جز
جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان'
جز (جایگزینی متن - 'مانع' به 'مانع') |
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان') |
||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
*در [[آیه]] ۴۱ سوره [[انفال]] [[حکم]] این [[انفال]] چنین بیان شده است: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفتهاید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیما» سوره انفال، آیه۴۱.</ref> | *در [[آیه]] ۴۱ سوره [[انفال]] [[حکم]] این [[انفال]] چنین بیان شده است: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفتهاید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیما» سوره انفال، آیه۴۱.</ref> | ||
*[[بدیهی]] است که باقی [[غنایم]] برای [[مجاهدان]] بود و [[پیامبر]]{{صل}} نیز آنها را میانشان قسمت کرد.[[رسول خدا]]{{صل}} برای کسانی که در [[مدینه]] و [[قبا]] [[جانشین]] خود کرده بود سهمی پرداختند. [[سعد بن عباده]] نیز که بر اثر مارگزیدگی نتوانست [[همراهی]] کند ولی [[انصار]] را برای حضور در [[بدر]] [[تشویق]] کرده بود سهمی به او داده شد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۱.</ref>. بدین ترتیب [[مسلمانان]] که هنگام [[خروج]] از [[مدینه]] تنها یک یا دو اسب<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۷.</ref>. و ۷۰ شتر داشتند و هر دو یا سه یا ۴ نفر از یک شتر استفاده میکردند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴.</ref>. هنگام بازگشت، هر یک بر یک یا دو شتر سوار بود و برهنگان [[جامه]] پوشیده و به زاد و توشه [[قریش]] دست یافته، سیر شده بودند و چون [[فدیه]] [[آزادی]] [[اسیران]] را نیز گرفتند هر فقیری ثروتمند شد و این استجابتِ همان [[دعای پیامبر]]{{صل}} بود که هنگام حرکت از سقیا به سوی [[بدر]] گفت: خدایا! ایشان گروه پیادگاناند، سوارشان کن، برهنهاند آنان را بپوشان، گرسنهاند، سیرشان کن و نیازمندند، به [[فضل]] خود بی نیازشان فرمای<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۶.</ref>. | *[[بدیهی]] است که باقی [[غنایم]] برای [[مجاهدان]] بود و [[پیامبر]]{{صل}} نیز آنها را میانشان قسمت کرد.[[رسول خدا]]{{صل}} برای کسانی که در [[مدینه]] و [[قبا]] [[جانشین]] خود کرده بود سهمی پرداختند. [[سعد بن عباده]] نیز که بر اثر مارگزیدگی نتوانست [[همراهی]] کند ولی [[انصار]] را برای حضور در [[بدر]] [[تشویق]] کرده بود سهمی به او داده شد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۱.</ref>. بدین ترتیب [[مسلمانان]] که هنگام [[خروج]] از [[مدینه]] تنها یک یا دو اسب<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۷.</ref>. و ۷۰ شتر داشتند و هر دو یا سه یا ۴ نفر از یک شتر استفاده میکردند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴.</ref>. هنگام بازگشت، هر یک بر یک یا دو شتر سوار بود و برهنگان [[جامه]] پوشیده و به زاد و توشه [[قریش]] دست یافته، سیر شده بودند و چون [[فدیه]] [[آزادی]] [[اسیران]] را نیز گرفتند هر فقیری ثروتمند شد و این استجابتِ همان [[دعای پیامبر]]{{صل}} بود که هنگام حرکت از سقیا به سوی [[بدر]] گفت: خدایا! ایشان گروه پیادگاناند، سوارشان کن، برهنهاند آنان را بپوشان، گرسنهاند، سیرشان کن و نیازمندند، به [[فضل]] خود بی نیازشان فرمای<ref>المغازی، ج ۱، ص ۲۶.</ref>. | ||
*بر اساس [[روایت]] [[ابنعباس]]، از جمله [[غنایم]] [[جنگ بدر]] پارچهای سرخ رنگ بود که مفقود شد. برخی گفتند: شاید [[رسول خدا]]{{صل}} آن را برای خود برداشته است! بنا به روایتی در پاسخ به این [[تهمت]] بود که [[آیه]] ۱۶۱ سوره [[آل عمران]] نازل شد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه۱۶۱.</ref><ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲؛ اسباب النزول، ص ۱۰۷.</ref>. جست و جوها [[آشکار]] ساخت که یکی از حاضرانِ در [[بدر]] آن را برداشته، در [[زمین]] | *بر اساس [[روایت]] [[ابنعباس]]، از جمله [[غنایم]] [[جنگ بدر]] پارچهای سرخ رنگ بود که مفقود شد. برخی گفتند: شاید [[رسول خدا]]{{صل}} آن را برای خود برداشته است! بنا به روایتی در پاسخ به این [[تهمت]] بود که [[آیه]] ۱۶۱ سوره [[آل عمران]] نازل شد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه۱۶۱.</ref><ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲؛ اسباب النزول، ص ۱۰۷.</ref>. جست و جوها [[آشکار]] ساخت که یکی از حاضرانِ در [[بدر]] آن را برداشته، در [[زمین]] پنهان کرده بود. [[پیامبر]]{{صل}} [[دستور]] داد آن را بیابند و چون آن را یافتند کسی گفت: ای [[رسول خدا]] برای این مرد طلب [[آمرزش]] کن. این درخواست چند بار تکرار شد. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: درباره [[مجرمان]] چنین چیزی نخواهید <ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref>. | ||
*همچنین درباره [[حکم]] [[اسیران]] [[جنگی]] [[پیامبر]] پیش از [[جنگ]]، [[مسلمانان]] را از کشتن افرادی چون [[ابوالبختری]] از [[قبیله]] [[بنی اسد]] به سبب خدماتش به [[مسلمانان]] در [[مکه]] و [[حارث بن عامر بن نوفل]] و [[بنی هاشم]] را بر اثر [[خروج]] اجباری و [[زمعة بن اسود]] منع و بر [[اسیر]] کردن آنان تأکید ورزیده بود<ref>السیرهالنبویه، ج ۲، ص ۲۸۱ ـ ۲۸۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۸۰ ـ ۸۱.</ref>. اگرچه [[مسلمانان]] بر اثر ناآشنایی با برخی از این افراد آنان را در [[جنگ]] کشتند؛ همچنین در پی اعلام [[پیامبر]] برخی از [[مسلمانان]] نیز تلاش کردند که در زمان [[جنگ]] افراد دیگری از [[سپاه قریش]] را به [[اسارت]] درآورند. شاید بتوان [[انگیزه]] این گروه از [[مسلمانان]] را در این کار [[حفظ جان]] بستگان یا [[دوستان]] خود که در [[جبهه]] مخالف قرار داشتند یا حتی انگیزههای [[اقتصادی]] و در یافت فدیه در برابر [[آزادی]] [[اسیران]] دانست، به هر روی [[خداوند]] در [[آیات]] ۶۷ ـ ۶۸ سوره [[انفال]] که پس از [[بدر]] نازل شد عمل این دسته از [[مسلمانان]] را [[نکوهش]] و ضمن رد [[اسارت]] گرفتن [[دشمنان]] در زمان [[جنگ]]، متخلفان از این [[دستور]] را به عذابی بزرگ [[تهدید]] کرد: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است اگر در آنچه گرفتهاید نوشتهای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما میرسید» سوره انفال، آیه ۶۷-۶۸.</ref>. پس از [[جنگ]] در [[تعیین]] [[سرنوشت]] [[اسیران]] [[مشرک]] اختلافهایی روی داد؛ از یک سو برخی از [[مسلمانان]] از جمله [[سعد بن معاذ]]<ref>السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج۱، ص۱۰۶.</ref> که از انگیزههای [[قوی]] [[دینی]] برخوردار بودند خواهان کشتن اسرا بودند. در این میان [[عمر بن خطاب]] نیز از کشتن اسرا <ref> السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۰۵، ۱۰۸ ـ ۱۰۹.</ref> [[حمایت]] میکرد و بر آن پای میفشرد <ref>اسباب النزول، ص ۱۹۸؛ سبل الهدی، ج ۴، ص ۹۲.</ref>. شاید بتوان گفت که از [[قبیله]] [[عمر بن خطاب]] فردی در [[سپاه قریش]] نبود<ref>المعارف، ص ۱۵۳.</ref> تا [[عمر بن خطاب]] بخواهد با [[اسارت]] گرفتن وی جانش را [[نجات]] دهد، ازاینرو وی به [[راحتی]] از کشتن اسرا سخن میگفت. | *همچنین درباره [[حکم]] [[اسیران]] [[جنگی]] [[پیامبر]] پیش از [[جنگ]]، [[مسلمانان]] را از کشتن افرادی چون [[ابوالبختری]] از [[قبیله]] [[بنی اسد]] به سبب خدماتش به [[مسلمانان]] در [[مکه]] و [[حارث بن عامر بن نوفل]] و [[بنی هاشم]] را بر اثر [[خروج]] اجباری و [[زمعة بن اسود]] منع و بر [[اسیر]] کردن آنان تأکید ورزیده بود<ref>السیرهالنبویه، ج ۲، ص ۲۸۱ ـ ۲۸۲؛ المغازی، ج ۱، ص ۸۰ ـ ۸۱.</ref>. اگرچه [[مسلمانان]] بر اثر ناآشنایی با برخی از این افراد آنان را در [[جنگ]] کشتند؛ همچنین در پی اعلام [[پیامبر]] برخی از [[مسلمانان]] نیز تلاش کردند که در زمان [[جنگ]] افراد دیگری از [[سپاه قریش]] را به [[اسارت]] درآورند. شاید بتوان [[انگیزه]] این گروه از [[مسلمانان]] را در این کار [[حفظ جان]] بستگان یا [[دوستان]] خود که در [[جبهه]] مخالف قرار داشتند یا حتی انگیزههای [[اقتصادی]] و در یافت فدیه در برابر [[آزادی]] [[اسیران]] دانست، به هر روی [[خداوند]] در [[آیات]] ۶۷ ـ ۶۸ سوره [[انفال]] که پس از [[بدر]] نازل شد عمل این دسته از [[مسلمانان]] را [[نکوهش]] و ضمن رد [[اسارت]] گرفتن [[دشمنان]] در زمان [[جنگ]]، متخلفان از این [[دستور]] را به عذابی بزرگ [[تهدید]] کرد: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است اگر در آنچه گرفتهاید نوشتهای از خداوند، از پیش نبود، به یقین عذابی سترگ به شما میرسید» سوره انفال، آیه ۶۷-۶۸.</ref>. پس از [[جنگ]] در [[تعیین]] [[سرنوشت]] [[اسیران]] [[مشرک]] اختلافهایی روی داد؛ از یک سو برخی از [[مسلمانان]] از جمله [[سعد بن معاذ]]<ref>السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج۱، ص۱۰۶.</ref> که از انگیزههای [[قوی]] [[دینی]] برخوردار بودند خواهان کشتن اسرا بودند. در این میان [[عمر بن خطاب]] نیز از کشتن اسرا <ref> السیرهالنبویه، ج۲، ص۲۸۱؛ المغازی، ج ۱، ص ۱۰۵، ۱۰۸ ـ ۱۰۹.</ref> [[حمایت]] میکرد و بر آن پای میفشرد <ref>اسباب النزول، ص ۱۹۸؛ سبل الهدی، ج ۴، ص ۹۲.</ref>. شاید بتوان گفت که از [[قبیله]] [[عمر بن خطاب]] فردی در [[سپاه قریش]] نبود<ref>المعارف، ص ۱۵۳.</ref> تا [[عمر بن خطاب]] بخواهد با [[اسارت]] گرفتن وی جانش را [[نجات]] دهد، ازاینرو وی به [[راحتی]] از کشتن اسرا سخن میگفت. | ||
*از سوی دیگر [[پیامبر]] ضمن [[فرمان]] [[قتل]] برخی از [[اسیران]] [[مشرک]] چون [[عقبة بن ابی معیط]]، [[نضربن حارث]] و [[طعیمة بن ابی عدی]]<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص ۲۳۸.</ref> که سابقهای دیرین در [[دشمنی]] با [[مسلمانان]] داشتند و [[حکم]] اعدام آنان به دست [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[اجرا]] گردید<ref>المغازی، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۸؛ عیون الاثر، ج ۱، ص ۳۴۷؛ سبل الهدی، ج ۴، ص ۶۳ ـ ۶۴.</ref>، از [[آزادی]] سایر [[اسیران]] در برابر پرداخت [[فدیه]] یا [[تعلیم]] [[کودکان]] [[مسلمان]]، [[سخن]] به میان آورد<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۱۳، ۱۶.</ref>. [[مسلمانان]] نیز طبق نظر آن [[حضرت]] [[رفتار]] کردند. بنابر روایاتی از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} [[آیه]]: {{متن قرآن|أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) میگویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آل عمران، آیه۱۶۵.</ref> به [[آزادی]] اسرا در برابر فدیه اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۸۷۷.</ref>. گزارشهای متعددی از برخورد خوب [[مسلمانان]] با [[اسیران]] در راه بازگشت به [[مدینه]] و همچنین در زمان حضور در [[مدینه]] آمده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۱۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۹ ـ ۳۰۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۱۵۹.</ref>. به موجب گزارشهایی، [[قریش]] در ابتدا نمیخواست تا هم کشته داده باشد و هم فدیه بپردازد، ازاینرو مُطَّلِب پسر ابووداعه، نخستین کسی که فدیه پرداخت و پدرش را [[آزاد]] ساخت، مورد [[سرزنش]] [[قریش]] قرار گرفت؛ ولی پس از این، ممنوعیت پرداخت فدیه برداشته شد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۲ ـ ۳۰۳.</ref><ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|بدر / غزوه]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>. | *از سوی دیگر [[پیامبر]] ضمن [[فرمان]] [[قتل]] برخی از [[اسیران]] [[مشرک]] چون [[عقبة بن ابی معیط]]، [[نضربن حارث]] و [[طعیمة بن ابی عدی]]<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص ۲۳۸.</ref> که سابقهای دیرین در [[دشمنی]] با [[مسلمانان]] داشتند و [[حکم]] اعدام آنان به دست [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[اجرا]] گردید<ref>المغازی، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۰۷؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۸؛ عیون الاثر، ج ۱، ص ۳۴۷؛ سبل الهدی، ج ۴، ص ۶۳ ـ ۶۴.</ref>، از [[آزادی]] سایر [[اسیران]] در برابر پرداخت [[فدیه]] یا [[تعلیم]] [[کودکان]] [[مسلمان]]، [[سخن]] به میان آورد<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۱۳، ۱۶.</ref>. [[مسلمانان]] نیز طبق نظر آن [[حضرت]] [[رفتار]] کردند. بنابر روایاتی از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[امام باقر]]{{ع}} [[آیه]]: {{متن قرآن|أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) میگویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آل عمران، آیه۱۶۵.</ref> به [[آزادی]] اسرا در برابر فدیه اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۸۷۷.</ref>. گزارشهای متعددی از برخورد خوب [[مسلمانان]] با [[اسیران]] در راه بازگشت به [[مدینه]] و همچنین در زمان حضور در [[مدینه]] آمده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۱۹؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۹۹ ـ ۳۰۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۱۵۹.</ref>. به موجب گزارشهایی، [[قریش]] در ابتدا نمیخواست تا هم کشته داده باشد و هم فدیه بپردازد، ازاینرو مُطَّلِب پسر ابووداعه، نخستین کسی که فدیه پرداخت و پدرش را [[آزاد]] ساخت، مورد [[سرزنش]] [[قریش]] قرار گرفت؛ ولی پس از این، ممنوعیت پرداخت فدیه برداشته شد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۰۲ ـ ۳۰۳.</ref><ref>[[محمد رضا هدایتپناه|هدایتپناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|بدر / غزوه]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>. | ||