محمد بن ابی بکر: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت'
جز (جایگزینی متن - 'شرکت' به 'شرکت')
خط ۱۲: خط ۱۲:
[[محمد بن عبد الله بن عثمان]] یا همان [[محمد بن ابی بکر بن ابی قحافه]]، به [[سال دهم هجری]] در [[ذوالحُلَیفه]] به [[دنیا]] آمد. در آن هنگام، [[پیامبر خدا]] به همراه همه [[یاران]] خود، برای برگزاری آخرین [[حج]]، از [[مدینه]] آهنگ [[مکه]] کرده بود. [[مادر]] او [[اسماء بنت عُمَیس]] است که ابتدا [[همسر]] [[جعفر بن ابی طالب]] بود و همراه او به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد و پس از [[شهادت]] [[جعفر بن ابی طالب|جعفر]]، با [[ابوبکر]] ([[خلیفه اول]])، [[ازدواج]] کرد و پس از [[مرگ ابوبکر]]، [[علی]]{{ع}} او را به همسری برگزید و او با فرزندانش از جمله محمد- که سه ساله بود- به [[خانه امام علی]] {{ع}} رفت.
[[محمد بن عبد الله بن عثمان]] یا همان [[محمد بن ابی بکر بن ابی قحافه]]، به [[سال دهم هجری]] در [[ذوالحُلَیفه]] به [[دنیا]] آمد. در آن هنگام، [[پیامبر خدا]] به همراه همه [[یاران]] خود، برای برگزاری آخرین [[حج]]، از [[مدینه]] آهنگ [[مکه]] کرده بود. [[مادر]] او [[اسماء بنت عُمَیس]] است که ابتدا [[همسر]] [[جعفر بن ابی طالب]] بود و همراه او به [[حبشه]] [[هجرت]] کرد و پس از [[شهادت]] [[جعفر بن ابی طالب|جعفر]]، با [[ابوبکر]] ([[خلیفه اول]])، [[ازدواج]] کرد و پس از [[مرگ ابوبکر]]، [[علی]]{{ع}} او را به همسری برگزید و او با فرزندانش از جمله محمد- که سه ساله بود- به [[خانه امام علی]] {{ع}} رفت.


بدین‌سان، محمد در دامان علی{{ع}} [[رشد]] کرد و در کنار [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} بالید و جانش با آگاهی‌های درست و [[عشق به اهل بیت]]{{عم}} درآمیخت. علی{{ع}} گاه با [[لطافت]] می‌فرمود: "محمد، پسر من از پشت ابوبکر است"<ref>شرح نهج البلاغة، ج ۶، ص ۵۳.</ref>. محمد به [[روزگار]] [[خلافت عثمان]]، در [[مصر]] بود که [[شماتت]] و [[انتقاد]] بر عثمان را آغاز کرد و در [[شورش]] علیه عثمان، [[شرکت]] جُست. وی، پس از به [[خلافت]] رسیدن علی{{ع}} در کنار ایشان بود و قبل از [[جنگ جمل]]، [[پیام]] [[امام]]{{ع}} را برای [[کوفیان]] برد و در جنگ جمل، [[فرماندهی]] پیاده [[نظام]] را به عهده داشت.
بدین‌سان، محمد در دامان علی{{ع}} [[رشد]] کرد و در کنار [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} بالید و جانش با آگاهی‌های درست و [[عشق به اهل بیت]]{{عم}} درآمیخت. علی{{ع}} گاه با [[لطافت]] می‌فرمود: "محمد، پسر من از پشت ابوبکر است"<ref>شرح نهج البلاغة، ج ۶، ص ۵۳.</ref>. محمد به [[روزگار]] [[خلافت عثمان]]، در [[مصر]] بود که [[شماتت]] و [[انتقاد]] بر عثمان را آغاز کرد و در [[شورش]] علیه عثمان، شرکت جُست. وی، پس از به [[خلافت]] رسیدن علی{{ع}} در کنار ایشان بود و قبل از [[جنگ جمل]]، [[پیام]] [[امام]]{{ع}} را برای [[کوفیان]] برد و در جنگ جمل، [[فرماندهی]] پیاده [[نظام]] را به عهده داشت.


پس از [[پیروزی امام]]{{ع}} در جنگ جمل، پیگیری کارهای مربوط به [[عایشه]] را به [[دستور امام]]{{ع}} بر عهده گرفت و او را به مدینه بازگردانْد. محمد، در [[جهاد]] و [[عبادت]]، سختکوش بود و به خاطر سختکوشی او در عبادت، وی را "[[عابد]] [[قریش]]" می‌نامیدند. وی، جد [[مادری]] [[امام صادق]]{{ع}} است. به [[سال ۳۶ هجری]] و پس از [[عزل]] [[قیس بن سعد]] از [[حکومت مصر]]، علی{{ع}} محمد را به [[حکومت]] آنجا گمارد و چون [[یاران امام]]{{ع}} [[دست]] از [[یاری]] کشیدند و ایشان را تنها نهادند، [[معاویه]] از این [[فرصت]]، سود جُست و توانست با [[حیله‌گری]] و [[خباثت]]، این [[یاور]] با [[اخلاص]] [[امام]]{{ع}} را [[فریب]] دهد و او را بکشد و بدین شیوه بر [[مصر]]، [[دست]] یابد. [[علی]]{{ع}} در مناسبت‌های مختلفی [[محمد]] را می‌ستود و او را به [[نیکی]] یاد می‌کرد و می‌گفت: "او [[محبوب]] و دست پرورده من بود. [[پاداش]] مصیبتش را از [[خدا]] خواهانیم. [[فرزندی]] [[خیرخواه]] و کارگزاری کوشا و تیغی بُرنده و رُکنی باز دارنده بود"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِي كُنْتُ وَلَّيْتُهُ أَمْرَ مِصْرَ كَانَ رَجُلًا لَنَا نَاصِحاً وَ عَلَى عَدُوِّنَا شَدِيداً نَاقِماً؛ فَرَحِمَهُ اللَّهُ،...وَ ضَاعَفَ الثَّوَابَ لَهُ}}؛ نهج البلاغة، خطبه ۶۸.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۷.</ref>.
پس از [[پیروزی امام]]{{ع}} در جنگ جمل، پیگیری کارهای مربوط به [[عایشه]] را به [[دستور امام]]{{ع}} بر عهده گرفت و او را به مدینه بازگردانْد. محمد، در [[جهاد]] و [[عبادت]]، سختکوش بود و به خاطر سختکوشی او در عبادت، وی را "[[عابد]] [[قریش]]" می‌نامیدند. وی، جد [[مادری]] [[امام صادق]]{{ع}} است. به [[سال ۳۶ هجری]] و پس از [[عزل]] [[قیس بن سعد]] از [[حکومت مصر]]، علی{{ع}} محمد را به [[حکومت]] آنجا گمارد و چون [[یاران امام]]{{ع}} [[دست]] از [[یاری]] کشیدند و ایشان را تنها نهادند، [[معاویه]] از این [[فرصت]]، سود جُست و توانست با [[حیله‌گری]] و [[خباثت]]، این [[یاور]] با [[اخلاص]] [[امام]]{{ع}} را [[فریب]] دهد و او را بکشد و بدین شیوه بر [[مصر]]، [[دست]] یابد. [[علی]]{{ع}} در مناسبت‌های مختلفی [[محمد]] را می‌ستود و او را به [[نیکی]] یاد می‌کرد و می‌گفت: "او [[محبوب]] و دست پرورده من بود. [[پاداش]] مصیبتش را از [[خدا]] خواهانیم. [[فرزندی]] [[خیرخواه]] و کارگزاری کوشا و تیغی بُرنده و رُکنی باز دارنده بود"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الرَّجُلَ الَّذِي كُنْتُ وَلَّيْتُهُ أَمْرَ مِصْرَ كَانَ رَجُلًا لَنَا نَاصِحاً وَ عَلَى عَدُوِّنَا شَدِيداً نَاقِماً؛ فَرَحِمَهُ اللَّهُ،...وَ ضَاعَفَ الثَّوَابَ لَهُ}}؛ نهج البلاغة، خطبه ۶۸.</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۷.</ref>.
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش