جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
*و محقق طوسی میفرماید: "عارف چون از درخواستها و ارادههای خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود میپسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] میفرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] میفرماید، [[اراده]] میکند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمیخواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>. | *و محقق طوسی میفرماید: "عارف چون از درخواستها و ارادههای خود تهی گردد، و [[محبّت]] [[حضرت حق]] بر [[عقل]] و [[روح]] و ادراکات او [[غلبه]] نماید، و تمامی امور خویش را به او وانهاده به تمامی آنچه او در حقّش [[اراده]] فرموده [[راضی]] گردد؛ [[خداوند متعال]] در [[عقل]] و [[قلب]] و قوای او [[متصرّف]] شده امور او را بنا بر آنچه خود میپسندد و بدان [[راضی]] است، [[تدبیر]] میفرماید. در اینجا [[اراده]] عارف در پرتو [[اراده]] [[حضرت حق]] قرار گرفته اشیاء را آنگونه که او [[اراده]] میفرماید، [[اراده]] میکند. [[خداوند متعال]] خود درباره اینان فرموده است: "و خود نمیخواهند مگر آنکه [[خداوند]] بخواهد"<ref>{{عربی| و قال المحقق الطوسي قدس الله روحه القدوسي: ان العارف إذا انقطع عن نفسه و اتصل بالحق رأى كل قدرة مستغرقة في قدرته المتعلقة بجميع المقدورات، و كل علم مستغرق في علمه الذي لا يعزب عنه شيء من الموجودات، و كل إرادة مستغرقة في إرادته التي لا يتأبى عنها شيء من الممكنات، بل كل وجود و كل كمال وجود فهو صادر عنه فائض من لدنه، فصار الحق حينئذ بصره الذي يبصر به، و سمعه الذي به يسمع، و قدرته التي بها يفعل، و علمه الذي به يعلم، وجوده الذي به يجود، فصار العارف حينئذ متخلقا بأخلاق الله في الحقيقة}}؛ مرآة العقول، ج ۱،۰ ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۴۹.</ref>. | ||
*این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدنهای [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون میسازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف میفرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر میافکنی تیر را نیافکندهای، بلکه [[خداوند]] است که تیر میزند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] میکنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] میکنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از اینروست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>. | *این مطلب در برخی از [[اخبار]] مشکلة معدنهای [[حکمت]] و [[اسرار]] که به [[تأویل]] این [[آیه]] پرداخته، بیان شده است. از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[روایت]] شده که ایشان فرمودند: "[[قلب]] [[مؤمن]] میان دو انگشت از انگشتان [[حضرت حق]] است، که هرگونه خواهد آن را دیگرگون میسازد". و به همین ترتیب، او در بقیّه جوارح و قوای او تصرّف میفرماید، همانگونه که او خود در خطاب به پیامبرش فرمود: "و تو هنگامی که تیر میافکنی تیر را نیافکندهای، بلکه [[خداوند]] است که تیر میزند"، و همچنین فرمود: "آنان که با تو [[بیعت]] میکنند بتحقیق که با [[خداوند]] [[بیعت]] میکنند، دست [[خداوند]] بالای دست آنان است". از اینروست که [[اطاعت]] از آنان، [[اطاعت خدا]]، و [[مخالفت]] با آنان [[مخالفت]] با خداست<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>. | ||
*بدین ترتیب معنای [[حدیث قدسی]] "من شنوائی او میشوم که بدان میشنود"، | *بدین ترتیب معنای [[حدیث قدسی]] "من شنوائی او میشوم که بدان میشنود"، آشکار میگردد؛ و به همین ترتیب بقیّه مشاعر بواسطه [[نور]] او و [[تدبیر]] او ادارک مینمایند، که خود [[حضرت حق]] فرمود: "پس برای [[بهشت]] آمادهاش میکنیم". محقّق [[طوسی]] نیز فرمود: "عارف چون از [[نفس]] خود منقطع و بحضرت [[حق]] متّصل گردد، تمامی قدرتها را در [[قدرت]] او مستغرق و نابود میبیند، و تمامی دانشها را در [[علم]] او ۔ که هیچ چیزی از آن پوشیده نیست -، محو مییابد؛ و همه ارادهها را در [[اراده]] او که هیچ چیزی را [[توان]] [[مخالفت]] با آن نیست -، مستهلک مییابد؛ بلکه تمام وجود و هر [[کمال وجودی]] را صادر از او و جوشان از [[ناحیه]] او مییابد. در این حال [[حضرت حق]] بینائی او که بدان میبیند، و شنوائی او که بدان میشنود، و [[قدرت]] او که بدان انجام میدهد، و [[دانش]] او که بدان مییابد، و [[بخشش]] او که بدان میبخشد، میگردد؛ در این حالت، عارف متخلّق به [[اخلاق]] [[خداوند]] شده است"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۰.</ref>. | ||
