جنگ بدر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۳: خط ۴۳:


==استقرار دو [[سپاه]] در [[بدر]]==
==استقرار دو [[سپاه]] در [[بدر]]==
*[[پیامبر]]{{صل}} پس از پیمودن منازلی که [[ابن‌هشام]] همه آنها را برشمرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴ ـ ۲۶۷.</ref>، در پانزدهم [[ماه رمضان]] به "روحا" رسید و کنار چاهِ آن [[نماز]] گزارد و بزرگان [[قریش]] از جمله [[ابوجهل]] و [[زمعة بن اسود]] را [[نفرین]] کرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۶.</ref>. نزدیک [[بدر]] [[جبرئیل]] خبر نزدیک شدن [[سپاه قریش]] را به [[رسول‌خدا]]{{صل}} داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>.[[پیامبر]]{{صل}}[[اصحاب]] خود را به مشورت‌ طلبید.
[[پیامبر]]{{صل}} پس از پیمودن منازلی که [[ابن‌هشام]] همه آنها را برشمرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۴ ـ ۲۶۷.</ref>، در پانزدهم [[ماه رمضان]] به "روحا" رسید و کنار چاهِ آن [[نماز]] گزارد و بزرگان [[قریش]] از جمله [[ابوجهل]] و [[زمعة بن اسود]] را [[نفرین]] کرد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۶.</ref>. نزدیک [[بدر]] [[جبرئیل]] خبر نزدیک شدن [[سپاه قریش]] را به [[رسول‌خدا]]{{صل}} داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۱۳۱.</ref>.[[پیامبر]]{{صل}}[[اصحاب]] خود را به مشورت‌ طلبید.
*گویند: [[ابوبکر]] و [[عمر]] سخنانی گفتند؛ ولی از عدم [[نقل]] سخنانشان<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶.</ref> معلوم می‌شود که سخنانشان [[نیکو]] نبوده است. واقدی تنها کسی است که سخنان [[عمر]] را [[نقل]] کرده که کاملاً بر [[ترس]] و [[نومیدی]] از [[قدرت]] [[مسلمانان]] در برابر [[قریش]] دلالت دارد؛ اما [[مقداد]] از [[مهاجران]] گفت: ای [[رسول خدا]] ما چون [[قوم یهود]] نیستیم که به [[موسی]] گفتند: تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشسته‌ایم، بلکه ما از راست و چپ و پیش و پس تو می‌جنگیم<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸؛ صحیح البخاری، ج ۵، ص ۴.</ref>. باز [[رسول خدا]]{{صل}} خواستار نظر [[اصحاب]] شد. خطاب [[پیامبر]]{{صل}} در [[حقیقت]] متوجه [[انصار]] بود، آنان بیشترین جمعیت [[سپاه]] [[پیامبر]]{{صل}} را تشکیل می‌دادند لیکن بر اساس [[پیمان]] خود با [[پیامبر]]{{صل}} [[متعهد]] [[دفاع]] از [[رسول خدا]]{{صل}} در خارج از [[مدینه]] نبودند <ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>، ازاین‌رو [[سعد بن معاذ]] [[رئیس]] [[اوس]] که متوجه این موضوع شده بود به نمایندگی از [[انصار]] سخنان پرشوری گفت و [[اطاعت]] [[انصار]] را از [[فرمان پیامبر]]{{صل}} اعلام کرد.
