←ورود پیامبر{{صل}} به مدینه
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
==ورود [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]]== | ==ورود [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]]== | ||
سرانجام پیامبر{{صل}} در [[رمضان]]<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۶۴؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۵۶.</ref> یا آخر <ref> المحبر، ص۱۱۶.</ref> [[شوال]] سال نهم از [[تبوک]] به مدینه بازگشت. [[اختلاف]] | سرانجام پیامبر{{صل}} در [[رمضان]]<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۶۴؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۵۶.</ref> یا آخر <ref> المحبر، ص۱۱۶.</ref> [[شوال]] سال نهم از [[تبوک]] به مدینه بازگشت. [[اختلاف]] گزارشها از [[زمان]] اعزام و بازگشت [[سپاه]] به گونهای است که نمیتوان برای [[غزوه تبوک]] مدتی را معین کرد؛ اما جمعبندی همه گزارشها، مدت این [[غزوه]] را باید بین سه تا ۴ ماه دانست. | ||
آنچه در این [[مقطع]] زمانی اهمیتی به سزایی داشت نوع [[برخورد پیامبر]] و مسلمانان با افرادی بود که به [[ادله]] مختلف از [[همراهی]] سپاه خودداری کردند. بر اساس گزارشهای فراوان موجود درباره گروههای متعدد غایبان تبوک و برخوردهای متفاوت پیامبر{{صل}} میتوان این افراد را به سه گروه تقسیم کرد: | آنچه در این [[مقطع]] زمانی اهمیتی به سزایی داشت نوع [[برخورد پیامبر]] و مسلمانان با افرادی بود که به [[ادله]] مختلف از [[همراهی]] سپاه خودداری کردند. بر اساس گزارشهای فراوان موجود درباره گروههای متعدد غایبان تبوک و برخوردهای متفاوت پیامبر{{صل}} میتوان این افراد را به سه گروه تقسیم کرد: | ||
#عذرآورندگان؛ | |||
#معترفان به [[گناه]] ([[توابین]])؛ | |||
#[[دروغگویان]] و بهانهتراشان. | |||
گروه اول بسیاری از جاماندگان ازتبوک بودند که پس از بازگشت [[پیامبر]] به [[مدینه]]، عذرهای خودرا بار دیگر برای پیامبر بیان کردند و آنحضرت نیز با [[رحمت]] و [[بزرگواری]] عذرهای آنانرا پذیرفت. در این میان [[مهاجر بن ابی امیه]] که به نظر میرسد بیش از دیگران نگران پذیرفته نشدن عذرش از سوی پیامبر بود با واسطه قراردادن [[امسلمة]] ـ [[همسر پیامبر]] ـ از آن [[حضرت]] بخشش طلبید.<ref> تاریخ طبری، ج۲، ص۵۴۱؛ اسدالغابه، ج۴، ص۴۲۲.</ref> گروه دوم دربردارنده کسانی است که پس از [[اقرار به گناه]] و بهانه تراشی و کوتاهی خود در [[همراهی با پیامبر]]، درصدد [[توبه]] برآمدند. سه تن از آنان به نامهای [[ابولبابة بن عبدالمنذر]]، [[اوس بن خدام]] یا [[وداعة بن جذام]] <ref>اسدالغابه، ج۵، ص۸۵.</ref> و [[اوس بن ثعلبه]] یا [[ثعلبة بن ودیعه]] <ref> الاصابه، ج۱، ص۲۹۹.</ref> با بستن خود به ستونهای [[مسجد]] و دوری از [[خوردن و آشامیدن]]، اظهار [[ندامت]] کردند. [[خداوند]] پس از ۷ [[روز]] از خطای آنان درگذشت و توبهشان را پذیرفت.<ref>اسدالغابه، ج۵، ص۲۸۵؛ المصنف، ج۵، ص۴۰۵؛الاصابه، ج۱، ص۲۹۹.</ref> برخی به استناد [[نقلی]] از [[ابنعباس]]، [[شأن نزول]] آیه {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref> را این افراد میدانند؛<ref>جامع البیان، ج۱۱، ص۱۹؛ اسباب النزول، ص۱۷۴.</ref> ولی [[مجاهد]] این [[آیه]] را درباره [[لغزش]] [[ابولبابه]] در جریان [[غزوه بنیقریظه]] میداند<ref>تفسیر مجاهد، ج۱، ص۲۸۶؛ جامع البیان، ج۱۱، ص۲۱.</ref>. | |||
