←ابوطلحه و عقد اخوت
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
==[[ابوطلحه]] و [[عقد اخوت]]== | ==[[ابوطلحه]] و [[عقد اخوت]]== | ||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} براساس [[سنت]] خویش بعد از [[مهاجرت | [[پیامبر اکرم]]{{صل}} براساس [[سنت]] خویش بعد از [[مهاجرت به مدینه]] بین هر یک از [[مسلمانها]] به تناسب حال آنها [[عقد اخوت]] برقرار میکرد و بر این اساس، عدهای گفتهاند چون [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانها]] به [[مدینه]] [[مهاجرت]] کردند [[پیامبر]]{{صل}} بین [[ابوطلحه]] و [[ارقم بن ارقم مخزومی]] [[عقد اخوت]] برقرار کرد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۴۲۴.</ref>. و جمعی دیگر، گفتهاند که [[عقد اخوت]] بین او و [[ابوعبیده جراح]] برقرار شد<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۶۹۹؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۱۲۰۲.</ref>. به هرحال [[شیخ طوسی]] [[ابوطلحه]] را در [[علم رجال]] جزء [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} شمار آورده و او را شخص خوبی دانسته است ولی مرحوم شوشتری میگوید: چگونه او شخص خوبی بوده و حال آنکه او کسی است که به قول جزری، [[پیامبر]]{{صل}} بین او و [[ابوعبیدة جراح]] [[عقد اخوت]] بر قرار کرد، پس او باید از نظر [[روحی]] همانند [[ابوعبیده جراح]] بوده باشد و این [[ابوعبیده]] همان کسی است که شرایط را برای [[ابوبکر]] و [[عمر]] در روز [[سقیفه]] آماده کرد و وقتی [[ابوبکر]] به اعضای [[شورا]] گفت که با یکی از این دو نفر، [[عمر]] یا [[ابو عبیده]] [[بیعت]] کنید، آن دو گفتند: نمیتوان از تو جلو افتاد، چرا که تو در [[غار]] [[رفیق پیامبر]] بودهای”<ref>قاموس الرجال، شوشتری، ج۴، ص۵۵۲-۵۵۳؛ ج۱۱، ص۳۸۳.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۵۶.</ref>. | ||
==[[ابوطلحه]] و زمان [[مرگ]]== | ==[[ابوطلحه]] و زمان [[مرگ]]== | ||
تقریباً تمام مورخان [[اتفاق نظر]] دارند و یا حداقل این قول را آوردهاند که او در سن هفتاد سالگی در گذشته است<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۵۰۷.</ref>، اگرچه برخی سال [[وفات]] او را در منابع با اختلافی حدود بیست سال ذکر کردهاند. عدهای سال [[وفات]] او را سال ۳۴ [[هجری]] گفتهاند که [[عثمان]] بر جنازه وی [[نماز]] خوانده است<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۵۰۷؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۴۰۱؛ تقریب التهذیب، ابن حجر، ج۱، ص۲۲۳؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۳، ص۳۵۷.</ref> و از همین گروه بعضی سالهای ۳۲ و ۳۳ [[هجری]] را هم با عنوان “گفته شده یا حکایت شده” آوردهاند<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۴۰۱.</ref>. جمعی دیگر سال [[وفات]] او را سال ۳۱ [[هجری]] ذکر کرده و به سالهای ۳۲ و ۳۴ [[هجری]] هم اشاره کردهاند<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۱۶۵.</ref>. جمعی دیگر، به [[نقل]] از مداینی - چنان که در بحث [[عبادت]] [[ابوطلحه]] گذشت- و با استناد به [[حدیث]] مالک ابن [[انس]]، که او [[چهل]] سال بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روزه]] گرفته است<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۵، ص۱۸۲.</ref> و یا با استناد به [[روایت]] ابوزرعه که [[ابوطلحه]] [[چهل]] سال بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} زیسته و در [[شام]] [[وفات]] یافته است<ref>تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۳، ص۳۵۷؛ تقریب التهذیب، ابن حجر، ج۱، ص۲۲۳.</ref>، [[سال]] [[وفات]] او را سال ۵۱ [[هجری]] نوشته و یا آن را [[تأیید]] کردهاند<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۱۷۵.</ref>. مکان [[وفات]] او نیز با [[اختلاف]] [[نقل]] شده و بعضی [[وفات]] وی را در [[مدینه]]<ref>التعدیل و التجریح، سلیمان بن خلف باجی، ج۲، ص۵۸۰؛ الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۶۰۸؛ آفرینش و تاریخ، مطهر بن طاهر مقدسی (ترجمه: شفیعی کدکنی)، ج۲، ص۸۰۷.</ref> و بعضی دیگر در [[شام]]<ref>تاریخ گزیده، مستوفی، ص۲۱۷.</ref> دانستهاند و گروه سومی هم گفتهاند پس از آنکه به [[فرزندان]] خود گفت او را برای [[جهاد]] آماده کنند، سوار کشتی شده و در کشتی [[جان]] سپرد و روز هفتم به جزیرهای رسیدند و او را در آن جزیره- که معلوم نیست کجاست – [[دفن]] کردند<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۱۷۵.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۵۷.</ref>. | تقریباً تمام مورخان [[اتفاق نظر]] دارند و یا حداقل این قول را آوردهاند که او در سن هفتاد سالگی در گذشته است<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۵۰۷.</ref>، اگرچه برخی سال [[وفات]] او را در منابع با اختلافی حدود بیست سال ذکر کردهاند. عدهای سال [[وفات]] او را سال ۳۴ [[هجری]] گفتهاند که [[عثمان]] بر جنازه وی [[نماز]] خوانده است<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۵۰۷؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۴۰۱؛ تقریب التهذیب، ابن حجر، ج۱، ص۲۲۳؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۳، ص۳۵۷.</ref> و از همین گروه بعضی سالهای ۳۲ و ۳۳ [[هجری]] را هم با عنوان “گفته شده یا حکایت شده” آوردهاند<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۴۰۱.</ref>. جمعی دیگر سال [[وفات]] او را سال ۳۱ [[هجری]] ذکر کرده و به سالهای ۳۲ و ۳۴ [[هجری]] هم اشاره کردهاند<ref>الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۱، ص۱۶۵.</ref>. جمعی دیگر، به [[نقل]] از مداینی - چنان که در بحث [[عبادت]] [[ابوطلحه]] گذشت- و با استناد به [[حدیث]] مالک ابن [[انس]]، که او [[چهل]] سال بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روزه]] گرفته است<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۵، ص۱۸۲.</ref> و یا با استناد به [[روایت]] ابوزرعه که [[ابوطلحه]] [[چهل]] سال بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} زیسته و در [[شام]] [[وفات]] یافته است<ref>تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۳، ص۳۵۷؛ تقریب التهذیب، ابن حجر، ج۱، ص۲۲۳.</ref>، [[سال]] [[وفات]] او را سال ۵۱ [[هجری]] نوشته و یا آن را [[تأیید]] کردهاند<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۱۷۵.</ref>. مکان [[وفات]] او نیز با [[اختلاف]] [[نقل]] شده و بعضی [[وفات]] وی را در [[مدینه]]<ref>التعدیل و التجریح، سلیمان بن خلف باجی، ج۲، ص۵۸۰؛ الاصابه، ابن حجر، ج۲، ص۶۰۸؛ آفرینش و تاریخ، مطهر بن طاهر مقدسی (ترجمه: شفیعی کدکنی)، ج۲، ص۸۰۷.</ref> و بعضی دیگر در [[شام]]<ref>تاریخ گزیده، مستوفی، ص۲۱۷.</ref> دانستهاند و گروه سومی هم گفتهاند پس از آنکه به [[فرزندان]] خود گفت او را برای [[جهاد]] آماده کنند، سوار کشتی شده و در کشتی [[جان]] سپرد و روز هفتم به جزیرهای رسیدند و او را در آن جزیره- که معلوم نیست کجاست – [[دفن]] کردند<ref>ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج۷، ص۱۷۵.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۵۷.</ref>. | ||