پرش به محتوا

تبلیغ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع'
جز (جایگزینی متن - 'زوال' به 'زوال')
جز (جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع')
خط ۳۱: خط ۳۱:
*با استفاده از بعضی [[آیات قرآن]] که بر شرایطی برای [[تبلیغ]] تصریح یا ویژگی‌هایی برای [[پیامبران]] در [[مقام]] [[تبلیغ]] بازگو کرده، می‌توان ویژگیهایی را برای [[تبلیغ]] [[معارف دینی]] برشمرد:
*با استفاده از بعضی [[آیات قرآن]] که بر شرایطی برای [[تبلیغ]] تصریح یا ویژگی‌هایی برای [[پیامبران]] در [[مقام]] [[تبلیغ]] بازگو کرده، می‌توان ویژگیهایی را برای [[تبلیغ]] [[معارف دینی]] برشمرد:
#'''[[دعوت دینی]] باید روشن و بی‌ابهام [[ابلاغ]] شود:''' {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref> و چیزی جز پیام‌رسانی روشن، بر عهده ما نیست؛ سوره یس، آیه:۱۷.</ref> و به فراخور نیاز و ظرفیت مخاطب با [[بشارت]] و [[انذار]] همراه گردد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۲۲۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا }}<ref> و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم؛ سوره سبأ، آیه: ۲۸.</ref> تا برای مخاطب [[اندیشه]] برانگیز باشد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ }}<ref> آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن  را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref>. [[قرآن]] با توجه به [[اهداف]] [[دعوت دینی]]، بهره‌گیری از هر سخن و روشی را‌برای [[تبلیغ دین]] نمی‌پذیرد، بلکه آن را در [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن منحصر می‌داند: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ }}<ref> مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> "[[حکمت]]"، سخنی است مبتنی بر [[علم]] و [[عقل]] که [[انسان]] را به [[حق]] می‌رساند<ref>مفردات، ص‌۲۴۸ ـ ۲۴۹، «حکم».</ref>، به گونه‌ای که هیچ [[شک]] و شبهه‌ای نماند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref>. "[[موعظه]]"، [[یادآوری]] [[کارها]]<ref>مفردات، ص‌۷۷۶، «وعظ».</ref> و نکته‌هایی عبرت‌آموز<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref> است که با شنیدن آن [[دل]] مخاطب نرم شود و [[حق]] را بپذیرد. «[[جدال]]»، سخنی است که به هنگام [[نزاع]]، تنها با [[هدف]] [[برتری]] بر [[خصم]] گفته می‌شود<ref>مفردات، ص‌۱۸۹، «جدل».</ref> و [[روشنگری]] [[حق]] را به دنبال ندارد، بلکه از آنچه [[خصم]] به [[تنهایی]] یا همراه [[مردم]] قبول دارد، برای [[باطل]] کردن سخن او استفاده می‌شود. قید احسن نیز برای این به کار رفته تا مبلغ را در استفاده از مقدمات کاذب بازدارد و تنها سخنش جنبه مناقضه داشته باشد و بطلان  [[عقیده]] طرف مخالف را به [[اثبات]] رساند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref><ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>
#'''[[دعوت دینی]] باید روشن و بی‌ابهام [[ابلاغ]] شود:''' {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref> و چیزی جز پیام‌رسانی روشن، بر عهده ما نیست؛ سوره یس، آیه:۱۷.</ref> و به فراخور نیاز و ظرفیت مخاطب با [[بشارت]] و [[انذار]] همراه گردد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۲۲۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا }}<ref> و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم؛ سوره سبأ، آیه: ۲۸.</ref> تا برای مخاطب [[اندیشه]] برانگیز باشد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ }}<ref> آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن  را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref>. [[قرآن]] با توجه به [[اهداف]] [[دعوت دینی]]، بهره‌گیری از هر سخن و روشی را‌برای [[تبلیغ دین]] نمی‌پذیرد، بلکه آن را در [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن منحصر می‌داند: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ }}<ref> مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> "[[حکمت]]"، سخنی است مبتنی بر [[علم]] و [[عقل]] که [[انسان]] را به [[حق]] می‌رساند<ref>مفردات، ص‌۲۴۸ ـ ۲۴۹، «حکم».</ref>، به گونه‌ای که هیچ [[شک]] و شبهه‌ای نماند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref>. "[[موعظه]]"، [[یادآوری]] [[کارها]]<ref>مفردات، ص‌۷۷۶، «وعظ».</ref> و نکته‌هایی عبرت‌آموز<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref> است که با شنیدن آن [[دل]] مخاطب نرم شود و [[حق]] را بپذیرد. «[[جدال]]»، سخنی است که به هنگام [[نزاع]]، تنها با [[هدف]] [[برتری]] بر [[خصم]] گفته می‌شود<ref>مفردات، ص‌۱۸۹، «جدل».</ref> و [[روشنگری]] [[حق]] را به دنبال ندارد، بلکه از آنچه [[خصم]] به [[تنهایی]] یا همراه [[مردم]] قبول دارد، برای [[باطل]] کردن سخن او استفاده می‌شود. قید احسن نیز برای این به کار رفته تا مبلغ را در استفاده از مقدمات کاذب بازدارد و تنها سخنش جنبه مناقضه داشته باشد و بطلان  [[عقیده]] طرف مخالف را به [[اثبات]] رساند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱.</ref><ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>
*بعضی از [[مفسران]]، [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن را سه روش [[تبلیغ دین]] دانسته‌اند <ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۶؛ المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱؛ من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۱.</ref>؛ اما بعضی دیگر<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۴، ص‌۲۵۲؛التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰؛ مجمع‌البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> آنها را ناظر به محتوا و مضمون [[تبلیغ]]، [[تفسیر]] کرده<ref>ر. ک: من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۴.</ref> و [[حکمت]] را به معنای [[قرآن]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> و [[نبوت]]<ref>التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰.</ref>، و [[موعظه]] [[حسنه]] را به معنای [[مواعظ]] [[قرآن]]، و {{متن قرآن|وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ }}<ref>با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> را {{عربی|" جادلهم‏ بالكلمة التي‏ هي‏ أحسن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} و منظور از آن را [[قرآن]] و [[بهترین]] [[استدلال]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> یا [[جدال]] بر اساس روش [[قرآن]] که در آن [[ادب الهی]] نهفته است معنا کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۷.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[تفسیر]] [[حکمت]] به [[قرآن]] را متناسب با معنای اصلی [[حکمت]] که منع است دانسته و گفته‌اند: از آنجا که [[قرآن]] امر به خوبی و [[نهی]] از [[بدی]] را دربردارد، بازدارنده و [[مانع]] [[فساد]] است<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref>. اما مفسرانی که این سه را روشهای [[تبلیغ]] دانسته‌اند. [[حکمت]]، [[موعظه]] و [[جدال]] را به ترتیب با سه روش [[برهان]]، [[خطابه]] و [[جدل]] منطقی، [[تطبیق]] کرده<ref>روح‌المعانی، ج‌۱۴، ص‌۳۷۶؛المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> و  [[دلیل]] به کار رفتن قید "[[حسنه]]" برای "[[موعظه]]" و "احسن" برای "[[جدال]]" را چنین توضیح داده‌اند: قید [[حسنه]] برای [[موعظه]]، نشان می‌دهد که [[موعظه]] دارای دو بخش "حَسَن و غیر حَسَن" است؛ [[موعظه]] غیر حَسَن، موعظه‌ای است که [[واعظ]] به آنچه فرا می‌خواند، پای‌بند نباشد. [[موعظه]] [[حسنه]]، موعظه‌ای است که [[واعظ]]، مفاد سخن و [[دعوت]] خود را [[باور]] داشته باشد و بدان عمل کند. قید "احسن" برای "[[جدال]]" نیز نشان از تقسیم [[جدال]] به سه قسمِ غیر حَسَن، حَسَن و احسن است. [[قرآن]] مورد جایز از [[جدال]] را "[[جدال]] احسن" می‌داند. و آن را جدالی دانسته که [[خصم]] را بر لجبازی و عناد تهییج نکند و در آن از تعبیرهای توهین‌آمیز نسبت به [[خصم]] و [[مقدسات]] او [[پرهیز]] شود و مقدمات آن بر [[دروغ]] و سخن [[باطل]] مبتنی نباشد؛ اما اگر [[خصم]]، مقدمه [[دروغ]] و باطلی را پذیرفته باشد، استفاده از آن برای نقض سخن او جایز است. بهره‌گیری از روشهای [[موعظه]] غیر حَسَن و [[جدال]] غیر احسن، با [[اهداف]] [[دعوت دینی]] ناسازگار است، زیرا به‌کارگیری این روشها، زوال و از میان رفتن [[حق]] را در پی دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ }}<ref> بی‌گمان پروردگار تو خود داناتر است که چه کس راه او را گم می‌کند و اوست که به رهیافتگان داناتر است؛ سوره انعام، آیه:۱۱۷.</ref> ذیل همین [[آیه]] را برای توضیح منحصر بودن [[دعوت دینی]] به این سه روش دانسته‌اند؛ به این معنا که [[خداوند]] به حال [[گمراهان]] و [[هدایت]] یافتگان به [[دین]] [[آگاه]] است و می‌داند که تنها همین سه روش، [[هدایت]] را به دنبال دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۸.</ref><ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>
*بعضی از [[مفسران]]، [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن را سه روش [[تبلیغ دین]] دانسته‌اند <ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۶؛ المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۱؛ من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۱.</ref>؛ اما بعضی دیگر<ref>جامع‌البیان، ج‌۱۴، ص‌۲۵۲؛التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰؛ مجمع‌البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> آنها را ناظر به محتوا و مضمون [[تبلیغ]]، [[تفسیر]] کرده<ref>ر. ک: من وحی القرآن، ج‌۱۳، ص‌۳۲۴.</ref> و [[حکمت]] را به معنای [[قرآن]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> و [[نبوت]]<ref>التبیان، ج‌۶، ص‌۴۴۰.</ref>، و [[موعظه]] [[حسنه]] را به معنای [[مواعظ]] [[قرآن]]، و {{متن قرآن|وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ }}<ref>با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!؛ سوره نحل، آیه:۱۲۵.</ref> را {{عربی|" جادلهم‏ بالكلمة التي‏ هي‏ أحسن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} و منظور از آن را [[قرآن]] و [[بهترین]] [[استدلال]]<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref> یا [[جدال]] بر اساس روش [[قرآن]] که در آن [[ادب الهی]] نهفته است معنا کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۷.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[تفسیر]] [[حکمت]] به [[قرآن]] را متناسب با معنای اصلی [[حکمت]] که منع است دانسته و گفته‌اند: از آنجا که [[قرآن]] امر به خوبی و [[نهی]] از [[بدی]] را دربردارد، بازدارنده و مانع [[فساد]] است<ref>مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۶۰۵.</ref>. اما مفسرانی که این سه را روشهای [[تبلیغ]] دانسته‌اند. [[حکمت]]، [[موعظه]] و [[جدال]] را به ترتیب با سه روش [[برهان]]، [[خطابه]] و [[جدل]] منطقی، [[تطبیق]] کرده<ref>روح‌المعانی، ج‌۱۴، ص‌۳۷۶؛المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> و  [[دلیل]] به کار رفتن قید "[[حسنه]]" برای "[[موعظه]]" و "احسن" برای "[[جدال]]" را چنین توضیح داده‌اند: قید [[حسنه]] برای [[موعظه]]، نشان می‌دهد که [[موعظه]] دارای دو بخش "حَسَن و غیر حَسَن" است؛ [[موعظه]] غیر حَسَن، موعظه‌ای است که [[واعظ]] به آنچه فرا می‌خواند، پای‌بند نباشد. [[موعظه]] [[حسنه]]، موعظه‌ای است که [[واعظ]]، مفاد سخن و [[دعوت]] خود را [[باور]] داشته باشد و بدان عمل کند. قید "احسن" برای "[[جدال]]" نیز نشان از تقسیم [[جدال]] به سه قسمِ غیر حَسَن، حَسَن و احسن است. [[قرآن]] مورد جایز از [[جدال]] را "[[جدال]] احسن" می‌داند. و آن را جدالی دانسته که [[خصم]] را بر لجبازی و عناد تهییج نکند و در آن از تعبیرهای توهین‌آمیز نسبت به [[خصم]] و [[مقدسات]] او [[پرهیز]] شود و مقدمات آن بر [[دروغ]] و سخن [[باطل]] مبتنی نباشد؛ اما اگر [[خصم]]، مقدمه [[دروغ]] و باطلی را پذیرفته باشد، استفاده از آن برای نقض سخن او جایز است. بهره‌گیری از روشهای [[موعظه]] غیر حَسَن و [[جدال]] غیر احسن، با [[اهداف]] [[دعوت دینی]] ناسازگار است، زیرا به‌کارگیری این روشها، زوال و از میان رفتن [[حق]] را در پی دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ }}<ref> بی‌گمان پروردگار تو خود داناتر است که چه کس راه او را گم می‌کند و اوست که به رهیافتگان داناتر است؛ سوره انعام، آیه:۱۱۷.</ref> ذیل همین [[آیه]] را برای توضیح منحصر بودن [[دعوت دینی]] به این سه روش دانسته‌اند؛ به این معنا که [[خداوند]] به حال [[گمراهان]] و [[هدایت]] یافتگان به [[دین]] [[آگاه]] است و می‌داند که تنها همین سه روش، [[هدایت]] را به دنبال دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۸.</ref><ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>
*از هریک از این روشها، به فراخور [[صلاح]] مخاطب و احتمال نتیجه‌بخش بودن آن استفاده می‌شود؛ و گاه می‌توان برای یک مخاطب خاص، تنها از یک روش یا از همه روشها بهره برد<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>.
*از هریک از این روشها، به فراخور [[صلاح]] مخاطب و احتمال نتیجه‌بخش بودن آن استفاده می‌شود؛ و گاه می‌توان برای یک مخاطب خاص، تنها از یک روش یا از همه روشها بهره برد<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>.
*بعضی، به‌کارگیری هر سه روش با هم را ضروری دانسته‌اند؛ لکن کسانی بر این باورند که با توجه به تفاوت ظرفیت و [[توانایی]] [[فهم]] افراد، هریک از این روشهای [[تبلیغ]]، به بخشی از [[اجتماع]]، اختصاص دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref>. افزون بر اصول کلی [[تبلیغ]] [[دینی]] که در [[قرآن]] آمده، [[تأمل]] و بهره‌گیری از بیان [[آیات]] در جایگاههای گوناگون [[دعوت]] و چگونگی مسائلی که برای [[دعوت]] مخاطبان ابراز شده است، می‌تواند راهنمای [[فهم]] روشهای [[تبلیغی]] [[قرآن]]، نسبت به مخاطبان و موقعیتهای گوناگون [[تبلیغی]] باشد. بعضی از این روش‌های شکلی و محتوایی عبارت‌اند از<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>:
*بعضی، به‌کارگیری هر سه روش با هم را ضروری دانسته‌اند؛ لکن کسانی بر این باورند که با توجه به تفاوت ظرفیت و [[توانایی]] [[فهم]] افراد، هریک از این روشهای [[تبلیغ]]، به بخشی از [[اجتماع]]، اختصاص دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref>. افزون بر اصول کلی [[تبلیغ]] [[دینی]] که در [[قرآن]] آمده، [[تأمل]] و بهره‌گیری از بیان [[آیات]] در جایگاههای گوناگون [[دعوت]] و چگونگی مسائلی که برای [[دعوت]] مخاطبان ابراز شده است، می‌تواند راهنمای [[فهم]] روشهای [[تبلیغی]] [[قرآن]]، نسبت به مخاطبان و موقعیتهای گوناگون [[تبلیغی]] باشد. بعضی از این روش‌های شکلی و محتوایی عبارت‌اند از<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>:
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش