جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}} {{پانویس2}}' به '{{پانویس}}') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
==دوم:[[معجزه]]== | ==دوم:[[معجزه]]== | ||
* [[معجزات امام مهدی|معجزات]] و [[کرامات امام مهدی|کرامات حضرت]]، دلیلی بر [[اثبات امامت]] اوست. از [[علی بن محمد سمری]] [[نقل]] شده که به محضر [[مقدس]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} [[نامه]] نوشت و درخواست [[کفن]] کرد. جواب آمد که در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن [[نیازمند]] خواهی شد. پس در همان وقتی که آن [[حضرت]] برایش تعیین کرده بود [[وفات]] یافت و یک ماه پیش از فوتش [[کفن]] برایش فرستاده شد<ref>همان، ص ۵۰۱. </ref>. | * [[معجزات امام مهدی|معجزات]] و [[کرامات امام مهدی|کرامات حضرت]]، دلیلی بر [[اثبات امامت]] اوست. از [[علی بن محمد سمری]] [[نقل]] شده که به محضر [[مقدس]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} [[نامه]] نوشت و درخواست [[کفن]] کرد. جواب آمد که در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن [[نیازمند]] خواهی شد. پس در همان وقتی که آن [[حضرت]] برایش تعیین کرده بود [[وفات]] یافت و یک ماه پیش از فوتش [[کفن]] برایش فرستاده شد<ref>همان، ص ۵۰۱. </ref>. | ||
* از جمله [[معجزات]] | * از جمله [[معجزات]] آشکار [[حضرت]]، [[حاجت]] گرفتن [[مردم]] از آن [[حضرت]] است که هرازگاهی زبانبهزبان میچرخد و [[مشتاقان]] را امیدوارتر و مشتاقتر میکند. شفا یافتن بیماران لاعلاج در [[مسجد جمکران]] از آن جمله است. در کتابهای [[کمال الدین]] [[شیخ صدوق]]، [[بحارالانوار]] [[علامه مجلسی]] و [[نجم الثاقب]] [[میرزا حسین نوری]] از [[معجزات]] [[حضرت]] بسیار آمده است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۹.</ref>. | ||
==[[اثبات امامت امام مهدی]] در درسنامه== | ==[[اثبات امامت امام مهدی]] در درسنامه== | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
*تا اینکه با [[شهادت]] یازدهمین پیشوای [[شیعیان]] در هشتم [[ربیع الاول]] سال ۲۶۰ ق<ref> محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۰۳</ref>، در حالی که بیش از پنج [[بهار]] <ref> شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹</ref> از [[عمر]] آخرین [[ذخیره الهی]] سپری نشده بود، فصل بهرهمندی مستقیم انسانها از [[امام]] ظاهر به پایان رسید و در پی آن، دورانی بسیار مهّم در [[زندگی]] [[پیروان]] [[اهل بیت]]{{عم}} پیش آمد. این دوران، همزمان با دو رخداد مهم آغاز شد: رسیدن آخرین [[حجّت الهی]] به [[مقام]] [[امامت]] و دیگر؛ قرار گرفتن آن [[حضرت]] در پرده [[پنهانزیستی]]. | *تا اینکه با [[شهادت]] یازدهمین پیشوای [[شیعیان]] در هشتم [[ربیع الاول]] سال ۲۶۰ ق<ref> محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۰۳</ref>، در حالی که بیش از پنج [[بهار]] <ref> شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹</ref> از [[عمر]] آخرین [[ذخیره الهی]] سپری نشده بود، فصل بهرهمندی مستقیم انسانها از [[امام]] ظاهر به پایان رسید و در پی آن، دورانی بسیار مهّم در [[زندگی]] [[پیروان]] [[اهل بیت]]{{عم}} پیش آمد. این دوران، همزمان با دو رخداد مهم آغاز شد: رسیدن آخرین [[حجّت الهی]] به [[مقام]] [[امامت]] و دیگر؛ قرار گرفتن آن [[حضرت]] در پرده [[پنهانزیستی]]. | ||
