جز
جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* [[وحی در ادیان]] [[الهی]] از [[جایگاه]] اساسی برخوردار است و سنگ زیربنای بحثهای دینپژوهی و قرآنپژوهی است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۶.</ref>. | * [[وحی در ادیان]] [[الهی]] از [[جایگاه]] اساسی برخوردار است و سنگ زیربنای بحثهای دینپژوهی و قرآنپژوهی است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۶.</ref>. | ||
* وحی در لغت به معنای القای معنا به دیگران است که نوعاً از طریق رمز و اشاره و | * وحی در لغت به معنای القای معنا به دیگران است که نوعاً از طریق رمز و اشاره و پنهان از چشم دیگران صورت میگیرد. این معنای لغوی، عام بوده و هرگونه القای معنایی را در بر میگیرد و [[الهام]] یکی از مصادیق بارز آن است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۶.</ref>. | ||
* وحی به معنای مصطلح در [[فرهنگ]] [[ادیان]]، ارتباط [[کلامی]] بین [[خدا]] و برگزیدگانش است که حاصل آن [[نبوت]] است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۶.</ref>. | * وحی به معنای مصطلح در [[فرهنگ]] [[ادیان]]، ارتباط [[کلامی]] بین [[خدا]] و برگزیدگانش است که حاصل آن [[نبوت]] است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۶.</ref>. | ||
* در [[الهام]] و [[مکاشفه]] نیز، القای معنا صورت میگیرد و بسیاری از موارد پیامهای ربّانی به اهل [[مکاشفه]] و [[الهام]] [[القاء]] میشود که [[پاکی]] [[نفس]] و جلای [[روح]] و خموشی زبان و رهایی از تعلقات مادی شرط شنیدن نواهای وحیانی است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۶.</ref>. | * در [[الهام]] و [[مکاشفه]] نیز، القای معنا صورت میگیرد و بسیاری از موارد پیامهای ربّانی به اهل [[مکاشفه]] و [[الهام]] [[القاء]] میشود که [[پاکی]] [[نفس]] و جلای [[روح]] و خموشی زبان و رهایی از تعلقات مادی شرط شنیدن نواهای وحیانی است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۶.</ref>. | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
* [[احمد بن فارس]] در کتاب معجم مقاییس اللغه در باره معنای اصلی این واژه مینویسد: "واژه وحی بر القای [[دانش]] به غیر، چه به صورت نهانی و چه به صورت [[آشکار]]، دلالت دارد پس وحی از نظر لغوی، اشاره، نوشتار، [[نامه]] و هرچه را که به هر نحوی بر دیگری [[القاء]] میکنی تا بدان [[آگاه]] گردد، شامل میشود و تمام موارد کاربرد این کلمه به همین معنا برمیگردد<ref>معجم مقاییس اللغة، احمد بن فارس، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ﻫ، ج ۲، ص ۶۲۴ (ذیل واژه).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | * [[احمد بن فارس]] در کتاب معجم مقاییس اللغه در باره معنای اصلی این واژه مینویسد: "واژه وحی بر القای [[دانش]] به غیر، چه به صورت نهانی و چه به صورت [[آشکار]]، دلالت دارد پس وحی از نظر لغوی، اشاره، نوشتار، [[نامه]] و هرچه را که به هر نحوی بر دیگری [[القاء]] میکنی تا بدان [[آگاه]] گردد، شامل میشود و تمام موارد کاربرد این کلمه به همین معنا برمیگردد<ref>معجم مقاییس اللغة، احمد بن فارس، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ﻫ، ج ۲، ص ۶۲۴ (ذیل واژه).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
* [[ابو اسحاق]]، یکی از لغتشناسان بزرگ، گفته است: "معنای اصلی وحی، اِعلام (آگاهانیدن) به صورت نهانی است و به همین جهت [[الهام]] را نیز "وحی" نامیدهاند<ref>تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۲۰، ص ۲۸۰ (ذیل واژه).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | * [[ابو اسحاق]]، یکی از لغتشناسان بزرگ، گفته است: "معنای اصلی وحی، اِعلام (آگاهانیدن) به صورت نهانی است و به همین جهت [[الهام]] را نیز "وحی" نامیدهاند<ref>تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۲۰، ص ۲۸۰ (ذیل واژه).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
* [[ابن انباری]] نیز گفته است: "اصل معنای ایحاء (وحی کردن) آن است که کسی، دیگری را به صورت سرّی [[آگاه]] سازد. وحی به [[پیامبران]] از این جهت وحی نامیده شده که [[فرشته وحی]] از دید [[مردم]] | * [[ابن انباری]] نیز گفته است: "اصل معنای ایحاء (وحی کردن) آن است که کسی، دیگری را به صورت سرّی [[آگاه]] سازد. وحی به [[پیامبران]] از این جهت وحی نامیده شده که [[فرشته وحی]] از دید [[مردم]] پنهان است<ref>تاج العروس من الجواهر القاموس، زبیدی، تحقیق علی سیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ﻫ، ج ۲۰، ص ۲۸۰ (ذیل واژه).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
* [[راغب اصفهانی]] گفته است: "اصل وحی اشاره سریع است و این اشاره سریع، به صورتهای گوناگونی نظیر [[سخن گفتن]] به صورت رمز و [[تعریض]]، صدای بدون ترکیب، اشاره با اعضا و جوارح و [[نوشتن]] تحقق مییابد... از آنجا که واژه وحی معنای سرعت را در بر دارد، به یک کار سریع أمْرٌ وَحِیٌّ اطلاق میشود"<ref>المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ ﻫ، ص ۵۱۵ (ذیل واژه).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | * [[راغب اصفهانی]] گفته است: "اصل وحی اشاره سریع است و این اشاره سریع، به صورتهای گوناگونی نظیر [[سخن گفتن]] به صورت رمز و [[تعریض]]، صدای بدون ترکیب، اشاره با اعضا و جوارح و [[نوشتن]] تحقق مییابد... از آنجا که واژه وحی معنای سرعت را در بر دارد، به یک کار سریع أمْرٌ وَحِیٌّ اطلاق میشود"<ref>المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ ﻫ، ص ۵۱۵ (ذیل واژه).</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
*با توجه به نظریات فوق، در معنای اصلی وحی سه دیدگاه در میان لغتشناسان وجود دارد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>: | *با توجه به نظریات فوق، در معنای اصلی وحی سه دیدگاه در میان لغتشناسان وجود دارد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>: | ||