این گروه از تائبان پس از [[آگاهی]] از قبول توبهشان نزد پیامبر آمدند تا اموالشان را [[صدقه]] دهند؛ اما پیامبر پذیرش آن را به [[اذن خداوند]] واگذارد <ref> تاریخ دمشق، ج۵۰، ص۱۹۵؛ اسدالغابه، ج۵، ص۸۵؛ بحارالانوار، ج۲۱، ص۲۰۱.</ref> تا آنکه [[آیات]] {{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«آیا ندانستهاند: خداوند است که از بندگانش توبه را میپذیرد و زکاتها را دریافت میدارد و خداوند است که توبهپذیر بخشاینده است؟!» سوره توبه، آیه ۱۰۴.</ref> نازل شد <ref> جامعالبیان، ج۱۱، ص۲۳؛ البدایة والنهایه، ج۵، ص۳۳؛ تفسیرقرطبی، ج۸، ص۲۴۲</ref> که از [[پیامبر]] میخواهد از [[اموال]] این توبهکنندگان بخشی را بردارد، پس پیامبر نیز قسمتی را به عنوان [[صدقه]] برداشت که طبق نظر برخی به [[قدر]] یک سوم کل اموال آنان بود،<ref>التوابین، ص۱۰۲؛ عیون الاثر، ج۲، ص۵۲.</ref> بر این اساس باید مدعی شد که پیامبر[[زکات]] اموال این افراد را به همراه مقداری افزون بر آن به عنوان [[کفاره]] گناهشان برداشته است که جمعاً به اندازه یک سوم اموالشان بوده است.<ref>نمونه، ج۸، ص۱۲۰.</ref> برخی از محققان، علت حضور [[ابولبابه]] در جمع این گروه از [[توبه]] کنندگان را [[خیانت]] او در [[غزوه بنیقریظه]] و سپس [[تمرّد]] وی در [[تبوک]] میدانند، افزون بر این، [[بخشش]] قسمتی از [[دارایی]] از سوی ابولبابه را نیز با توجه به مالدوستی وی <ref> المغازی، النبویه، ص۱۱۲.</ref> بعید و غیر قابل قبول میدانند.<ref> الصحیح من سیره، ج۱۱، ص۱۲۸.</ref> ابناثیر توبه ابولبابه را با غزوه بنیقریظه مرتبط دانسته است <ref> اسدالغابه، ج۱، ص۱۴۴.</ref>. طبق [[نقلی]] از [[ابن عباس]]، [[توبه]] کنندگانی که خود را به ستونهای [[مسجد]] بستند بیش از ۳ نفر بودند.<ref> البدایة والنهایه، ج۵، ص۳۲؛ الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۴۱؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۴۲.</ref> در این جمع که به [[گناه]] خود [[اقرار]] داشتند، [[کعب بن مالک]] از تیره [[بنیسلمه]] [[خزرج]]، [[مرارة بن ربیع]] از [[بنیعمرو بن عوف]] و [[هلال بن امیه]] از بنی واقف نیز [[امیدوار]] بودند که بدون بستن خود به ستون مسجد، توبهشان پذیرفته شود.<ref> المغازی، ج۳، ص۱۰۵۱.</ref> برخی [[آیه]] {{متن قرآن|وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که وانهاده به فرمان خداوندند، یا عذابشان میفرماید و یا آنان را میبخشاید و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۱۰۶.</ref> را در [[شأن]] این سه نفر دانستهاند.<ref>جامعالبیان، ج۱۱، ص۳۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۴۰۱؛ معانی القرآن، ج۳، ص۲۵۲.</ref> | |||
[[ابن شهاب]] به [[نقل]] از [[کعب بن مالک]] آورده است که [[پیامبر]]{{صل}} [[مسلمانان]] را از [[سخن گفتن]] با این سه نفر منع کرده بود، از اینرو [[هلال بن امیه]] و [[مرارة بن ربیع]] خود را در [[خانه]] [[حبس]] کردند و بر [[گناه]] خود میگریستند؛ اما [[کعب]] مانند دیگر [[مردم]] به بازار و [[مسجد]] میآمد و [[بیاعتنایی]] مسلمانان را [[تحمل]] میکرد.<ref> المغازی النبویه، ص۱۰۹.</ref> خود او مدعی است که در همین حال نامهای از [[حاکم]] غسّان به دستش رسید که از او میخواست تا با دوری جستن از پیامبر، نزد غسّانیان رود؛ اما وی نپذیرفت و آن را مصیبتی دیگر دانست.<ref>الدرر، ص۲۴۳؛ الثقات، ج۲، ص۱۰۲؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۵۱.</ref> پس از گذشت ۴۰ [[روز]]، پیامبر{{صل}} [[همسر]] و [[فرزندان]] این سه را نیز از [[معاشرت]] با آنان بازداشت و تنها همسر هلال بن امیه اجازه یافت نزد او بماند. سرانجام پس از ۵۰ روز [[خداوند]] [[توبه]] این سه را نیز پذیرفت.<ref> تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۹۰۲؛ الثقات، ج۲، ص۱۰۰ ـ ۱۰۳.</ref> برخی منابع به استناد نقل [[شأن نزول]] آیات {{متن قرآن|وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و نیز بر آن سه تن که (از رفتن به جنگ تبوک) واپس نهاده شدند تا آنگاه که زمین با همه فراخنایش بر آنان تنگ آمد و جانشان به لب رسید و دریافتند که پناهگاهی از خداوند جز به سوی خود او نیست؛ آنگاه (خداوند) بر ایشان بخشایش آورد تا توبه کنند که خداوند بسیار توب» سوره توبه، آیه ۱۱۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref> درباره این سه تن، در ذیل این [[آیات]] به داستان توبه آنان پرداختهاند.<ref> جامع البیان، ج۱۱، ص۸۱ ـ ۸۲؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۳۸۳؛ احکامالقرآن، ج۳، ص۲۰۳.</ref> خداوند در این آیات با بیان اوضاع دشوار پدید آمده برای این [[گناهکاران]]، توبه آنان را میپذیرد و از آنان میخواهد که از این پس با [[صادقان]] همراه باشند. گروه سوم کسانی بودند که با بهانهتراشی و عذرهای واهی و [[دروغین]] از [[همراهی]] پیامبر سرباز زدند و پس از بازگشت آن [[حضرت]] نیز به جای [[اعتراف به گناه]] و [[سهل]] انگاری خود، باز بر همان بهانههای واهی پای فشردند. | |||
[[خداوند]]، پیش از مواجهه [[پیامبر]] با این افراد، در آیاتی نوع [[رفتار پیامبر]] و همراهانش را با این گروه معین فرمود.<ref> جامع البیان، ج۱۱، ص۳ ـ ۱۰؛ التبیان، ج۵، ص۲۸۲ ـ ۲۸۵؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۳۰ ـ ۲۳۵.</ref> بسیاری از [[مفسران]] از این افراد با عنوان «[[منافق]]» یاد کرده <ref> جامع البیان، ج۱۱، ص۳؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۳۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۹۷.</ref> و با [[نقل]] از [[ابن عباس]] [[آیات]] {{متن قرآن|يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِن تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لاَ يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«چون نزد آنان باز گردید، برای شما عذر میآورند؛ بگو عذر نیاورید که هرگز باورتان نخواهیم داشت؛ خداوند ما را از اخبار شما آگاه کرده است و به زودی خداوند و پیامبرش کردار شما را خواهند دید سپس به سوی دانای پنهان و آشکار برگردانده میشوید آنگاه او شما را از آنچه انجام میدادید آگاه میگرداند. هنگامی که نزد ایشان باز گردید برای شما به خداوند سوگند خواهند خورد که دست از سر آنان بدارید؛ بنابراین از آنان رو بگردانید که پلیدند و به کیفر آنچه انجام میدادند جایگاهشان دوزخ است. برای شما سوگند میخورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بیگمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۴-۹۶.</ref> را در [[شأن]] آنان میدانند.<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۱۰۶؛ زادالمسیر، ج۳، ص۳۳۰.</ref> این آیات با بازداشتن پیامبر از پذیرش عذر این گروه از متخلفان که همچنان بر بهانههای [[دروغین]] خود تأکید داشتند، آنان را [[پلید]] شمرده و با امر به [[مسلمانان]] به [[اعراض]] و دوری جستن از آنان، تأکید میکند که حتی در صورت [[رضایت]] و گذشت مسلمانان از عملکرد آنان، خداوند از این [[دروغگویان]] [[راضی]] نخواهد بود. پیامبر{{صل}} پس از ورود به [[مدینه]] ابتدا برای [[اقامه نماز]] به [[مسجد]] رفتند. در همان حال، عذرآورندگان از [[تبوک]] به مسجد سرازیر شدند.<ref> الثقات، ج۲، ص۱۰۰؛ المعجم الکبیر، ج۱۹، ص۴۸؛ السنن النسائی، ج۱، ص۲۶۶.</ref> در این میان [[منافقان]] که شرایطی نامساعدتر از دیگران داشتند کوشیدند با پیامبر [[تجدید بیعت]] کنند و [[سوگند]] یاد کردند که از این پس [[تخلف]] نکرده، در همه [[جنگها]] همراه آن حضرت خواهند بود؛ ولی پیامبر{{صل}} براساس رهنمود [[آیات]] یاد شده، عذرها و تعهدهای آنان را نپذیرفت. واقدی بر آن است که حضور و [[اعتذار]] [[منافقان]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} قبل از رسیدن آن [[حضرت]] به [[مدینه]] و در توقفگاه ذی اوان بود.<ref>المغازی، ج۳، ص۱۰۴۹.</ref> آیات {{متن قرآن|يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كَانُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«برای شما به خداوند سوگند میخورند تا خرسندتان گردانند در حالی که اگر مؤمنند سزاوارتر است خداوند و پیامبرش را خرسند گردانند» سوره توبه، آیه ۶۲.</ref>، {{متن قرآن|أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ}}<ref>«آیا ندانستهاند که هر کس با خداوند و پیامبرش دشمنی ورزد بیگمان آتش دوزخ او راست در حالی که در آن جاودان خواهد بود؛ خواری سترگ این است» سوره توبه، آیه ۶۳.</ref>، ناظر به این دسته از منافقان دانسته شده است.<ref> مجمع البیان، ج۵، ص۶۸؛ زادالمسیر، ج۳، ص۳۱۳.</ref> [[خداوند]] در این آیات [[خشنودی]] خود و پیامبرش را ملاک [[بخشش]] اینان معرفی کرده، سزای [[دشمنی]] منافقان با [[خدا]] و رسولش را [[خلود]] در [[آتش دوزخ]] میخواند. خداوند حتی از نمازگزاردن و [[دعا]] بر جنازهها و [[قبور]] این منافقان نیز به سبب [[کفر]] آنان به خدا و رسولش [[نهی]] کرده است: {{متن قرآن|وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ}}<ref>«و هیچگاه بر هیچیک از ایشان چون مرد نماز مگزار و بر گور او حاضر مشو؛ اینان به خداوند و پیامبرش کفر ورزیدهاند و نافرمان مردهاند» سوره توبه، آیه ۸۴.</ref> برخی، [[شأن نزول]] این [[آیه]] را [[عبدالله بن ابیّ]] میدانند که از میانه [[راه]] [[تبوک]] با [[یاران]] خود به مدینه بازگشت <ref>الاستیعاب، ج۳، ص۹۴۱؛ السنن الکبری، ج۸، ص۱۹۹.</ref>.<ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[تبوک (مقاله)|مقاله «تبوک»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||