*اگرچه برگزیدگانی از [[شیعه]] برای این مرحله [[آمادگی]] کامل داشتند، میبایست هردو رخداد "[[امامت]] و [[غیبت]]"، برای عموم [[شیعیان]] به اثبات برسد؛ چرا که [[حضرت مهدی]]{{ع}} نخستین روز [[امامت]] را در حالی آغاز کرد که جز افرادی اندک که پیش از آن، در دوره [[امام عسکری]]{{ع}} آن [[حضرت]] را دیده بودند، کسی او را ندیده بود<ref> ر.ک: [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴ و ۴۵۷</ref>. تا اینکه روز درگذشت [[امام یازدهم]] و نخستین روز [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}}، فرارسید و آن [[حضرت]]، ناگزیر میان [[مردم]] آمده، بر پیکر [[پدر]] [[نماز]] گزارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | *اگرچه برگزیدگانی از [[شیعه]] برای این مرحله [[آمادگی]] کامل داشتند، میبایست هردو رخداد "[[امامت]] و [[غیبت]]"، برای عموم [[شیعیان]] به اثبات برسد؛ چرا که [[حضرت مهدی]]{{ع}} نخستین روز [[امامت]] را در حالی آغاز کرد که جز افرادی اندک که پیش از آن، در دوره [[امام عسکری]]{{ع}} آن [[حضرت]] را دیده بودند، کسی او را ندیده بود<ref> ر.ک: [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴ و ۴۵۷</ref>. تا اینکه روز درگذشت [[امام یازدهم]] و نخستین روز [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}}، فرارسید و آن [[حضرت]]، ناگزیر میان [[مردم]] آمده، بر پیکر [[پدر]] [[نماز]] گزارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||
*این رخداد، به گونههایی چند [[روایت]] شده است. در یک [[روایت]]، [[شیخ صدوق]]، آن را به صورت مفصل از زبان [[ابو الادیان]]، یکی از خدمتکاران خانه و متصدی امور نامههای [[امام عسکری]]{{ع}} گزارش کرده است<ref> [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۷۵، باب ۴۳، ح ۲۵؛ همچنین ر. ک: نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئة، ص ۱۵۷؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۰۱</ref>. در این رخداد، آنچه برای [[مردم]]، از همه شگفتآورتر بود، اینکه با [[کودکی]] پنج ساله روبهرو بودند که میگفت [[جانشین]] [[امام عسکری]]{{ع}} است. البته پیش از آن، با هدایتهای پیوسته [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} [[شیعه]] به این نکته [[باور]] پیدا کرده بود که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، از طریق آخرین [[پیامبر]] خود، [[مقام]] [[امامت]] و [[ولایت]] را به سبب قابلیتهای ذاتی به افرادی خاص عطا فرموده و فقط از طرف او است که برای [[جامعه]] [[امام]] [[نصب]] میشود. نیز اینکه این قابلیت، هیچ ارتباطی به کمی یا زیادی سن ندارد. جالب اینکه اینگونه [[پیشوایی]]، پیش از آن، هم بین [[امامان]]{{عم}} و هم در زنجیره [[پیامبران]]{{عم}} دارای سابقه بود. یکی از دانشوران معاصر، [[امامت]] در سنین کم را پدیدهای واقعی دانسته، چنین [[استدلال]] کرده است: "امامی که در [[کودکی]] به [[پیشوایی]] روحی و [[فکری]] [[مردم]] رسیده، و [[مسلمانان]]- حتی در کشاکش آنهمه موج ویرانگر- باز خویشتن خویش را به [[پیروی]] و [[دوستی]] او گماشتند، به طور مسلّم باید از [[دانش]] و [[آگاهی]] و گستردگی دید و [[دانا]] بودن به [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[عقاید]]، بهرهای | *این رخداد، به گونههایی چند [[روایت]] شده است. در یک [[روایت]]، [[شیخ صدوق]]، آن را به صورت مفصل از زبان [[ابو الادیان]]، یکی از خدمتکاران خانه و متصدی امور نامههای [[امام عسکری]]{{ع}} گزارش کرده است<ref> [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۷۵، باب ۴۳، ح ۲۵؛ همچنین ر. ک: نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئة، ص ۱۵۷؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۰۱</ref>. در این رخداد، آنچه برای [[مردم]]، از همه شگفتآورتر بود، اینکه با [[کودکی]] پنج ساله روبهرو بودند که میگفت [[جانشین]] [[امام عسکری]]{{ع}} است. البته پیش از آن، با هدایتهای پیوسته [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} [[شیعه]] به این نکته [[باور]] پیدا کرده بود که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، از طریق آخرین [[پیامبر]] خود، [[مقام]] [[امامت]] و [[ولایت]] را به سبب قابلیتهای ذاتی به افرادی خاص عطا فرموده و فقط از طرف او است که برای [[جامعه]] [[امام]] [[نصب]] میشود. نیز اینکه این قابلیت، هیچ ارتباطی به کمی یا زیادی سن ندارد. جالب اینکه اینگونه [[پیشوایی]]، پیش از آن، هم بین [[امامان]]{{عم}} و هم در زنجیره [[پیامبران]]{{عم}} دارای سابقه بود. یکی از دانشوران معاصر، [[امامت]] در سنین کم را پدیدهای واقعی دانسته، چنین [[استدلال]] کرده است: "امامی که در [[کودکی]] به [[پیشوایی]] روحی و [[فکری]] [[مردم]] رسیده، و [[مسلمانان]]- حتی در کشاکش آنهمه موج ویرانگر- باز خویشتن خویش را به [[پیروی]] و [[دوستی]] او گماشتند، به طور مسلّم باید از [[دانش]] و [[آگاهی]] و گستردگی دید و [[دانا]] بودن به [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[عقاید]]، بهرهای آشکار و چشمگیر داشته باشد؛ چون در غیر این صورت، نمیتوانست [[مردم]] را به [[پیروی]] از خویش وادارد ...."<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||
*به فرض محال که [[مردم]] نتوانستند [[حقیقت]] و واقعیت امر را دریابند، دستگاه [[خلافت]] و نیروی [[حاکم]] که آن همه [[دشمنی]] علنی با [[امام]] داشته، چرا برنخاسته و پرده از رخسار [[حقیقت]] نینداخته است؟ | *به فرض محال که [[مردم]] نتوانستند [[حقیقت]] و واقعیت امر را دریابند، دستگاه [[خلافت]] و نیروی [[حاکم]] که آن همه [[دشمنی]] علنی با [[امام]] داشته، چرا برنخاسته و پرده از رخسار [[حقیقت]] نینداخته است؟ | ||
*اگر [[امام]] خردسال، از [[دانش]] و سطح [[تفکر]] [[عالی]] برخوردار نبود، خلفای معاصر، خیلی خوب میتوانستند جنجال به پا کنند؛ امّا [[سکوت]] آنها و [[سکوت]] [[تاریخ]]، [[گواه]] است که [[امامت]] در سنین کم، پدیدهای [[حقیقی]] بوده است، نه ساختگی<ref> سیّد محمد باقر صدر، جستوجو و گفتوگو پیرامون امام مهدی علیه السّلام، ص ۴۷- ۴۸</ref>. | *اگر [[امام]] خردسال، از [[دانش]] و سطح [[تفکر]] [[عالی]] برخوردار نبود، خلفای معاصر، خیلی خوب میتوانستند جنجال به پا کنند؛ امّا [[سکوت]] آنها و [[سکوت]] [[تاریخ]]، [[گواه]] است که [[امامت]] در سنین کم، پدیدهای [[حقیقی]] بوده است، نه ساختگی<ref> سیّد محمد باقر صدر، جستوجو و گفتوگو پیرامون امام مهدی علیه السّلام، ص ۴۷- ۴۸</ref>. | ||
*البته پیش از آنکه در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین فرستاده [[الهی]] برسد، [[خداوند]] سبحانه و تعالی، پیامبرانی را در [[کودکی]] به [[مقام]] [[نبوت]] مفتخر ساخته بود. از میان [[پیامبران]] [[اولو العزم]]، یگانه [[پیامبری]] که از هنگام ولادت، به [[نبوّت]] خویش به طور | *البته پیش از آنکه در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین فرستاده [[الهی]] برسد، [[خداوند]] سبحانه و تعالی، پیامبرانی را در [[کودکی]] به [[مقام]] [[نبوت]] مفتخر ساخته بود. از میان [[پیامبران]] [[اولو العزم]]، یگانه [[پیامبری]] که از هنگام ولادت، به [[نبوّت]] خویش به طور آشکار تصریح کرده، [[حضرت عیسی بن مریم]]{{ع}} است. [[خداوند]] سبحانه و تعالی در [[آیات]] [[قرآن]]، در بخشی از داستان [[حضرت مسیح]]{{ع}} از زبان [[پیامبر]] خود در پاسخ منکران چنین میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref> نوزاد گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه: ۳۰.</ref>. [[یزید کناسی]] از [[امام باقر]]{{ع}} پرسید: "آیا [[عیسی بن مریم]]{{ع}} هنگامی که در گهواره سخن گفت، [[حجّت]] [[خدا]] بر اهل زمان خود بود؟ [[حضرت]] فرمود: او آن زمان [[پیغمبر]] و [[حجت]] غیر مرسل [[خدا]] بود - در آن زمان، به [[تبلیغ]] و [[دعوت]] [[مأمور]] نبود-. مگر نمیشنوی گفته خود او را که میگوید: من [[بنده]] خدایم. [[خدا]] به من کتاب داده و [[پیغمبر]] ساخته و هرجا باشم، پر برکتم قرار داده و تا زنده باشم، مرا به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است. عرض کردم: در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، [[حجّت]] [[خدا]] بود بر [[زکریا]]؟ فرمود:... چون [[عیسی]] هفت ساله شد و خدای سبحانه و تعالی به او [[وحی]] فرستاد، از [[نبوت]] و [[رسالت]] خود سخن گفت و بر [[یحیی]] و همه [[مردم]] [[حجّت]] شد ....<ref> محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، باب حالات الأئمة علیهم السّلام فی السّن</ref> [[حضرت یحیی]]{{ع}} یکی دیگر از پیامبرانی است که در [[کودکی]] به [[مقام]] [[نبوت]] رسید. [[خداوند]] سبحانه و تعالی در این باره خطاب به وی فرمود: {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref> ای یحیی، کتاب (آسمانی) را با توانمندی بگیر! و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه: ۱۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||
*یکی از [[مفسران]] [[اهل سنت]]، حکمی را که [[خداوند]] سبحانه و تعالی به [[حضرت یحیی]]{{ع}} داد، همان [[نبوت]] دانسته، بر این [[باور]] است که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[عقل]] او را در سنین [[کودکی]] محکم و کامل کرد و به او [[وحی]] فرستاد<ref> فخر رازی، تفسیر فخر رازی، ج ۱۱، ص ۱۹۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | *یکی از [[مفسران]] [[اهل سنت]]، حکمی را که [[خداوند]] سبحانه و تعالی به [[حضرت یحیی]]{{ع}} داد، همان [[نبوت]] دانسته، بر این [[باور]] است که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[عقل]] او را در سنین [[کودکی]] محکم و کامل کرد و به او [[وحی]] فرستاد<ref> فخر رازی، تفسیر فخر رازی، ج ۱۱، ص ۱۹۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||
*در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین چنین آمده است: درست است که دوران شکوفایی [[عقل انسان]] به صورت معمول حد و مرز خاصی دارد؛ ولی میدانیم همیشه در انسانها افرادی استثنایی وجود داشتهاند. چه مانعی دارد که [[خداوند]] سبحانه و تعالی این دوران را برای بعضی از بندگانش به خاطر مصالحی فشردهتر کند و در سالهای کمتری چکیده نماید؟ همانگونه که برای [[سخن گفتن]]، به صورت معمول گذشتن یکی دو سال از [[تولد]] لازم است؛ در حالی که میدانیم [[حضرت عیسی]]{{ع}} در همان روزهای نخست زبان به سخن گشود؛ آن هم سخنی پر محتوا که طبق روال عادی در [[شأن]] انسانهای بزرگسال بود<ref> ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۲۷</ref>. این [[تفسیر]]، در ادامه، این [[آیه]] را [[دلیل]] روشنی بر درست بودن [[امامت]] برخی [[امامان]]{{عم}} در خردسالی دانسته است. | *در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین چنین آمده است: درست است که دوران شکوفایی [[عقل انسان]] به صورت معمول حد و مرز خاصی دارد؛ ولی میدانیم همیشه در انسانها افرادی استثنایی وجود داشتهاند. چه مانعی دارد که [[خداوند]] سبحانه و تعالی این دوران را برای بعضی از بندگانش به خاطر مصالحی فشردهتر کند و در سالهای کمتری چکیده نماید؟ همانگونه که برای [[سخن گفتن]]، به صورت معمول گذشتن یکی دو سال از [[تولد]] لازم است؛ در حالی که میدانیم [[حضرت عیسی]]{{ع}} در همان روزهای نخست زبان به سخن گشود؛ آن هم سخنی پر محتوا که طبق روال عادی در [[شأن]] انسانهای بزرگسال بود<ref> ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۲۷</ref>. این [[تفسیر]]، در ادامه، این [[آیه]] را [[دلیل]] روشنی بر درست بودن [[امامت]] برخی [[امامان]]{{عم}} در خردسالی دانسته است. | ||