بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
'''بغی''' در اصطلاح به معنای [[شورش بر امام]] و [[خروج بر دولت اسلامی]] است. به همین دلیل، اصطلاح [[باغی]] در [[فقه سیاسی]] بر کسی که بر [[امام]] و [[پیشوای عادل]] مسلحانه [[خروج]] کند اطلاق شده است. | '''بغی''' در اصطلاح به معنای [[شورش بر امام]] و [[خروج بر دولت اسلامی]] است. به همین دلیل، اصطلاح [[باغی]] در [[فقه سیاسی]] بر کسی که بر [[امام]] و [[پیشوای عادل]] مسلحانه [[خروج]] کند اطلاق شده است. | ||
==معناشناسی بغی== | ==معناشناسی بغی و باغی== | ||
===معنای لغوی=== | ===معنای لغوی=== | ||
[[بغی]] در لغت بهمعنای طلب توأم با [[تجاوز]] از حد است<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۱۳۶.</ref> و در دو | [[بغی]] در لغت بهمعنای "طلب الشئ"، "تعدّی"، "ظلم" و "مجاوزة الحد"<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ماده بغی.</ref> و طلب توأم با [[تجاوز]] از حد است<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۱۳۶.</ref> و در دو معنای کلی به کار رفته است: | ||
#طلب، درخواست | #طلب، درخواست: از این ماده "بُغیه" به معنای [[حاجت]] و "ابتغاء" به معنای طلب کردن استعمال شده است. | ||
#[[تجاوز]]، [[تعدی]]، [[عصیان]] و [[سرکشی]] | #[[تجاوز]]، [[تعدی]]، [[عصیان]] و [[سرکشی]]: مشتق از این ماده "باغی" و "[[فرقه باغیه]]" به معنای [[شورشگری]] و [[قیام علیه امام حق]] است و بَغی به عنوان صفت [[زن]] [[فاجر]] و [[فاسق]] استعمال میشود<ref>محمود سرمدی، «بغی»، دانشنامه قرآن و قرآنپژوهی، ج۱، ص۳۷۹.</ref>. | ||
===معنای اصطلاحی=== | ===معنای اصطلاحی=== | ||
[[بغی]] در اصطلاح [[فقهی]] "خروج بر [[امام]] [[عادل]] و شکستن [[بیعت]] او و [[مخالفت]] با [[احکام]] و دستورهای اوست"<ref>شیخ طوسی، النهایة فی مجرد الفقه والفتوا، ص۲۹۶.</ref>. چنین کسی را [[باغی]] گویند به دلیل آنکه از حدّ خود [[تجاوز]] کرده و به [[حقوق امام]] و [[جامعه]] [[تعدی]] نموده و یا به خاطر آنکه [[ستمکار]] است، یا به این خاطر که خواهان [[برتری]] بر امام جامعه است<ref>شیخ طوسی، النهایة فی مجرد الفقه والفتوا، ص۲۹۶.</ref>. | |||
بغی در [[فقه سیاسی اسلام]] [[باغی]] و [[اهل بغی]] چنین تعریف شده است: هر کسی که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] [[خروج]] کند و مسلحانه بشورد، [[باغی]] است. [[جهاد]] علیه این [[فرقه]] با [[دعوت]] و درخواست [[امام]] یا کسی که [[امام]] او را [[تعیین]] و [[منصوب]] کرده باشد، بر [[مسلمانان]] [[واجب کفایی]] | در تفاوت بغی و [[محاربه]] گفته شده از شرایطی که برای تحقق بغی وارد شده استفاده میشود بغی [[براندازی حکومت]] است<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ج۷، ص۲۶۴.</ref>، ولی محاربه “اخاذی دیگری با [[سلاح]] سرد یا گرم و ایجاد ناامنی” است<ref>{{عربی|و هو کل مجردّ سلاحا فی بَر او بحر، لیلاً او نهارا لاخافة السابله والمتروّدین من المسلمین مطلقا}} (طباطبایی، ریاض المسائل، ج۱۳، ص۶۱۴).</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۵.</ref> | ||
در [[فقه سیاسی اسلام]]، [[باغی]] و [[اهل بغی]] چنین تعریف شده است: کسی که [[بیعت]] خویش را با [[پیشوای معصوم]]{{ع}} شکسته و از [[اطاعت]] وی بیرون رفته باشد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲؛ ریاضالمسائل، ج۷، ص۴۵۶. </ref>، هر کسی که بر [[امام]] و پیشوای [[عادل]] [[خروج]] کند و مسلحانه بشورد، [[باغی]] است. [[جهاد]] علیه این [[فرقه]] با [[دعوت]] و درخواست [[امام]] یا کسی که [[امام]] او را [[تعیین]] و [[منصوب]] کرده باشد، بر [[مسلمانان]] [[واجب کفایی]] است: {{متن قرآن|فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ}}<ref>"و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ كنند، ميان آنان را آشتى دهيد پس اگر يكى از آن دو بر ديگرى ستم كرد با آن كس كه ستم مىكند جنگ كنيد تا به فرمان خداوند باز گردد"؛ سوره حجرات آیه ۹</ref>؛ مگر آنکه [[توبه]] نمایند. از نمونههای [[تاریخی]] [[جنگ]] با [[اهل بغی]]، [[جنگ جمل]]، [[نهروان]] و [[صفین]] است. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به آن [[حضرت]] خبر داده بود گروهی [[باغی]] با تو خواهند جنگید {{عربی|ستقاتلک الفئة الباغیة}} و در مورد [[عمّار یاسر]] نیز فرموده بود او را [[فئۀ باغیه]] و گروه [[ستمکار]] خواهند کشت و وی در [[صفّین]] به دست سربازان [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. در [[نهج البلاغه]]، [[حضرت امیر]] مبارزۀ خود با دشمنانش را با عنوان [[پیکار]] با [[اهل بغی]] دانسته و آنان را [[ستمکار]] و [[طغیانگر]] شمرده و فرموده است: {{عربی|ألا و قد امرنی اللّه بقتال أهل البغی و النّکث و الفساد فی الأرض...}}<ref>خطبۀ ۱۹۲، نیز خطبۀ ۱۴۸ در مورد جنگ جمل</ref> و از [[ناکثین]] و [[قاسطین]] و [[مارقین]] یاد میکند<ref>ابوالفضل شکوری، فقه سیاسی اسلام، ص۲۰۴.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۴۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۱؛ [[موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی]]، [[فرهنگ فقه فارسی]]</ref> | |||
بغی، در چارچوب یک [[نظام سیاسی]]، [[قیام]] و [[طغیان]] ضد یک گروه یا [[حکومت]] است که به حدّ [[جنگ]] [[منظم]] نرسیده و به عنوان [[جنگ]] داخلی شناخته شده است<ref>علیاکبر آقابخشی و مینو افشاریراد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۰۰؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲؛ شرایع الاسلام، ج۱، کتاب الجهاد، ص۳۱۰؛ الحاوی الکبیر فی فقه الشافعی، مقدمه، ص۳۷۱؛ مختصر النافع، کتاب الجهاد، ص۱۸۶؛ الانتصار، مسائل المحارب، ص۲۳۲.</ref>. به این گروه بغات هم گفته میشود<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۴۸؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸.</ref> | بغی، در چارچوب یک [[نظام سیاسی]]، [[قیام]] و [[طغیان]] ضد یک گروه یا [[حکومت]] است که به حدّ [[جنگ]] [[منظم]] نرسیده و به عنوان [[جنگ]] داخلی شناخته شده است<ref>علیاکبر آقابخشی و مینو افشاریراد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۰۰؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۲؛ شرایع الاسلام، ج۱، کتاب الجهاد، ص۳۱۰؛ الحاوی الکبیر فی فقه الشافعی، مقدمه، ص۳۷۱؛ مختصر النافع، کتاب الجهاد، ص۱۸۶؛ الانتصار، مسائل المحارب، ص۲۳۲.</ref>. به این گروه بغات هم گفته میشود<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۴۸؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸.</ref> | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۵: | ||
شیوۀ برخورد با دو گروه اهل بغی، در [[حکومت اسلامی]] متفاوت است؛ به گونهای که [[باغیان]] غیر ذی [[فئه]] برخلاف ذی [[فئه]]، مجروحانش اعدام نمیشوند و فراریانشان نیز مورد تعقیب قرار نمیگیرند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸.</ref>. | شیوۀ برخورد با دو گروه اهل بغی، در [[حکومت اسلامی]] متفاوت است؛ به گونهای که [[باغیان]] غیر ذی [[فئه]] برخلاف ذی [[فئه]]، مجروحانش اعدام نمیشوند و فراریانشان نیز مورد تعقیب قرار نمیگیرند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸.</ref>. | ||
==مصادیق [[باغی]]== | |||
مصادیق [[باغی]] به شرح ذیل است: | مصادیق [[باغی]] به شرح ذیل است: | ||
#[[احزاب]] و گروههایی که در [[دارالاسلام]]، از [[اطاعت امام]] ([[حاکم اسلامی]]) [[سرپیچی از امام|سرپیچی]] نموده و دست به [[قیام]] علیه او بزنند<ref>تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۹۲.</ref>؛ | #[[احزاب]] و گروههایی که در [[دارالاسلام]]، از [[اطاعت امام]] ([[حاکم اسلامی]]) [[سرپیچی از امام|سرپیچی]] نموده و دست به [[قیام]] علیه او بزنند<ref>تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۳۹۲.</ref>؛ | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۴: | ||
#[[ستون پنجم|ستون پنجمی]] که میان طرفین درگیری، پس از انجام [[صلح]] دو طرف، یکی از طرفین را وادار کند تا دست به [[تجاوز]] بزند<ref>فقه سیاسی اسلام، ج۳، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸.</ref> | #[[ستون پنجم|ستون پنجمی]] که میان طرفین درگیری، پس از انجام [[صلح]] دو طرف، یکی از طرفین را وادار کند تا دست به [[تجاوز]] بزند<ref>فقه سیاسی اسلام، ج۳، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸.</ref> | ||
==[[باغی]]== | ==احکام [[باغی]]== | ||
#باغی هرچند در [[باطن]] در زمره [[کفّار]] است، اما بر حسب [[ظاهر]]، [[احکام]] جاری بر [[مسلمانان]] ـ مانند جواز خوردن ذبیحه ایشان، [[ازدواج]] با آنان، [[حرمت]] [[اموال]] و ناموسشان ـ بر او نیز جاری است، مگر آنکه [[ناصبی]] باشد<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۷ ـ ۳۳. </ref>. | |||
#[[جهاد]] با باغی در صورت [[دعوت]] امام معصوم{{ع}} یا [[منصوب]] از سوی ایشان، [[واجب]] و [[سرپیچی]] از آن، [[گناه کبیره]] است. با [[قیام]] به جهاد در حدّ کفایت، [[وجوب]] از دیگران ساقط میشود، مگر آنکه امام{{ع}} فرد یا افراد خاصّی را به جهاد فراخوانَد که در این صورت، بر آنان [[اجابت]]، [[واجب عینی]] خواهد بود<ref>جواهرالکلام ۲۱، ۳۲۴ ـ ۳۲۶.</ref>. [[فرار از جنگ]] با باغی همچون [[فرار از جهاد]] با [[کافر]] و [[مشرک]]، [[حرام]]، بلکه از [[گناهان کبیره]] است. | |||
باغی هرچند در [[باطن]] در زمره [[کفّار]] است، | #اگر باغی در حال [[جنگ]] [[اسیر]] شود، [[بیعت با امام]]{{ع}} بر او عرضه میشود. در صورت پذیرش [[آزاد]] میگردد و در صورت استنکاف، تا پایان جنگ در بازداشت میماند. پس از خاتمه جنگ اگر [[باغیان]]، [[توبه]] کنند، یا [[سلاح]] خود را بر [[زمین]] گذارند یا فرار نمایند در صورتی که هسته مرکزی نداشته باشند، اسیرانشان، آزاد میشوند، امّا در صورت فرار باغیان و داشتن هسته مرکزی، در [[زندان]] میمانند یا کشته شوند، در این صورت کشتن مجروحان و تعقیب فراریان نیز جایز است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۸ ـ ۳۳۱؛ المبسوط، ج۷، ص۲۷۱؛ تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۲۳.</ref>. | ||