 
*[[رسول خدا]]{{صل}} از سخنان [[مقداد]] و [[سعد بن معاذ]] بسیار خوشحال شد و فرمود: [[خداوند]] به من [[وعده]] [[پیروزی]] بر یکی از دو گروه (تجاری یا [[سپاه]] اعزامی [[مکه]]) را داده است. {{متن قرآن| وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه:۷.</ref> به [[خدا]] [[سوگند]] هم‌اکنون محل کشته شدن آنان را می‌بینم<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۶۷.</ref> و حتی آن را به [[اصحاب]] خود نشان داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸ ـ ۴۹.</ref>. [[مسلمانان]] با [[سخنان پیامبر]]{{صل}} متوجه فرار کاروان تجاری شدند و آنان که تا آن هنگام [[پرچم]] [[جنگ]] نبسته بودند، پرچم‌های [[جنگ]] را برافراشته، و به راه افتادند و شامگاه هفدهم [[ماه رمضان]] در [[بدر]] فرود آمدند. [[مسلمانان]] از لشکرگاه [[قریش]] بر اثر وجود تپه‌های شنی که میان آنان بود خبر نداشتند. [[پیامبر]]{{صل}} چند نفر از جمله [[علی]]{{ع}}، را برای کسب خبر به سوی چاهی که در نزدیک آنان بود فرستاد. آنان با ساقیان [[قریش]] برخورد و دو تن از آنان را [[اسیر]] کردند. پس از بازجویی معلوم شد که [[سپاه قریش]] با شمار ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر که اغلب بزرگان [[قریش]] را همراه دارد در پشت تپه‌های شنیِ منطقه اردو زده‌اند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[مکه]] جگرگوشه‌های خود را به سوی شما روانه کرده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۱ ـ ۵۳؛ السیره‌النبویه، ج ۲، ص ۲۶۹.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} از [[یاران]] خود درباره محلّی که فرود آمده بودند [[مشورت]] خواست. [[حباب بن منذر انصاری]] ضمن نامطلوب [[خواندن]] آن موضع، پیشنهاد کرد تا در کنار چاه‌های [[بدر]] فرود آیند و دیگر چاه‌ها را پُر کنند. بر اساس روایتی که مورد نقد برخی محققان نیز قرار گرفته <ref> الصحیح من سیره، ج ۵، ص ۲۹ ـ ۳۰.</ref>. [[جبرئیل]] فرود آمد و نظر [[حباب بن منذر انصاری]] را [[تأیید]] کرد <ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۳ ـ ۵۴.</ref> و او را حباب ذوالرأی خواندند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>، از این‌رو اردوگاه خود را در کنار چاه‌های [[بدر]] قرار داد.
گویند: [[ابوبکر]] و [[عمر]] سخنانی گفتند؛ ولی از عدم [[نقل]] سخنانشان<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶.</ref> معلوم می‌شود که سخنانشان [[نیکو]] نبوده است. واقدی تنها کسی است که سخنان [[عمر]] را [[نقل]] کرده که کاملاً بر [[ترس]] و [[نومیدی]] از [[قدرت]] [[مسلمانان]] در برابر [[قریش]] دلالت دارد؛ اما [[مقداد]] از [[مهاجران]] گفت: ای [[رسول خدا]] ما چون [[قوم یهود]] نیستیم که به [[موسی]] گفتند: تو و خدایت بروید و بجنگید و ما اینجا نشسته‌ایم، بلکه ما از راست و چپ و پیش و پس تو می‌جنگیم<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸؛ صحیح البخاری، ج ۵، ص ۴.</ref>. باز [[رسول خدا]]{{صل}} خواستار نظر [[اصحاب]] شد. خطاب [[پیامبر]]{{صل}} در [[حقیقت]] متوجه [[انصار]] بود، آنان بیشترین جمعیت [[سپاه]] [[پیامبر]]{{صل}} را تشکیل می‌دادند لیکن بر اساس [[پیمان]] خود با [[پیامبر]]{{صل}} [[متعهد]] [[دفاع]] از [[رسول خدا]]{{صل}} در خارج از [[مدینه]] نبودند <ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>، ازاین‌رو [[سعد بن معاذ]] [[رئیس]] [[اوس]] که متوجه این موضوع شده بود به نمایندگی از [[انصار]] سخنان پرشوری گفت و [[اطاعت]] [[انصار]] را از [[فرمان پیامبر]]{{صل}} اعلام کرد.
*خبر رسیدن [[سپاه]] [[پیامبر]]{{صل}} به وسیله یک نفر ساقی فراری به [[مشرکان]] رسید. در این هنگام [[حکیم بن حزام]] و عتبة بن [[ربیعه]] از [[لشکرکشی]] [[بیهوده]] خود سخن به میان آورده، به [[ابوجهل]] [[اعتراض]] کردند و از [[ترس]] [[شبیخون]] زدن [[مسلمانان]] آن شب را [[پاسداری]] دادند و حتی نتوانستند گوشت‌هایی را که کباب کرده بودند بخورند و آن شب را گرسنه سپری کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۵.</ref>.
 
[[رسول خدا]]{{صل}} از سخنان [[مقداد]] و [[سعد بن معاذ]] بسیار خوشحال شد و فرمود: [[خداوند]] به من [[وعده]] [[پیروزی]] بر یکی از دو گروه (تجاری یا [[سپاه]] اعزامی [[مکه]]) را داده است. {{متن قرآن| وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ}}<ref>  و (یاد کن) آنگاه را که خداوند به شما وعده می‌فرمود که (پیروزی بر) یکی از دو دسته از آن شما باشد و شما دوست می‌داشتید که آن دسته بی‌جنگ‌افزار از آن شما گردد اما خداوند می‌خواست که حقّ را با کلمات خویش تحقّق بخشد و ریشه کافران را بر کند، سوره انفال، آیه:۷.</ref> به [[خدا]] [[سوگند]] هم‌اکنون محل کشته شدن آنان را می‌بینم<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۶۶ ـ ۲۶۷.</ref> و حتی آن را به [[اصحاب]] خود نشان داد<ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۸ ـ ۴۹.</ref>. [[مسلمانان]] با [[سخنان پیامبر]]{{صل}} متوجه فرار کاروان تجاری شدند و آنان که تا آن هنگام [[پرچم]] [[جنگ]] نبسته بودند، پرچم‌های [[جنگ]] را برافراشته، و به راه افتادند و شامگاه هفدهم [[ماه رمضان]] در [[بدر]] فرود آمدند. [[مسلمانان]] از لشکرگاه [[قریش]] بر اثر وجود تپه‌های شنی که میان آنان بود خبر نداشتند. [[پیامبر]]{{صل}} چند نفر از جمله [[علی]]{{ع}}، را برای کسب خبر به سوی چاهی که در نزدیک آنان بود فرستاد. آنان با ساقیان [[قریش]] برخورد و دو تن از آنان را [[اسیر]] کردند. پس از بازجویی معلوم شد که [[سپاه قریش]] با شمار ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر که اغلب بزرگان [[قریش]] را همراه دارد در پشت تپه‌های شنیِ منطقه اردو زده‌اند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[مکه]] جگرگوشه‌های خود را به سوی شما روانه کرده است<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۱ ـ ۵۳؛ السیره‌النبویه، ج ۲، ص ۲۶۹.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} از [[یاران]] خود درباره محلّی که فرود آمده بودند [[مشورت]] خواست. [[حباب بن منذر انصاری]] ضمن نامطلوب [[خواندن]] آن موضع، پیشنهاد کرد تا در کنار چاه‌های [[بدر]] فرود آیند و دیگر چاه‌ها را پُر کنند. بر اساس روایتی که مورد نقد برخی محققان نیز قرار گرفته <ref> الصحیح من سیره، ج ۵، ص ۲۹ ـ ۳۰.</ref>. [[جبرئیل]] فرود آمد و نظر [[حباب بن منذر انصاری]] را [[تأیید]] کرد <ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۳ ـ ۵۴.</ref> و او را حباب ذوالرأی خواندند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>، از این‌رو اردوگاه خود را در کنار چاه‌های [[بدر]] قرار داد.
 
خبر رسیدن [[سپاه]] [[پیامبر]]{{صل}} به وسیله یک نفر ساقی فراری به [[مشرکان]] رسید. در این هنگام [[حکیم بن حزام]] و عتبة بن [[ربیعه]] از [[لشکرکشی]] [[بیهوده]] خود سخن به میان آورده، به [[ابوجهل]] [[اعتراض]] کردند و از [[ترس]] [[شبیخون]] زدن [[مسلمانان]] آن شب را [[پاسداری]] دادند و حتی نتوانستند گوشت‌هایی را که کباب کرده بودند بخورند و آن شب را گرسنه سپری کردند<ref>المغازی، ج ۱، ص ۵۵.</ref>.
*[[قرآن]] [[وصف]] دقیقی از [[موقعیت]] [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] ارائه کرده است: {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیک‌تر (مدینه) بودید و آنان  بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایین‌تر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) می‌گذاشتید در آن خلاف می‌کردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه۴۲.</ref>
*[[قرآن]] [[وصف]] دقیقی از [[موقعیت]] [[مسلمانان]] و [[مشرکان]] ارائه کرده است: {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیک‌تر (مدینه) بودید و آنان  بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایین‌تر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) می‌گذاشتید در آن خلاف می‌کردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه۴۲.</ref>
*میان مؤرخان و [[مفسران]] درباره اینکه کدام‌ یک از دو [[سپاه]] زودتر به [[بدر]] رسیدند [[اختلاف]] وجود دارد؛ مؤرخانی چون [[واقدی]] و [[ابن‌اسحاق]] گفته‌اند که [[مسلمانان]] زودتر به [[بدر]] رسیدند و چاه‌های [[آب]] را گرفتند؛ ولی [[مفسران]] ورود [[سپاه قریش]] را پیش از [[مسلمانان]] دانسته‌اند، از همین روست که وقتی در شب [[بدر]] [[مسلمانان]] خوابیدند و صبح [[نیاز]] به [[آب]] پیدا کردند نتوانستند [[غسل]] کنند و [[شیطان]] آنان را بر اثر وضعیت [[بدی]] که پیدا کرده بودند [[وسوسه]] می‌کرد. [[خداوند]] بدین منظور و نیز جهت محکم کردن [[زمین]] زیر پای آنان [[باران]] فرستاد:{{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند  سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref><ref>التبیان، ج ۵، ص ۸۶؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۲۵۷ ـ ۲۵۹؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۲.</ref>ساختن حوض‌های [[آب]] نیز پس از این [[باران]] بود، زیرا آن‌قدر [[آب]] در آبراه‌ها جاری شد که این حوض‌ها را برای جمع‌آوری آب‌ها ساختند<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۲۰۴.</ref>. [[خداوند]] در آن شب برای [[آرامش]] [[مسلمانان]]، [[خواب]] را بر آنان مسلط کرد: {{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند  سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref> بر پایه روایتی از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در آن [[شب]] در حالی که همه [[اصحاب]] به [[خواب]] رفته بودند [[رسول خدا]]{{صل}} در کنار درختی تا هنگام صبح به [[عبادت]] پرداخت<ref>روض الجنان، ج ۵، ص ۴۷.</ref><ref>[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|بدر / غزوه]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>.
 
میان مؤرخان و [[مفسران]] درباره اینکه کدام‌ یک از دو [[سپاه]] زودتر به [[بدر]] رسیدند [[اختلاف]] وجود دارد؛ مؤرخانی چون [[واقدی]] و [[ابن‌اسحاق]] گفته‌اند که [[مسلمانان]] زودتر به [[بدر]] رسیدند و چاه‌های [[آب]] را گرفتند؛ ولی [[مفسران]] ورود [[سپاه قریش]] را پیش از [[مسلمانان]] دانسته‌اند، از همین روست که وقتی در شب [[بدر]] [[مسلمانان]] خوابیدند و صبح [[نیاز]] به [[آب]] پیدا کردند نتوانستند [[غسل]] کنند و [[شیطان]] آنان را بر اثر وضعیت [[بدی]] که پیدا کرده بودند [[وسوسه]] می‌کرد. [[خداوند]] بدین منظور و نیز جهت محکم کردن [[زمین]] زیر پای آنان [[باران]] فرستاد:{{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند  سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref><ref>التبیان، ج ۵، ص ۸۶؛ جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۲۵۷ ـ ۲۵۹؛ المیزان، ج ۹، ص ۲۲.</ref>ساختن حوض‌های [[آب]] نیز پس از این [[باران]] بود، زیرا آن‌قدر [[آب]] در آبراه‌ها جاری شد که این حوض‌ها را برای جمع‌آوری آب‌ها ساختند<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۲۰۴.</ref>. [[خداوند]] در آن شب برای [[آرامش]] [[مسلمانان]]، [[خواب]] را بر آنان مسلط کرد: {{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا می‌پوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو می‌باراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را نیرومند  سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه۱۱.</ref> بر پایه روایتی از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در آن [[شب]] در حالی که همه [[اصحاب]] به [[خواب]] رفته بودند [[رسول خدا]]{{صل}} در کنار درختی تا هنگام صبح به [[عبادت]] پرداخت<ref>روض الجنان، ج ۵، ص ۴۷.</ref><ref>[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد جعفر]]، [[بدر / غزوه (مقاله)|بدر / غزوه]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>.


==صف آرایی دو [[سپاه]]==
==صف آرایی دو [[سپاه]]==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش