اسحاق: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸٬۶۹۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۱۷: خط ۱۷:


==اسحاق در [[قرآن]] و [[منابع اسلامی]]==
==اسحاق در [[قرآن]] و [[منابع اسلامی]]==
به جز داستان مژده [[تولد]] اسحاق، درباره [[تاریخ]]، مکان، مدت [[عمر]] و دیگر ویژگی‌های [[زندگی]] او در [[قرآن]] چیز دیگری نیامده است؛ ولی نام او در میان چند [[پیامبر]] دیگر با چندین صفتی که به او نسبت داده شده ذکر گردیده است. درباره داستان [[بشارت]] [[تولد]] [[اسحاق]] گفته شده: [[عادت]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بر آن بوده که همواره باید چند مهمان بر سر سفره او حاضر باشند؛ اما چند روزی مهمانی برای او نرسیده بود که سه،<ref> مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۲؛ تفسیر المنار، ج ۱۲، ص ۱۲۷؛ قصص الانبیاء، شعراوی، ج ۲، ص ۶۴۴.</ref> ۴،<ref>الصافی، ج ۲، ص ۴۵۹؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۲۰.</ref> ۸ <ref> البحر المحیط، ج ۶، ص ۱۷۹.</ref> یا... [[فرشته]] به‌صورت ناشناس و با ادای [[سلام]] بر وی وارد شدند. [[ابراهیم]] گوساله فربهی را برای آنان بریان کرده، بر سرِ خوان نهاد؛ ولی با [[شگفتی]] دید آنها به سوی [[غذا]] دست دراز نمی‌کنند، از این‌رو آنان را ناشناس و [[بیگانه]] شمرده، در [[دل]] هراسی [[احساس]] کرد. [[فرشتگان]] با معرفی خود و بیان اینکه به سوی [[قوم لوط]] فرستاده شده‌اند [[هراس]] ابراهیم را برطرف کردند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمی‌شود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد ؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> در این هنگام [[همسر]] ابراهیم ایستاده بود، پس خندید و فرشتگان او را به تولد اسحاق و پس از او [[یعقوب]] بشارت دادند: {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید  آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref> در ذیل این [[آیه]]، برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|فَضَحِكَتْ}} را از "ضَحْک" به [[فتح]] ضاد و به معنای "حائض شدن" دانسته و گفته‌اند: ظاهر شدن این حالت در [[ساره]] نشانه نزدیکی بشارت فرشتگان به تولد اسحاق بوده است؛<ref>جامع‌البیان، مج ۷، ج ۱۲، ص ۹۵؛ التبیان، ج ۶، ص ۳۱؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۲۳.</ref> ولی بیشتر مفسران این واژه را از "ضِحْک" به کسر ضاد و به معنای "خندیدن" مشتق دانسته و در سبب [[خنده]] او برخی از آنها گفته‌اند: چون [[ساره]] گفت‌وگوی [[ابراهیم]] و [[مهمانان]] را می‌شنید، نخست از [[امتناع]] آنها از خوردن [[غذا]] ناراحت و نگران شد؛ ولی هنگامی که دانست آنان فرشته‌اند، خوشحال شده، خندید.<ref> التبیان، ج ۶، ص ۳۲؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۲۴؛ الدرالمنثور، ج ۱۲، ص ۴۵۱.</ref> یا چون شنید که [[قوم لوط]] به سبب [[سرپیچی]] از [[فرمان خداوند]] دچار [[عذاب]] می‌شوند خندید.<ref> التبیان، ج ۶، ص ۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص ۴۶.</ref> برخی نیز بر این باورند که در [[آیه]] تقدیم و تأخیر صورت گرفته و اصل آیه چنین بوده است: {{عربی|"فَبَشَّرنها بِاِسحـقَ ومِن وراءِ اِسحـقَ یَعقوب فَضَحِکَت"}} و خنده ساره را به سبب [[شگفتی]] وی از این [[بشارت]] دانسته‌اند،<ref> مجمع‌البیان، ج ۵، ص ۲۷۳.</ref> زیرا [[منابع اسلامی]] گفته‌اند: در آن هنگام ابراهیم{{ع}}، <ref>مروج‌الذهب، ج ۱، ص ۴۳.</ref> ۱۱۲ <ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص ۴۹۱.</ref> یا ۱۲۰ <ref> مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۳؛ مروج الذهب، ج ۱، ص ۴۳.</ref>[[سال]] و همسرش ساره ۷۰،<ref> الکامل، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref> ۹۰ <ref> تفسیر قرطبی، ج ۹، ص ۴۷.</ref> یا ۹۸ <ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۳.</ref> سال داشته است. این [[تعجب]] از آیه بعد نیز نمایان است: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من می‌زایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بی‌گمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref> [[خداوند]] در آیاتِ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>،  {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوه‌اش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>،  {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>،  {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوه‌اش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref> از [[اسحاق]] به عنوان [[موهبت]] خویش به ابراهیم{{ع}} یاد کرده است: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ}}؛ همچنین از آیه {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref> چنین برمی‌آید که [[همسر]] ابراهیم{{ع}} سال‌ها نازا بود و [[تولد]] [[فرزندان]] او پس از [[انقطاع]] همه اسباب عادی و در پی [[استجابت]] دعای وی بوده است، به‌گونه‌ای که پس از این [[موهبت الهی]] [[خداوند]] را [[حمد]] و [[سپاس]] می‌گوید. براساس دیدگاه آن دسته از [[مفسران]] که اسحاق را "ذبیح [[اللّه]]" می‌دانند، [[آیات]] {{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«پروردگارا (فرزندی) از شایستگان به من ببخش!» سوره صافات، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> نیز درباره [[بشارت]] به تولد اسحاق است،<ref>جامع‌البیان، مج ۱۲، ج ۲۳، ص ۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref> اگرچه بیشتر مفسران اسماعیل را ذبیح اللّه دانسته و این آیات را نیز به او [[تفسیر]] کرده‌اند <ref> التبیان، ج ۸، ص۵۱۷؛ کشف‌الاسرار، ج ۸، ص۲۸۷؛ المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۵.</ref> (اسماعیل{{ع}})؛ همچنین در ذیل آیات {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلا تَأْكُلُونَ فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به (گوش) تو رسیده است؟ هنگامی که بر او وارد شدند و درود گفتند، او نیز درود گفت (و پنداشت) گروهی ناشناسند. آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانواده‌اش رفت  و گوساله‌ای فربه (که بریان کرده بود) آورد. و آن را به آنان نزدیک کرد، گفت: چرا نمی‌خورید؟ آنگاه در دل از آنان ترسی یافت، گفتند: نترس و او را به پسری دانا مژده دادند. و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۴-۲۹.</ref> که حکایتی همانند آیات {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمی‌شود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد ؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> را بیان می‌کند، برخی از مفسران {{متن قرآن|غُلامٍ عَلِيمٍ}} را به اسحاق تفسیر کرده و گفته‌اند: این آیات درباره بشارت به تولد آن [[پیامبر]] است.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۲۵۲؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۳۷۸.</ref> براساس برخی آیات، گویا طولانی شدن [[انتظار]] فرزند، به [[نومیدی]] ابراهیم منجر شده بود: {{متن قرآن|قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ قَالُواْ بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ}}<ref>«گفتند: مهراس! ما تو را به پسری دانا نوید می‌دهیم گفت: آیا مرا نوید می‌دهید با آنکه به سالمندی رسیده‌ام؟ پس به چه نوید می‌دهید؟ گفتند: ما به تو نویدی راستین می‌دهیم و از ناامیدان مباش» سوره حجر، آیه ۵۳-۵۵.</ref> اگرچه برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|غُلامٍ عَلِيمٍ}} را به [[اسماعیل]] [[تفسیر]] کرده‌اند؛<ref> تفسیر ماوردی، ج ۵، ص ۳۷۱؛ مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۳۸.</ref> ولی بیشتر آنها با ذکر دلایلی این [[آیات]] را درباره [[اسحاق]] می‌دانند.<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۲؛ الفرقان، ج۲۷، ص۳۲۶؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص ۱۸۹.</ref> صرف نظر از آیاتی که به [[تولد]] اسحاق بشارت می‌داد، درباره [[زندگی]] اسحاق در [[قرآن]] چیزی بیان نشده است؛ ولی [[منابع اسلامی]] که گاهی از [[کتاب مقدس]] نیز متأثّر است تولّد او را، ۵،<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۷۱۰.</ref> ۷،<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۳۲.</ref> ۱۳ <ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص ۴۹۱.</ref> یا... [[سال]] بعد از تولد برادرش اسماعیل و بنابر برخی [[روایات]] در [[شب عاشورا]]،<ref> اعلام قرآن، ص ۱۱۴.</ref> در [[سرزمین]] [[شام]] <ref> البدء والتاریخ، ج ۳، ص ۶۳؛ اعلام‌القرآن، ص ۸۶.</ref> یا منطقه جرار <ref> اعلام‌القرآن، ص ۸۶.</ref> ذکر کرده است. از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده که [[خداوند]] اسماعیل را در ۹۹ سالگی و اسحاق را در ۱۱۲ سالگی به [[ابراهیم]] [[عنایت]] کرد.<ref> مجمع‌البیان، ج ۶، ص ۴۹۱.</ref> براساس برخی از گزارشهای [[روایی]] و [[تاریخی]] [[اسلامی]]، اسحاق در ۴۰ سالگی با «رفقه» دختر بتوئیل بن [[الیاس]]،<ref>قصص‌الانبیاء، طبری، ص ۲۰۸ ـ ۲۰۹؛ الکامل، ج ۱، ص۱۲۶؛ قصص‌الانبیاء، ابن کثیر، ص ۱۸۳.</ref> یا دختر ناهر بن [[آزر]]،<ref> قصص الانبیاء، طبری، ص ۲۰۷.</ref> دختر پسر عموی خویش [[ازدواج]] کرده و از وی صاحب دو فرزند همزاد شد که آنها را «[[عیسو]]» و «[[یعقوب]]» نام نهاد.<ref>عرائس‌المجالس، ص۸۸؛ مروج‌الذهب، ج۱، ص ۴۳؛ الکامل، ج ۱، ص ۱۲۶.</ref> این منابع [[مرگ]] وی را در ۱۶۰ یا ۱۸۰ <ref>الکامل، ج ۱، ص ۱۲۷؛ مع الانبیاء، ص ۱۵۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص ۴۰.</ref> سالگی و [[مدفن]] او را در کنار پدرش ابراهیم <ref>مع‌الانبیاء، ص ۱۵۶.</ref>ذکر کرده‌اند.
برخلاف کتاب مقدس که درصدد [[برتری]] [[مقام]] [[اسحاق]] بر [[اسماعیل]] است، [[منابع اسلامی]] [[نبوت]] اسحاق را پس از اسماعیل ذکر کرده و گفته است: اسحاق [[اسم اعظم]] را از [[برادر]] بزرگ‌ترش فرا گرفته، [[جانشینی]] او را در [[شام]] بر عهده گرفت.<ref> اثبات‌الوصیه، ص ۴۵ ـ ۴۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۳۹.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی|روحی]] و [[محمد خراسانی|خراسانی]]، [[اسحاق - روحی و خراسانی (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>


==صفات اسحاق در [[قرآن]]==
==صفات اسحاق در [[قرآن]]==
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش