استبداد: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - 'سلب' به 'سلب')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
 
{{امامت}}
{{علم معصوم}}
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{ویرایش غیرنهایی}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
خط ۱۱: خط ۱۰:


==واژه‌شناسی لغوی==
==واژه‌شناسی لغوی==
*[[استبداد]] از ریشه "ب - د - د" و به معنای "انفراد در هر امری و اختصاص دادن آن به خود، بدون [[مشارکت]] دیگران<ref>مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹، «بدد».</ref> و تنها بر سر کاری ایستادن و بی‌توجهی به منع دیگران<ref>لغت‌نامه، ج۲، ص۱۷۸۸.</ref> است، چنان‌که "استبداد در رأی" به معنای انفراد در [[رأی]] خود و بی‌توجهی به نظر دیگران<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹.</ref> و در لغت در برابر [[مشورت]] است. این [[تقابل]] از سخنان [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} در [[نهج‌البلاغه]] نیز استفاده می‌شود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.</ref>.
*استبداد از ریشه "ب - د - د" و به معنای "انفراد در هر امری و اختصاص دادن آن به خود، بدون [[مشارکت]] دیگران<ref>مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹، «بدد».</ref> و تنها بر سر کاری ایستادن و بی‌توجهی به منع دیگران<ref>لغت‌نامه، ج۲، ص۱۷۸۸.</ref> است، چنان‌که "استبداد در رأی" به معنای انفراد در [[رأی]] خود و بی‌توجهی به نظر دیگران<ref>لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹.</ref> و در لغت در برابر [[مشورت]] است. این [[تقابل]] از سخنان [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} در [[نهج‌البلاغه]] نیز استفاده می‌شود<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.</ref>.
*این واژه در اصطلاح [[سیاسی]] به [[سلطه]] فرد یا گروهی در یک [[نظام]] و [[حکومت]] و [[تصرف]] در [[حقوق مردم]]، بدون لحاظ [[قانون]] و نظر زیردستان<ref>موسوعة السیاسه، ج۱، ص۱۶۶ -۱۶۷؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.</ref> و بدون [[ترس]] از بازخواست<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.</ref> گفته می‌شود و از آن جهت نزد [[عرف]] [[ناپسند]] است که پیامد آن رسیدن ضرر و آسیب به توده [[مردم]] به جهت اِعمال [[قدرت]] غیر مسئولانه و [[نامشروع]] یک فرد یا یک گروه محدود بر عموم است و چون این پدیده نوعا از سوی [[فرمانروایان]] رخ می‌دهد.
*این واژه در اصطلاح [[سیاسی]] به [[سلطه]] فرد یا گروهی در یک [[نظام]] و [[حکومت]] و [[تصرف]] در [[حقوق مردم]]، بدون لحاظ [[قانون]] و نظر زیردستان<ref>موسوعة السیاسه، ج۱، ص۱۶۶ -۱۶۷؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.</ref> و بدون [[ترس]] از بازخواست<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.</ref> گفته می‌شود و از آن جهت نزد [[عرف]] [[ناپسند]] است که پیامد آن رسیدن ضرر و آسیب به توده [[مردم]] به جهت اِعمال [[قدرت]] غیر مسئولانه و [[نامشروع]] یک فرد یا یک گروه محدود بر عموم است و چون این پدیده نوعا از سوی [[فرمانروایان]] رخ می‌دهد.
*برخی مقصود از [[استبداد]] به‌صورت مطلق را "استبداد فرمانروایان" دانسته<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱.</ref> و واژه‌های سیاسیِ "تسلط"، "تحکّم = زورگویی" و... را معادل آن برشمرده‌اند و از [[استبداد]]‌زدگان با عناوینی همچون: [[اسیران]]، ذلیلان، کوچک شمردگان نام برده، مقابل آنها را غیرتمندان، آزادگان و زندگان قرار داده‌اند<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱ - ۴۲.</ref>.
*برخی مقصود از استبداد به‌صورت مطلق را "استبداد فرمانروایان" دانسته<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱.</ref> و واژه‌های سیاسیِ "تسلط"، "تحکّم = زورگویی" و... را معادل آن برشمرده‌اند و از استبداد‌زدگان با عناوینی همچون: [[اسیران]]، ذلیلان، کوچک شمردگان نام برده، مقابل آنها را غیرتمندان، آزادگان و زندگان قرار داده‌اند<ref>طبیعت استبداد، ص۴۱ - ۴۲.</ref>.
*در زبان [[انگلیسی]] برای این واژه معادل‌هایی چون دسپوتیسم (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.</ref> Despotism)، مطلق باوری و [[حکومت]] مطلقه = [[خودکامگی]] (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.</ref> Absoleitism)، [[دیکتاتوری]] (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۵.</ref> Dictatorship) و جبّاری (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۴۳۶.</ref>) Tyranny) را می‌توان یافت.
*در زبان [[انگلیسی]] برای این واژه معادل‌هایی چون دسپوتیسم (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.</ref> Despotism)، مطلق باوری و [[حکومت]] مطلقه = [[خودکامگی]] (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.</ref> Absoleitism)، [[دیکتاتوری]] (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۵.</ref> Dictatorship) و جبّاری (<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۴۳۶.</ref>) Tyranny) را می‌توان یافت.
*در حکومت‌های دسپوتیست، [[اعمال]] [[قدرت]] به‌صورت نامحدود و بدون شیوه‌های [[مردم]] سالارانه صورت می‌گیرد. از دیدگاه [[جامعه‌شناسی]]، [[حکومت]] مطلقه، به رغم نامش، هیچ‌گاه شکل مطلق ندارد، زیرا همواره موانعی هرچند کوچک در [[راه]] [[اعمال]] [[قدرت]] وجود دارد<ref>دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص۳-۴.</ref>؛ همچنین از دیدگاه [[علوم]] [[اجتماعی]]، حکومت‌های [[دیکتاتوری]] ویژگی‌هایی از جمله فقدان [[قانون]] برای پاسخگو بودن [[حاکم]]، [[کسب قدرت]] با زیرپا گذاشتن [[قوانین]]، کاربرد [[قدرت]] در [[راه]] [[منافع]] گروهی محدود، [[انقیاد]] زیردستان بر پایه [[ترس]] و تمرکز [[قدرت]] در دست یک فرد دارند.
*در حکومت‌های دسپوتیست، [[اعمال]] [[قدرت]] به‌صورت نامحدود و بدون شیوه‌های [[مردم]] سالارانه صورت می‌گیرد. از دیدگاه [[جامعه‌شناسی]]، [[حکومت]] مطلقه، به رغم نامش، هیچ‌گاه شکل مطلق ندارد، زیرا همواره موانعی هرچند کوچک در [[راه]] [[اعمال]] [[قدرت]] وجود دارد<ref>دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص۳-۴.</ref>؛ همچنین از دیدگاه [[علوم]] [[اجتماعی]]، حکومت‌های [[دیکتاتوری]] ویژگی‌هایی از جمله فقدان [[قانون]] برای پاسخگو بودن [[حاکم]]، [[کسب قدرت]] با زیرپا گذاشتن [[قوانین]]، کاربرد [[قدرت]] در [[راه]] [[منافع]] گروهی محدود، [[انقیاد]] زیردستان بر پایه [[ترس]] و تمرکز [[قدرت]] در دست یک فرد دارند.
*در [[جامعه‌شناسی]] [[سیاسی]] "دیکتاتوری" تبلور قدرتی است که بدون توجه به نظر و علایق دیگران، خواست خود را بر آنان [[تحمیل]] می‌کند<ref>دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص۱۹۶.</ref> که این نیز از ویژگی‌های برجسته [[استبداد]] است. "حکومت و [[ریاست]] جباری" نیز به هر [[حکومت]] و [[ریاست]] مستبدانه اطلاق می‌شود. البته میان این اصطلاحات از یک سو و کاربرد جدید و قدیم هر یک از سوی دیگر تفاوت‌هایی ظریف وجود دارد<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۲، ۱۱۲، ۱۱۵، ۴۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالصمد مجدی|مجدی، عبدالصمد]]، [[استبداد (مقاله)|مقاله «استبداد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.
*در [[جامعه‌شناسی]] [[سیاسی]] "دیکتاتوری" تبلور قدرتی است که بدون توجه به نظر و علایق دیگران، خواست خود را بر آنان [[تحمیل]] می‌کند<ref>دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص۱۹۶.</ref> که این نیز از ویژگی‌های برجسته استبداد است. "حکومت و [[ریاست]] جباری" نیز به هر [[حکومت]] و [[ریاست]] مستبدانه اطلاق می‌شود. البته میان این اصطلاحات از یک سو و کاربرد جدید و قدیم هر یک از سوی دیگر تفاوت‌هایی ظریف وجود دارد<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۲، ۱۱۲، ۱۱۵، ۴۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالصمد مجدی|مجدی، عبدالصمد]]، [[استبداد (مقاله)|مقاله «استبداد»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref>.


==[[استبداد]] در [[قرآن]]==
==استبداد در [[قرآن]]==


==ریشه‌ها و عوامل [[استبداد]]==
==ریشه‌ها و عوامل استبداد==


==آثار و پیامدهای [[استبداد]]==
==آثار و پیامدهای استبداد==


===[[تهدید]] و [[ارعاب]]===
===[[تهدید]] و [[ارعاب]]===
خط ۳۰: خط ۲۹:
===سلب [[آزادی]] از دیگران===
===سلب [[آزادی]] از دیگران===


==فرجام [[استبداد]]==
==فرجام استبداد==


==منابع==
==منابع==

نسخهٔ ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۸:۰۲

متن این جستار آزمایشی و غیرنهایی است. برای اطلاع از اهداف و چشم انداز این دانشنامه به صفحه آشنایی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت مراجعه کنید.
اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل استبداد (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

واژه‌شناسی لغوی

  • استبداد از ریشه "ب - د - د" و به معنای "انفراد در هر امری و اختصاص دادن آن به خود، بدون مشارکت دیگران[۱] و تنها بر سر کاری ایستادن و بی‌توجهی به منع دیگران[۲] است، چنان‌که "استبداد در رأی" به معنای انفراد در رأی خود و بی‌توجهی به نظر دیگران[۳] و در لغت در برابر مشورت است. این تقابل از سخنان امیرمؤمنان، علی(ع) در نهج‌البلاغه نیز استفاده می‌شود[۴].
  • این واژه در اصطلاح سیاسی به سلطه فرد یا گروهی در یک نظام و حکومت و تصرف در حقوق مردم، بدون لحاظ قانون و نظر زیردستان[۵] و بدون ترس از بازخواست[۶] گفته می‌شود و از آن جهت نزد عرف ناپسند است که پیامد آن رسیدن ضرر و آسیب به توده مردم به جهت اِعمال قدرت غیر مسئولانه و نامشروع یک فرد یا یک گروه محدود بر عموم است و چون این پدیده نوعا از سوی فرمانروایان رخ می‌دهد.
  • برخی مقصود از استبداد به‌صورت مطلق را "استبداد فرمانروایان" دانسته[۷] و واژه‌های سیاسیِ "تسلط"، "تحکّم = زورگویی" و... را معادل آن برشمرده‌اند و از استبداد‌زدگان با عناوینی همچون: اسیران، ذلیلان، کوچک شمردگان نام برده، مقابل آنها را غیرتمندان، آزادگان و زندگان قرار داده‌اند[۸].
  • در زبان انگلیسی برای این واژه معادل‌هایی چون دسپوتیسم ([۹] Despotism)، مطلق باوری و حکومت مطلقه = خودکامگی ([۱۰] Absoleitism)، دیکتاتوری ([۱۱] Dictatorship) و جبّاری ([۱۲]) Tyranny) را می‌توان یافت.
  • در حکومت‌های دسپوتیست، اعمال قدرت به‌صورت نامحدود و بدون شیوه‌های مردم سالارانه صورت می‌گیرد. از دیدگاه جامعه‌شناسی، حکومت مطلقه، به رغم نامش، هیچ‌گاه شکل مطلق ندارد، زیرا همواره موانعی هرچند کوچک در راه اعمال قدرت وجود دارد[۱۳]؛ همچنین از دیدگاه علوم اجتماعی، حکومت‌های دیکتاتوری ویژگی‌هایی از جمله فقدان قانون برای پاسخگو بودن حاکم، کسب قدرت با زیرپا گذاشتن قوانین، کاربرد قدرت در راه منافع گروهی محدود، انقیاد زیردستان بر پایه ترس و تمرکز قدرت در دست یک فرد دارند.
  • در جامعه‌شناسی سیاسی "دیکتاتوری" تبلور قدرتی است که بدون توجه به نظر و علایق دیگران، خواست خود را بر آنان تحمیل می‌کند[۱۴] که این نیز از ویژگی‌های برجسته استبداد است. "حکومت و ریاست جباری" نیز به هر حکومت و ریاست مستبدانه اطلاق می‌شود. البته میان این اصطلاحات از یک سو و کاربرد جدید و قدیم هر یک از سوی دیگر تفاوت‌هایی ظریف وجود دارد[۱۵].[۱۶].

استبداد در قرآن

ریشه‌ها و عوامل استبداد

آثار و پیامدهای استبداد

تهدید و ارعاب

تفرقه و ایجاد نظام طبقاتی

سلب آزادی از دیگران

فرجام استبداد

منابع

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

پانویس

  1. مجمع البحرین، ج۱، ص۱۶۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹، «بدد».
  2. لغت‌نامه، ج۲، ص۱۷۸۸.
  3. لسان العرب، ج۱، ص۳۳۹.
  4. نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱.
  5. موسوعة السیاسه، ج۱، ص۱۶۶ -۱۶۷؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.
  6. طبیعت استبداد، ص۴۱؛ فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.
  7. طبیعت استبداد، ص۴۱.
  8. طبیعت استبداد، ص۴۱ - ۴۲.
  9. فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۲.
  10. فرهنگ علوم سیاسی، ص۲.
  11. فرهنگ علوم سیاسی، ص۱۱۵.
  12. فرهنگ علوم سیاسی، ص۴۳۶.
  13. دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص۳-۴.
  14. دائرة المعارف علوم اجتماعی، ص۱۹۶.
  15. فرهنگ علوم سیاسی، ص۲، ۱۱۲، ۱۱۵، ۴۳۶.
  16. مجدی، عبدالصمد، مقاله «استبداد»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۳.