←پیشینه تاریخی مدین
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
==پیشینه [[تاریخی]] [[مدین]]== | ==پیشینه [[تاریخی]] [[مدین]]== | ||
ظاهراً [[قرآن]] درباره مدین و ساکنان آن در دورههای تاریخی دیگر، گزارشی نداده است. افزون بر پارهای گزارشهای تاریخی،<ref>البدایة و النهایه، ج ۱، ص ۲۱۳. </ref> [[تفسیری]] <ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۳۷۳. </ref> و نیز برخی [[احادیث اسلامی]]،<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۳۴. </ref> بعضی [[آیات]] نشان میدهد که [[قوم شعیب]]{{ع}} در دوره تاریخی پس از [[قوم لوط]]{{ع}} {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ}}<ref>«و ای قوم من! مخالفت با من، شما را وا ندارد که به شما همان رسد که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید و (زمان) قوم لوط از شما دور نیست» سوره هود، آیه ۸۹.</ref> و معاصر [[موسی]]{{ع}} و [[بنیاسرائیل]]، پیش از ترک [[مصر]] میزیستهاند. {{متن قرآن|فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ }}<ref>«آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس میداشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش و چون روی به سوی مدین نهاد گفت: امید است پروردگارم مرا به راه میانه رهنمون گردد. و چون به آب مدین رسید بر آن، گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند و کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را از رفتن به سوی آب) دور میداشتند. گفت: شما چه میکنید؟ گفتند: ما (به گوسفندان خود) آب نمیدهیم تا شبانان (گوسفندان خود را از آبشخور) باز گردانند و پدر ما پیری کهنسال است» سوره قصص، آیه ۲۱-۲۳.</ref> از گزارشهای مربوط به کم فروشی و بهکارگیری پیمانه و ترازو {{متن قرآن|وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به سوی مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که جز او خدایی ندارید، بیگمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.</ref>، [[سیراب کردن]] گوسفندان {{متن قرآن|وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ}}<ref>«و چون به آب مدین رسید بر آن، گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند و کنار آنان دو زن را دید که (گوسفندان خود را از رفتن به سوی آب) دور میداشتند. گفت: شما چه میکنید؟ گفتند: ما (به گوسفندان خود) آب نمیدهیم تا شبانان (گوسفندان خود را از آبشخور)» سوره قصص، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ}}<ref>«پس برای آن دو (گوسفندان را) آب داد سپس به سایه بازگشت و گفت پروردگارا به هر خیری که به من برسانی نیازمندم» سوره قصص، آیه ۲۴.</ref> و [[قرارداد]] کاری موسی و [[شعیب]]{{ع}} {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(شعیب) گفت: میخواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی و اگر به ده سال رساندی آن دیگر با توست و من نمیخواهم بر تو سخت بگیرم؛ اگر خدا بخواهد مرا از شایستگان خواهی یافت» سوره قصص، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ}}<ref>«(موسی) گفت: این (قرار) میان من و شما بماند که هر یک از دو زمان را به پایان بردم بر من تجاوزی (روا) نباشد و خداوند بر آنچه میگوییم نگهبان است» سوره قصص، آیه ۲۸.</ref> که بنابر ظاهر برخی آیات {{متن قرآن|قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى}}<ref>«گفت: چوبدست من است که بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میریزم و مرا بدان نیازهایی دیگر است» سوره طه، آیه ۱۸.</ref> و نیز گزارش [[عهد عتیق]] <ref>کتاب مقدس، خروج ۲: ۱۶ ـ ۲۰. </ref>. برای [[چوپانی]] گوسفندان شعیب{{ع}} بوده است برمیآید که قوم شعیب{{ع}}، مردمی [[تجارت]] پیشه، کشاورز و دامدار بودهاند؛ همچنین میتوان نتیجه گرفت که آنان دارای منطقهای حاصلخیز، سرسبز و پرآب و علف و برخوردار از فرآوردههای فراوان [[کشاورزی]] و نیز تجارت پررونقی بودهاند، چنان که برخی آیات از [[قدرت]]، [[ثروت]] و جمعیت فراوان آنان حکایت میکند. ([[توبه]] / ۹، ۶۹؛ قس: [[توبه]] / ۹، ۷۰؛ [[هود]] / ۱۱، ۸۴) از ظاهر این [[آیات]] و مجموع گزارشهای [[عهد عتیق]] و <ref> پیدایش ۳۷: ۲۸؛ اعداد ۲۵: ۱۶ ـ ۱۸. </ref> برخی [[منابع تاریخی]] <ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۴۳، ۸۲. </ref> برمیآید که [[قوم]] [[مدین]] یکی از [[قبایل]] بزرگ [[عرب]] در [[شام]] با پیشینه دیرین [[تاریخی]] بوده است. <ref>البدایة و النهایه، ج ۱، ص ۲۱۳. </ref> زیستن این قوم در دوره تاریخی پس از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و [[پیش از بعثت]] [[موسی]]{{ع}} نشان میدهد که [[مردمان]] مدین در آغاز بر [[آیین]] [[ابراهیم]]{{ع}} بوده و در گذر ایّام به [[کفر]] و شرکگراییدهاند. [[آیه]] «ولا تُفسِدوا فِیالاَرضِ بَعدَ اِصلـحِها» ([[اعراف]] / ۷، ۸۵)، میتواند مؤیدی بر این ادعا باشد، بنابراین، میتوان گفت [[شعیب]]{{ع}} که [[شریعت]] مستقلی نداشته، قوم خود را به آیین ابراهیم{{ع}} میخوانده است. | |||
[[تاریخ]] مدین و ساکنان آن را در دوران [[حیات]] شعیب{{ع}} میتوان به دو دوره تقسیم کرد: ۱. دوره پیش از [[عذاب]] که [[مردم]] پس از [[دعوت]] شعیب{{ع}} به دو گروه اقلیّت [[مؤمنان]] و [[اکثریت]] [[کافران]] تقسیم شدند. (اعراف / ۷، ۸۷ ـ ۸۸؛ هود / ۱۱، ۹۱) از اینکه [[قرآن]] در این دوره از [[مخالفان]] شعیب{{ع}} با عنوان [[ملأ]] [[مستکبر]] (اعراف / ۷، ۸۸) یاد کرده است، میتوان به وجود طبقه اشراف و [[ثروتمند]] و در نتیجه وجود فاصله طبقاتی در مدینِ آن [[زمان]] پی برد. از کافرانی که دراین دوره زمانی با عذابالهی نابود شدند، با «[[اصحاب]] مدین» یاد میشود. (توبه / ۹، ۷۰؛ [[حجّ]] / ۲۲، ۴۴) ۲. دوره پس از عذاب و نابودی کافران که همراه با شرایط [[اجتماعی]] ـ [[سیاسی]] و [[دینی]] مساعدی بوده است. از ساکنان مدین در این برهه با عنوان «[[اهل مدین]]» یاد شده و ظاهر آیات نشان میدهد که [[پناه]] بردن [[موسی]]{{ع}} به [[مدین]] و سکونت چندینساله وی در آنجا به هنگام [[پیری]] و از کارافتادگی [[شعیب]]{{ع}} در همین دوره بوده است. (طه / ۲۰، ۴۰؛ [[قصص]] / ۲۸، ۲۷ ـ ۲۷) برخلاف دوره نخست که شعیب{{ع}} و پیروانش با انواع فشارهای [[اجتماعی]] رو به رو بوده ([[اعراف]] / ۷، ۸۶) و به [[اخراج]] از [[خانه]] و کاشانه خویش [[تهدید]] میشدهاند (اعراف / ۷، ۸۸)، در این دوره، آن [[حضرت]] با برخورداری از [[جایگاه اجتماعی]] مطلوب، ضمن [[پناه دادن]] به موسی{{ع}} وی را [[اجیر]] میکند. شاید بتوان از مفاد قرار داد کاری شعیب{{ع}} با موسی{{ع}} به دست آورد که در آن [[زمان]]، مردان [[جوان]]، متناسب با شرایط اجتماعی [[روز]]، برای مدت معینی، شبیه آنچه امروزه به نام شیربها مرسوم است، برای [[پدر]] [[همسر]] خویش کار میکردهاند. (قصص / ۲۸، ۲۵ ـ۲۸) برخی [[مفسران]] با استناد به [[آیه]] ۲۷ قصص / ۲۸ بر این باورند که [[فریضه]] [[حجّ]] نیز در میان آنان رایج و به نوعی سالشمار آنها هم بوده است. <ref>المیزان، ج ۳، ص ۳۵۱. </ref> در اینکه «[[اصحاب]] ایکه» و «[[اهل مدین]]» در [[قرآن]] دو نام برای یک [[قوم]] است یا آنکه دو قوم بودند که شعیب{{ع}} [[پیامبر]] هر دو بوده، میان مفسران [[اختلاف]] است.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب مدین (مقاله)|مقاله «اصحاب مدین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref> | [[تاریخ]] مدین و ساکنان آن را در دوران [[حیات]] شعیب{{ع}} میتوان به دو دوره تقسیم کرد: ۱. دوره پیش از [[عذاب]] که [[مردم]] پس از [[دعوت]] شعیب{{ع}} به دو گروه اقلیّت [[مؤمنان]] و [[اکثریت]] [[کافران]] تقسیم شدند. (اعراف / ۷، ۸۷ ـ ۸۸؛ هود / ۱۱، ۹۱) از اینکه [[قرآن]] در این دوره از [[مخالفان]] شعیب{{ع}} با عنوان [[ملأ]] [[مستکبر]] (اعراف / ۷، ۸۸) یاد کرده است، میتوان به وجود طبقه اشراف و [[ثروتمند]] و در نتیجه وجود فاصله طبقاتی در مدینِ آن [[زمان]] پی برد. از کافرانی که دراین دوره زمانی با عذابالهی نابود شدند، با «[[اصحاب]] مدین» یاد میشود. (توبه / ۹، ۷۰؛ [[حجّ]] / ۲۲، ۴۴) ۲. دوره پس از عذاب و نابودی کافران که همراه با شرایط [[اجتماعی]] ـ [[سیاسی]] و [[دینی]] مساعدی بوده است. از ساکنان مدین در این برهه با عنوان «[[اهل مدین]]» یاد شده و ظاهر آیات نشان میدهد که [[پناه]] بردن [[موسی]]{{ع}} به [[مدین]] و سکونت چندینساله وی در آنجا به هنگام [[پیری]] و از کارافتادگی [[شعیب]]{{ع}} در همین دوره بوده است. (طه / ۲۰، ۴۰؛ [[قصص]] / ۲۸، ۲۷ ـ ۲۷) برخلاف دوره نخست که شعیب{{ع}} و پیروانش با انواع فشارهای [[اجتماعی]] رو به رو بوده ([[اعراف]] / ۷، ۸۶) و به [[اخراج]] از [[خانه]] و کاشانه خویش [[تهدید]] میشدهاند (اعراف / ۷، ۸۸)، در این دوره، آن [[حضرت]] با برخورداری از [[جایگاه اجتماعی]] مطلوب، ضمن [[پناه دادن]] به موسی{{ع}} وی را [[اجیر]] میکند. شاید بتوان از مفاد قرار داد کاری شعیب{{ع}} با موسی{{ع}} به دست آورد که در آن [[زمان]]، مردان [[جوان]]، متناسب با شرایط اجتماعی [[روز]]، برای مدت معینی، شبیه آنچه امروزه به نام شیربها مرسوم است، برای [[پدر]] [[همسر]] خویش کار میکردهاند. (قصص / ۲۸، ۲۵ ـ۲۸) برخی [[مفسران]] با استناد به [[آیه]] ۲۷ قصص / ۲۸ بر این باورند که [[فریضه]] [[حجّ]] نیز در میان آنان رایج و به نوعی سالشمار آنها هم بوده است. <ref>المیزان، ج ۳، ص ۳۵۱. </ref> در اینکه «[[اصحاب]] ایکه» و «[[اهل مدین]]» در [[قرآن]] دو نام برای یک [[قوم]] است یا آنکه دو قوم بودند که شعیب{{ع}} [[پیامبر]] هر دو بوده، میان مفسران [[اختلاف]] است.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب مدین (مقاله)|مقاله «اصحاب مدین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref> | ||