#بر کسی که در جنگ با [[اهل بغی]] کشته شود، احکام [[شهید]] جاری است، بنابراین بدون آنکه [[غسل]] داده یا [[کفن]] شود، پس از [[اقامه نماز]] بر او، با لباسش [[دفن]] میگردد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۸. </ref>. | |||
[[جهاد]] با باغی در صورت [[دعوت]] امام معصوم{{ع}} یا [[منصوب]] از سوی ایشان، [[واجب]] و [[سرپیچی]] از آن، [[گناه کبیره]] است. با [[قیام]] به جهاد در حدّ کفایت، [[وجوب]] از دیگران ساقط میشود، مگر آنکه امام{{ع}} فرد یا افراد خاصّی را به جهاد فراخوانَد که در این صورت، بر آنان [[اجابت]]، [[واجب عینی]] خواهد بود<ref>جواهرالکلام ۲۱، ۳۲۴ ـ ۳۲۶.</ref>. [[فرار از جنگ]] با باغی همچون [[فرار از جهاد]] با [[کافر]] و [[مشرک]]، [[حرام]]، بلکه از [[گناهان کبیره]] است. | #به اسیری گرفتن [[فرزندان]] باغی هرچند پس از خروج وی بر امام{{ع}} متولّد شده باشند و نیز تملّک [[همسر]] وی جایز نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۴.</ref>. | ||
#تملّک داراییهای [[باغی]] جز مقداری که در [[جنگ]] به دست [[سپاهیان]] [[حق]] میافتد جایز نیست. [[غنیمت]] بودن آن مقدار نیز اختلافی است. بنابر قول به غنیمت بودن، [[اموال]] به غنیمت گرفته شده تنها میان [[مجاهدان]] تقسیم میگردد؛ یک سهم به پیاده، دو سهم به کسی که یک اسب با خود آورده و سه سهم به کسی که همراه دو اسب یا بیشتر در جنگ شرکت کرده است داده میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۹ ـ ۳۴۲.</ref>. کسی ضامن اموال تلف شده باغی در جنگ نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۱.</ref>، امّا اگر اموال و [[نفوس]] افراد [[جبهه حق]] توسط باغی تلف شود، وی ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | |||
اگر باغی در حال [[جنگ]] [[اسیر]] | #اگر باغی گناهی مرتکب شود که موجب ثبوت [[حد]] باشد مانند [[زنا]]، در صورت دستیابی به وی، حدّ [[شرعی]] بر او جاری میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | ||
#باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرّمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref> [[موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی]]، [[فرهنگ فقه فارسی]]</ref>. | |||
بر کسی که در جنگ با [[اهل بغی]] کشته | |||
به اسیری گرفتن [[فرزندان]] باغی هرچند پس از خروج وی بر امام{{ع}} متولّد شده باشند و نیز تملّک [[همسر]] وی جایز نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۴.</ref>. | |||
تملّک داراییهای [[باغی]] جز مقداری که در [[جنگ]] به دست [[سپاهیان]] [[حق]] میافتد جایز نیست. [[غنیمت]] بودن آن مقدار نیز اختلافی است. بنابر قول به غنیمت بودن، [[اموال]] به غنیمت گرفته شده تنها میان [[مجاهدان]] تقسیم میگردد؛ یک سهم به پیاده، دو سهم به کسی که یک اسب با خود آورده و سه سهم به کسی که همراه دو اسب یا بیشتر در جنگ شرکت کرده است داده میشود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۳۹ ـ ۳۴۲.</ref>. کسی ضامن اموال تلف شده باغی در جنگ نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۱.</ref>، امّا اگر اموال و [[نفوس]] افراد [[جبهه حق]] توسط باغی تلف شود، وی ضامن است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴۷.</ref>. | |||
اگر باغی گناهی مرتکب شود که موجب ثبوت [[حد]] | |||
==منابع== | ==منابع== | ||