==فوائد حبّ [[الهی]]== | ==فوائد حبّ [[الهی]]== | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
#'''لذّت بردن از [[عبادت]]:''' [[محب]] را هیچ لذّت بدنی یا [[مالی]] بالاتر از [[عبادت]] نخواهد بود؛ [[حضرت حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمیافتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک میخوانند و گردنکشی نمیورزند از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند پس هیچ کس نمیداند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که میکردند نهفتهاند » سوره سجده، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>. | #'''لذّت بردن از [[عبادت]]:''' [[محب]] را هیچ لذّت بدنی یا [[مالی]] بالاتر از [[عبادت]] نخواهد بود؛ [[حضرت حق]] خود میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«به آیات ما تنها کسانی ایمان دارند که چون آنها را بدیشان گوشزد کنند به سجده درمیافتند و پروردگارشان را با سپاس، پاک میخوانند و گردنکشی نمیورزند از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند پس هیچ کس نمیداند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که میکردند نهفتهاند » سوره سجده، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۳.</ref>. | ||
#'''تحصیل [[خلوص]]:''' بهدست آوردن [[خلوص]] نیز تنها از این راه ممکن است. [[خلوص]] را [[قدر]] و منزلتی است که تنها اهل ا« از آن آگاهند؛ در این راستا همین بس که [[خلوص]]، معیار پذیرش تمامی [[کارها]] است؛ و هر عملی از آن رنگ نپذیرد، هرچند به ظاهر بزرگ باشد ارزشی نخواهد داشت. از آنجا که [[محبت]] را مراتب و درجاتی چند است- و برخی از [[عارفان]]، مراتب آن را بیش از ده مرتبه دانستهاند -، از اینرو مراتب [[اخلاص]] نیز به همین صورت بوده هر اندازه [[محبت]] اضافه شود، به [[خلوص]] نیز اضافه میشود؛ تا آنجا که [[بنده]] به مقامی رسد که بتواند [[اخلاص]] را در بالاترین مراتب آن بهدست آورد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همین [[مقام]] فرمودهاند: "تو را از سر [[ترس]] از [[آتش]] و یا از سر [[طمع]] در [[بهشت]] [[عبادت]] نمیکنم، بلکه یافتمت که [[شایسته]] عبادتی از اینرو به [[عبادت]] تو پرداختم"<ref>{{متن حدیث|" قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ : مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك "}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴.</ref>. | #'''تحصیل [[خلوص]]:''' بهدست آوردن [[خلوص]] نیز تنها از این راه ممکن است. [[خلوص]] را [[قدر]] و منزلتی است که تنها اهل ا« از آن آگاهند؛ در این راستا همین بس که [[خلوص]]، معیار پذیرش تمامی [[کارها]] است؛ و هر عملی از آن رنگ نپذیرد، هرچند به ظاهر بزرگ باشد ارزشی نخواهد داشت. از آنجا که [[محبت]] را مراتب و درجاتی چند است- و برخی از [[عارفان]]، مراتب آن را بیش از ده مرتبه دانستهاند -، از اینرو مراتب [[اخلاص]] نیز به همین صورت بوده هر اندازه [[محبت]] اضافه شود، به [[خلوص]] نیز اضافه میشود؛ تا آنجا که [[بنده]] به مقامی رسد که بتواند [[اخلاص]] را در بالاترین مراتب آن بهدست آورد. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در همین [[مقام]] فرمودهاند: "تو را از سر [[ترس]] از [[آتش]] و یا از سر [[طمع]] در [[بهشت]] [[عبادت]] نمیکنم، بلکه یافتمت که [[شایسته]] عبادتی از اینرو به [[عبادت]] تو پرداختم"<ref>{{متن حدیث|" قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ : مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك "}}</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴.</ref>. | ||
#'''تحصیل [[مقام تسلیم]]:''' بهدست آوردن [[مقام تسلیم]] و [[رضا]] در این شمار است. این [[مقام]] نیز دارای مراتبی است، که تنها با شدت گرفتن [[محبت]] در [[قلب]] تشدید میشود؛ تا آنگاه که [[بنده]] به مقامی رسد، که [[بلا]] را نه تنها [[بلا]] نداند، که آن را از [[الطاف]] پنهان یا | #'''تحصیل [[مقام تسلیم]]:''' بهدست آوردن [[مقام تسلیم]] و [[رضا]] در این شمار است. این [[مقام]] نیز دارای مراتبی است، که تنها با شدت گرفتن [[محبت]] در [[قلب]] تشدید میشود؛ تا آنگاه که [[بنده]] به مقامی رسد، که [[بلا]] را نه تنها [[بلا]] نداند، که آن را از [[الطاف]] پنهان یا آشکار [[حضرت حق]] دریابد!؛ سخن منقول از [[حضرت]] [[زینب]]{{س}} در مجلس [[ابن زیاد]]، که آنچنان حزنآور و وحشتخیز بود که قلبها را قطعه قطعه میکرد، تنها از همین [[مقام تسلیم]] مطلق خبر میدهد: "هیج چیز بجز زیبائی ندیدم!" <ref>{{عربی| مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا }}؛ متقل مقرم، خطبه حضرت زینب{{س}}.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۴-۲۵۵.</ref>. | ||
#'''فریفته نشدن به [[اعمال]] خود:''' یکی از آثار [[محبّت]]، آنست که مُحب، عمل خود را هرچند در ظاهر بزرگ باشد در مقابل [[محبوب]] کوچک و بیارزش میبیند؛ از اینرو دائماً خجلتزده بوده عمل خود را لائق بارگاه [[معشوق]] نمییابد؛ از آنسو، هر آنچه از [[محبوب]] ببیند، هرچند به ظاهر کوچک باشد در نظر او بزرگ است و ارزشمند؛ از اینرو باز در مقابل [[الطاف]] او خجلتزده و شرمگین است!. [[محبّان]] هرگز گرد مکروهات نیز نمیگردند؛ چرا که آن را در مقابل محبوبی که از آن [[نهی]] نموده است، بزرگ میشمارند. در بسیاری از [[روایات]]، از گریههای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در برابر گناهانی که انجام دادهاند، سخن رفته است. در این [[روایات]]، ایشان خود را [[گناه]] کار خواندهاند و از [[حضرت حق]] طلب پوزش کردهاند. این از آنروست که، ایشان در چنان مرتبهای از [[محبّت]] واقع شدهاند که توجّه به غیر [[حضرت حق]] را نیز [[گناه]] برشمرده، از آن [[استغفار]] میکنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵.</ref>. | #'''فریفته نشدن به [[اعمال]] خود:''' یکی از آثار [[محبّت]]، آنست که مُحب، عمل خود را هرچند در ظاهر بزرگ باشد در مقابل [[محبوب]] کوچک و بیارزش میبیند؛ از اینرو دائماً خجلتزده بوده عمل خود را لائق بارگاه [[معشوق]] نمییابد؛ از آنسو، هر آنچه از [[محبوب]] ببیند، هرچند به ظاهر کوچک باشد در نظر او بزرگ است و ارزشمند؛ از اینرو باز در مقابل [[الطاف]] او خجلتزده و شرمگین است!. [[محبّان]] هرگز گرد مکروهات نیز نمیگردند؛ چرا که آن را در مقابل محبوبی که از آن [[نهی]] نموده است، بزرگ میشمارند. در بسیاری از [[روایات]]، از گریههای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در برابر گناهانی که انجام دادهاند، سخن رفته است. در این [[روایات]]، ایشان خود را [[گناه]] کار خواندهاند و از [[حضرت حق]] طلب پوزش کردهاند. این از آنروست که، ایشان در چنان مرتبهای از [[محبّت]] واقع شدهاند که توجّه به غیر [[حضرت حق]] را نیز [[گناه]] برشمرده، از آن [[استغفار]] میکنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵.</ref>. | ||
#'''[[مهرورزی]] به مخلوقات [[الهی]]:''' [[مهرورزی]] به آفریدگان نیز، در شمار آثار این صفت است. چرا که هرکس چیزی را [[دوست]] بدارد، آثار آن را نیز [[دوست]] خواهد داشت. [[حضرت حق]] نیز با اشاره به آنچه [[اهلبیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} از [[مقام]] [[محبّت]] محض انجام دادهاند، میفرماید: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی » سوره انسان، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵-۲۵۶.</ref>. | #'''[[مهرورزی]] به مخلوقات [[الهی]]:''' [[مهرورزی]] به آفریدگان نیز، در شمار آثار این صفت است. چرا که هرکس چیزی را [[دوست]] بدارد، آثار آن را نیز [[دوست]] خواهد داشت. [[حضرت حق]] نیز با اشاره به آنچه [[اهلبیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} از [[مقام]] [[محبّت]] محض انجام دادهاند، میفرماید: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند (با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی » سوره انسان، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۲۵۵-۲۵۶.</ref>. | ||