]] از دست رفتن کاروانی که تقریبا همه [[قریش]] در آن [[سرمایه]] گذاری کرده بودند و [[حفظ]] آن، بر ایشان جنبه حیثیتی داشت، و [[هشدارها]] و ترغیبهای بزرگانی از [[قریش]] برای [[نجات]] کاروان، همه را واداشت که یا خود به [[جنگ]] بیایند یا کسی را به جای خود بفرستند. [[ابولهب]] بر اثر [[بیماری]] یا بنا بر نظر [[واقدی]] به سبب [[ترس]] از [[خواب]] عاتکه، در [[جنگ بدر]] | *[[ضمضم]] طبق خواسته [[ابوسفیان]] با شترِ بینی بریده [[خون]] آلود و جهاز واژگون و لباسهای پاره شده وارد [[مکه]] شد و [[مشرکان]] را برای [[نجات]] [[کاروان تجاری قریش]] تحریک کرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۸ ـ ۲۹.</ref>. [[مشرکان]] با دیدن این صحنه و فریادهای [[ضمضم]] به جنبش درآمدند. [[ابوجهل]] نیز بر بام [[کعبه]]، مکیان را برای [[نجات]] اموالشان [[تشویق]] میکرد <ref>الکشاف، ج ۲، ص ۱۹۷.</ref>؛ اما [[خواب]] [[بدی]] که [[عاتکه دختر عبدالمطلب]] سه روز پیش از ورود ضمضم دیده و در [[مکه]] شایع شده بود چنان وحشتی در میان مکیان افکنده بود که تا رسیدن به [[بدر]] پیوسته از آن یاد میکردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۹ - ۳۱، ۳۳، ۴۱ ـ ۴۲.</ref>. وی [[خواب]] دیده بود که مردی وارد [[مکه]] شد و گفت که تا سه روز دیگر شما به کشتارگاه خویش میروید. آن مرد سه بار مطلب خود را بر [[کعبه]] و کوه ابوقبیس فریاد زد و بعد سنگی به زیر افکند که هر ذره آن داخل خانهای از [[قریش]] ـ جز [[بنیهاشم]] و بنیزهره ـ شد<ref>المغازی، ص۲۹؛ السیرة النبویه، ج۲، ص ۲۵۸ ـ ۲۵۹.</ref> بعدها [[عمروعاص]] نیز مدعی بود که او نیز آن [[رؤیا]] را دیده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۹.</ref>. با این حال [[ترس]] از دست رفتن کاروانی که تقریبا همه [[قریش]] در آن [[سرمایه]] گذاری کرده بودند و [[حفظ]] آن، بر ایشان جنبه حیثیتی داشت، و [[هشدارها]] و ترغیبهای بزرگانی از [[قریش]] برای [[نجات]] کاروان، همه را واداشت که یا خود به [[جنگ]] بیایند یا کسی را به جای خود بفرستند. [[ابولهب]] بر اثر [[بیماری]] یا بنا بر نظر [[واقدی]] به سبب [[ترس]] از [[خواب]] عاتکه، در [[جنگ بدر]] شرکت نکرد و سخنان [[قریش]] از جمله [[ابوجهل]] در او اثر نگذاشت<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳.</ref> او به جای خود [[عاص بن هشام]] را که در قمار، از [[ابولهب]] باخته بود<ref>انساب الاشراف، ج ۴، ص ۴۱۳.</ref> ملزم کرد در [[سپاه]] حاضر شود <ref>السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۶۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۳۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.</ref>. افزون بر [[خواب]] عاتکه، سخنان ضَمْضَم<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۱.</ref> و گفتار عِداس [[مسیحی]] مبنی بر عدم [[استواری]] کوهها در مقابل [[پیامبر]]{{صل}}<ref>المغازی، ص ۳۳، ۳۵، ۴۲؛ سبل الهدی، ج ۲، ص ۴۳۹.</ref> و قرعه زدن با تیر و [[نهی]] از رفتن<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳.</ref> که [[ابوسفیان]] به ضمضم سفارش کرده بود تا [[قریش]] را از این کار باز دارد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۴.</ref>. | ||
*[[سایه]] [[ترس]] و دو دلی را چنان بر سر گروهی از بزرگان [[قریش]] انداخته بود که برخی چون [[حارث]] بن عامر با [[یقین به مرگ]] خود، بخشی از اموالشان را میان فرزندانشان قسمت کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۶.</ref>؛ همچنین [[هراس]] عجیبی [[امیه بن خلف]] را فرا گرفته بود، زیرا که [[سعد بن معاذ]] پیشتر [[سخن پیامبر]]{{صل}} را درباره کشته شدنش، به او گزارش داده و ازاینرو به شدت نگران بود<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۵.</ref>. افزون بر [[حارث]] و [[امیه]]، عتبه و شیبه [[فرزندان]] [[ربیعه]]، [[حکیم بن حزام]]، [[ابوالبختری]]، [[علی بن امیه]] و [[عاص بن مُنَبَّه]] نیز رغبتی به [[جنگ]] نداشتند و ازاینرو [[ابوجهل]] و [[عقبة بن ابی معیط]] این افراد را [[ترسو]] میخواندند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۷.</ref>. سخنان این دو<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۳؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۳۴ ـ ۱۳۵.</ref> بر طبل [[جنگ]] مینواخت و به سخنان [[خردمندان]] و خیرخواهان [[قریش]] از جمله [[حکیم بن حزام]] که آنان را از رفتن باز میداشتند گوش نمیدادند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۷.</ref>. [[مشرکان]] با تعداد ۹۵۰ یا ۱۰۰۰ نفر با نوازندگان و آوازه خوانان و با ساز و برگ تمام و [[تکبر]] و غروری خاص از [[مکه]] بیرون آمدند و ۱۰۰ اسب را نیز برای [[خودنمایی]] یدک میکشیدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۹؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.</ref>. [[خداوند]] وضع آنان را چنین [[وصف]] میکند: {{متن قرآن|وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ}}<ref> و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون میآیند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و خداوند به آنچه انجام میدهند نیک داناست؛ سوره انفال، آیه:۴۷.</ref><ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۱۲۴؛ المغازی، ج ۱، ص ۳۹؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۳۳.</ref>. | *[[سایه]] [[ترس]] و دو دلی را چنان بر سر گروهی از بزرگان [[قریش]] انداخته بود که برخی چون [[حارث]] بن عامر با [[یقین به مرگ]] خود، بخشی از اموالشان را میان فرزندانشان قسمت کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۶.</ref>؛ همچنین [[هراس]] عجیبی [[امیه بن خلف]] را فرا گرفته بود، زیرا که [[سعد بن معاذ]] پیشتر [[سخن پیامبر]]{{صل}} را درباره کشته شدنش، به او گزارش داده و ازاینرو به شدت نگران بود<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۵.</ref>. افزون بر [[حارث]] و [[امیه]]، عتبه و شیبه [[فرزندان]] [[ربیعه]]، [[حکیم بن حزام]]، [[ابوالبختری]]، [[علی بن امیه]] و [[عاص بن مُنَبَّه]] نیز رغبتی به [[جنگ]] نداشتند و ازاینرو [[ابوجهل]] و [[عقبة بن ابی معیط]] این افراد را [[ترسو]] میخواندند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۷.</ref>. سخنان این دو<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۳؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۳۴ ـ ۱۳۵.</ref> بر طبل [[جنگ]] مینواخت و به سخنان [[خردمندان]] و خیرخواهان [[قریش]] از جمله [[حکیم بن حزام]] که آنان را از رفتن باز میداشتند گوش نمیدادند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۷.</ref>. [[مشرکان]] با تعداد ۹۵۰ یا ۱۰۰۰ نفر با نوازندگان و آوازه خوانان و با ساز و برگ تمام و [[تکبر]] و غروری خاص از [[مکه]] بیرون آمدند و ۱۰۰ اسب را نیز برای [[خودنمایی]] یدک میکشیدند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۹؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۴۵.</ref>. [[خداوند]] وضع آنان را چنین [[وصف]] میکند: {{متن قرآن|وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ}}<ref> و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون میآیند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و خداوند به آنچه انجام میدهند نیک داناست؛ سوره انفال، آیه:۴۷.</ref><ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۱۲۴؛ المغازی، ج ۱، ص ۳۹؛ التبیان، ج ۵، ص ۱۳۳.</ref>. | ||
*از ظاهر خطاب [[آیه]] به [[مسلمانان]] برمیآید که [[سپاه]] اعزامی [[قریش]] پیش از [[مسلمانان]] از [[مکه]] به سوی [[بدر]] حرکت کردهاند. شواهدی نیز همین نکته را [[تأیید]] میکند؛ نخست آنکه [[کراهت]] برخی [[صحابه]] برای حضور در [[نبرد]] [[بدر]] مؤید اطلاع ایشان از تعداد و امکانات [[سپاه]] [[قریشیان]] پس از [[خروج]] از [[مکه]] است؛ همچنین تلاقی همزمان دو [[سپاه]] در [[بدر]] با اینکه [[مسلمانان]] نسبت به [[قریش]] به [[بدر]] بسیار نزدیکتر بودهاند مؤید این مطلب است. همچنان که مشخص است [[مسلمانان]] ۵ [[روزه]] (شامگاه ۱۲ تا ۱۷ [[رمضان]]) این مسافت را پیمودهاند با توجه به اینکه فاصله [[مکه]] تا [[بدر]] نسبت به فاصله [[مدینه]] تا آنجا حدود دو برابر بوده است رسیدن [[قریش]] به [[بدر]] طی همین زمان بسیار بعید است. | *از ظاهر خطاب [[آیه]] به [[مسلمانان]] برمیآید که [[سپاه]] اعزامی [[قریش]] پیش از [[مسلمانان]] از [[مکه]] به سوی [[بدر]] حرکت کردهاند. شواهدی نیز همین نکته را [[تأیید]] میکند؛ نخست آنکه [[کراهت]] برخی [[صحابه]] برای حضور در [[نبرد]] [[بدر]] مؤید اطلاع ایشان از تعداد و امکانات [[سپاه]] [[قریشیان]] پس از [[خروج]] از [[مکه]] است؛ همچنین تلاقی همزمان دو [[سپاه]] در [[بدر]] با اینکه [[مسلمانان]] نسبت به [[قریش]] به [[بدر]] بسیار نزدیکتر بودهاند مؤید این مطلب است. همچنان که مشخص است [[مسلمانان]] ۵ [[روزه]] (شامگاه ۱۲ تا ۱۷ [[رمضان]]) این مسافت را پیمودهاند با توجه به اینکه فاصله [[مکه]] تا [[بدر]] نسبت به فاصله [[مدینه]] تا آنجا حدود دو برابر بوده است رسیدن [[قریش]] به [[بدر]] طی همین زمان بسیار بعید است. | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
==[[مقام]] بدریها از منظر [[قرآن]] و [[روایات]]== | ==[[مقام]] بدریها از منظر [[قرآن]] و [[روایات]]== | ||
*[[مقام]] بدریها در روایاتِ ناظر به برخی [[آیات]] و نیز سخنان [[صحابه]] [[جایگاه]] مهم و ویژهای یافت و در [[اعتقادات]] [[اهل سنت]] بدریان از دیگر [[صحابه]] [[جایگاه]] [[برتری]] دارند. برخی از [[مفسران]] در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشستها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه۱۱.</ref> آوردهاند که گروهی از بدریان وارد [[مجلسی]] شدند که [[رسول خدا]]{{صل}} در آن حضور داشت. [[اصحاب]] برای آنان جا باز نکردند، ازاینرو [[پیامبر]]{{صل}} به برخی [[فرمان]] داد تا برخیزند و بدریان بنشینند. برخی از [[اصحاب]] از این [[فرمان]] اندکی ناراحت شدند و [[منافقان]] نیز سخنان [[فتنه]] انگیزی گفتند و [[آیه]] مزبور در [[شأن]] بدریها نازل شد<ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص ۳۷۸؛ اسبابالنزول، ص۳۵۰؛ زادالمسیر، ج ۸، ص ۱۹۱.</ref>. | *[[مقام]] بدریها در روایاتِ ناظر به برخی [[آیات]] و نیز سخنان [[صحابه]] [[جایگاه]] مهم و ویژهای یافت و در [[اعتقادات]] [[اهل سنت]] بدریان از دیگر [[صحابه]] [[جایگاه]] [[برتری]] دارند. برخی از [[مفسران]] در [[شأن نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشستها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه۱۱.</ref> آوردهاند که گروهی از بدریان وارد [[مجلسی]] شدند که [[رسول خدا]]{{صل}} در آن حضور داشت. [[اصحاب]] برای آنان جا باز نکردند، ازاینرو [[پیامبر]]{{صل}} به برخی [[فرمان]] داد تا برخیزند و بدریان بنشینند. برخی از [[اصحاب]] از این [[فرمان]] اندکی ناراحت شدند و [[منافقان]] نیز سخنان [[فتنه]] انگیزی گفتند و [[آیه]] مزبور در [[شأن]] بدریها نازل شد<ref>مجمعالبیان، ج ۹، ص ۳۷۸؛ اسبابالنزول، ص۳۵۰؛ زادالمسیر، ج ۸، ص ۱۹۱.</ref>. | ||
*از نظر [[عطاء بن ریاح]]، بدریان مصداق: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> هستند که در ذیل [[آیه]] به آنان [[وعده]] [[بهشت]] داده شده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۱۱.</ref>. مطابق قولی از [[عکرمه]] [[اصحاب بدر]] [[بهترین]] [[امت]] دانسته شدهاند<ref>زادالمسیر، ج ۲، ص ۱۶.</ref>. [[مقام]] بدریان چنان بود که [[مجاهد]] گوید: برخی که در [[بدر]] حاضر نشده بودند [[آرزو]] میکردند در [[جنگ بدر]] | *از نظر [[عطاء بن ریاح]]، بدریان مصداق: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref> هستند که در ذیل [[آیه]] به آنان [[وعده]] [[بهشت]] داده شده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۱۱۱.</ref>. مطابق قولی از [[عکرمه]] [[اصحاب بدر]] [[بهترین]] [[امت]] دانسته شدهاند<ref>زادالمسیر، ج ۲، ص ۱۶.</ref>. [[مقام]] بدریان چنان بود که [[مجاهد]] گوید: برخی که در [[بدر]] حاضر نشده بودند [[آرزو]] میکردند در [[جنگ بدر]] شرکت بودند تا همانند آنان [[ثواب]] و [[اجر]] میداشتند؛ ولی چون روز [[اُحد]] شد آنان فرار کردند و [[خداوند]] آنان را چنین مورد [[عتاب]] قرار داد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و مرگ (در راه خداوند) را پیش از آنکه با آن رویاروی گردید نیک آرزو میکردید (اکنون که) آن را (در میدان جنگ) دیدهاید تنها (در آن) مینگرید» سوره آل عمران، آیه ۱۴۳.</ref><ref>تفسیر مجاهد، ج ۱، ص ۱۳۷؛ جامع البیان، مج ۳، ج ۴، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>. | ||
*در [[باور]] [[اهل سنت]] بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«اگر در آنچه گرفتهاید نوشتهای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما میرسید» سوره انفال، آیه ۶۸.</ref> [[گناهان]] گذشته و [[آینده]] بدریان بخشوده شده و این از معانی پنج گانهای است که [[مجاهد]]، [[حسن بصری]] و [[سعید بن جبیر]] برای [[آیه]] گفتهاند<ref>التبیان، ج ۵، ص ۱۵۷؛ زاد المسیر، ج ۳، ص ۲۵۹ ـ ۲۶۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۵۰.</ref>. قریب به این معنا را چنین گفتهاند که [[خداوند]] هیچ یک از [[اصحاب بدر]] را [[عذاب]] نخواهد کرد<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۶۱.</ref>؛ همچنین [[قرطبی]] احتمال داده که مراد از {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref>«فرمانفرمایی در آن روز از آن خداوند است که در میان آنها داوری خواهد کرد آنگاه آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند در بوستانهای پرنعمتاند» سوره حج، آیه۵۶.</ref>. روز [[بدر]] است که [[خدا]] در آن به هلاک [[کافران]] و [[سعادت]] [[مؤمنان]] [[حکم]] کرده بود و [[سعادت]] بدریان همانا [[بخشش]] همه گناهانشان است، زیرا وقتی [[حاطب بن ابی بلتعه]] خواست به وسیله پیکی [[مشرکان]] را از قصد [[پیامبر]]{{صل}} برای [[فتح مکه]] [[آگاه]] کند، ولی قضیه فاش شد، [[عمر]] از [[رسول خدا]]{{صل}} خواست او را بکشد؛ ولی [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[خدا]] بر اهل [[بدر]] [[آگاهی]] یافته و گفته است: شما هر کاری میخواهید بکنید، زیرا شما را بخشودهام. در برخی نقلها نیز آمده است: زیرا [[بهشت]] بر شما [[واجب]] شده است<ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۳، ص ۲۸۷؛ صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۹؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۸۰.</ref>. با استناد به این [[روایت]]، بدریان در [[باور]] [[اهل سنت]] افزون بر اصل [[عدالت صحابه]]، از دیگران ممتاز شدهاند. | *در [[باور]] [[اهل سنت]] بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«اگر در آنچه گرفتهاید نوشتهای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما میرسید» سوره انفال، آیه ۶۸.</ref> [[گناهان]] گذشته و [[آینده]] بدریان بخشوده شده و این از معانی پنج گانهای است که [[مجاهد]]، [[حسن بصری]] و [[سعید بن جبیر]] برای [[آیه]] گفتهاند<ref>التبیان، ج ۵، ص ۱۵۷؛ زاد المسیر، ج ۳، ص ۲۵۹ ـ ۲۶۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۸، ص ۵۰.</ref>. قریب به این معنا را چنین گفتهاند که [[خداوند]] هیچ یک از [[اصحاب بدر]] را [[عذاب]] نخواهد کرد<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص ۶۱.</ref>؛ همچنین [[قرطبی]] احتمال داده که مراد از {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref>«فرمانفرمایی در آن روز از آن خداوند است که در میان آنها داوری خواهد کرد آنگاه آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند در بوستانهای پرنعمتاند» سوره حج، آیه۵۶.</ref>. روز [[بدر]] است که [[خدا]] در آن به هلاک [[کافران]] و [[سعادت]] [[مؤمنان]] [[حکم]] کرده بود و [[سعادت]] بدریان همانا [[بخشش]] همه گناهانشان است، زیرا وقتی [[حاطب بن ابی بلتعه]] خواست به وسیله پیکی [[مشرکان]] را از قصد [[پیامبر]]{{صل}} برای [[فتح مکه]] [[آگاه]] کند، ولی قضیه فاش شد، [[عمر]] از [[رسول خدا]]{{صل}} خواست او را بکشد؛ ولی [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[خدا]] بر اهل [[بدر]] [[آگاهی]] یافته و گفته است: شما هر کاری میخواهید بکنید، زیرا شما را بخشودهام. در برخی نقلها نیز آمده است: زیرا [[بهشت]] بر شما [[واجب]] شده است<ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۳، ص ۲۸۷؛ صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۹؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۸۰.</ref>. با استناد به این [[روایت]]، بدریان در [[باور]] [[اهل سنت]] افزون بر اصل [[عدالت صحابه]]، از دیگران ممتاز شدهاند. | ||
*اشکالهایی بر این [[روایت]] وارد و آن را از [[ارزش]] انداخته است. [[علامه طباطبایی]] در ذیل [[آیات]] [[افک]] آنها را بیان کرده است؛ از جمله [[مخالفت]] با [[نص]] [[قرآن]]؛ مانند [[حکم]] [[قصاص]] [[قتل]] نفس محترمه، [[مخالفت]] با [[سنت]] و [[عمل]] [[رسول خدا]]{{صل}} در موارد مشابه؛ مانند [[اجرای حد]] [[افک]] بر [[مسطح بن اثاثه بدری]]، [[عمل صحابه]] به ویژه پس از [[رسول خدا]]{{صل}} و در جریان [[منازعات]] و [[فتنهها]]<ref>ر.ک: المیزان، ج ۱۹، ص ۲۳۶ ـ ۲۳۸.</ref>؛ همچنین [[اجرای حد]] بر [[قدامة بن مظعون]] [[ابو عمر جمحی]] که از بدریان بود؛ ولی [[عمر]] به سبب شرابخواری بر او حد جاری کرد<ref>الاصابه، ج ۵، ص ۳۲۴.</ref>. چنان که [[گذشت]] [[رسول خدا]]{{صل}} حتی حاضر نشد برای کسی که جامهای از [[غنایم]] را برده و در زیر [[خاک]] پنها کرده بود [[آمرزش]] بخواهد و در برابر [[اصرار]] [[صحابه]] به آنان فرمود که درباره [[مجرمان]] چنین چیزی را نخواهید<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref>، از همین رو [[ابن ابیالحدید]] چنین برائتی را برای اهل [[بدر]] به نقد کشیده است<ref>شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۱۸ ـ ۱۹.</ref>. به نظر میرسد برخی خواستهاند با بهرهگیری از مسئله [[مقام]] بدریان، [[مقاومت]] و [[مخالفت]] برخی [[صحابه پیامبر]] را در برابر سیاستهای [[امیرمؤمنان]]، [[امام علی]]{{ع}} در دوران خلافتش تحلیل و عملکرد آنها را توجیه کنند. این عده با [[نقل]] روایاتی میکوشند تا [[آیات]] را چنان [[تفسیر]] کنند که اشکالی متوجه هیچیک از دو گروه نشود، چنان که گویند: از [[علی]]{{ع}} [[روایت]] شده که [[آیه]] {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینهای که در سینه آنهاست میزداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و میگویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمیشد ما خود راه نمییافتیم؛ بیگمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه۴۳.</ref> درباره بدریان نازل شده است <ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۲۲۹؛ جامعالبیان، مج ۵، ج ۸، ص ۲۴۰.</ref> و [[علی بن ابیطالب]] خود این [[آیه]] را درباره [[عثمان]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] پس از [[جنگ جمل]] میدانسته است<ref>المصنف، ابنابی شیبه، ج ۸، ص ۷۱۸؛ المستدرک، ج ۳، ص ۱۰۵، ۳۷۶ ـ ۳۷۷.</ref>، بر این اساس همه ظلمها و همچنین کدورتهایی که میان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با [[خلیفه اول]] و دوم و نیز [[زبیر]] و [[سعد بن ابی وقاص]] بوده به [[فراموشی]] سپرده شود و دیگر آن فتنهای که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و از فتنهای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمیرسد (بلکه دامنگیر همه میشود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.</ref> آمده و خواسته شده تا از آن [[پرهیز]] شود جایگاهی نداشته باشد! در حالی که میگویند: منظور از [[فتنه]]، [[جنگ جمل]] و در باره بدریان است <ref>جوامع الجامع، ج ۲، ص ۱۸.</ref>. | *اشکالهایی بر این [[روایت]] وارد و آن را از [[ارزش]] انداخته است. [[علامه طباطبایی]] در ذیل [[آیات]] [[افک]] آنها را بیان کرده است؛ از جمله [[مخالفت]] با [[نص]] [[قرآن]]؛ مانند [[حکم]] [[قصاص]] [[قتل]] نفس محترمه، [[مخالفت]] با [[سنت]] و [[عمل]] [[رسول خدا]]{{صل}} در موارد مشابه؛ مانند [[اجرای حد]] [[افک]] بر [[مسطح بن اثاثه بدری]]، [[عمل صحابه]] به ویژه پس از [[رسول خدا]]{{صل}} و در جریان [[منازعات]] و [[فتنهها]]<ref>ر.ک: المیزان، ج ۱۹، ص ۲۳۶ ـ ۲۳۸.</ref>؛ همچنین [[اجرای حد]] بر [[قدامة بن مظعون]] [[ابو عمر جمحی]] که از بدریان بود؛ ولی [[عمر]] به سبب شرابخواری بر او حد جاری کرد<ref>الاصابه، ج ۵، ص ۳۲۴.</ref>. چنان که [[گذشت]] [[رسول خدا]]{{صل}} حتی حاضر نشد برای کسی که جامهای از [[غنایم]] را برده و در زیر [[خاک]] پنها کرده بود [[آمرزش]] بخواهد و در برابر [[اصرار]] [[صحابه]] به آنان فرمود که درباره [[مجرمان]] چنین چیزی را نخواهید<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref>، از همین رو [[ابن ابیالحدید]] چنین برائتی را برای اهل [[بدر]] به نقد کشیده است<ref>شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۱۸ ـ ۱۹.</ref>. به نظر میرسد برخی خواستهاند با بهرهگیری از مسئله [[مقام]] بدریان، [[مقاومت]] و [[مخالفت]] برخی [[صحابه پیامبر]] را در برابر سیاستهای [[امیرمؤمنان]]، [[امام علی]]{{ع}} در دوران خلافتش تحلیل و عملکرد آنها را توجیه کنند. این عده با [[نقل]] روایاتی میکوشند تا [[آیات]] را چنان [[تفسیر]] کنند که اشکالی متوجه هیچیک از دو گروه نشود، چنان که گویند: از [[علی]]{{ع}} [[روایت]] شده که [[آیه]] {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینهای که در سینه آنهاست میزداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و میگویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمیشد ما خود راه نمییافتیم؛ بیگمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه۴۳.</ref> درباره بدریان نازل شده است <ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۲، ص ۲۲۹؛ جامعالبیان، مج ۵، ج ۸، ص ۲۴۰.</ref> و [[علی بن ابیطالب]] خود این [[آیه]] را درباره [[عثمان]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] پس از [[جنگ جمل]] میدانسته است<ref>المصنف، ابنابی شیبه، ج ۸، ص ۷۱۸؛ المستدرک، ج ۳، ص ۱۰۵، ۳۷۶ ـ ۳۷۷.</ref>، بر این اساس همه ظلمها و همچنین کدورتهایی که میان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با [[خلیفه اول]] و دوم و نیز [[زبیر]] و [[سعد بن ابی وقاص]] بوده به [[فراموشی]] سپرده شود و دیگر آن فتنهای که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و از فتنهای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمیرسد (بلکه دامنگیر همه میشود) و بدانید که به راستی خداوند سخت کیفر است» سوره انفال، آیه ۲۵.</ref> آمده و خواسته شده تا از آن [[پرهیز]] شود جایگاهی نداشته باشد! در حالی که میگویند: منظور از [[فتنه]]، [[جنگ جمل]] و در باره بدریان است <ref>جوامع الجامع، ج ۲، ص ۱۸.</ref>. | ||