جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
جز (جایگزینی متن - 'ثابت' به 'ثابت') |
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله') |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
*[[فطرت احساسی]] با [[فطرت ادراکی]] فرق دارد. [[منطق شناسان]]، [[شناخت فطری]] را که به [[ادراک]] [[آدمی]] ربط ندارد "وجدانیات" میخوانند. این وجدانیات از گذر [[حس باطن]] [[درک]] میشوند. [[امور فطری]] همگانیاند و پیرو شرایط [[تاریخی]] و جغرافیایی نیستند و از [[نهان]] [[آدمی]] شنیده میشوند و [[نیازمند]] [[آموزگار]] بیرونی نیستند و چون با نهاد [[انسان]] عجیناند از میان نمیروند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۱.</ref>. | *[[فطرت احساسی]] با [[فطرت ادراکی]] فرق دارد. [[منطق شناسان]]، [[شناخت فطری]] را که به [[ادراک]] [[آدمی]] ربط ندارد "وجدانیات" میخوانند. این وجدانیات از گذر [[حس باطن]] [[درک]] میشوند. [[امور فطری]] همگانیاند و پیرو شرایط [[تاریخی]] و جغرافیایی نیستند و از [[نهان]] [[آدمی]] شنیده میشوند و [[نیازمند]] [[آموزگار]] بیرونی نیستند و چون با نهاد [[انسان]] عجیناند از میان نمیروند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۱.</ref>. | ||
==[[کمال خواهی]] [[فطرت انسان]]== | ==[[کمال خواهی]] [[فطرت انسان]]== | ||
*[[سرشت]] همۀ [[انسانها]] رو به سوی کمال دارد و از هرگونه [[نقص]] نیز به دور است. این [[میل به کمال]] و [[دوری از نقص]] سرمنشأ تمام حرکات و تلاشهای [[آدمیان]] است. اما [[انسانها]] در [[کمالطلبی]] خویش ممکن است به [[اشتباه]] بیفتند و چیزی را کمال پندارند که در واقع [[کمال مطلق]] نیست، از اینرو نمیتوانند به مسیری درست رهنمون شوند. [[سعادت]] و [[نیکبختی]] [[انسانها]] نیز تشخیص درست آن کمال مطلوب است. برای مثال [[انسانها]] چون نسبت به [[مرگ]] اطلاع کافی ندارند از آن میترسند و [[مرگ]] را [[نقص]] و نابودی میپندارند و بنابر فطرت خویش از [[نقص]] دوری میجویند. اما کسی که از [[مرگ]] [[شناخت کامل]] دارد و [[مرگ]] در نظر او | *[[سرشت]] همۀ [[انسانها]] رو به سوی کمال دارد و از هرگونه [[نقص]] نیز به دور است. این [[میل به کمال]] و [[دوری از نقص]] سرمنشأ تمام حرکات و تلاشهای [[آدمیان]] است. اما [[انسانها]] در [[کمالطلبی]] خویش ممکن است به [[اشتباه]] بیفتند و چیزی را کمال پندارند که در واقع [[کمال مطلق]] نیست، از اینرو نمیتوانند به مسیری درست رهنمون شوند. [[سعادت]] و [[نیکبختی]] [[انسانها]] نیز تشخیص درست آن کمال مطلوب است. برای مثال [[انسانها]] چون نسبت به [[مرگ]] اطلاع کافی ندارند از آن میترسند و [[مرگ]] را [[نقص]] و نابودی میپندارند و بنابر فطرت خویش از [[نقص]] دوری میجویند. اما کسی که از [[مرگ]] [[شناخت کامل]] دارد و [[مرگ]] در نظر او وسیله ای برای [[رسیدن به کمال]] است، از [[مرگ]] ترسی ندارد و [[عشق]] به [[شهادت]] نیز از اینجا نشئت میگیرد. در [[حقیقت فطرت انسان]] طالب [[کمالخواهی]] است<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۵۹.</ref>. | ||
==مصداقهای فطرت== | ==مصداقهای فطرت== | ||
*بر اساس [[فطرت عشق به کمال]] و [[فطرت دوری از نقص|دوری از نقص]]، [[انسانها]] [[فطریات]] و سرشتهایی پیدا میکنند که عبارتاند از: | *بر اساس [[فطرت عشق به کمال]] و [[فطرت دوری از نقص|دوری از نقص]]، [[انسانها]] [[فطریات]] و سرشتهایی پیدا میکنند که عبارتاند از: | ||