←جستارهای وابسته
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
همچنین فی قوله تعالی: “{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر آنها از حق روی بگردانند، نگران نباش و بگو [[خداوند]] برای من کافی است؛ چرا که او بر هر چیزی تواناست: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست و تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} آری، من تنها بر چنین معبودی، [[تکیه]] کرده و به او دلبستهام، و کارهایم را به او واگذار نمودهام: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماوراءالطبیعه با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها میگذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمیکند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او [[تصور]] میشود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: “{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر آنها از حق روی بگردانند، نگران نباش و بگو [[خداوند]] برای من کافی است؛ چرا که او بر هر چیزی تواناست: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست و تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} آری، من تنها بر چنین معبودی، [[تکیه]] کرده و به او دلبستهام، و کارهایم را به او واگذار نمودهام: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماوراءالطبیعه با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها میگذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمیکند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او [[تصور]] میشود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>. | ||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: و در آخرین سخنش ([[مؤمن آل فرعون]])، با تهدیدی پر معنا گفت: به زودی آنچه را که من امروز به شما میگویم، به خاطر خواهید آورد، و هنگامی که [[آتش]] [[خشم]] و [[غضب الهی]]، دامانتان را در این [[جهان]] و آن جهان گرفت، به [[صدق]] گفتار من، پی میبرید: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، اما [[افسوس]] که آن [[زمان]]، دیر است! اگر در [[آخرت]] باشد، [[راه]] بازگشت وجود ندارد، و اگر در [[دنیا]] باشد، به هنگام [[نزول]] [[عذاب]]، تمام درهای [[توبه]] بسته میشود. سپس افزود: من تمام کارهای خود را به [[خداوند]] یگانه واگذار میکنم که او نسبت به بندگانش بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، و به همین [[دلیل]] که از تهدیدهای شما میترسم، و نه [[کثرت]] و [[قدرت]] شما و [[تنهایی]] من، مرا به [[وحشت]] میافکند؛ چرا که سر تا پای وجود خود را به کسی سپردهام که قدرتش بیانتهاست و از حال بندگانش به خوبی [[آگاه]] است. این تعبیر ضمناً دعای مؤدبانهای بود از این مرد با [[ایمان]] که در چنگال قومی زورمند و [[بیرحم]] گرفتار بود؛ تقاضایی بود مؤدبانه از پیشگاه [[پروردگار]] که در این شرایط، او را در کنف [[حمایت]] خویش قرار دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷۱-۳۸۲.</ref> | همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: و در آخرین سخنش ([[مؤمن آل فرعون]])، با تهدیدی پر معنا گفت: به زودی آنچه را که من امروز به شما میگویم، به خاطر خواهید آورد، و هنگامی که [[آتش]] [[خشم]] و [[غضب الهی]]، دامانتان را در این [[جهان]] و آن جهان گرفت، به [[صدق]] گفتار من، پی میبرید: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، اما [[افسوس]] که آن [[زمان]]، دیر است! اگر در [[آخرت]] باشد، [[راه]] بازگشت وجود ندارد، و اگر در [[دنیا]] باشد، به هنگام [[نزول]] [[عذاب]]، تمام درهای [[توبه]] بسته میشود. سپس افزود: من تمام کارهای خود را به [[خداوند]] یگانه واگذار میکنم که او نسبت به بندگانش بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، و به همین [[دلیل]] که از تهدیدهای شما میترسم، و نه [[کثرت]] و [[قدرت]] شما و [[تنهایی]] من، مرا به [[وحشت]] میافکند؛ چرا که سر تا پای وجود خود را به کسی سپردهام که قدرتش بیانتهاست و از حال بندگانش به خوبی [[آگاه]] است. این تعبیر ضمناً دعای مؤدبانهای بود از این مرد با [[ایمان]] که در چنگال قومی زورمند و [[بیرحم]] گرفتار بود؛ تقاضایی بود مؤدبانه از پیشگاه [[پروردگار]] که در این شرایط، او را در کنف [[حمایت]] خویش قرار دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷۱-۳۸۲.</ref> | ||
==تفویض در [[تفاسیر]] [[روایی]]== | |||
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}} در [[مصباح الشریعه]] آمده است: {{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ: الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ تَعَالَى كَمَا قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ: رَضِيتُ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لِي وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى خَالِقِي كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ فِيمَا مَضَى كَذَلِكَ يُحْسِنُ فِيمَا بَقِيَ؛ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ}} {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ. وَ التَّفْوِيضُ خَمْسَةُ أَحْرُفٍ لِكُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حُكْمٌ فَمَن أَتَى بِأَحْكَامِهِ فَقَدْ أَتَى بِهِ التَّاءُ مِنْ تَرْكِهِ التَّدْبِيرَ فِي الدُّنْيَا وَ الْفَاءُ مِنْ فَنَاءِ كُلِّ هِمَّةٍ غَيْرِ اللَّهِ وَ الْوَاوُ مِنْ وَفَاءِ الْعَهْدِ وَ تَصْدِيقِ الْوَعْدِ وَ الْيَاءُ الْيَأْسُ مِنْ نَفْسِكَ وَ الْيَقِينُ بِرَبِّكَ وَ الضَّادُ مِنَ الضَّمِيرِ الصَّافِي لِلَّهِ وَ الضَّرُورَةِ إِلَيْهِ وَ الْمُفَوِّضُ لَا يُصْبِحُ إِلَّا سَالِماً مِنْ جَمِيعِ الْآفَاتِ وَ لَا يُمْسِي إِلَّا مُعَافًى بِدِينِهِ}}؛یعنی [[امام صادق]]{{ع}} فرموده: کسی که امرش را به [[خدای تعالی]] واگذار کند، در [[آسایش]] دایمی به سر میبرد، و [[زندگی]] او همیشه خوش و فراخ و وسیع است، و کسی که حقیقتاً واگذارنده امر به [[خدا]] باشد، هر [[عزم]] و ارادهای را به جز خدای تعالی در [[حکم]] عدم میداند؛ هم چنان که [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]]{{ع}}، فرمود: به آنچه خدای تعالی قسمت من نموده است، [[راضی]] هستم؛ کارم را به [[آفریدگار]] واگذار کردهام، همان طور که خدای تعالی در آنچه بر من گذشته، به [[نیکوترین]] وجه گذارنده، و در مابقی نیز این چنین [[نیکو]] خواهد گذراند. [[خدای عزوجل]] درباره [[مؤمن آل فرعون]] فرمود: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ }}، و کلمة تفویض پنج حرف دارد: (ت ف و ی ض)، و برای هر حرفی از آن، حکمی است. پس کسی که [[احکام]] آن را به جا آورد، به آن دست یافته است. “تاء”، حکم ترک [[تدبیر]]، در کار دنیاست، و “فاء”، حکم فنا و عدم دانستن همه چیز است به جز خدای تعالی، و “واو”، حکم [[وفا به عهد]] است، و [[صداقت]] و [[درستی]] در [[وعده]]، و “یاء”، حکم [[یأس]] و [[ناامیدی]] است از نفس خودت، و [[یقین]] داشتن است نسبت به [[پروردگار]]، و “ضاد”، حکم [[ضمیر]] و [[باطن]] مصفا برای خدای تعالی و [[ضرورت]] به سوی اوست، و کسی که امورش را به خدای تعالی واگذار مینماید، صبح نمیکند، جز این که از جمیع آفات به [[سلامت]] است، و [[شام]] نمیکند، جز اینکه [[دین]] او سالم (و مصون از آفات) است<ref>نورالثقلین، ج۴، حدیث ۵۰.</ref>. | |||
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، [[شرفالدین]] نجفی در [[تأویل]] آن گوید: در کتاب حلیة الأولیاء، [[ابونعیم]] به طریق خودش از [[ابوهریره]]، این چنین ذکر نموده: [[آیه]] در [[شأن]] [[علی بن ابی طالب]] نازل گشته و آن است معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>برهان، ص۴۰۲.</ref>. | |||
#در [[تفسیر نمونه]] به [[نقل]] از بحار، جلد ۶۸، صفحه ۳۴۱، درباره تفویض کار به [[خدا]]، چنین فرموده: در [[حدیثی]] از [[امیر مؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، آمده است: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ لَهُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}: [[ایمان]] چهار رکن دارد: [[توکل بر خدا]]، واگذاری کار خویش به او، [[راضی]] بودن به [[قضای الهی]] و [[تسلیم]] گشتن در برابر [[فرمان]] خداوند”<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>. | |||
#همچنین به نقل از [[سفینة]] البحار، ج۲، صفحه ۳۸۷، ماده فوض فرموده: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ}}: کسی که کار خود را به خدا واگذارد، در راحت [[ابدی]] و [[زندگی]] [[جاودانه]] پر [[برکت]] است، و کسی که حقیقتاً کار خود را به خدا واگذارد، [[برتر]] از آن است که به غیر او بیندیشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>. | |||
#ابنبابویه با اسنادش تا [[احمد بن ابی عبدالله]] و او از پدرش، از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کند که: [[جبرئیل]] بر پیامبر{{صل}} وارد گردید و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! [[خدای تبارک و تعالی]] مرا با هدیهای به سوی تو فرستاده که پیش از تو آن را به احدی اعطا نفرموده. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: گفتم: آن چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: آن [[صبر]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن ([[هدیه]] نیکوتر از صبر) چیست؟ جبرئیل گفت: آن رضاست و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از [[رضا]]) چیست؟ جبرئیل گفت؟ آن، [[زهد]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از زهد) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[اخلاص]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از اخلاص) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[یقین]] است و (هدیهای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هادیه نیکوتر از یقین) چیست، ای فرستاده [[خدای تعالی]]؟ جبرئیل گفت: البته، این درجهبندی بر اساس [[توکل]] بر خداست. پس گفتم: و توکل بر خدای تعالی چه باشد؟ آن گاه جبرئیل گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرری و به نفعی، و نه بخششی و نه ممانعتی نمیتواند داشته باشد، و بهکارگیری [[یأس از مردم]]. پس چون بندهای این چنین باشد، به جز برای خدای تعالی، برای احدی کار نمیکند، و به جز از خدای تعالی، از کسی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز [[خدا]]، توقع بیحد و [[حرص]] در خواهش ندارد، پس این توکل است. گفتم: ای جبرئیل! [[تفسیر]] صبر چیست؟ جبرئیل گفت: در [[سختی]] [[شکیبایی]] کند، آن چنان که در [[خوشی]] [[بردباری]] میکند، و در [[تنگدستی]] [[صابر]] باشد، آنگونه که در [[بینیازی]] شکیباست، و در [[مصیبت]] [[شکیبا]] باشد، همانگونه که در تندرستی [[خویشتنداری]] میکند، و از بلایی که به او میرسد، [[شکایت]] خالقش را نزد مخلوق [[نبرد]]. گفتم: و [[تفسیر]] [[قناعت]] چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: در آنچه از [[سختی]]، [[رنج]] و درد [[دنیا]] بر او وارد میگردد، به قسمت خود [[راضی]] باشد؛ در کم بودن، [[خشنود]]، و در زیاد بودن آن، [[شاکر]] باشد. گفتم: تفسیر [[رضا]] چیست؟ جبرئیل گفت: نسبت به مهتر و [[سرور]] خویش، برای مصیبتهای [[دنیوی]]، ناخشنود نگردد، و نسبت به خویش، به عمل کم خشنود نشود. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[زهد]] چیست؟ جبرئیل گفت: زهد به این است که [[دوست]] بدارد کسی را که خالقش را دوست دارد، و [[دشمن]] بدارد کسی را که با خالقش دشمن است، و نسبت به [[حلال]] دنیا و [[زینت]] آن، سختگیر و نکتهسنج باشد؛ هم چنان که از آتشی که آن را میپوشاند، اجتناب میکند، و آرزویش را کوتاه سازد؛ مثل این که [[مرگ]] را در پیش چشمانش ملاحظه میکند. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[اخلاص]] چیست؟ او گفت: [[مخلص]] کسی است که چیزی را از [[مردم]] درخواست نکند، تا آنکه خود آن را بیابد، و چون یافت، راضی گردد، و زمانی که چیزی در نزد او باقی ماند، در [[راه خدا]] آن را [[بذل و بخشش]] نماید. پس همانا، کسی که از مخلوق چیزی درخواست نمیکند، به [[عبودیت]] [[خدای تعالی]] [[اقرار]] و اعتراف دارد، و هرگاه یافت و راضی گردید، او از خدای تعالی راضی گشته، و [[خدای تبارک و تعالی]] هم از او راضی میشود، و چون برای [[خدای عزوجل]] اعطا نمود، پس او در نهایت و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[پروردگار]] عزوجل است. گفتم: تفسیر [[یقین]] چیست؟ جبرئیل گفت: آن مؤمنی که برای خدای تعالی کار کند، آن چنان که گویی خدای تعالی را میبیند. پس اگر او [[خدا]] را نمیبیند، خدا او را میبیند، و از روی یقین بداند آنچه بدو رسیده، از او درنمیگذشته، و آنچه از او درگذشته، بدو نمیرسیده است، و این همه، شاخههای [[توکل]]، و [[سلسله]] مراتب [[زهد]] است<ref>{{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْغِنَاءِ وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الرِّضَا قَالَ الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَمْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الزُّهْدِ قَالَ الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَةِ الَّتِي قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَانَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلُهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْيَقِينِ قَالَ الْمُؤْمِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِيناً أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا فَاتَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ التَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ الزُّهْدِ}} برهان، ص۴۹۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۲-۳۸۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||