==[[انحرافات]] اهل مدین== | ==[[انحرافات]] اهل مدین== | ||
[[مردم]] مدین هم در حوزه [[باورها]] و [[عقاید]] و هم در [[ارتباط]] با ارزشهای [[عبادی]] و اجتماعی دچار [[انحراف]] بودهاند. فراخوان آنان ازسوی شعیب{{ع}} به [[پرستش]] [[اللّه]] و [[نفی]] [[خدایان]] دیگر حکایت از [[شرک]] * و [[بتپرستی]] آنان دارد: «اعبُدُوا اللّهَ ما لَکُم مِن اِلـهٍ غَیرُهُ». (اعراف / ۷، ۸۵؛ [[هود]] / ۱۱، ۸۴، ۹۲؛ عنکبوت / ۲۹، ۳۶) ظاهر برخی [[آیات]] نشان میدهد که شرک و [[بت پرستی]]، پیشینه نسبتا دیرینهای در میان آنان داشته و به یکی از مؤلفههای اصلی [[فرهنگ]] آنها تبدیل شده بوده است: «قالوا یـشُعَیبُ اَصَلوتُکَ تَأمُرُکَ اَن نَترُکَ ما یَعبُدُ ءاباؤُنا». ([[هود]] / ۱۱، ۸۷) براساس پارهای گزارشها، آنان درختی را [[پرستش]] میکردهاند؛<ref>البدایة والنهایه، ج ۱، ص ۱۷۲. </ref> همچنین از ظاهر [[آیات]] برمیآید که آنان [[اعتقاد]] به [[معاد]] * نیز نداشتهاند: فَقالَ یـقَومِ... وارجُوا الیَومَ الأخِرَ». (عنکبوت / ۲۹، ۳۶) <ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۱۲۷. </ref> [[قرآن]] از ناهنجاریهای [[اجتماعی]]، به ویژه در حوزه [[روابط اقتصادی]]، [[کم فروشی]] و [[فسادانگیزی]] آنان گزارش کرده است. «فَاَوفُوا الکَیلَ والمیزانَ ولا تَبخَسُواالنّاسَ اَشیاءَهُم ولا تُفسِدوا فِی الاَرضِ بَعدَ اِصلـحِها ذلِکُم خَیرٌ لَکُم اِن کُنتُم مُؤمِنین». ([[اعراف]] / ۷، ۸۵ و نیز هود / ۱۱، ۸۴ ـ ۸۵) گزارش از [[کمفروشی]] و فسادانگیزی [[قوم شعیب]] به صورتی برجسته، نشان از شیوع گسترده آن در میان آنان دارد. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۷۳؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۶۱ ـ ۳۶۲. </ref> [[مفسران]] در بیان [[ارتباط]] یا تفاوت دو جمله «فَأوفوا الکَیلَ.».. و «وَ لا تَبخَسوا الناسَ.».. با یکدیگر، جمله دومی را تأکید یا [[تفسیر]] جمله نخست دانستهاند؛ همچنین گفتهاند: جمله دوم از آن حکایت دارد که قوم شعیب{{ع}} افزون بر اجناس مکیل و موزون که اغلب، فرآوردههای [[کشاورزی]] است، در [[داد و ستد]] سایر کالاها و بهگونههای دیگر نیز کمفروشی میکردهاند. <ref>الکشاف، ج۲، ص۱۲۷، ۴۱۷ ـ ۴۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۷۴؛ ج ۱۸، ص ۴۱؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۶۳. </ref> اینکه تعبیر [[افساد]] در [[زمین]]، کدام یک از ناهنجاریهای اجتماعی شایع در میان [[مردم]] [[مدین]] را گزارش میکند نیز مورد [[اختلاف]] است؛ گروهی ـ هرچند با اختلاف بر سر مصادیق ـ معنای آن را مطلق و شامل همه [[گناهان]]، اعم از آنچه مربوط به حوزه [[ارتباط با خدا]] و [[جامعه]] است و در نتیجه مراد از آن را مواردی چون [[کفر]]، [[شرک]]، کم فروشی،<ref>جامع البیان، مج ۵، ج ۸، ص ۳۰۸؛ مج ۷، ج ۱۲، ص ۱۳۱. </ref> [[ستمگری]]، [[تعدی]] و [[حرام]] کردن [[حلال]] [[الهی]] دانستهاند. <ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۶۷۵؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۸۸. </ref> دیدگاه دوم با استناد به ذکر [[افساد]] در [[زمین]] در مقابل آیاتی که قبل و بعد از آن آمده است ([[اعراف]] / ۷، ۸۵ ـ ۸۶) معنای آن را اخص و مراد از آن را [[مفاسد]] و ناهنجاریهایی چون راهزنی، [[غارت]] [[اموال]]، [[هتک حرمت]] [[زنان]] و کشتن [[انسانها]] میداند که [[امنیت اجتماعی]] را در حوزههای گوناگون [[مالی]]، جانی و حیثیّتی به خطر میاندازد. <ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۸۷؛ ج ۱۰، ص ۳۶۳. </ref> البته صاحب این دیدگاه در [[تفسیر آیات]] مشابه احتمال میدهد که «ولا تَعثَوا فِی الاَرضِ مُفسِدین» ([[هود]] / ۱۱، ۸۵) عطف [[تفسیری]] و [[نهی]] تأکیدی برای دو جمله پیش از خود باشد. وی در توضیح اینکه چگونه [[کمفروشی]] میتواند فسادانگیز باشد، به نقش محوری تعامل [[اجتماعی]]، به ویژه در حوزه [[روابط اقتصادی]] * و [[داد و ستد]] کالاهای مورد نیاز [[جامعه]] به عنوان یکی از ارکان [[حیات اجتماعی]] تأکید کرده و گسترش [[کم فروشی]]، فریبکاری و [[خیانت]] در [[معامله]] را سبب سلب [[اعتماد]] عمومی و پیدایش اختلال و [[تباهی]] در روند [[زندگی]] سالم جامعه میداند. <ref> المیزان،ج ۱۰، ص ۳۶۳ ـ ۳۶۴. </ref> بر اساس روایتی منسوب به [[امام سجاد]]{{ع}} [[شعیب]]{{ع}} نخستین کسی است که پیمانه و ترازو * را اختراع کرد و [[مردم]] [[مدین]]، ابتدا در سنجش اجناس با آن دو، اندازه را رعایت میکردند؛ اما پس از مدتی و به تدریج به کم کردن پیمانه و وزن پرداختند. <ref>قصص الانبیاء، ص ۱۴۵. </ref>ازاینروایت میتوان برداشت کرد که [[فساد]] * انگیزی مردم مدین پس از [[اصلاح]] زمین، به احتمال، همان کمفروشی بوده است.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب مدین (مقاله)|مقاله «اصحاب مدین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref> | [[مردم]] مدین هم در حوزه [[باورها]] و [[عقاید]] و هم در [[ارتباط]] با ارزشهای [[عبادی]] و اجتماعی دچار [[انحراف]] بودهاند. فراخوان آنان ازسوی شعیب{{ع}} به [[پرستش]] [[اللّه]] و [[نفی]] [[خدایان]] دیگر حکایت از [[شرک]] * و [[بتپرستی]] آنان دارد: «اعبُدُوا اللّهَ ما لَکُم مِن اِلـهٍ غَیرُهُ». (اعراف / ۷، ۸۵؛ [[هود]] / ۱۱، ۸۴، ۹۲؛ عنکبوت / ۲۹، ۳۶) ظاهر برخی [[آیات]] نشان میدهد که شرک و [[بت پرستی]]، پیشینه نسبتا دیرینهای در میان آنان داشته و به یکی از مؤلفههای اصلی [[فرهنگ]] آنها تبدیل شده بوده است: «قالوا یـشُعَیبُ اَصَلوتُکَ تَأمُرُکَ اَن نَترُکَ ما یَعبُدُ ءاباؤُنا». ([[هود]] / ۱۱، ۸۷) براساس پارهای گزارشها، آنان درختی را [[پرستش]] میکردهاند؛<ref>البدایة والنهایه، ج ۱، ص ۱۷۲. </ref> همچنین از ظاهر [[آیات]] برمیآید که آنان [[اعتقاد]] به [[معاد]] * نیز نداشتهاند: فَقالَ یـقَومِ... وارجُوا الیَومَ الأخِرَ». (عنکبوت / ۲۹، ۳۶) <ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۱۲۷. </ref> [[قرآن]] از ناهنجاریهای [[اجتماعی]]، به ویژه در حوزه [[روابط اقتصادی]]، [[کم فروشی]] و [[فسادانگیزی]] آنان گزارش کرده است. «فَاَوفُوا الکَیلَ والمیزانَ ولا تَبخَسُواالنّاسَ اَشیاءَهُم ولا تُفسِدوا فِی الاَرضِ بَعدَ اِصلـحِها ذلِکُم خَیرٌ لَکُم اِن کُنتُم مُؤمِنین». ([[اعراف]] / ۷، ۸۵ و نیز هود / ۱۱، ۸۴ ـ ۸۵) گزارش از [[کمفروشی]] و فسادانگیزی [[قوم شعیب]] به صورتی برجسته، نشان از شیوع گسترده آن در میان آنان دارد. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۷۳؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۶۱ ـ ۳۶۲. </ref> [[مفسران]] در بیان [[ارتباط]] یا تفاوت دو جمله «فَأوفوا الکَیلَ.».. و «وَ لا تَبخَسوا الناسَ.».. با یکدیگر، جمله دومی را تأکید یا [[تفسیر]] جمله نخست دانستهاند؛ همچنین گفتهاند: جمله دوم از آن حکایت دارد که قوم شعیب{{ع}} افزون بر اجناس مکیل و موزون که اغلب، فرآوردههای [[کشاورزی]] است، در [[داد و ستد]] سایر کالاها و بهگونههای دیگر نیز کمفروشی میکردهاند. <ref>الکشاف، ج۲، ص۱۲۷، ۴۱۷ ـ ۴۱۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۷۴؛ ج ۱۸، ص ۴۱؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۶۳. </ref> اینکه تعبیر [[افساد]] در [[زمین]]، کدام یک از ناهنجاریهای اجتماعی شایع در میان [[مردم]] [[مدین]] را گزارش میکند نیز مورد [[اختلاف]] است؛ گروهی ـ هرچند با اختلاف بر سر مصادیق ـ معنای آن را مطلق و شامل همه [[گناهان]]، اعم از آنچه مربوط به حوزه [[ارتباط با خدا]] و [[جامعه]] است و در نتیجه مراد از آن را مواردی چون [[کفر]]، [[شرک]]، کم فروشی،<ref>جامع البیان، مج ۵، ج ۸، ص ۳۰۸؛ مج ۷، ج ۱۲، ص ۱۳۱. </ref> [[ستمگری]]، [[تعدی]] و [[حرام]] کردن [[حلال]] [[الهی]] دانستهاند. <ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۶۷۵؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۸۸. </ref> دیدگاه دوم با استناد به ذکر [[افساد]] در [[زمین]] در مقابل آیاتی که قبل و بعد از آن آمده است ([[اعراف]] / ۷، ۸۵ ـ ۸۶) معنای آن را اخص و مراد از آن را [[مفاسد]] و ناهنجاریهایی چون راهزنی، [[غارت]] [[اموال]]، [[هتک حرمت]] [[زنان]] و کشتن [[انسانها]] میداند که [[امنیت اجتماعی]] را در حوزههای گوناگون [[مالی]]، جانی و حیثیّتی به خطر میاندازد. <ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۸۷؛ ج ۱۰، ص ۳۶۳. </ref> البته صاحب این دیدگاه در [[تفسیر آیات]] مشابه احتمال میدهد که «ولا تَعثَوا فِی الاَرضِ مُفسِدین» ([[هود]] / ۱۱، ۸۵) عطف [[تفسیری]] و [[نهی]] تأکیدی برای دو جمله پیش از خود باشد. وی در توضیح اینکه چگونه [[کمفروشی]] میتواند فسادانگیز باشد، به نقش محوری تعامل [[اجتماعی]]، به ویژه در حوزه [[روابط اقتصادی]] * و [[داد و ستد]] کالاهای مورد نیاز [[جامعه]] به عنوان یکی از ارکان [[حیات اجتماعی]] تأکید کرده و گسترش [[کم فروشی]]، فریبکاری و [[خیانت]] در [[معامله]] را سبب سلب [[اعتماد]] عمومی و پیدایش اختلال و [[تباهی]] در روند [[زندگی]] سالم جامعه میداند. <ref> المیزان،ج ۱۰، ص ۳۶۳ ـ ۳۶۴. </ref> بر اساس روایتی منسوب به [[امام سجاد]]{{ع}} [[شعیب]]{{ع}} نخستین کسی است که پیمانه و ترازو * را اختراع کرد و [[مردم]] [[مدین]]، ابتدا در سنجش اجناس با آن دو، اندازه را رعایت میکردند؛ اما پس از مدتی و به تدریج به کم کردن پیمانه و وزن پرداختند. <ref>قصص الانبیاء، ص ۱۴۵. </ref>ازاینروایت میتوان برداشت کرد که [[فساد]] * انگیزی مردم مدین پس از [[اصلاح]] زمین، به احتمال، همان کمفروشی بوده است.<ref>[[علی اسدی |اسدی، علی]]، [[اصحاب مدین (مقاله)|مقاله «اصحاب مدین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳.</ref> | ||