ویژگی‌های ولی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت')
خط ۳۰: خط ۳۰:
*[[حق]] [[قانون]] گذاری، [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، از جمله اموری است که اولاً و بالذات به [[خداوند]] اختصاص دارد. در [[قرآن کریم]]، بارها از [[حکم]] کردن [[پیامبران]] [[سخن]] به میان آمده که مقصود از آن، همان [[داوری]] و [[قضاوت]] میان [[مردم]] است؛ ضمن آنکه همان [[حکم]] کردن نیز در آیاتی به {{متن قرآن|بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[مقید]] است؛ چنان‌که [[خداوند متعال]] خطاب به [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان  بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>.
*[[حق]] [[قانون]] گذاری، [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، از جمله اموری است که اولاً و بالذات به [[خداوند]] اختصاص دارد. در [[قرآن کریم]]، بارها از [[حکم]] کردن [[پیامبران]] [[سخن]] به میان آمده که مقصود از آن، همان [[داوری]] و [[قضاوت]] میان [[مردم]] است؛ ضمن آنکه همان [[حکم]] کردن نیز در آیاتی به {{متن قرآن|بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[مقید]] است؛ چنان‌که [[خداوند متعال]] خطاب به [[رسول اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان  بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>.
*در [[آیات]] دیگری که [[مبیّن]] [[رسالت پیامبر]] اکرم{{صل}} و سایر [[پیامبران الهی]] است نیز محور سخن، [[تبین]] [[احکام]]، و نه [[جعل]] و [[تشریع]] آنها، است؛ برای نمونه، [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>.
*در [[آیات]] دیگری که [[مبیّن]] [[رسالت پیامبر]] اکرم{{صل}} و سایر [[پیامبران الهی]] است نیز محور سخن، [[تبین]] [[احکام]]، و نه [[جعل]] و [[تشریع]] آنها، است؛ برای نمونه، [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>.
*از این‌رو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر می‌رسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] [[ثابت]] کرد، بلکه می‌توان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفته‌اند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانسته‌اند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کرده‌اند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام می‌دانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت می‌دانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده می‌شود که جعل و قانون‌گذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستاده‌اش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، می‌نویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>.
*از این‌رو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر می‌رسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] ثابت کرد، بلکه می‌توان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفته‌اند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانسته‌اند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کرده‌اند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام می‌دانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت می‌دانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده می‌شود که جعل و قانون‌گذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستاده‌اش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، می‌نویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>.


===[[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]]===
===[[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]]===
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش