انتظار منجی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}} {{پانویس2}}' به '{{پانویس}}')
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۱۰: خط ۱۰:
و اما نسبت به [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]؛ همین اندازه ما را بس است که می‏‌بینیم آن [[حضرت]] از وجود [[حضرت مهدی]] خبر داده و فرموده است که او از [[فرزندان]] و [[خاندان]] وی، و از ذراری و [[فرزندان]] [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]] {{س}} است. و تذکر داده است که او به وجود خواهد آمد و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] خواهد کرد، و او از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} است، و دارای این چنین ویژگی‌هایی است. بنابراین [[پیشوا]] و [[زمامدار]] روز [[موعود]]، شخص [[رسول الله|حضرت رسول]] نخواهد بود، و در دوران زندگیش، آن کار مهم و عمده را در سطح جهانی انجام نخواهد داد، چنانکه [[حکمت]] آن را در گذشته دانستیم. بنابراین، کلمه [[انتظار]] در دوران [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]، با [[یقین]] به اینکه در آن زمان‏ ایجاد نخواهد شد، همراه بوده است. و اما [[انتظار]] در دوران [[ائمه]] {{عم}} در آن زمان‌ها هم می‏‌توانیم بگوییم که به همان معنی و مفهوم زمان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] بوده است، که می‏‌توان این برداشت را از مجموعه فرمایشات [[ائمه]] اظهار که در آن [[روایات]]، [[ائمه]] می‌‏خواسته‌‏اند درباره [[اندیشه]] [[مهدویت]] صحبت کنند، به دست آورد. مانند این جمله: «[[مهدی]] هفتمین نفر از [[فرزندان]] پنجمین نفر آنها است.»<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ۲۱۲.</ref> و یا فرمایش [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}}: به [[خدا]] [[سوگند]] من [[صاحب]] شما (آن [[صاحب]] الامری که شما در [[انتظار]] اویید) نیستم. [[راوی]] می‌‏پرسد: پس [[صاحب]] ما کیست؟ [[حضرت]] می‏‌فرمایند: «بنگر به کسی که تولدش از [[مردم]] [[پنهان]] است، اوست [[صاحب]] شما.»<ref>کمال الدین، ۳۲۵.</ref>  وقتی [[امام باقر|حضرت باقر]]، [[مهدی]] بودن خود را [[انکار]] می‏‌کند، می‌‏فهمیم که لااقل تا وقتی [[حضرت]] زنده است، آن روز [[موعود]] نخواهد رسید. و یا همچون این جمله که فرموده‌‏اند: «چگونه خواهد بود وضع شما، وقتی که بدون پیشوای رهنما و [[رهبر]] قرار گیرید، برخی از شما از برخی دیگر [[تبری]] جوید ...»<ref>کمال الدین، ۳۴۸.</ref>  بنابراین تا زمانی که [[ائمه]] {{عم}} در بین [[مردم]] شناخته شده و در ارتباط با آنها بودند، هیچ یک [[مهدی]] {{ع}} نبوده؛ و لذا برای تحقق بخشیدن به آن روز، دست به [[شمشیر]] و [[قیام]] مسلحانه نبرده‌‏اند. و نیز اگر [[اخبار]] و [[روایات]] مربوط به [[آزمایش]] و [[امتحان]] را در نظر گیریم، که [[ظهور]] [[حضرت]] را پیش از [[آزمایش]] عمومی [[مردم]] نفی می‏‌کند، می‌‏توانیم بگوییم که تا وقتی [[آزمایش]] [[مردم]] به انجام نرسیده، روز [[موعود]] فرا نخواهد رسید.
و اما نسبت به [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]؛ همین اندازه ما را بس است که می‏‌بینیم آن [[حضرت]] از وجود [[حضرت مهدی]] خبر داده و فرموده است که او از [[فرزندان]] و [[خاندان]] وی، و از ذراری و [[فرزندان]] [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]] {{س}} است. و تذکر داده است که او به وجود خواهد آمد و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] خواهد کرد، و او از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} است، و دارای این چنین ویژگی‌هایی است. بنابراین [[پیشوا]] و [[زمامدار]] روز [[موعود]]، شخص [[رسول الله|حضرت رسول]] نخواهد بود، و در دوران زندگیش، آن کار مهم و عمده را در سطح جهانی انجام نخواهد داد، چنانکه [[حکمت]] آن را در گذشته دانستیم. بنابراین، کلمه [[انتظار]] در دوران [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]، با [[یقین]] به اینکه در آن زمان‏ ایجاد نخواهد شد، همراه بوده است. و اما [[انتظار]] در دوران [[ائمه]] {{عم}} در آن زمان‌ها هم می‏‌توانیم بگوییم که به همان معنی و مفهوم زمان [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] بوده است، که می‏‌توان این برداشت را از مجموعه فرمایشات [[ائمه]] اظهار که در آن [[روایات]]، [[ائمه]] می‌‏خواسته‌‏اند درباره [[اندیشه]] [[مهدویت]] صحبت کنند، به دست آورد. مانند این جمله: «[[مهدی]] هفتمین نفر از [[فرزندان]] پنجمین نفر آنها است.»<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ۲۱۲.</ref> و یا فرمایش [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}}: به [[خدا]] [[سوگند]] من [[صاحب]] شما (آن [[صاحب]] الامری که شما در [[انتظار]] اویید) نیستم. [[راوی]] می‌‏پرسد: پس [[صاحب]] ما کیست؟ [[حضرت]] می‏‌فرمایند: «بنگر به کسی که تولدش از [[مردم]] [[پنهان]] است، اوست [[صاحب]] شما.»<ref>کمال الدین، ۳۲۵.</ref>  وقتی [[امام باقر|حضرت باقر]]، [[مهدی]] بودن خود را [[انکار]] می‏‌کند، می‌‏فهمیم که لااقل تا وقتی [[حضرت]] زنده است، آن روز [[موعود]] نخواهد رسید. و یا همچون این جمله که فرموده‌‏اند: «چگونه خواهد بود وضع شما، وقتی که بدون پیشوای رهنما و [[رهبر]] قرار گیرید، برخی از شما از برخی دیگر [[تبری]] جوید ...»<ref>کمال الدین، ۳۴۸.</ref>  بنابراین تا زمانی که [[ائمه]] {{عم}} در بین [[مردم]] شناخته شده و در ارتباط با آنها بودند، هیچ یک [[مهدی]] {{ع}} نبوده؛ و لذا برای تحقق بخشیدن به آن روز، دست به [[شمشیر]] و [[قیام]] مسلحانه نبرده‌‏اند. و نیز اگر [[اخبار]] و [[روایات]] مربوط به [[آزمایش]] و [[امتحان]] را در نظر گیریم، که [[ظهور]] [[حضرت]] را پیش از [[آزمایش]] عمومی [[مردم]] نفی می‏‌کند، می‌‏توانیم بگوییم که تا وقتی [[آزمایش]] [[مردم]] به انجام نرسیده، روز [[موعود]] فرا نخواهد رسید.


آن [[روایات]] از این قرار است: «این [[امر]] واقع نخواهد شد مگر بعد از [[نومیدی]]؛ نه به [[خدا]] [[سوگند]] تا اینکه از یکدیگر جدا و شناخته شوید؛ نه به [[خدا]] [[سوگند]] تا وقتی که [[آزمایش]] گردید، نه به [[خدا]] [[سوگند]] شما را فرا نخواهد رسید تا وقتی که [[شقی]] و بدبخت شود آن کس که [[شقی]] و بدبخت می‌‏شود و سعادتمند و خوشبخت شود آن کس که سعید خواهد شد.»<ref>کمال الدین، ۳۴۶؛ کافی ۱، ۳۷۰.</ref> و همچنین وقتی [[اخبار]] مربوط به پدید آمدن نشانه‌‏های [[ظهور]] را [[مطالعه]] کنیم، نشانه‏‌هایی می‏‌بینیم، که در دوران [[ائمه اطهار]]، هیچ یک از آنها وجود نداشته است، همچون [[صیحه آسمانی]] و [[خسف]] که در آینده خواهد آمد، و تا وقتی این نشانه‏‌ها [[آشکار]] نشود [[حضرت]] [[ظهور]] نخواهد کرد.  
آن [[روایات]] از این قرار است: «این [[امر]] واقع نخواهد شد مگر بعد از [[نومیدی]]؛ نه به [[خدا]] [[سوگند]] تا اینکه از یکدیگر جدا و شناخته شوید؛ نه به [[خدا]] [[سوگند]] تا وقتی که [[آزمایش]] گردید، نه به [[خدا]] [[سوگند]] شما را فرا نخواهد رسید تا وقتی که [[شقی]] و بدبخت شود آن کس که [[شقی]] و بدبخت می‌‏شود و سعادتمند و خوشبخت شود آن کس که سعید خواهد شد.»<ref>کمال الدین، ۳۴۶؛ کافی ۱، ۳۷۰.</ref> و همچنین وقتی [[اخبار]] مربوط به پدید آمدن نشانه‌‏های [[ظهور]] را [[مطالعه]] کنیم، نشانه‏‌هایی می‏‌بینیم، که در دوران [[ائمه اطهار]]، هیچ یک از آنها وجود نداشته است، همچون [[صیحه آسمانی]] و [[خسف]] که در آینده خواهد آمد، و تا وقتی این نشانه‏‌ها آشکار نشود [[حضرت]] [[ظهور]] نخواهد کرد.  
*'''دوره سوم: دوران [[غیبت صغری]] (برای [[شیعیان]] [[امامیه]]):''' در این دوره - چنانکه در [[تاریخ]] [[غیبت صغری]] دانستیم - [[حضرت]] به صورت پنهانی می‌‏زیست، و [[شیعیان]] خود را [[رهبری]] می‌‏فرمود، و بدیهی است که در این دوره، [[شیعیان]] هر لحظه [[انتظار]] [[ظهور]] [[حضرت]] را داشتند؛ زیرا مرتب از سوی حکومت‌های وقت بر آنها [[ستم]] و [[بیداد]] وارد شده، و از طرف دیگر، آنها [[یقین]] به وجود [[حضرت]] داشتند، و می‌‏دانستند که آن [[حضرت]] از تمام اوضاع و احوال آشفته و پریشان [[جامعه]] [[آگاه]] است. و این را نیز می‏‌دانستند که [[خداوند]] او را برای برافکندن ریشه [[ظلم]] و [[فساد]] از روی [[زمین]] و از پهنه [[گیتی]] [[ذخیره]] کرده است؛ ولی از اینکه [[خداوند]] برای این کار در آن برنامه‏ریزی خود، زمان ویژه‏‌ای معین کرده غافل بودند، و نمی‌‏دانستند که هنوز شرایط [[ظهور]] آماده نشده است. و اگر در این مسأله عمیق‌تر بیندیشیم، می‏‌بینیم که خود این جو [[فکری]]، دارای مصلحتی بوده و آن [[حضرت]] [[صلاح]] نمی‏دانسته‏‌اند که این حالت [[انتظار]] [[مردم]] را تبدیل به [[یأس]] و [[نومیدی]] کنند، بلکه [[مصلحت]] در همین بوده که هر لحظه در [[اندیشه]] [[انتظار]] آن [[حضرت]] به سر برند، و این خود در ایجاد پیوند و علاقه بیشتر و عاطفه و [[محبت]] افزونتری نسبت به آن [[حضرت]] از سوی [[پیروان]] و شیعیانش مؤثر بوده است. و لذا [[حضرت]]، این [[انتظار]] سریع آنها را تصحیح نکرده، و آن حالت را [[تکذیب]] نفرمودند؛ زیرا هر چه [[امید]] در اشخاص، قویتر و نیرومندتر باشد، ارتباط و پیوند با آن [[حضرت]] بیشتر و محکمتر خواهد بود.
*'''دوره سوم: دوران [[غیبت صغری]] (برای [[شیعیان]] [[امامیه]]):''' در این دوره - چنانکه در [[تاریخ]] [[غیبت صغری]] دانستیم - [[حضرت]] به صورت پنهانی می‌‏زیست، و [[شیعیان]] خود را [[رهبری]] می‌‏فرمود، و بدیهی است که در این دوره، [[شیعیان]] هر لحظه [[انتظار]] [[ظهور]] [[حضرت]] را داشتند؛ زیرا مرتب از سوی حکومت‌های وقت بر آنها [[ستم]] و [[بیداد]] وارد شده، و از طرف دیگر، آنها [[یقین]] به وجود [[حضرت]] داشتند، و می‌‏دانستند که آن [[حضرت]] از تمام اوضاع و احوال آشفته و پریشان [[جامعه]] [[آگاه]] است. و این را نیز می‏‌دانستند که [[خداوند]] او را برای برافکندن ریشه [[ظلم]] و [[فساد]] از روی [[زمین]] و از پهنه [[گیتی]] [[ذخیره]] کرده است؛ ولی از اینکه [[خداوند]] برای این کار در آن برنامه‏ریزی خود، زمان ویژه‏‌ای معین کرده غافل بودند، و نمی‌‏دانستند که هنوز شرایط [[ظهور]] آماده نشده است. و اگر در این مسأله عمیق‌تر بیندیشیم، می‏‌بینیم که خود این جو [[فکری]]، دارای مصلحتی بوده و آن [[حضرت]] [[صلاح]] نمی‏دانسته‏‌اند که این حالت [[انتظار]] [[مردم]] را تبدیل به [[یأس]] و [[نومیدی]] کنند، بلکه [[مصلحت]] در همین بوده که هر لحظه در [[اندیشه]] [[انتظار]] آن [[حضرت]] به سر برند، و این خود در ایجاد پیوند و علاقه بیشتر و عاطفه و [[محبت]] افزونتری نسبت به آن [[حضرت]] از سوی [[پیروان]] و شیعیانش مؤثر بوده است. و لذا [[حضرت]]، این [[انتظار]] سریع آنها را تصحیح نکرده، و آن حالت را [[تکذیب]] نفرمودند؛ زیرا هر چه [[امید]] در اشخاص، قویتر و نیرومندتر باشد، ارتباط و پیوند با آن [[حضرت]] بیشتر و محکمتر خواهد بود.


۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش