جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}}' به '') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==نمونههایی از استفاده صحیح از وسیله در [[سیره نبوی]]{{صل}}== | ==نمونههایی از استفاده صحیح از وسیله در [[سیره نبوی]]{{صل}}== | ||
[[اخلاق]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[اخلاقی]] [[قرآنی]] بود و ایشان در طول [[زندگی]] پربرکتش هیچ گاه از رعایت اصل استفاده صحیح از وسیله [[غفلت]] نورزید و این مسئله از مهمترین و با ارزشترین اموری است که باید از [[سیره]] [[نبی اکرم]]{{صل}} آموخت. [[هدف]] [[خاتم انبیا]]{{صل}} [[تبلیغ]] [[دین]] بود. او و دیگر [[انبیای الهی]] هرگز برای رسیدن به [[حق]] از [[باطل]] استفاده نکردند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۶.</ref>. | [[اخلاق]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[اخلاقی]] [[قرآنی]] بود و ایشان در طول [[زندگی]] پربرکتش هیچ گاه از رعایت اصل استفاده صحیح از وسیله [[غفلت]] نورزید و این مسئله از مهمترین و با ارزشترین اموری است که باید از [[سیره]] [[نبی اکرم]]{{صل}} آموخت. [[هدف]] [[خاتم انبیا]]{{صل}} [[تبلیغ]] [[دین]] بود. او و دیگر [[انبیای الهی]] هرگز برای رسیدن به [[حق]] از [[باطل]] استفاده نکردند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۶.</ref>. | ||
*[[پیامبر خدا]]{{صل}} هرگز برای رسیدن به [[هدف]] از راه [[حق]] [[منحرف]] نشد و پیوسته در راه [[حق]] با [[راستی]] و درستی عمل کرد<ref>طبری، جامع البیان، ج ۲۷، ص ۲۵.</ref>. ایشان برای [[اهداف الهی]]، هرگز ابزار غیر [[الهی]] را به کار نگرفت و پیوسته [[حق]] را رعایت کرد. [[خداوند]] هم این ویژگی [[رسول خدا]]{{صل}} را تأیید و در [[آیات]] دو تا چهار سوره [[نجم]]، پیامبرش را پیوسته در مسیر [[حق]] معرفی میکند و در گفتار و کردارش کمترین [[انحرافی]] نمییابد و همه کارهای ایشان را طبق [[حق]] میداند، و نه فقط گفتار ایشان، بلکه [[سیره]] و [[سنت]] ایشان نیز طبق [[وحی الهی]] است<ref>تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۴۷۹ - ۴۸۱.</ref>. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در صلواتش بر [[رسول اکرم]]{{صل}} به این ویژگی ایشان اشاره کرده، فرموده است: "خدایا! [[بهترین]] [[درود]] و پربرکتترین برکتها را خاص [[بنده]] و [[پیامبر]] خود قرار بده! که خاتم [[پیامبران پیشین]] است و گشاینده درهای بسته و | *[[پیامبر خدا]]{{صل}} هرگز برای رسیدن به [[هدف]] از راه [[حق]] [[منحرف]] نشد و پیوسته در راه [[حق]] با [[راستی]] و درستی عمل کرد<ref>طبری، جامع البیان، ج ۲۷، ص ۲۵.</ref>. ایشان برای [[اهداف الهی]]، هرگز ابزار غیر [[الهی]] را به کار نگرفت و پیوسته [[حق]] را رعایت کرد. [[خداوند]] هم این ویژگی [[رسول خدا]]{{صل}} را تأیید و در [[آیات]] دو تا چهار سوره [[نجم]]، پیامبرش را پیوسته در مسیر [[حق]] معرفی میکند و در گفتار و کردارش کمترین [[انحرافی]] نمییابد و همه کارهای ایشان را طبق [[حق]] میداند، و نه فقط گفتار ایشان، بلکه [[سیره]] و [[سنت]] ایشان نیز طبق [[وحی الهی]] است<ref>تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۴۷۹ - ۴۸۱.</ref>. امیرالمؤمنین علی{{ع}} در صلواتش بر [[رسول اکرم]]{{صل}} به این ویژگی ایشان اشاره کرده، فرموده است: "خدایا! [[بهترین]] [[درود]] و پربرکتترین برکتها را خاص [[بنده]] و [[پیامبر]] خود قرار بده! که خاتم [[پیامبران پیشین]] است و گشاینده درهای بسته و آشکار کننده [[حق]] به [[کمک]] [[حق]]"<ref>{{متن حدیث|اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِكَ وَ نَوَامِيَ بَرَكَاتِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ{{صل}} عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَقَ وَ الْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ}}؛ نهج البلاغه، ص ۱۰۱.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۷.</ref>. | ||
*[[رسول خدا]]{{صل}} در سالهای آغاز [[بعثت]] و در زمان [[دعوت]] [[قبایل]] [[عرب]] در موسم [[حج]]، نزد [[طایفه]] [[بنی عامر]] بن صعصعه رفت و آنان را به [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] [[دعوت]] کرد و [[نبوّت]] خویش را بر آنان عرضه داشت. مردی از این [[طایفه]] به نام بیحرة بن فراس به اطرافیانش گفت: "[[سوگند]] به [[خدا]]! اگر این [[جوان]] را از [[قریش]] میگرفتم، [[عرب]] را به [[کمک]] او میخوردم (با [[کمک]] او بر تمام [[عرب]] [[غلبه]] مییافتم)". سپس به [[پیامبر]]{{صل}} گفت: "اگر ما به تو [[ایمان]] آوریم و به [[یاری]] تو برخیزیم و [[خداوند]]، تو را بر دشمنانت پیروز کند، آیا پس از تو، ما به [[فرمانروایی]] میرسیم؟" [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "این کار در [[اختیار]] [[خداوند]] است، آن را هر کجا بخواهد، قرار میدهد"؛ بیحره گفت: "آیا برای تو گلوهایمان را [[هدف]] تیر [[عرب]] قرار دهیم و آن گاه که [[خداوند]]، تو را پیروز کرد، کار به سود دیگران باشد؟ برو که ما را به کار تو حاجتی نیست"<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۷.</ref>. | *[[رسول خدا]]{{صل}} در سالهای آغاز [[بعثت]] و در زمان [[دعوت]] [[قبایل]] [[عرب]] در موسم [[حج]]، نزد [[طایفه]] [[بنی عامر]] بن صعصعه رفت و آنان را به [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] [[دعوت]] کرد و [[نبوّت]] خویش را بر آنان عرضه داشت. مردی از این [[طایفه]] به نام بیحرة بن فراس به اطرافیانش گفت: "[[سوگند]] به [[خدا]]! اگر این [[جوان]] را از [[قریش]] میگرفتم، [[عرب]] را به [[کمک]] او میخوردم (با [[کمک]] او بر تمام [[عرب]] [[غلبه]] مییافتم)". سپس به [[پیامبر]]{{صل}} گفت: "اگر ما به تو [[ایمان]] آوریم و به [[یاری]] تو برخیزیم و [[خداوند]]، تو را بر دشمنانت پیروز کند، آیا پس از تو، ما به [[فرمانروایی]] میرسیم؟" [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "این کار در [[اختیار]] [[خداوند]] است، آن را هر کجا بخواهد، قرار میدهد"؛ بیحره گفت: "آیا برای تو گلوهایمان را [[هدف]] تیر [[عرب]] قرار دهیم و آن گاه که [[خداوند]]، تو را پیروز کرد، کار به سود دیگران باشد؟ برو که ما را به کار تو حاجتی نیست"<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۷.</ref>. | ||
*بدین ترتیب، [[فرزندان]] عامر از پذیرش [[اسلام]] روی برتافتند و به سرزمین خود باز گشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج ۲، ص ۳۵۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۲۵؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الانف، ج۴، ص۳۸-۳۹ و حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج۱، ص۲۵۲.</ref>. برخی معتقدند ، شبیه چنین حادثهای میان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[قبیله کنده]] هم اتفاق افتاده است<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۸، ص ۳۱۳ و ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۲، ص ۱۴۰.</ref>. در هر صورت [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} میتوانست به طور ظاهری، این پیشنهاد را بپذیرد و پس از تسلط بر امور این درخواست را رد کند؛ اما [[رسول اکرم]]{{صل}} نمیخواست از هر راهی برای رسیدن به [[هدف]] متعالی خود [[بهره]] گیرد؛ پس این پیشنهاد را رد کرد ؛ با اینکه ممکن بود موفقیت بسیار بزرگی را در آن زمان برای او در پی داشته باشد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۸.</ref>. | *بدین ترتیب، [[فرزندان]] عامر از پذیرش [[اسلام]] روی برتافتند و به سرزمین خود باز گشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج ۲، ص ۳۵۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۲۵؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الانف، ج۴، ص۳۸-۳۹ و حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج۱، ص۲۵۲.</ref>. برخی معتقدند ، شبیه چنین حادثهای میان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[قبیله کنده]] هم اتفاق افتاده است<ref>تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۸، ص ۳۱۳ و ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۲، ص ۱۴۰.</ref>. در هر صورت [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} میتوانست به طور ظاهری، این پیشنهاد را بپذیرد و پس از تسلط بر امور این درخواست را رد کند؛ اما [[رسول اکرم]]{{صل}} نمیخواست از هر راهی برای رسیدن به [[هدف]] متعالی خود [[بهره]] گیرد؛ پس این پیشنهاد را رد کرد ؛ با اینکه ممکن بود موفقیت بسیار بزرگی را در آن زمان برای او در پی داشته باشد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۸.</ref>. | ||